Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

بهــار امســال (۱۳۹۵ خورشــیدی) بیست ونــو ســال از مــرگ اســتاد خلیــل الله خلیــلی میگـــذرد PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط الحاج صادق حیدری ژور نالیست تلویزیون ملی   
سه شنبه ، 14 ارديبهشت 1395 ، 12:14

بهــار امســال (۱۳۹۵ خورشــیدی) بیست ونــو ســال از مــرگ اســتاد خلیــل الله خلیــلی میگـــذرد

به مناسبت ۲۹سال وفات این گرانقدرواستاد بزرگوارنوشته خودش را تقدیم میکنیم:
ارسالی: الحاج صدق حیدری ژورنالیست تلویریون ملی
" من نمی دانم زنده گی را زنده گی نام گذارم یا مرگ،هنوز حل نشده که این خواب عدم که مادر آنجا میروم  زنده گی حقیقی آنجاست یا این پمد روزی در اینجا سر گردان وآواره هستیم به هرحال بقول بیدل:

اشک یک لحظه به مژگان باراست
فـــرصت عمــر همیـن مقدار است


من درسال ۱۲۸۳ خورشیدی درشهر کابل درکناررود خانۀ کابل درخزان سال بدنیا آمده ام، منزل ما درباغ جهان آراکه آنرا جهان آرابیگم عمۀ ظهر الدین بابرشهنشاه مغول آباد کرده بود واز وقت جهان آرا بیگم یک درخت پنجه چنار بزرگ درآن باغ مانده است  که هنوزهم وقتی آوان طفلی من یادم می آید که برگهاوقتی به زمین میریختند و یا باد خزانی بردوردرخت می رقصیدند مااطفال خورد سال آنجا بازی میکردیم و سرود چنار را میخواندیم:
قوقو برگ چنار                     دخترها شیسته قطار
می چبنند سنگ سفال          میخورند دانه انار

هنوزباغ موجوداست من هفت سال عمرداشتم که مادربزرگوارم چشم ازجهان بست، هنوز گرم بود جای بوسه یی که برآن مادرمشفق به روی چشم وسرم  یازده سال ازعمرمن نگذشته بود که پدرمرا امان الله خان بدون محاکمه به قتل رساند، پدرمن یکی ازرجال بزرگ دوره امیرحبیب الله خان بود وبه لقب مستوفی الممالک شاید آخرین کسی که درافغانستان لقب مستوفی الممالک داشت،پدرمن بود، علاوه بروظیفه مستوفی الممالک  خان وبزرگ یک قبیله بزرگ افغانستان هم بود ووقتی پدر مرا کشتند تمام هستی وزنده گانی ودارایی ما را ضبط کردند ومرا دریک حویلی محبوس ساختند وبه دهم دروازه حویلی پاسبان مقررکردند که هیچ کس به حویلی داخل نشود ومن هم اجازه برآمدن نداشته باشم من ودو برادرم کوچکم و خواهرم درآن حویلی دوسال به تنهایی، بیچلره گی،گرسنه گی  در کمال فقر وذلت بسربردیم . هیچ نفهمیدیم که منت درعمریازده سالگی چه گناه کرده بودم،که درزندان باشیم .
دریازده سالگی به شفاعت مردم مرا ازکابل تبعید کردند، در یکی از روستا های 50 کیلومتری شمال کابل در قلعه مادری من بنام صدیق آباد که به روی یک پشته بود  در آنجا هم امر حکومت بود که هیچ کس باما رفت وآمد نکنند وهم عشیره یی که از مادرم و پدرم بودند از ترس حکومت با ما هیچ کمک کرده نمی توانستند، ختی من خود گوسفند میچرانیدم و برای زمستان خاراز کوه میآوردم در کمال ذلت وپریشانی  زنده گی میکردم،از مدرسه وکتاب  وازهمه چیزمحروم بودم، من دروس ابتدایی خود رادروقت حیات پدردرمنزل خود ما خوانده بودم آن وقت مکتیب بنام مکتب حبییه درکابل تاسیس شده بود  یک فرع مکتب را پدر من در خانه آورده بود  مندر آنجا دوسه سال درس خواندم و کتب صرف را تمام کرده بودم، کتب نحورا تا شمه وحساب راهم قسمی خوانده بودم، یعنی جوانک با سواد شده بودم، بعد ازآن امان الله خان امرداد ومارا به مکتب بردند وسه سال هم در مکتب بسربردم ووظیفه یی که به من داده شد بود معلمی بود من معلم بودم دریک مکتب وماه (۳۰) روپیه کابلی معاش داده میشد، شاید (30) روپیه معادل یک ثلث  دالر هم نمی شد، بااین (30) روپیه زنده گی خود و فامیل خود را تامین میکردم وبعد ازآن درکوهدامن یم مقدار زمین و ملک پدری مارا به ما پس دادند،که آن هم نهایت کم بود . بازدر مورد من به حکومت راپور دادند که این آدم میخواهد ذهن بجه ها و شاگردان را مسموم میسازد، واین دشمن حکومت است، این معلمی میکند  درعین تعلیم میخواهد که مردم را برخلاف حکومت تحریک کند مر به کابل بردند ودروزارت مالیه به حیث کاتب یعنی کارمند وزارت مالیه مقرر کردند ودر حقیقت من زیرمراقبت بودم  ودرده سال حکومت امان الله خان به کمال پریشانی و محرومیت از تمام حقوق انسانی در کابل به سر بردم تا اینکه انقلاب درافغانستان شد و ملت افغانستان بر خلاف امان الله شدند وعلت بزرگ برخلافی ملت این بود وامان  الله که استقلال بخش افغانستان است چرا حالت بخارا درین مصیبت نمی بیند وبه جای اینکه با حکومت روسیه جنگ کند با حکومت روسیه دست دوستی داده واین دادن دست دوستی امان الله با روسیه میباشد که دیگر قسمت های ترکمنستان  تاتار ستان  را دولت شوروی تصرف کند . البته ذهن ساده مردم درست به مشکلات حکومت نمی فهمد . این خشم ملت افغانستان سبب شدکه یک قهرمان ازکوهدامن یعنی ازشمال کابل بنام حبیب الله کلکانی آمد و تخت و تاج را ازامان الله  گرفت و امان الله راسرنگون کرد .
من به حبیب الله کلکانی دوعلاقه داشتم، یکی که در باغ پدری من ( حسین کوت ) باغبان بود، و علاقه دوم ام اینکه امان الله از تخت و تاج انداخته بود به مجردی که آمد به سر تخت نشست او آدم بیسواد اما با وفا  با ایمان  شجاع بود، مرابه دربار خواست وبه حیث سر منشی خود مقرر کرد . من چند وقتی با حبیب الله بودم  بعدا رفتم به مزار شریف وتا آخر در مزار بودم  آنجا روسها یک حرکتی کردند تا مزار را بگیرند بنام طرفداری امان الله، اما دامان الله یک جوانمردی کرد و گفت من نمی خواهم تخت و تاج خود را ذریعه روسها بگیرم، دوباره رفتند . بعد از آن وقتی که حکومت حبیب الله سقوط کرد رفتم به هرات، هرات شهرعلم بود شهر فضیلت بود، شهر دانش  واقعا هنوز چراغ جامی در هرات روشن است .مردم شعر دان و شعر فهم وعالم و دانشمند و ذکی در هرات موجود بودند .
من در آنجا دوستانی پیدا کردم، اندک، اندک شروع کردم در هرات به شعر کفتن و طبع شعز من در هرات آغاز شد اگر چه من شعررابعد از آنکه چدر مرا کشته بودند، ناله های که میخواستم بکنم آن ناله ها را موزون میکردم و شعر میشد ولی هنوز شعر قابل ذکر و قابل ظبط نبود .
درهرات استعدادم زنده شد به توجه مردم هرات، بعد ازآن امدیم و نادرشاه پادشاه شد مرا بخشید بکابل آمدم  به حیث منشی در صدارت مقرر شدم،
13 ساله بودم مردم کنردرمقابل حکومت شورش کردند، ومن واو( نائب سالار جنرال عبدالرحیم خان ) وتمام خانواده ماراخیال کردند که درین تحریک دست داریم لذا مارا به زندان بردند ومن یکنیم سال در زندان بودم وباز مرا تبعید کردند، به قندهار، باز سردارشاه محمود خان مرا عفو کرد و پس آمدیم به کابل منشی کابینه شدم . وزیرمطبوعات شدم، وزیرمشاوردربارشدم، بعداسفیرشده به جده و بغداد،علت رفتن من به جده این بود که کمونست ها درکابل حرکت شروع کردند و مظاهرات خیابانی شد، من به این فکر شدم که ماهم مردم را دورهم جمع کنیم که هروقت کنونست ها ادعابکنند درباب افغانستان ماخطر باشیم،اکثرمنورین افغانستان باما متفق شدندوما یک حزبی ساختیم به نام (جبهه ملی ) وبعضی علمای دینی افغانستان وداکترها پروفیسورها با ما متفق شدند  یک روز نامه هم کشیدیم  بنام (وحدت )اما روس ها فشار آوردند به حکومت افغانستان و گفتند این آدم به کابل لازم نیست ازین جهت مرا تبدیل کردند به جده که من رفتم به جده سفیر شدم و بازدربغداد سفیر بودم ، علاوه ازبغداد سفارت دمشق وسفارت اردن وسفارت شیخ نشینهای خلیج  را هم به عهده من بود تا اینکه حکومت نور محمد تره کی آمد به کابل و همان روزکه رادیو ها این خبر را گفتند من از وظیفه استعفا دادم و تلگرام کردم به کابل، که دیگروظیفه سفارت شماراانجام نمیدهم  شرم داشتم که من نماینده گی ازحکومتی بکنم که دست نشانده روس است، تماینده گی ازحکومتی بکنم که استقلال را فروخته، نماینده گی از حکومتی بکنم که گیسوان مادروطن رابه دشمن داده است . درین وقت با یک بیماری شدید معده گرفتالر بودم رفتم به آلمان غرب وهیچ پولی در اختیارنداشتم به من علمای بغداد کمک کردند البته حلقات علمی بغداد، رفتم به آلمان ازآلمان رفتم امریکا خود رامعالجه کردم . درآنجا شروع کردم به فعالیت ها در مقابل ملل متحد و در مقابل سفارت روس وکارهای انجام دادیم، بعد ازآن با توجه جناب مجاهد بزرگوار استاد ربانی که از دوستان دیرین من بود به من ویژه پاکستان میسر شد وما آمدیم به پاکستان و هفت وهشت سال در پاکستان بودم  ودر جمله مجاهدین افغانستان، چون با ادبیات آشنا بودم و کتب خوانده بودم ومخصوصا مثنوی را پدر من دوست داشت .وبه من توصیه کرده بود که مثنوی جلال الدین رومی رابخوانم اندک اندک که با آهنگ ووزن هاآشنا شدم و بعد ازآن تحقیق کردم شعر را پیش کسب زانو نزدم و تلمذ نکردم، خود بخود الهامی که از قلب من آمده ویا واقعانی که در افغانستان موجود شوه گاهگاهی انفعالات انسانی خودش در وصف مناظر طبیعت، در وصف جمال انسان، در رسیدن به حقیقت،دریافتن راهی برای نجات انسان، درباب صلح، امن،درباب رسیدن بخدا، بعضی اشعاری گغته ام  وتاسف میکنم که من جوان نیستم دست من به عنان وپای من به رکاب اسپ نمیرسد ولا من باید درافغانستان می بودم ودرسنگرمجاهدین ."

نه به سنگش آزمودم نه به خاک در بسودم
به کجا برم سری راکه نکرده ام فدایش"

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 256 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.