Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

چرا افغانستان آماجگاه فتنه ها و آسیب هاست PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - ســـــیاسی
نوشته شده توسط احمد سعیدی   
چهارشنبه ، 13 بهمن 1395 ، 17:33

احمد سعیدیتردیدی وجود ندارد که با گذشت چهار دهه تاریخ خونین مردم عزیز ما تمامی رژیم  های افراطی و توتالیتار که با تابلو ها و عنوانهای مختلفی از مارکسیسم لیلنیزم گرفته تا افراطی ترین شکل رژیم های مذهبی در راستای اغفال مردم و ملت ها شیوۀ واحدی را به کار گرفته اند این شیوه همانا جنگ با دشمنان است که از نظر زمامداران و حاکمان بیش از هر رسالت دیگری در اولویت قرار دارد و تمامی وظایف و مکلفیت های که باید بصورت فوری انجام دهند از اجرای آن به همین گونه بهانه جوئی های واهی سرباز میزنند.اگر کسی و یا یک جمعی پا بندی و اجرای قانون را همان ضوابطی را که زمامداران جامعه برای نظم بخشیدن به امور روزمره وضع کرده اند تقاضا نمایند بصورت عاجل موضع اغتشاشات در کنجی از کشور را بهانه می آورند. که های مردم مگر نه میبینید که ما در حالت جنگ نیابتی با دشمنان میهن قرار داریم و جزآمادگی برای نبرد با دشمنان دین و میهن هیچ برنامه دیگری در دستور کارشان قرار ندارد ! بسیار دیده شده است که زمامداران و رهبران ملت ها مولود شرایط جنگی بوده اند و سرنوشت شان با جنگ ها ونبرد ها سرشت یافته است و معتادان جنگی به حساب می آیند، افکار عمومی ملت ها را به یک جنگ دروغین و زرگری متوجه میسازند، این هم بخاطری که مسائل اصلی از ذهن و فکر توده ها بیرون رود حد اقل از سال های دهه پنجاه بدینسو در همین کشور ما افغانستان برای اینکه مسئله آموزش و پرورش مبارزه با فقر و گرسنگی فساد معطوف ساختن توجه دولت مردان به اجرای امور دیگر کشور ما  نشود ، سایه های دوامدار جنگ با دشمنان در اولویت و اجندای رژیم های حاکم بر کشور ما افگنده شده است و این شیوه نیز با گذشت زمان رنگ و بوی دیگری را گرفته است. بطور مثال حین زمامداری رژیمی که به خاطر استقرار دیکتاتوری پرولتاریا و ایجاد حامعه بدون طبقات در افغانستان میجنگیدند و بیاً بر ادعای مقامات بلند پایۀ آن رژیم برای ساختار چنین یک جامعه ایده آل و مدینه فاضلۀ کارگری تنها ضرورت و کمک و یاری دوملیون انسان را عنوان میکردند تا یکجا با جنبش بین المللی طبقه کارگر و در رأس آن همسایه بزرگ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی وقت به قول آنها با فیودالیزم و ارتجاع بین المللی دست به مبارزه بی امان زنند این شیوه بصورت دائمی و در زمانه های گوناگون اما به نحویکه برای افغانان و جامعه جهانی قابلیت پذیرش را داشته باشد اصطلاح فریبنده یافت . مطالعۀ تاریخ سیاسی حزب دموکراتیک خلق افغانستان چه به قلم اعضای بلند پایه این حزب نگاشته شده است و یا هم آثاری که از سوی پژوهشگران ، محققین و تاریخ نویسان بی طرف افغانی و خارجی اعم از پژوهشگران روسی که رژیم حاکم بر افغانستان را همه جانبه تقویت میکردند و یا هم تحلیلگران غربی که بیشتر بر مبنای بینش ویژه سیاسی را جع به تاریخ کشور ما آثاری را به رشته تحریر در آورده اند این حقیقت به خوبی مشاهده میگردد که زمامداران افغنستان حضور هر نوع مخالفین خویش را به مثابه سند براأت خویش در راستای هزاران وظائفی که در پیش داشته اند به کار گرفته اند اما در عین حال از مطالعه این آثار بخوبی بر می آید که چگونه هر یکی از زمامدارانی که در بسیاری موارد باهم یکسان می اندیشیدند همین شیوۀ اغفال مردم را به کار میگرفتند؟ ویا هم حکومت به اصطلاح اسلامی مجاهدین که از همین روش استفاده کردند و بالاخره رژیم اسلامی انسانی که از سوی داعش القاعده و سازمان اطلاعات پاکستان ISI زیر نام حکومت طالبان بر کشورمان مسلط گشت برخی از وظائف اولیه مانند غذا ، آزادی های مدنی درزمینۀ حقوق بشر اعم از حقوق حقۀ زنان و کودکان ، تعلیم و تربیه ( آموزش و پرورش) صحت عامه ، برسمیت شناختن حق ملکیت شخصی و ده ها وظائف و مکلفیت های دیگری که حکومت ها و دولت ها به غرض اجرأ و انجام آن از سوی مردم انتخاب میگردند ، به ابراز همین گونه بهانه ها که گویا رژیم در حال جنگ با دشمنان وطن است و تا استقرار به اصطلاح صلح سراسری اما مطلوب سرمداران رژیم های استبدادی باید توده های فقیر و ناداری از مردم صبر پیشه کنند از همین شیوۀ قبلاً آزموده شدۀ استفاده کردند. این نوع برخورد از سوی حاکمان که گاهی بنام " مذهب انحرافی" عنوان میگردد و گاهی هم که مذهب یک امر شخصی تلقی نموده  ومبارزۀ علنی با آنرا عجالتاً از دستور کار خویش خارج ساخته اند و به مردم وعده های ایجاد یک جامعه بی طبقات کارگری را میدادند و یا هم نمونه یک نظام شبه حکومت وحدت ملی کنونی که انبار های از " دموکراسی و جامعه مدنی" را در کشور ما افغانستان به وجود آورده اند و مردم ناتوان و تهی دست مانرا اغفال میکنند. بکارگیری تمامی این شیوه ها و تاکتیک ها استعمار ملت های فقیری به حساب می آیند که در راه بقای قدرت حاکمان در جوامع استبداد زده دست و پای مردم ما و تمامی ملت های شرقی را میبندند. و باگذشت هر روز وعده های تازه و کاغذ پیچی را به مردم ارائه میکنند. و ضرب المثل معروفی را که ( بزک ، بزک نه مر که جو لغمان میرسد!) مصداق حقیقی اعلام اینچنین وعده های میان تهی است بدون تردید از همه اول باید جامعۀ جهانی نیز پاسخگویی از دست دادن این همه فرصت های باشد که مردم افغانستان از عمل بر نسخۀ غیر مؤثر آنها تاوان آنرا میپردازند. این هم به دلیلی که به اساس مفاد موافقتنامۀ بن تمامی کشورهای جهان زیر چتر سازمان ملل متحد مسئولیت نظارت بر چگونگی دقیق مفاد آن  موافقتنامه را داشتند. دریغاً با گذشت اضافه تر شانزده سال تمام تا هنوز هم با تطبیق کامل موافقت نامۀ بن و موافقتنامه های دها نشست دیگر در کشور های مختلف فاصلۀ زیادی داریم روی همین علت است که جامعه جهانی نیز باید یکجا با دولت مردان کنونی افغانستان که بعضی شان به سمبول بی کفایتی و عدم درائت مبدل گشته اند و اکنون به چیز های دیگرتبدیل شده که نیاز به ایجاد بحران دارند تا در سایۀ آن زراندوزی هایشانرا بپوشانند. طبیعی به نظر میرسد افغانستان که دارای مؤقیعت حساس جغرافیاوی است و جولانگاه بحرانات واقعی و مصنوعی محسوب میشود رسیدن آن مافیای خونین به هدف ایجاد بحران با آسانی میسر است اما سازمان ملل و جامعه جهانی باید بدانند و درک کنند که در طرف دیگر این توده عظیم مردم تهی دست و بینوای از افغانستان واقع اند که آنها نیز در راه جستجو و تعین سرنوشت خویش بی صبرانه تلاش میکنند خلاصه اینکه جامعه جهانی به کمک اکثریت دولت مردان جمهوری اسلامی افغانستان که بیشتر مهره های آن تا هنوز با گذشت تقریباً شانزده سال "نماز سفر" را نیت کرده اند و مانند شهروندان دیگر کشور ها که با افغانستان هیچگونه ارتباط روحی و عاطفی را ندارند با تاریخ و فرهنگ ملت ما بیگانه شده اند و سال هاست که با انتقال تمامی اهل و عیال و خانواده اش به " فرنگ" فرهنگ دوست داشتن با مردم و تاریخ خود را در طاقچۀ از " آواره گی" فراموش کرده اند! و تنها چند القاب مانند متخصص ، کارشناس و دوکتور و غیره را بحیث تنها سرمایه که با کمک ابزار تبلیغاتی که شاید زیادتر شان جعلی و تقلبی باشد از قبل آماده کرده شدۀ استعمار مانند تمدن ، تخصص ، آزادی فردی ، آزادی بیان، آزادی زن و ده ها شعار دهن چرب کنی با خود آورده اند. هستی مادی و معنوی ملت مورد بحث است. هیچکسی نباید تصور نمایند که من به عنوان نویسندۀ کوچکی از این نسل در اصل مخالف با جوهر اصلی تمدن ، دموکراسی ، تخصص به مفهوم در خود اش چنان رفتن باشد که از مسئله کل سرنوشت جامعه غافل میگردند، و هرکسی در یک چهارچوبه بسیار کوچک چنان فرو رود که نتواند تقدیر جامعه را به عنوان یک پیکرۀ کلی حس کند و بدین سان از نعمت خود آگاهی اجتماعی اش محروم می گردد بدون شک که نه میتواند خودش را هم به عنوان یک انسان حس کنند باید برای تخصص ارزش قائل شد اما اگر تعهد نسبت به جامعه و مردم را که خود آگاهی فردی و خود آگاهی اجتماعی که یک اندیشۀ انسان مدار به آن کلیت میبخشد و جود نداشته باشد و تنها تخصص برای تخصص مطلوب ما باشد تجربۀ تاریخی ملت های جهان سوم به ما حکم میکنند که علی الرغم تمامی تبلیغات و شعار ها یک پدیدۀ استعماری محسوب میشود همچنان یکی از مصیبت های دیگری که قلب اکثریت از جوامع جهان سوم را می آزارند توان قدرت مادی بدنی و اقتصادی است که به تصور شهروندان این جوامع اگر صاحبان ثروت ها و توانمندی های مادی شود و تصور کنند که گویا ما این توانمندی های و ثروت ها را بوجود آورده ایم. مثلاً بدنم که از نیرومندیی خاصی برخوردار است بدون کوچکترین ارتباط با توانایی انسانی آنرا تنها نیرومندی وجود ام تلقی میکنیم میتوان گفت که با اینگونه تصور بیش از همه خود آگاهی انسانی و اجتماعی سخت ترین ضرب المثل ها را متحمل میگردد. زیرا انسان مخلوق خود آگاه انسانی و اجتماعی سخت ترین ضربه ها را متحمل میگردد زیر انسان مخلوق خود آگاه است که میتواند عنان سرنوشت اش را خود در دست گیرد که به قول دانشمندی او انسان ناپلیون نیست که در جزیره سنت هلن می گفت مانند تخت پاره ای عاجز در دست امواج اسیرم ، بلکه او بهتون ضعیف و کرمریض است که صدای سمفونی پنجمش صدای زوزه های تقدیر است که در زیر پیجه های انسان خرد میشود. آری چنین است انسان خلیفه خدا در زمین! " ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغییر واما با نفسهم" یعنی با تغییر ذات انسانی آدم میتواند سرنوشت اش را تغییر دهد یکی از عوامل مهم دیگری که موجب سقوط و نزول بسیاری از ملت های در جهان سوم منجمله افغانستان شده تمدن گرایی مصرفی است که در بسیاری موارد از وحشی گری بد تر است ملت های که تنها در مصرف متمدن میشود با خود نوعی تجمل گرائی را نیز با خود می آورند یعنی یک روحیه آمیخته با پیشرفت و تمدن در مصرف که با نوعی آزادی های فردی موجب اغفال از آزادی های اجتماعی و خود آگاهی اجتماعی در تار و پود جامعه و ملت های روبه انکشاف و توشعه تکمیل می گردد و در پهلوی آن آزادی اجتماعی موج میزند و هم یکجا با آن از بحران جنسی رنج میبرند بدون تردید با این شیوه پیشرفت در مصرف و یا هم تمدن مصرفی که به گونۀ مضحک و مسخره آمیزی آنچه را که ملت ها و قومیت های گوناگون در طی سال های متمادی کسب کرده اند استعمار جهانی در پایش قربانی میکند تا اینکه شانس تولید ملت ها را از آنها میگیرد که با تأسف اکثریتی از تاریخ افغانستان به وسیلۀ اشاعه فرهنگ کپی شدۀ ناقص و غیر متناسب با اوضاع و شرائط فرهنگی و اقتصادی و تاریخی کشور ما ساخته شده و مایه گرفته است که اکنون هم روشنفکران و نویسنده گانی هستند که در همین جامعه افغانی می خواهند به همۀ دختر ها و پسر ها و پدران و مادران مصرانه بفهمانند که گویا عامل اصلی بدبختی جامعه ما نبود آزادی های است که تا اکنون داده نشده است هرگاه این آزادی بدست آید و قیود برداشته شود اکثر جوامع شرقی منجمله جامعه افغانی از هر گونه بدبختی ها نجات پیدا خواهد کرد این چنین شعار دادنها تنها به توجه برگرداندن احادی از جامعه به جای حل بسیاری از مشکلات مهم دیگری به این سو است که با مقاومت نسل اول که بیشتر از پدران و مادران تشکیل شده و با تکرار این شعار ها از سوی نسل جوان د رجامعه یک جنگ تمام عیاری بوجود می آید که ما همین اکنون بیشترین نشانه های از این نوع شعار دادن ها و چنین اصطحلاک ها را با کثرت نظاره میکنیم و حالا به این سوال میرسیم که چگونه این وضع اسفبار در سرزمین ما بوجود آمده است؟ و چه باید کرد؟ وظیفه تاریخی و انسانی تمامی آنانی که در برابر نسل معاصر مسئول هستند چیست؟ و آیا اهدافی که با تحقق موافقتنامۀ بن د رنظر گرفته شده بود در عمل پیاده شده است ؟ آیا بر نامۀ خلع سلاح عمومی که باید در نخستین فاز تطبیق موافقتنامه بن اجرأ میگردید بصورت دقیق و واقعی انجام یافته است؟ و سیاست مبارزه علیه تروریزم و مواد مخدر با چه موانعی روبرو است؟ ویا اینکه به اساس موافقتنامۀ بن در افغانستان باید نظام مبتنی بر دموکراسی و عدالت اجتماعی و حقوق بشر باید تأسیس میگردید بوجود آمده است؟ و راستی این همه کژی ها از کجا آغازیده شد؟ و اکنون که جو روشنفکری جامعه ما یعنی محیطی که ویژه تحصیل کرده های جدید ما است و همچنین به شدت تحت تأثیر هوای فرهنگی غرب و تمامی کشور های که در کشور ما حضور فعال نظامی و سیاسی دارند. از مرحله یک آرزوی دور پیش تر نیامده  است. و در چنین فضای که همه به هوای غرب نفس میکشند و جز کالاهای فکری و اخلاقی و ذوقی وارد شده از غرب را مصرف نمی کنند و غالباً در برابر هجوم فرهنگی بیگانه با دست و دلی خال و حتی نیاز مند نشسته اند و روشنفکران راستینی که به خود آگاهی رسیده اند و در همین گونه شرائط احساس مسئولیت مینمایند و دور از هم و به شکل پرگنده و منفرد بی برنامه ، بی امکانات لازم کاری ، بی همفکری و همگامی چه باید کنند؟ د رحالیکه گروه تحصیل کرده های نو به اصطلاح روشنفکری که به نرخ روز نان میخورند و اساساً در حاشیه جامعه زندگی میکنند و با متن مردم پیوندی ندارند و در حصار ذهنی و فکری و ذوقی و حتی اجتماعی خویش محصوراند و برای خود زبان و هنر و ادبیات و رفتار اجتماعی و حساسیت های خاصی را دارا اند که با مردم عادی هیچگونه شباهت های ندارد و به انتظار اشاره های چراغ سبزی اند که از سوی منابع دست دوم و یا سوم قدرت جهت مشارکت در قدرت پوشالی و باد آورده سیاسی گاه گاهی به مشاهده میرسند ماه ها و سال ها انتظار آنرا میگشند این گروهی از روشنفکران به این دل بسته اند که گویا که در قشر محدودی از تحصیل کرده ها و تصدیق دارد ها لقب دار اثری گذاشته اند؟ هرگز! زیرا شاخصه ذاتی روشنفکر اجتماعی بودن در کنار و در میان مردم بودن و در برابر سرنوشت یک ملت اسیر یا یک طبقه محکوم خویش را متعهد احساس کردن است. شاندل شاعر وفلیسوف غربی روشنفکر را پیامبری معرفی میکند که تنها به او وحی نه میشود مگر رسالت وحی را بردوش دارد روی همین دلیل روشنفکران که وارث پیامبران اند نه میتوانند به تعبیر اروپائی ها در برج عاج  انزوای خویش به دور از انتظار مردم پنهان زنده گی کنند و به تعبیر قرآن کریم پا ها را در گلیم خویش کشند و خود را در لباس زیرین خود پیچند بدون هرگونه تعارف و غرض و مرضی باید گفت که علی الرغم باور همه گانی بر این واقیعت که نخستین شش ماه اداره مؤقتی هرچند که در بستر بیمار و ناقص کنفرانس تاریخی بن به منصه ظهور رسیده بود شانس طلائی برای آزمون همۀ ما به حساب می آمد که چگونه از این فرصت های زرین و گرانبهای که در تاریخ ملت ها کمتر اما یکبار به ظهور میرسد به نفع تاریخ کنونی و آینده کشور ما استفاده بعمل می آمد ؟ زیرا اگر از یکطرف جامعه جهانی در راستای مبارزه با تروریزم که افغانستان داغ ترین مرکز صدور آن تلقی میگردید به اجماع واحدی رسیده بود از سوی دیگر مردم بیچاره و بی بضاعت افغانستان نیز که به مثابه قربانیان این غدۀ ضد انسانی تازه از اسارت رهائی یافته بودند و هر نوع جنگ و خشونت را محکوم میکردند یکجا با کشور های که در ائتلاف ضد تروریزم صف بسته بودند بخاطر رسیدن به صلح دایمی و نظام واقعاً دموکراتیک بر مبنای تأمین وحدت ملی و عدالت اجتماعی برای ادارۀ مؤقت افغانستان مشروعیت بخشیده بود اما با دریغ فراوان باید گفت که این همه فرصت ها و زمینه ها را در کم کاری های زمامداران ما ذبح نمودند آری! قدرتی که زود گذر و ناپایدار است ! اگرچه بسیاری ازما همان نخستین طلیعه دولت مؤقت میدانستیم که برخی از معاندان تابلو دار با اسلام و منافع ملی وطن ما را دستور داده اند تا در زیر چتر شعار های با مود روز برابر ونام آور ونان آور همانا دموکراسی آزادی و جامعه مدنی شمشیر ها را از غلاف هایشان بکشند و بر گردن توده های مظلوم و رنجدیده این سرزمین بمانند تا اگر به اندازۀ مو حرکت کنند به همان نامهای مقدسی چون آزادی و جامعه مدنی سر هایشان را از تن شان جدا کنند مگر روز گار روزگاری بدی بود میگفتیم که دنیا به امید خورده میشود خود را فریب دادیم . اما بر عکس گروهی از تازه به قدرت رسیده ها از بهترین نعمات زنده گی بهره مند شدند و اکثریت عظیمی از تازیانه خورده گان رژیم  طالبان که بیشترین قربانیان تروریزم شمرده میشدند به یک زنده گی زیر خط فقر یا بخورو نمیر محکوم گشتند بدین سان آرمانها و آرزوهای ملت بزرگ افغان آرام آرام در شعله های نفاق قومی ، زبانی، آتش خود خواهی و جهل و ابتذال و خورده بینی و خود خواهی و دنیا پرستی محصور ماندند. ملتی که امید تنها هستی اش بود و این هستی میراث تاریخ غم انگیزی محسوب میشد که با خونهای پاکی از آن نگاهبانی کرده بودند در زیر پاهای فقرغوته میخوردند اما داستان غم انگیز مبارزه با تروریزم و جامعۀ مدنی و دموکراسی در افغانستان ! تا آنجائیکه در حال حاضر هرروز از بام تا شام کلیماتی چون دموکراسی ، جامعه مدنی ، مبارزه با تروریزم و ده ها شعار نان آور دیگری را دکلمه میکنیم باید یکایک از این شعار ها را در زیر زره بین فکر و اندیشه ما بگذرانیم که مبادا ما به خطا رفته باشیم و حقیقت چیزی دیگری باشد گفتیم که مفاهیمی چون مبارزه با تروریزم و دموکراسی و جامعه مدنی پس از برگزاریی کنفرانس بن بویژه تأسیس نخستین دولت موقت افغانستان علی الرغم اینکه در فرهنگ سیاسی دیگر کشور ها وجود داشت به جامعه ما وارد گردیدند و چنانچه دیدیم برخی از کسانی که هیچگونه باوری بر دموکراسی وجامعه مدنی نداشتند یک شبه دموکرات و قانون خواه و مبارزین ضد تروریست گشتند و بر احزاب و گروه های شان که در آن شرائط مغازه های بیش نبود و اکنون نیز در هویت تجارتی آن هیچگونه تغییری بوجود نیامده است تابلو های حقوق بشر، دموکراسی ، جامعه مدنی و مبارزه باتروریزم و غیره را آویختند به گمان این عزیزان دموکراسی را نیز میتوان به سیر و کیلو خرید و یا از کسی به اجاره گرفت و یا از دیگر کشور ها کاپی کرد در حالیکه دموکراسی نوعی از سیستمی سیاسی و اجتماعی محسوب میشود که نمی تواند بدون لوازمات ضروری مانند سطح آگاهی مردم ، وضع فرهنگی و سیاسی جامعه بویژه عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه ثروت و قدرت معنا یابد که بدون توجه به این اساسات که اجرای این نوع موکراسی کاذب و کاغذی که بنابر مقتضیات و طبیعت کارشکنانه قدرت های موجود استقرار می یابد روحیه اشباع ناپذیر و غیز قابل کنترول در وجود حاکمان پدید می آورد طبیعی است که در اینگونه شرائط قدرت های حاکم که اغلب کوتاه فکر و متعصب هستند خود را خردمند ترین مردم روی زمین می شمارند مصالح و منافع ملی افغانستان در نظر آنها پیش از هر چیز به معنی منافع و مصالح خود ایشان و دوستان نزدیک شان محسوب میگردد که در چنین شرائط ناگوار سیاسی طبقه و گروه خاصی را تشکیل میدهند که بصورت مداوم به تمجید و تعریف متقابل هم دیگر می پردازند بیشترین گروهی از این زمامداران که به مثابه طبقه جدیدی به ظهور رسیده اند خود را اربابان افغانستان می دانند! همین اکنون نیز زمامداران و حاکمان جامعه ما با به وجود آوردن یک مکانیزم حساب دهی و تن دهی عملی به سیستم بازپرسی که اساسات جامعه مدنی مبتنی بر قانون را تشکیل میدهند مبتوانند از این عقبه سختی پیروز بدر آیند بر داشت های نادرست از تحولات داخلی و بین المللی و انفعال و واکنش های احساسی نسبت به واقیعت های موجود ویژه گی های بدی است که میتواتند موجبات سقوط قدرت مند ترین زمامداران جامعه و ملت ها را فراهم کند زیرا واکنش های احساساتی که در فرهنگ ما بنام بی خریطه فیر کردن یاد میشود قدرت تشخیص درست و نادرست را از فرد میگیرد که هر گاه زمامداران و رهبران جامعه در حصار نامرئی و لی معلومی که از سال ها پیش برگرد شان کشیده اند هر روزی تنگ تر میشود و تسخیر نا پذیر تر و تنها رابطه و ی از روزنه تنگ و تاریکی باشد که به وسیله گماشته گان شناخته شدۀ با دقت نگهبانی و مراقبت میشود و تمامی اخباری را که از بیرون به سمع  میرسد از فیلتر های ویژه مگذارد هیچگونه امیدی برای بهبود اوضاع باقی نمی ماند و تمایم مجموعۀ از قدرت مندان نیز که روزگاری شعار خدمت به توده ها و گرسنه ها را به رخ مردم و ملت ها میکشیدند به اشیای متحرکی مبدل میگردند که نه از همان شعار های آتشین مردم پسند چیزی باقی می ماند و نه  هم میتوانند با شعوری از آزاده گی و انسان دوستی که همچون آب زمزمی هرگونه تعصبات قومی و قبیلوی را در لاله زاری از عدالت شستوشو کنند و توده های محروم و تهی دستی را ازمنجلاب بدبختی ها و ستمی از ستمکاران نجات دهند چنین است که اگر ملتی به خود آگاهی سیاسی و اجتماعی برسد بدون شک صاحب یک فرهنگ عالی و پرباری خواهند بود که در ساختار تمدن بزرگ جهانی سهم به سزای را خواهند گرفت. ملت با شهامت افغانان وقتی میتوانند در سرنوشت خود همه جانبه حاکم شود که این جرعت را پیدا کنند که سفید را سفید و سیاه را سیاه بگویند. خادم را خادم و خائن را خائن خطاب کنند.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 116 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.