نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| کــرزی "تا پــای جــان"، شمـــا تــا پــای چـــی؟ |
|
|
|
| مقـــــــالات - ســـــیاسی |
| نوشته شده توسط عصر دولتشاهی |
| دوشنبه ، 3 بهمن 1390 ، 16:45 |
|
و اما، دفاع کرزی "تا پای جان" از نظام ریاستی حدیثی ست که باید به آن دقت بیشتری صورت بگیرد. در میان روشنفکران زبانزدی وجود دارد که می گویند زمانی که منطق به پایان رسید، جنگ آغاز می شود. جناب رییس جمهور با تاکید بر پاسداری از نظام ریاستی و آنهم تا پای جان، در حقیقت هیچ جایی برای منطق و گفتگو باقی نگذاشتند. خدمت این آقای تا پای جان ایستاده باید عرض شود که تغییر و یا حفظ نظامهای سیاسی به خاطر خود نظامها نیست. نظامهای سیاسی پدیده های آسمانی و مقدس نیستند. نظامهای سیاسی را انسانها می سازند تا امور زندگی مشترکی را که به تنهایی توانایی پیشبرد آنرا ندارد به دوش آن بیندازند. نظام سیاسی ابزاریست که نظر به نیاز انسان و نیاز جامعه ساخته می شود. نظامی که نتواند نیاز مردم را برآورده بسازد، نظامی که رییس جمهور توانایی دست زدن در آرای مردم را داشته باشد و با تقلب به کرسی ریاست جمهوری برسد، نظامی که دران مردم برای پنج سال گروگان گرفته شوند، نظامی که حکومت با قلدری وزورگویی عمل کرده و وزارتخانه های خود را با سرپرستهای ردشده از سوی پارلمان به پیش ببرد، نظامی که فساد دران سیر بی برگشت و صعودی داشته باشد...، اگر دگرگون نشود، به کدام ترکستان خواهد رفت؟ تغییر ندادن نظام و یا ایستادگی در برابر تغییر همچو نظامی که علیه مردم و خواستهای آنها قرار گرفته است در حقیقت خیانت است به خواست و ارادۀ مردم. وقتی رییس جمهور از نظام دلخواه خودش بدون در نظر داشت نیازها و خواست های مردم "تا پای جان" دفاع می کند، روشن است که راه اصلاح و بهبود را می بندد و از مردم می خواهد که به وسایل دیگری متوسل شوند. این گفتۀ رییس جمهور تداعی کنندۀ اصطلاح "انقلاب برگشت ناپذیر ثور" در کشور است. کم نیستند نظامهایی در جهان که هردوپا در کفش دفاع از خودکامگی کرده بوده اند و با به کارگیری اصطلاحاتی از قبیل آنچه رییس جمهور فرموده اند، مرکب ظلم، خودکامگی و تمامیتخواهی را تا سرزمین فاشیزم و کوره های آدمسوزی و تصفیه های استالینی به پیش رانده اند و مردم را مجبور ساخته اند تا برای رسیدن به ساحل عدالت و رفاه از خوانهای بیشمار بس خونینی گذر کنند. حرف رییس جمهور تاکید برهمین عطش خونریزانه داشت که نمایندگی از خواص مشترک همه خودگامگان تاریخ می کند. اصطلاح "افغانستان آزمایشگاه نظام های سیاسی نیست" را که جناب کرزی بیان داشتند از فرمایشات دوران کاندیداتوری جناب اشرف غنی احمدزی است و شکی نیست که در نوشتن بیانیۀ رییس جمهور نیز از مشوره های داهیانۀ جناب احمدزی سود برده شده است. اما این اصطلاح من درآوردی هیچگونه پایه و منطق علمی ندارد بلکه همانند زبانزد های عامیانه ییست که در میان اقشار کمتر مکتب دیده معمول است و مرا به یاد اصطلاحی انداخت که معمول کاغوشهای عسکری بود که می گفتند: "اینجا لیسۀ ملالی نیست، عسکریست....". هرچند رییس جمهور کرزی در عامیانه گویی بیهمتاست و آنچه خودش بگوید چیزی فراتر از همین اصطلاحات عامیانه نیست و در فرمایشات شان حرف و سخن عمیق و روشنگرانه یی وجود ندارد اما اصطلاح "افغانستان آزمایشگاه نظامهای سیاسی نیست" شامل بیانیه رسمی شان بود؛ یعنی کله هایی جمع شده و آنرا نوشته بوده است و بدین معنی است که بیانگر سطح سواد و دیدگاه رسمی نظام حاکم است. نظامهای سیاسی زمانی پایا استند که با خواستها و نیاز های جامعه سازگار باشند. برداشت و تلقین تیم حاکم در پیوند با تغییر نظامها در افغانستان بازهم یک برداشت عامیانه است و ریشه در یک تحقیق علمی و جامعه شناسانه از پیشینۀ قضایا و حقایق جامعه ندارد. اینها هرگز توجه نکرده اند که نظام شاهی سرنگون شد، به خاطری که توانایی مدیریت انکشافات اقتصادی و در نتیجه انکشافات اجتماعی را نداشت. به سخن دیگر نظام سیاسی نتوانست پا به پای رشد اقتصادی و اجتماعی درکشور حرکت کند و بدینسان سرنگون شد و دیدیم که در سرنگونی اش بینی کسی خون نشد و هیچکسی حاضر نشد برای دفاع از نظام شاهی تا پای جان چی که تا پایان یک لحظه هم ایستادگی کند. در حالی که یک ارتش به آن بزرگی همه قسم خورد بودند که از نظام "تاپای جان" دفاع کنند. شکی نیست که هم در سرنگونی نظام شاهی و هم در سرنگونی حکومت محمد داوود خان "همسایۀ بزرگ شمالی ما" به نسبت های متفاوت دست داشت اما همه به یاد داریم تا زمانی که ماهیت ضد مردمی رژیم به رهبری حزب خلق به همگان افشا نشده بود، مردم از تغییر نظام خوشحال بودند. اگر روسها در کودتای بیست و شش سرطان 1352 و هفت ثور 1357 را سهم داشتند و توانستند اعمال نفوذ بکنند، به خاطر موجودیت استبداد در کشور و تقابل مردم با حکومت بود. به سخن دیگر مداخله روسها را مردم آنقدر جدی نمی گرفتند اما سرنگونی رژیم را از دل و جان می خواستند. مردم خواهان تغییر نظام بودند اما باتاسف که به دلیل پایین بود سطح آگاهی و سواد مردم به درستی نمی دانستند که کدام نظام را باید جایگزین نظام جدید بسازند و ازینرو سرنگون کنندگان یک نظام مستبد خود در جایگاه مستبد نشستند و استبداد را به گونه دیگری ادامه دادند. پس استبداد نظام خلقی هرگز تبرئه کننده استبداد نظام شاهی و نظام خودکامه محمد داوود خان و یا برعکس توجیه کنندۀ جنایت و ستم حکومت خلقی نیست. پس نباید چنین نتیجه گرفت که تغییر نظام به هیچصورتی روا نیست و ریشه مشکل در تغییر دادن نظام است. بلکه مشکل همیشه در چگونگی عمل و حرکت نظامهای حاکم است. بنابران این گفته که "افغانستان آزمایشگاه نظامی های سیاسی نیست" ناشی از یک اندیشۀ عوامزده و یا عوامفریبانه است و می خواهد نتیجه گیری کند که تغییردادن نظام ها آزمایش نظام هاست؛ ما آزمایش های زیادی انجام دادیم و این آزمایشها فاجعه بار آوردهاست. اگر چنین باشد کلیه کشور ها این تجربه را پشت سرگذاشته اند و "آزمایشگاه" بوده اند تا زمانی که به یک نظام کارآ و مفیدی که دران عدالت و قانون حاکم باشد رسیده اند. نقش خارجی ها در همچو رویداد هایی را نمی توان انکار کرد اما هرگز نباید فراموش کرد که خارجی ها سوار برشانۀ داخلی ها آمدند. چرا که استبداد چندین قرنۀ حاکم در کشور هیچ فرصت و جایگاهی برای مردم نمی گذاشت تا برای تعیین سرنوشت شان سهمی داشته باشند. خارجی ها از همین درز استفاده کردند. از همین روست که بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران انقلاب ثور را انتقام غلجاییها از درانی ها خواندند. چرا که تقریباً کلیه پشتونهای عضو حزب دموکراتیک خلق از پشتونهای ستمدیدۀ غلجایی بودند که در همدستی با سایر اقوام و اقشار اجتماعی به سرنگونی رژیم دست زدند. این را هم نباید فراموش کنیم که ترکیب حرکتهای سیاسی مخالفین نظامی کمونیستی خلقی نیز مشابه حزب خلق بود. احزاب اسلامی نیز متشکل از اقوام و کتله های قومی یی بود که به گفتۀ تاج التواریخ به "ایل جلیل سلطنتی" وابسته نبودند. امروز هم دشمنی بلاتفکیک منسوبین ایل جلیل سلطنتی با مجاهدین و کمونیستها و طالبان ریشه در همین عقده دارد که هرسه جریان سیاسی در گذشته با سلطنت و نظام شاهی مخالف بوده اند. همه دیدیم که شماری برای حصول آرزو های خود به روس تکیه کردند و شماری دیگر همه به پاکستان. شخص جناب حامدکرزی نیز خود به دامن امریکایی جای خوش کردند تا نظام طالبان سرنگون شود و نظام دیگری جایش را بگیرد. اگر نظامها خصلت جاودانی می داشتند هیچ نظامی تغییر نمی کرد و اگر تغییر نظامها جرم باشد دم دست ترین مجرم شخص رییس جمهور اند که به کمک خارجیها و در سایۀ بمباران طیاران بی 52 امریکایی و همکاری همین جبهۀ متحد ملی، به قدرت رسیده اند. هر نظامی دگرگون شونده است. نظامی که دگرگون نشود، سرنگون می شود. نیاز زمان و جامعه نظام را باید دگرگون بسازد. راز بقای نظام در ظرفیت دگرگونی پذیری اش است نه شعار های احساساتی سردمداران آن. متهم کردن مخالفین سیاسی به همکاری با "بیگانگان" شگرد بس رسوا و رنگباخته ییست که از زبان هرکسی سزاوار باشد از زبان جناب رییس جمهور کرزی سخت بی اثر و تف سربالاست. پرسش اینجاست که مردم را به دامن بیگانگان چه کسی می اندازد؟ آیا اگر نظام طالبان یک نظام مشارکتی می بود هرگز جناب رییس جمهور کرزی ننگ آمدن به کابل در پناه نیروهای ویژۀ امریکایی را می پذیرفتند؟ اگر جناب رییس جمهور به خود حق می دهند و امروز شرمی ازان ندارند که به قوت نیروهای امریکایی به کابل آمده باشند، با کدام جرئت دیگران را به خاطر مشوره با "بیگانگان" می توانند مجرم بخوانند؟ اگر امریکایی ها برای مخالفین در همچو موردی بیگانه باشند، برای جناب کرزی چه خویشاوندی می توانند داشته باشند؟ برای جناب کرزی هم بیگانه بودند. چرا جناب کرزی حتی در دوران جهاد برای ملاقات با امریکایی ها راه کنسولگری امریکا در پشاور را پیش گرفته بودند؟ یعنی در کشور بیگانه زندگی می کردند و با بیگانه دیگری در ظرفیت یک شخص خواهان مذاکره و نشست بودند؟ اگر شما با تکیه به امریکایی ها نظام طالبان را سرنگون کردید باید چشم به راه آن باشید که گروه های سیاسی دیگر نیز برای برآورده شدن خواستهای شان از هر زمینه، ابزار و فرصتی استفاده کنند. برای جلوگیری از افتیدن مردم به دام و دامن بیگانگان باید نظام را مردمی ساخت؛ باید خواستهای مردم را در نظر گرفت؛ و باید از خودکامگی جلوگرفت. مجاهدینی که امروز رییس جمهور به قرار داشتن در صفوف آنها افتخار می کنید و مشروعیت آنها را وسیله یی برای پیشیبرد امیال خود ساخته اند، چارده سال را در دامن دشمن قسم خورده کشور قرار داشتند و آنرا مجبوریت خود می دانستند و هیچکسی هم جز نظام کمونیستی حضور آنها در دامن و خاک "بیگانگان" را مزدوری به بیگانگان نمی خواند. روشن است که بیگانگان برای خدا به کسی پناه نمی دهند؛ آب می دهند اما گلاب می خواهند. اما این حکومت خودکامه و تمامیتخواه کمونیستی بود که انقلاب ثور را برگشت ناپذیر می خواند و مخالفین را به نام "گوداگی" و "کاسه لیس امپریالیزم" متهم می کرد. اما آیا این شعار ها به درد شان خورد و آیا توهین شدن از سوی حکومت کمونستی خود به افتخاری برای مردم تبدیل نشد و حتی واژه "اشرار" بار و معنی مثبت پیدا نکرد؟ پس جناب رییس جمهور باید با واژه ها و اصطلاحات بازی نکنند. این مردم ازین افسانه ها گوش شان پراست و بچه ترسانی هم نفرمایند! ده سال است که حکومت جناب کرزی با قلدری تمام و با به کارگیری افراد بی خاصیت ازین یا ازان قوم برگرده مردم سوار است. مردم امروز نی فردا مجبور می شوند برای دریافت حقوق خود دست به کار شوند. افتیدن به دام بیگانگان ولو بسیار ننگین و بسیار کریه است اما با تداوم خودکامگی دولت اجتناب ناپذیر است. اگر حکومت تن به خواستهای مشروع مردم ندهد، قدرت را برای جلوگیری از تمرکز در دست یک دستگاه حکومتی و یک فرد تقسیم نکند، اگر تفکیک قوای ثلاثه را تامین نکند، اگر به آزادی و صلاحیتهای شورای ملی گردن ننهد، معنی یی جز تداوم و ریشه دار شدن خودکامگی و استبداد ندارد. درانصورت است که مردم بیچاره می شوند و استبداد پای بیگانگان کنونی یا هم بیگانگان دیگری را به داخل کشور می کشاند. مگر بنگله دیش به کمک هند از قید استبداد تمامیتخواهی و تعصب زبانی حکام پنجابی پاکستان رهایی نیافت؟ پای اردوی هند زمانی به پاکستان شرقی باز شد و "بیگانگان" را علیه اردوی پاکستان راه دادند که نظام حاکم مقیم در پاکستان غربی بر تحمیل زبان اردو بر بنگالی ها و بی اعتنایی به نتیجۀ انتخابات از سوی پاکستان غربی پافشاری کرد و خواست "تاپای جان" نظام "پنجاب ملت" را تحمیل کند. دور نی نزدیک، بهترین نمونه دیگری که پناه بردن به خارجیها برای احقاق حقوق مردم را توجیه می کند همین حکومتی است که جناب کرزی رییس آن است و ده سال است که در پناه و سایۀ ارتش بیگانگان به سر می برد. مخالفت در برابر نطام کنونی به خاطر تمرکز قدرت در دست رییس جمهور است. سخن برسر تحمیل یک دیدگاه قومپرستانه برتمام سیاستهای دولت است. سخن برسر حاکمیت یک حزب قومگرای فاشیست در نظام است که نتیجه اش فساد گستردۀ اداری، بیعدالتی و هزاران درد دیگر اجتماعی است. سخن برسر پایه نیافتن نظام در میان مردم است که همین اکنون با نزدیک شدن برون شدن قوای خارجی بکسهای وزیران و کارگزاران حکومت بسته شده می رود و خیال ماندن پس از خارجیها درین کشور را ندارند. اگر رییس جمهور تصور کرده باشند مردم نمی دانند، اشتباه کرده اند؛ این خود شان اند که از آگاهی مردم بیخبرند. اگر تصور کرده باشند که با راه اندازی نفاق و تکیه بر اختلافات قومی می توانند لشکری بسازند و برمردم حکومت کنند اشتباه خونین دیگریست که در گام نخست کشاندن کشور به جنگ قومی بوده و خیانت است به وحدت ملی و در گام دوم مردمی که تجربۀ سی سال جنگ با ابرقدرت ها و پادوهای منطقوی شان را دارند هم توانایی تشخیص ترفندهای خاینانه ازین دست را دارند و هم توانایی ایستادن در برابر لشکر های قومی جناب کرزی و حزب افغان ملت را. اگر رییس جمهور به فکر آن اند که با تداوم وضع موجود می توانند آرزوهای حزب افغان ملت را تحمیل کنند باید بدانند که افغان ملت یک حزب قومیست و پشتیبانی بیش از نیمی از کشور را به صورت اتوماتیک از دست می دهند و درگام دوم همه پشتونهای افغانستان افغان ملتی نیستند و بسیاری از آنها خواهان زندگی برابر و عادلانه در یک نظام مردمسالا در کشور اند نه نظامی که با هموطن خود به دیدۀ شهروند دومی نگاه کنند و بدین ترتیب کینه و توهین متقابل در میان اقوام کشور را دامن بزنند. حالا که رییس جمهور یکدندگی و پافشاری خویش بر تداوم وضع غیرعادلانه و زورگویانۀ موجود "تاپای جان" را اعلان کرده اند پرسش اینجاست که دیگران و آنهایی که برای تغییر نظام و برای آوردن عدالت اجتماعی قدعلم کرده اند تا پای چی می خواهند ایستادگی کنند. اگر تیم حکومت می خواهد تا پای جان به خاطر تداوم و تامین خودکامگی و نظام فاسد و فسادگستر مافیایی خویش و تحمیل برنامه های قومی افغان ملت ایستادگی کند، آیا شرم و ننگ نیست که مردم برای رهایی جامعه از استبداد، تامین عدالت و بدست گرفتن سرنوشت شان و جلوگیری از وقوع سناریوی خونینی که تیم ارگ و بیانیه نویسان بیسواد آن خوابش را دیده اند، تا پای هرچیزی ایستادگی کنند؟
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
| آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 3 بهمن 1390 ، 18:50 |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




رییس جمهور کرزی در نشست گشایشی مجلس نمایندگان با تاکید به این نکته که تا "تاپای جان" برای حفظ نظام کنونی ایستادگی می کند، در حقیقت یک بار دیگر بر تحمیل، زورگویی و تمامیتخواهی تاکید و بدین ترتیب رسماً در برابر مخالفین سیاسی خویش اعلان جنگ کرد.






