Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

استاد خلیل گداز یا : افتخار هنر مو سیقی در کشور ما PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط محمد ضیا ضیا   
جمعه ، 29 بهمن 1395 ، 09:56

استاد خلیل گداز یا : افتخار هنر مو  سیقی در  کشور ماکوهدامن زمین، به دره ها و دامنه های کوه هایی که  از کوتل خیر خانه تا کاریز میر، شکردره، گلدره، کلکان، استالف، قره باغ موقعیت دارند گفته می شود. این مناطق یکجا با وادی زیبا و تاکستانهای پروان مثل؛ چاریکار، گلغندی، گلبهار و قسمت هایی از کاپیسا و سالنگ ... به شمالی زیبا و جنت روی زمین نیز معروف است. دهقان زاده یی در سال 1342 خورشیدی برابر با 1963 میلادی از میان درۀ شاداب، گندم زارها و باغستانهای شکردره به دنیا می آید و نامش را  محمد خلیل می گذارند. گویا، آن طفلک از آوان تولد گوشهایش با ترنم باران، نوای آبشاران و چهچۀ مرغکان آشنا شده بود و با هر روزی که می گذشت آن صدا ها و نواها را با ذرات وجودش به لذت می گرفت.  
خلیل هفت ساله شد، پدرش او را به به مکتب قریه شامل ساخت. هله و هله صنف اول، دو، سه را تا متوسطه خواند. همینکه پایش به لیسه رسید،مجاهدین لیسه را درست در سال 1358به آتش کشیدند. منطقه نا امن شد و خلیل که تازه به نو جوانی قدم گذاشته بود، با خانواده اش به کابل پناه بردند. او تا زمانی که در محل و منطقۀ خود بود، علاوه از ترانه های جویبار و زمزمۀ مرغکان، پروگرام اردوی رادیو افغانستان را بی وقفه می شنید و با صدای مرحوم محمد رفیع، لتا منگیشکر، مکیش، ...  بیشتر اُنس می گرفت.   چیز دیگری که حس زیبا پسندی خلیل کوچک را در موسیقی انگیزش می داد، دلچسپی باشی غلام سخی شوهر همشیره اش به موسیقی پُختۀ افغانی و هندی بود که او کسد های استاد سر آهنگ و دیگر استادان موسیقی و کست های استاد امیرخان، استاد ولایت خان ... سِتار و شهنایی استاد رئیس خان، راویش شنکر، استاد علی اکبر خان و استاد امجد علی خان را می شنید و درکناراو خلیل نیز به آن صدا ها گوش می داد.  خلیل که مجذوب نوای سِتار شده بود، با ده ها کوری و کبودی خود را صاحب تنبور ساخت. روزها و ماه ها را به خاطر آشنایی با پرده ها، گوشک ها، تارها و به اهتزاز آوردن سیمهای تنبور سپری می کرد. آهسته آهسته دستش به پرده های تنبور آشنا شد و اما جالب است که تا انوقت موسیقی و حتی الفبای موسیقی ( سا، ری، گه ...) را نمی دانست. ولی استعداد خداداد و تلاش مستمر او در نواختن آهنگ های روز و آهنگهای هندی او را به جایی رساند که پس از امتحان نزد استادان موسیقی به حیث نوازندۀ  دررادیو افغانستان پذیرفته شد و تخلص ( ارفاق) را برخود گزید.  وقتیکه خلیل ارفاق به رادیو افغانستان راه باز کرد، مرحوم استاد محمد عمر حرکات انگشتانش را دید و شیرینی صدای تنبورش را شنید، او را مورد نوازش قرار داد و به زودی او را در صف شاگردانش پذیرفت.  ارفاق اساسات، شیوۀ نواختن و برخی ویژه گیهای نواختن تنبور و کلید های موسیقی را تا دوسال از استاد محمد عمر فرا گرفت. در عین حال در جریان اوقاتی که در رادیو می بود، هوش و گوش اوبه دست و پنجه استادان موسیقی چون استاد سرآهنگ، استاد یعقوب قاسمی، استاد رحیم بخش، استاد هاشم همچنان استادان نوازنده مثل؛ استاد محمد عمر، استاد سلیم کندهاری، استاد سرمست، استاد ننگیالی.... بود که هر کدام با شفقت و مهربانی وی را یاری می دادند و در عین حال شنیدن غزلهای مرحوم مهدی حسن و برنامه های چارشنبه شبهای مرحوم استاد سراهنگ را که هنرمند معروف و سابقه دار رادیو افغانستان آقای وهاب مددی و مرحوم استاد موسی قاسمی آنرا گرداننده گی میکردند، خلیل جوان را شیفتۀ خود ساخته بود. گفتم که خلیل از ابتدا مجذوب آواز سِتارشده بود، اما هرگز سِتار را ندیده بود ونمی دانست که شکل و شمایل آن چگونه است. باری تصویر هیما مالینی اکترس سینمای هند را که زیبایی او جوانانِ وطن ما را مسحور خود ساخته بود، یکجا با آلۀ موسیقی یی که خلیل نمی دانست چی است را در قطعه پوستکارد مشاهده کرد. وقتی به او معلوم شد که آن همان آلۀ موسیقی دوست داشتنی اش( سِتار) است، این آشنایی یک بار دیگرعشق و علاقۀ دیوانه وار او را به ( سِتار) افزونی بخشید. آنگاه که به رادیو افغانستان همکار شده بود و نواختن سِتار را توسط مرحوم استاد سراج الدین عملاً احساس کرده بود، هر گاهی کارکنان تخنیکی و نوازنده ها به صرف غذای چاشت می رفتند، این عاشق سِتار، وقتش را به جایِ صرف غذا، با سِتاری که در ستدیوهای ۴۸و۵۲ موسیقی رادیوافغانستان وجود داشت، به مشق و تمرین می گذشتاند.  خلیل ارفاق از نداشتن سِتار حسرت می کشید. روزی ازکوچۀ مندوی کابل می گذشت، چشمش به دوکان آلات موسیقی فروشی یک تن از هموطنان هندو افتاد، دید که سِتار درآنجا آویزان است. قیمت آنرا پرسید، لاله هندو قیمتش را پس از چانه زنی ها، یک هزار افغانی گذاشت. خلیل که معاش ماهوارش در رادیو (1400) افغانی بود، آن را برای خانواده به مصرف می رساند. اما این جوان هوشیار یک مقدار آن را نزد مادرش ذخیره کرده بود. با شنیدن قیمت سِتار، با دنیا دنیا هیجان نزد مادر رفت، پول گرفت و سِتار را خرید. ازان پس در خانه به مشق وتمرین سِتار مشغول شد و زمانی که استاد سراج در رادیو سِتار می نواخت و یا آنرا میزان( سُر) میکرد، خلیل ارفاق که آن وقت با سُر و لَی و تال وبعضی رمز و راز موسیقی آشنایی پیدا کرده بود، زیرکانه به آن توجه می کرد و ذره ذره از نواختن تا فهمیدن راگ و سُر کردن سِتار را می آموخت.  خلیل با نواختن تنبوردر میان استادان موسیقی محبوبیت بیشتر یافت. همینکه استاد هاشم او را صاحب استعداد و مهارت خوب یافت، با ارائۀ امتیازات بیشترنسبت به رادیو، همکاری اش را به ارکستر افغان ننداری پیشنهاد کرد. خلیل پذیرفت و در بخش موسیقی افغان ننداری ادامه داد.  در سال ۱۹۸۴ وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان تعدادی از استادان هندی را جهت آموزش موسیقی در بخش های آواز و نواختن آلات موسیقی به کابل دعوت نمود تا با ایجاد کورسهای آموزشی زمینۀ رشد و انکشاف هنر موسیقی برای جوانان مهیا گردد. خلیل نیز به خاطر آواز خوانی به مدت شش ماه نزد استاد، روبین  چترجی و خانم چترجی به آموزش آواز خوانی پرداخت. بعد که استاد عرفان محمد خان از هندوستان به کابل آمد وکورس سِتار را به راه انداخت، آنگاه خلیل ارفاق به آموزش علمی سِتار آغاز کرد و مکتب ( لکنهورشاه جهان پور کرانه ) را طی ۴سال. از وی  فرا گرفت. در جریان این کورس، برنامۀ موسیقی از طرف سفارت هندوستان تدویر یافت که شاگردان موسیقی هرکدام پنج، پنج دقیقه هنر نمایی می کردند. و اما نواختن سِتار توسط خلیل ارفاق توجۀ زیاد هندی ها و به ویژه توجۀ نایب سفیر هندوستان را به خود جلب کرده بود. در ختم برنامه، نایب سفیر هندوستان که قبلاً با استاد عرفان محمد خان نیز مشوره کرده بود، خلیل را خواست وگفت: میخواهی به خاطر تحصیل موسیقی برای شش سال به هندوستان بروی؟ خلیل در حالیکه تازه عروسی کرده بود با خوشحالی پذیرف. نایب سفیر همانجا از او خواست که دو روز بعد به سفارت بیاید، در نتیجه خلیل گداز به هندوستان رفت و به کوچه ها و پس کوچه های پُرخم و پیچ موسیقی هندوستان سفرش را آغاز کرد.  حینیکه خلیل گداز ( 1988) م به دهلی رسید، در دانشکدۀ ( شیری رام کلا کندر) شامل درس شد و نزد پروفسور پرسوداس که از شاگردان و پیروان استاد راویش شنکر و استاد علی اکبر خان بود، مکتب ( مهر گرانه) را آموخت. درپروگرام درسی این دانشکده سالانه 20 راگ تدریس می شد. خلیل علاوه از هشتاد راگ تکراری یی که قبلاً نزد استادعرفان محمد خان در کابل آموخته بود( 120 ) راگ دیگر را طی شش سال آموزش دید.  خلیل میگوید: پسر پروفسور بمبای داس ، پرسیده شود شاگرد استاد امجد علی خان بود، خجسته اتفاقی سبب شد که از طریق آن جوان با ذوق با استاد امجد علی خان مشرف شدم که بیش از (چقدر وقت) ازان استاد بزرگ ، سبک (گایکی آنگ) یعنی خواندن با آلاات موسیقی  را که سبک او ستایل می باشد، فیض بردم و آنگاه دانستم که موسیقی چیست و ساز چیست. درهمین وقت بود که موسیقی به تن و روانم شراره افروخت و چنان مرا درخود ذوب کرد که گداخته شدم و ازان پس تخلصم از ( ارفاق) که معنای نکویی و مهربانی کردن به دیگران را میدهد، به گداز عوض شد.  خلیل گداز هنگامی که در کابل بود، گواهی نامۀ ( لکنهور شاه جهان کرانه ) را از تدریس استاد عرفان محمد خان دریافت کرد و از دانشکدۀ ( شیری رام کلا کندر سنا مهر گرانه) از آموزه های پروفسور پرسوداس در مکتب ( مهر کرانه) دپلومه به دست آورد و نیز که از انیستیتوت موزیک الله آباد دپلومۀ افتخاری را کمایی کرد. و اما استاد امجد علی خان در پای دانشنامۀ اش بصورت فوق العاده این یادداشت را ذکر کرده بود که: (خلیل گداز در مدت کوتاه طوری خود را رسانده که گویا بیشتر از ۲۰ سال 20 نالج موسیقی کلاسیک هندوستان را از من فرا گرفته باشد).
زمانی که ارباب هنر موسیقی هندوستان همچو یاد داشت را از طرف استاد امجد علی خان در گواهی نامه خلیل گداز دیدند، بدون معطلی او را در    Homa sharma dance and music colege به حیث آموز گار موسیقی پذیرفتند که شاگردان زیادی را در هندوستان پرورش داد.
خلیل گداز با استفاده از سکالر شیپ تحصیلی از سوی دولت استرالیا، آخرین تحصیلات اکادمیک خود را در سال 2001 میلادی تا درجۀ ماستری در  Parachik kalakinder of panjab  در هندوستان نزد استاد امجد علی خان به اتمام رساند ولقب استادی را به خود کمایی کرد. و اما پیش ازانکه استاد خلیل گداز جهت تحصیلات عالی موسیقی از طریق سکالر شیپ استرالیا دوباره به هندوستان برود، در نخستین هفته های اقامتش به استرالیا، دانشگاه موناش در ایالت ویکتوریا او را مژده داد که وزارت فرهنگ هندوستان به دانشگاه موناش نامه فرستاده که شخصیت برجستۀ هنر موسیقی ( خلیل گداز) تازه به استرالیا پذیرفته شده و سفارش شده بود که از آن استاد فرزانۀ موسیقی استفادۀ شایان صورت بگیرد. همان بود که به زودی مراجع ذیربط استرالیا برنامۀ نشنل تور موسیقی در شهر های، سیدنی، کانبرا، برزبن، پرث و ملبورن را برای اجرای کنسرت های سِتار به استاد گداز ترتیب داد و با استقبال فراوان مواجه شد.  استاد گداز زیاده بر اجرای کنسرت های عادی در داخل و خارج از افغانستان، در مهمترین فستیوالهای موسیقی هندوستان به هنر نمایی پرداخته است که از جمله:
1 -  نخستین کنسرت در سال 1989م در فستیوال پونه .
2 -  اشتراک در فستیوالشلبی برشاد دهلی سال 1992 با دریافت تقدیر نامه.
3-  در فستیوال موسیقی لکنهور سال 1994 با دریافت لقب sweet fingre  یا پنجه شیرین.
4 -  شرکت در فستیوال کلکته سال 1995.
5 -  اشتراک در فستیوال ( گنینگا مسیو) در سال 1998 در بنارس.
همچنان استاد گداز همه ساله در فستیوالهای موسیقی چون؛ نشنل فولک فستیوال E در کانبرا، ود فورد فستیوال E در برزبن، فورد بری میوزیک E در ملبورن، وم ادلاید فستیوال E در ادلید، گورمنت حوز فستیوال E ، سیدنی. اشتراک ورزیده که با دریافت تقدیر ها و تحسین های فراوان قرار گرفته است:
قابل ذکر است که نشرات خطی و تصویری استرالیا بارها پیرامون هنر استاد گداز مطالب فراوان را به نشر رسانده است.  کار دیگر استاد گداز که از سالهای 1999 به اینسو در ( خلیل سِتار میوزیک) در رشتۀ سِتار و نواختن سایر آلات موسیقی و آواز خوانی شرقی) هندی و افغانی) آغاز یافته و هنوز هم ادامه دارد، تربیت شاگردان است که بیشترِ شاگردانش از سایر کمونیتی ها می باشند.  نو آوری های استاد در عرصۀ موسیقی ایجاد (راگ بامیان)، (راگ سنایی) و ملودی های جدید (کوی عروسان شکردره) و (کوه آسمایی) می باشد.  سی دی هایی را که استاد تا کنون به دسترس علاقمندان قرار داده است؛ نوای سِتار( آهنگهای مرحوم احمد ظاهر)، سوند آف سِتار، سوینزر یا هدیه، طلوع شامل سه راگ کلاسیک، بامیان و دی وی دی پنجه ها پرواز می کنند، کلیپ اشعار مولانا می باشند.  می خواهم این نکته را از جانب خود و از برداشت خود نسبت به این استاد فرزانه علاوه نمایم:  
استاد شخصیتست؛ با وقار، آرام، متواضع که در هرجا و هر زمان با جبین گشاده، محبت و مهربانی با همگان برخورد میکند. موسیقی را دوست دارد، درین راه بسیار سخت کوش است و مهمتر ازان که اشعار عرفانی مولانا، سنایی، حافظ، بیدل و امیر خسرو بلخی او را چنان در خود غرق ساخته که حالت فقر و استغنا را در او خروشان ساخته است. به این معنی که در دنیای معنویت با فقر به سر می برد و استغنایش با مادیت از سلوک و رفتارش کاملاً هویداست. استاد گداز در سال ۲۰۱۴ فریضۀ حج را در حرمین شریفین به انجام رساند و فعلاً با خانم وفرزندانش در ایالت ویکتوریا در شهر ملبورن به سر می برند.هفته نامۀ " افق" به این سرمایۀ بزرگ هنری افتخار می کند و طول عمر و موفقیت های روز افزون برایش تمنا می نماید.



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 105 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.