Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

آن کاج شعر پای‌داری جهان، یک صد و پانزده ساله شد! PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط پرتو نادری   
شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 11:31

پرتو نادریناظم حکمت را می‌توان شاعر مبارزه، زندان، غربت و آزادی خواند. استوارترین محور اندیشه در شعرهای او را انسان، آزادی انسان و مبارزه برای رسیدن به آزادی شکل می‌دهد. ناظم حکمت یکی از معدود شاعران تاثیر گذار سدۀ بیستم بر شعرجهان است. خانوادۀ پدری او از پایگاه بلند اجتماعی – سیاسی برخوردار بود. در زنده‌گی‌نامۀ او آمده است که پدر بزگ‌اش « ناظم پاشا» از رجال دولت عثمانی بود و پدرش « حکمت بیگ» در وزارت خارجۀ دربار عثمانی جای‌گاهی داشت.


ناظم پاشا، اهل شعر و ادبیات بود، خود شعر می‌سرود و بیشتر از هر شاعر دیگری به مولانا جلال الدین محمد بلخی دل‌بسته‌گی داشت. مادرش زنی بوده، آگاه و فرهیخته؛ آشنا و شیفتۀ دنیای بی‌کرانۀ موسیقی و نقاشی.
ناظم حکمت به سال 1902 در شهر « سالونیکا» که یکی از دو شهر بزرگ یونان که در آن زمان بخشی از قلم‌رو عثمانی بود، چشم به جهان گشود.
ناظم حکمت شعری دارد زیر نام « اتوبیوگرافی» در گزینۀ « دنیا را گشتم، بدون تو»، او این شعر را در سپتمبر 1961 سروده، درست دو سال پیش از آن که قلب تپنده‌اش از تپش باز ماند.  ناظم حکمت در این شعر که زبان ساده و گزارش گونه‌یی دارد، خواننده را با زنده‌گی و ماجراهای تلخ و شیرینی که بر او رفته است آشنا می سازد. پیام بزرگ‌اش این است که او مانند یک انسان زیسته و برای انسان‌ها سروده است.

در  1902به دنیا آمدم
دیگر به شهر زادگاهم بر نگشتم
اصولأ بازگشت را دوست ندارم
در سه ساله‌گی نوۀ پاشایی بودم در حلب
در نوزده ساله‌گی دانش‌جوی دانشگاه کمونیست مسکو
در چهل و نه ساله‌گی بار دیگر به دعوت کمیتۀ مرکزی در مسکو
از چهارده‌ساله‌گی شعر سروده ام.


بعضی‌ها انواع گیاهان را خوب می‌شناسند،
بعضی‌ها انواع ماهی‌ها را
من انواع جدایی‌ها را
بعضی‌ها نام ستاره‌گان را از حفظ دارند
من نام حسرت‌ها را
در زندان‌ها خوابیدم، در هتل‌های بزرگ هم
گرسنه بوده‌ام، اعتصاب غذا کرده‌ام،
و تقریبإ غذایی هم نیست که نچشیده‌ام
در سی ساله‌گی حکم به اعدامم دادند
در چهل و هشت ساله‌گی ‌خواستند مدال صلح به من دهند،
که دادند.
در سی و شش ساله‌گی شش ماه طول کشید،
ازسیمانی چهار متری عبور کنم
در پنجاه ونه ساله‌گلی پراک را تا هاوانا در هجده ساعت پرواز کردم

لنین را ندیده ام؛ اما 1924 بر سر تابوت‌اش نگهبانی داده دادم
در 1961 او را در کتاب‌هایش دیدار کردم
بیهوده تلاش کردند مرا از حزبم جدا کنند
اما زیر بت‌های سرنگون شده ام له نشدم.

در 1951 با دوست جوان در دریای سیاه از مرگ گذشتم
در 1952 چهار ما دراز کش با قلب نا سازگار در انتظار مرگ خوابیدم
به زنانی که دوست‌شان داشتم بسیار حسادت ورزیدم
اما هرگز به کسی حسرت نبردم حتا به چاپلین.

به زنانم خیانت کردم
پشت سر دوستان بدگویی نکردم
می خوردم، معتاد نشدم
و شادم که با عرق جبین نان در آوردم
در رو در بایستی از دیگران دروغ گفتم
گاهی هم به هیچ دلیلی دروغ نگفتم

سوار قطار، هواپیما و ماشین شدم
خیلی‌ها نشده اند
به اپرا رفتم
خیلی‌ها نرفته اند حتا نام‌اش را نیم‌دانند
از بیست ساله‌گی به این طرف به خیلی جاها هم که مردم می‌روند
نرفتم:
مسجد کلیسا، معبد کنیسه
اما فال قهوه گرفتم
کتاب‌هایم به سی چهل زبان منتشر شده اند
اما به زبان ترکی خودم در کشورم ترکیه
ممنوع هستند

سرطان نگرفته ام
قرار هم نیست که بگیرم
هرگز نخست وزیر و این جور چیزهای نخواهم شد
چندان میلی هم ندارم
در هیچ جنگی شرکت نکردم
نیم‌شبان به پناه‌گاه‌ها نرفته ام
زیر بمباران‌ها خود را به زمین نیدنداختم
اما در شصت ساله‌گی شوریده سر عاشق شدم
کوتاه سخن، رفقا
امروز در برلین حتا اگر از غصه دق کنم
می‌‌توانم بگویم: « مثل یک انسان زیسته ام »
و چقدر دیگر زنده خواهم بود
و بر سرم چه‌ها خواهد آمد،
که می‌داند؟
دنیا را گشتم بدون تو، ترجمۀ احمد پوری، 1382، ص 119-122.

آن گونه که او خود گفته، در چهارده‌گی ساله‌گی با الهۀ شعر دیدار می‌کند و  شعر در ذهن و زبان‌اش جاری می‌شود. در جوانی زیر تاثیر فضای ادبی و فرهنگی خانوده ذهن شاعرانۀ او به سوی شعر کلاسیک کشیده می‌شود و بیشتر دل‌بستۀ مولانا جلال‌الدین محمد بلخی است؛ اما به زودی از سرایش در اوزان کلاسیک دوری می‌گزیند. در مورد شعرهای پدر بزرگ اش « ناظم پاشا» هم داوری روشنی دارد. جایی گفته است: « من شعرهای او را هرگز به‌درستی نفهمیدم؛ زیرا در قالب اوزان عروضی کهن بود و پر از واژه‌های عربی و فارسی.»

ذهن شاعرانه‌یی دارد پویا، حس می‌کند، تحولات اجتماعی و سیاسی روزگار که با سرعت رخ می‌دهند را نمی‌شود به گونۀ تاثیرگذار در  قالب‌های کهن سرود. تلاش می‌کند تا  با درهم آمیزی قالب‌های کهن نه تنها فرم شعر را دگرگون سازد؛ بلک می‌خواهد شعر از نظر محتوا با روزگار خود معاصر باشد. سخن و زبان  روزگار خود باشد. شاعر باید جهان را با زبان و حس شاعرانۀ خود بیان کند.
درست در همین سال‌ها هم‌گام با تلاش‌های ادبی، تلاش‌های سیاسی اجتماعی او نیز بیشتر می‌شود. پولیس او را زیر نظارت دارد و هر از گاهی سر و کارش با پولیس می‌افتد. چنین است که در نوزده سال‌گی کشور را ترک می‌کند و به مسکو می‌رود و آن‌جا در دانشگاه افزون بر اقتصاد و جامعه‌شناسی به آموزش زبان روسی نیز می‌پردازد. آموزش زبان روسی راه او را برای او به سوی ادبیات و شعر روسیه باز می‌کند. با چگونه‌گی شعر روسیه و با ویژه‌گی‌های شعر انقلابی آن روزگار شوری آشنایی پیدا می‌کند.  در همین دوران است که با ولادمیر مایاکوفسکی ( 1893- 1930)  شاعر فوتوریست روسی آشنا شد. شاعری که بر ناظم حکمت تاثیرگذارهایی برجا‌ می‌گذارد.  هرچند مایاکوفسکی پس از انقلاب کاگری اکتوبر با انتشار شعرها و نمایش‌نامه‌های خود، لقب شاعر انقلاب را به دست آورد؛ اما دیری نگذشت که در نخستین سال‌های قدرت استالین خودکشی کرد. خودکشی شاعر را می‌‌توان بزرگ‌ترین اعتراض او در برابر استبداد نظام کارگری به رهبری استالین دانست.
ناظم حکمت با دریافت‌های تازه از شعر روسیه، شعر انقلابی آن روزگار شوروی و شعر جهان به کشور بر می‌گردد . به کشوری دیگر مصطفی کمال اتاترک بر آن حاکم شده است. او دگرگونی در شعر ترکیه را با آگاهی و جدیت بیشتری دنبال می‌کند.
در هفده سال‌گی زمانی که نخستین گزینۀ شعرهای او انتشار یافت، از نظر زبان، فرم و شگردهای شاعرانه، در آن روزگار خود  یک حادثۀ بزرگ ادبی بود .
چنین است که او را دگرگون کننده شعر ترکیه و حتا پدر شعر مدرن ترکیه نیز خوانده اند. او راه و شیوۀ تازه‌یی را پدید می‌آورد، چگونه‌گی نگاه شاعر را به زنده‌گی و هستی دیگرگون می‌سازد. شاعران به دنبال او گام بر می‌دارند. شاعران نسل‌های بعدی نیز به دنبال او می‌آیند. این تاثیر گذاری حکمت تنها بر ترکیه محدود نمی‌ماند؛ بلکه شگردهای شاعری او بر شعر خاور میانه نیز تاثیر گذار بوده است. به همین گونه شعر ناظم حکمت بر تحول و دیگرگونی شعر پارسی‌دری عمدتاً در ایران نیز تاثیر گذاری‎هایی دشاته است.
به همان پیمانه‌یی که شهرت و آوازۀ شاعر با اندیشه‌های سیاسی او دامنه و ژرفای بیشتری پیدا می‌کند، پولیس بیشتر و بیشتر او را در دایرۀ توجه خود قرار می‌دهد. چنین چیزی هر ازگاهی سبب می‌شود تا حکمت در بند پولیس افتد. در این سال‌ها یکی از حادثۀ‌های سیاسی که در زنده‌گی ناظم حکمت رخ می‌دهد؛ در یک جهت خیلی تاسف آور است و در جهت دیگر طنز تلخی دارد. این حادثه، همان محکومیت او به سال 1938 است که او به اتهام اشتراک در کودتایی به 18 سال زندان محکوم می‌گردد. دلیل این اتهام این بوده که در نزد افسرانی که متهم به براندازی دولت، کتاب‌های شعر ناظم حکمت را یافته بودند.
ناظم حکمت بر حکم دادگاه اعتراض می‌کند؛ اما دادگاه تجدید نظر او را به 30 سال زندان محکوم می‌کند. شاعر 12 سال در زندان می ماند. در این‌سال شعرهای ناظم حکمت به چنیدن زبان غربی ترجمه می‌شود و این امر او را به یک چهرۀ جهانی شعر بدل می‌کند. نهادهایی در داخل کشور برای آزادی او دست به‌کار می‌شوند و به همین گونه « در سطح جهانی هم چهره‌های سرشناسی چون برتراند راسل، زان پل سارتر، پابلو پیکاسو، لویی آراگون و پابلو نرودا در فعالیت‌های جداگانه‌ای، حکومت ترکیه را زیر فشار گذاشتند تا ناظم را از زندان برهاند. مادر ناظم در استانبول و خود ناظم در زندان دست به اعتصاب غذا زدند و سر انجام حکومت مجبور به آزادی او شد و ناظم حکمت در 1950 از زندان بیرون آمد.»
دنیا را گشتم بدون تو، ص 2-3.
ناظم حکمت در شرایطی از زندان رها می‌شود که از بیماری‌هایی رنج می‌برد، با این حال او دستور می یابد تا به خدمت سربازی برود، درحالی که استانۀ پنجاه ساله‌گی قرار دارد. این  دستور به سربازی می‌توانست به قیمت جان او تمام شود. چنان بود که به کمک دوستان به سال 1951 ترکیه را ترک کرد. نخست به بلغاریا رفت و پس از آن خود را  به مسکو رساند. دولت ترکیه حق شهروندی او را سلب کرد و دیگر او هیچ‌گاهی نتوانست به کشور برگرد و تا آخر عمر در غربت زیست.
ناظم حکمت شاعری است با بینش سیاسی و ایدیولوژیک؛ اما کوشیده است تا ایدیولوژی و سیاست بر ابعاد عاطفی و ارائه‌های ادبی شعراش سایۀ سنگینی نیندازد. شعر او زبان ساده و روان دارد. همه چیز زنده‌گی در شعر او راه پیدا می‌کند. به زبان دیگر ذهن شاعر به همه گوشه‌های زنده‌گی راه می‌زند.  هرموضوع به ظاهر ساده وقتی در شعر او بیان می‌شود، نگرش شاعر و چگونه‌گی پرداخت به آن موضوع آن را به موضوع جدی زنده‌گی بدل می‌کند. او در کلیت در شعر خوش گونه‌یی حس و نگرش انقلابی نسبت به زنده‌گی و هستی دارد. به این مفهوم با هرگونه بی‌عدالتی، استبداد و  شکنجۀ سیاسی – اجتماعی به مخالفت بر می‌خیزد. با دیکتاتورای و تک‌صدایی مخالفت می‌کند. بی‌عدالتی را با آزادی انسان در تقابل می‌بیند.
از او شعرهای برجای مانده است که مخالفت او را با دیکتاتوری استالین نیز نشان نشان می‌دهد، این درحالی است که او خود در زیر حاکیمت استالین زنده‌گی می‌کرد.
در اتاق‌های‌مان زیر نگاه سنگی‌اش، برنزی‌اش، گچی اش، کاغذی‌اش بودیم
چکمه‌هایش از میدان‌ها
سایه‌اش از روی درختان
سبیل‌اش از سوپ‌مان
و نگاه‌اش از اتاق‌های مان رفت
و سنگینی هزاران تن سنگ، برنز، گچ، کاغذ از سینه‌مان برخاست.

دنیا را گشتم، بدون تو، ص 123.

می‌شود گفت که او یکی از شاعران بزرگ انسان‌گرا در سطج جهان است. رنج و درد انسان، فقر و تهی  دستی انسان و بی‌عدالتی که بر انسان‌ها روا داشته می‌شود از دغدغه‌های همیشه‌گی اوست. پابلونرودا، در مرثیه‌یی که برای ناظم حکمت دارد، حس می‌کند با مرگ او خورشید نیز مرده است.
ما، من و شما
چه کسانی را از کف دادیم
« ناظم حکمت» مانند برجی افتاد
هم‌چون برج نیل چشمی
واژگون شد
گاهی می اندیشم
که آفتاب هم با او مرد
بس‌که « ناظم» روز بود
یک روز رخشان طلایی
که خود را
به قصد قتل و زندان
می افروخت،
تا دین خود را به وجدان‌اش
باز بخشد،
بدرود، ای دوست نور آفرین!

سروده‌های پابلو نرودا، ص 69-70.

ناظم حکمت زمانی که از انسان سخن می‌گوید، انسان در شعر او در مرزهای رنگ، دین ، مذهب و زبان نمی‌گنجد. انسان در شعر او مفهوم جهانی دارد. همه انسان‌های را می‌بینیم که شکنجه می‌شوند. درد می‌کشند و چتر عدالت از فراز سرشان پریده است. او جهان را جای‌گاه مشترک همه انسان‌ها می‌داند و انتظار دارد که روزی جهان برای همۀ کودکان گهوارۀ نیک‌بختی و آسایش باشد!

زمانی که پسرم به دنیا آمد
بچه‌هایی در کره به دنیا آمدند
مثل گل آفتاب‌گردان
« مک آرتور» * آن ها را درو کرد
پیش از آن که یک وعده دل‌سیر شیر مادر خورده باشند
زمانی که پسرم به دنیا آمد
کودکانی در «اناتولی » به دنیا آمدند
چشم آبی، چشم سیاه، چشم میشی
از لحظۀ تولد، شپش داشتند
خدا می‌داند چند نفر از آن‌ها به معجزه ای زنده خواهند ماند
زمانی که پسرم به  سن من برسد
من در این دنیا نخواهم بود
اما دنیا گهواره‌یی خواهد بود زیبا
که در آن همۀ کودکان
-    سیاه ، سفید، زرد    -
بر بالشی از ساتن آبی به پهنای جهان
تکان خواهد خورد
دنیا را گشتم، بدون تو، ص 93-94.
گاهی ناظم حکمت در شعرهایش دادگاهی برپا می‌دارد. دزدان، وطن‌فروشان، حاکمان استبدادگر و خاینان به وطن را به دادگاه می‌کشاند، کیفرخواست ارائه می‌کند و هرکدام را به خیانتی متهم می‌سازد.  او به چنین کسانی هشدار می‌دهد که فردا مردم به حساب تان می‌رسند، به حساب تان می‌رسد که چرا به سرزمین رحم نکردید، نه تنها رحم نکردید؛ بلکه وطن و سرزمین را دست وپای به زنجیر بستید و  اختیارش را دادید در دستان بیگانه‌یی، یا بیگانه‌گانی!
انسان وطن‌اش را می‌فروشد؟
آب ونان‌اش را خوردید
آیا در این دنیا عزیزتر از وطن هست‌؟
آقایان چه‌گونه به این وطن رحم نكردید؟
پاره پاره‌اش كردند
گیسوان‌اش را گرفتند و كشیدند
كشان كشان بردند و تقدیم كافر كردند
آقایان‌، چه‌گونه به این وطن رحم نكردید؟
دست‌ها و پاها بسته در زنجیر،
وطن‌، لخت و عور بر زمین افتاده‌
و نشسته بر سینه‌اش گروه‌بان تكزاسی‌
آقایان چگونه به این وطن رحم نكردید؟
می‌رسد آن روز كه چرخ بر مدار حق بگردد
می‌رسد آن‌روز كه به حساب‌های شما برسند
می‌رسد آن روز كه از شما بپرسند
آقایان چه‌گونه به این وطن رحم نكردید؟
http://jomalatziba.blogfa.com/post-1797.aspx
از ناظم حکمت چهارده گزینۀ شعر، یازده نمایش‌نامه و رمان‌ به نام‌های خون سخن نمی‌گوید و  برادر زنده‌گی زیباست و سیمای انسانی در کشورمن، برجای مانده است. آثار او به بیشتر از سی زبان مهم جهان ترجمه شده است. ناظم حکمت یکی از چهره‌های بزرگ شعر و ادبیات جهانی است. او در میان آنانی که برای حق و عدالت مبارزه می‌کنند، در میان آزادی‌خواهان، روشن‌فکران و تمامی آنانی که به انسان و آزادی انسان می‌اندیشند محبوبیت گسترده‌یی دارد.





 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در شنبه ، 11 شهریور 1396 ، 11:35
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 250 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.