Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

در حاشـــیۀ قتــل بانــو شـــراره بلخــی PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط نصیــر مهــرین   
جمعه ، 28 آبان 1395 ، 08:50

 در حاشـــیۀ قتــل بانــو شـــراره بلخــی"...چه بگویم آتشکده پرشرارۀ ما، همان بهتر که زیر خاکستربماند، مهرین عزیز.
خواستم شما را در جریان انقلابی که دراین چند روز پس از درج نوشته ام بوجود اوردید، قرارداده باشم و ازاین طریق شما را متوجه بزرگی قلب تان و ارزش تاریخی تان نموده باشم. اگردوست داشتید این پیام را به طور یادگار نگهدارید...نصیر مهرین "(از نامۀ تاریخی 31.12.2014 08:17 شرارۀ بلخی عنوانی نگارنده)
"ﻛﺎﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺩاﻣﻦ ﺻﺤﺮاﻱ ﭘﻞ ﭼﺮﺧﻲ ﺑﺮﻭﻡ، ﮔﻠﻬﺎﻱ ﺷﻘﺎﻳﻖ ﺭا ﺑﭽﻴﻨﻢ. ﺩﻭاﻥ ﺩﻭاﻥ ﺑﺮ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﺑﺪﻭﻡ اﺯ ﻻ ﺑﻪ ﻻﻱ ﺑﻮﺗﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﺭﻫﺎ ﺑﺪﻭﻡ. ﺩاﻣﻦ اﻡ ﭘﺮ اﺯ ﮔﻠﻬﺎﻱ ﺷﻘﺎﻳﻖ، ﭘﺎﻫﺎﻳﻢ ﭘﺮ از ﺯﺧﻢ ﺧﺎﺭﻫﺎﻱ ﺷﺎﻫﺪ. ﺑﺮ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﻡ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﻲ ﺑﺸﻮﻡ ﺩاﻣﻦ اﻡ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﺷﻘﺎﻳﻖ ﻫﺎ ﺭا اﺯ ﺑﺎﻻﻱ ﺗﭙﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺻﺤﺮاﻱ ﭘﻞ ﭼﺮﺧﻲ ﺭﻫﺎ ﻧﻤﺎﻳﻢ. ﺑﻪ ﻧﻆﺎﺭﻩ ﺑﻨﺸﻴﻨﻢ ﺗﺎ ﮔﻠﻬﺎﻱ ﺷﻘﺎﻳﻖ ﺑﺮ ﻣﺰاﺭ ﺷﻬﻴﺪاﻥ ﺟﻮاﻥ ﻣﺎ ﺑﻮﺳﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻐﻠﻂﻨﺪ. ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮔﻠﻬﺎﻱ ﺷﻘﺎﻳﻖ ﺑﺪﻭﻡ، ﺑﺪﻭﻡ ﺗﺎ ﺑﺮﺳﻢ ﺑﺮ ﻣﺰاﺭ ﭘﺪﺭ ﮔﻤﺸﺪﻩ اﻡ ﺧﺎﻙ اﻭ ﺭا ﺑﻴﺎﺑﻢ و اﺷﻜﻬﺎ ﺑﺮﻳﺰﻡ. و اﺯ ... ﺑﮕﻮﻳﻢ."
اﺯ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻫﺎ ﺑﮕﻮﻳﻢ اﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﻲ ﻫﺎ و ﻇﻠﻤﻬﺎ ﺑﮕﻮﻳﻢ.... ﭼﻪ ﻛﻨﻢ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺩﻝ ﺗﻨﻬﺎ" ( نامۀ تاریخی 24-8-2014. 11 و 23 دقیقه)
قتل بانو شراره بلخی در آلمان به دست علی ایوبی، همسر جدا زیسته و داراندۀ مشکلات چندین ساله با هم، نخستین موردی نیست که در هفتۀ پیش شاهد خبر دل آزار و تکاندهنده اش بودیم. دلهای بسیاری داغ های آشکار ویا پنهان از چنین غم دانه ها را با خود برده ویا هنوز هم دارند.
من هنگامی که از غمدانه صحبت می کنم ویا سخنی از غم ها واندوه های عزیزان از دست رفته می رود، به یاد قصۀ غم آمیز پیرمردی می افتم که چند دهه پیش آنرا شنیده بودم. اجازه دهید نخست فشردۀ آن قصه را بیاورم و بعد برگردم به بازنمودن بیشتر موضوع چنین قتل ها.
سال 1348 خورشیدی بود. خانۀ قدیمی ما روی تغییر و نوآوری هایی را می دید. معماری که آنجا چندی مصروف بود، قاری معمار نامیده می شد. انسانی خاموش وکم سخن. روزی پس از نان چاشت که در زیر دیوار سایه دار نشسته بود، با فردی از  زیردستان خویش که مزدور کار یاد می شد، درحال قصه بود. من ظرف آب وگیلاس را نزدشان گذاشتم. در آنروز، سخن گفتن قاری خاموش برایم جالب بود. اما با گذشت زمان محتوی سخن اش دَور، دَور سرم در گشت بوده است. شاید پیش از رسیدن من، مزدورکار برای قاری معمار پرسشی را مطرح نموده بود. قاری در پاسخ خود پرسشی را مطرح کرد:
من غمدانه دارم، تو می فهمی که غمدانه چیست؟
مزدورکار گفت، نمی فهمم.
قاری گفت، اول برایت یک قصه می کنم تا بفهمی که غمدانه چیست:
چوپانی بود که گوسفند های قره قل را به چرا گاه می برد. همین که گوسفند تولد می شد، چوپان به زودی کارد در گلوی چوچۀ گوسفند می نهاد تا هرچه زودتر پوست قره قل را به دست بیاورد، اما فریادِ درد از مادر گوسفند برمی خاست. روزی که صاحب رمه گوسفند را به قصابی فروخت، داغ های بسیاری در سینه ودل گوسفند بود. کسی از قصاب جویای احوال شد. قصاب در پاسخ گفت، این گوسفند مریضی نداشت، چوچه هایش را پیش رویش گردن زده اند، غم آنها غمدانه شده است، غمدانه!
قاری معمار افزود، من فرزند جوانی را از دست داده ام. پیش چشمانم جان داده است. من غمدانه دارم، غمدانه!
ومن، نگارندۀ این سطرها در همین شهرهامبورگ، بارها چهره هایی را نگریسته ام که قصۀ قاری معمار وخاموشی سخندار او را به یادم آورد ه است:
-    چندی پیش مرگ به سراغ بانوی عزیز وبسیار محترمی در شهرهامبورگ آمد که وقتی او را می دیدم، غمدانۀ قاری معمار بیش از پنجاه بار ضریب می یافت. سالها پیش بود در اطاق کارم مصروف بودم که رادیو هامبورگ خبر از قتل زن جوان هموطن ما داد که شوهرش او را با ضربات پیهم کارد به قتل رسانیده بود. شنیدم که مادر مقتول در هنگام شست وشوی آن نامراد به خون خفته، حدود پنجاه ضربۀ کارد را حساب نموده بود.
-    من جوانانی را نگریسته ام که سالها پیش کودک بودند ومادرشان را درهامبورگ به قتل رسانیده اند، اما مقتول زن را کس وبازخواستگری نبود که دنبال موضوع برود.
-    چهرۀ زن مغموم وغمدانه داری را در جمع دوستان، سال یکی دوبار می نگرم که خاموشی فغان آمیز او را فراگرفته است. قصه اش این است که بارها دخترجوانش، دختر جوانی که در این دیار درس خواند و رشته یی را فراگرفت و رفت که کار کند. اما، مرد خانه از آن فرهنگی پیروی می نمود که اکنون من وشما بهتر وبیشتر با آن آشنایی داریم: "زن وزیر داخلۀ خانه است." ذهنیت نمادینی که بنیاد ده ها جهل و تاریک اندیشی، شرم وننگ دیگری نیز است.
واین امتیاز "وزارت داخلۀ خانه"، همان سخن صریح و واضحی است که مولوی یونس خالص آورده بود و هم اندیشان بسیاری همان عقیده را دارند. ولی تأسف بار این است که کسانی جدا از آن عقیده و ذهنیت، کسانی که دست در مشروب و موسیقی نیزدارند، وبرای خود هر گونه آزادی به شمول آزادی های نامشروع را نیز جایز می دانند، چون پای کار وامتیاز زن و بالتبع آزاد زیستن زن و رها شدن او از تکیه بر اقتصاد مرد در میان می آید، یک باره "صاحب غیرت" و"همت " می شوند.
صدای آن دختر زیرستم را کس نشنید. وقتی تصمیم جدایی را مطرح نمود، گفتند، بد است، حوصله کن، مردم بد می گویند.
او هم روزی رفت و تن نازنین خویش را در زیر قطار شهری هامبورگ انداخت.
وقتی به چهرۀ غمدانه دار مادر آن دختر نگاه می کنم، سخن دل من تنها ابراز غمشریکی نیست، اندیشۀ است با نا آگاهی او، واندیشه بردنیای نسل دیگر که پسانتر بیشتر می گویم.
-    پارۀ از اطلاعات تکمیل ناشده از تنش های خانواده گی، زدوخورد ها، جدایی های جنجال آمیز وپرمخاطره برای زن ها، در المان، نشان میدهند که هموطنان مهاجر ما بیشترین رقم را دارا می باشند. اگر روزی هموطن علاقمندی دست به کار شود و پیرامون این موضوع تحقیق نماید، شاید شاهد اطلاعات دقیق وتکاندهنده تر باشیم. زیرا صد ها مورد از برخورد های جسمی را شنیده ایم. ده ها مورد تهدید به مرگ را از طرف مرد برای زن می شنویم.

-    به این لحاظ است که گفتیم مرگ شراره بلخی، نخستین مرگ ناشی از قتل هایی نیست که زنی جدا زیسته و فاقد تفاهم برای زنده گی مشترک با همسر خویش آنرا دید. اگر پیشتر تعداد کمی شراره ها به قتل رسیده اند ویا دست به خودکشی برده اند، برخی را هم تصادف و یا"بخت" یاری کرده است که زنده مانده اند، ولی تعداد این زنان اندک نیست.

-    شرارۀ بلخی در نوجوانی واگر مستند بگویم واز خواهرانش نیز  یادکنیم،"... هر کدام به سنین 13,14 و 15 به اولین خواستگاران... به امانت سپرده و مهاجر اروپا شدند. این 3 دختر یک سرنوشت یافتند هر سه سیلی زده شدند..."(از نامۀ شراره بلخی به نگارنده)

اکنون وارد جزئیات اختلافات شرارۀ شهید و علی ایوبی نمی شوم. منظور در اینجا نشان دادن وجه عام چنین تنش های خانواده گی و شناخت فرهنگی است که به صورت عام مرد هموطن ما( و برخی کشورهای دیگر) به آن وابسته است. فرهنگی که چنین تبارز دارد:
-    زن حق چون وچرا گفتن را ندارد.
-    اگر یک تا دو گفتی، سیلی دستم در رویت رسیده است.
-    و در سطوح مختلف این ذهنیت به نمایش نهاده می شود که: حتمی نیست که کار کنی، بنشین درخانه و غم اولادها را بخور!
-    زن اجازۀ شکایت نمودن از وضع خود را برای دوستان وخویشاوندان ندارد. اگر مرد از شکایت او خبر شد، کار به افزایش تشنج می رسد.
-    هنگام اطلاع از تصمیم زن که شکایت اش به پولیس و یا وکیلی رسیده است، فرهنگ و ذهنیت بالا در گونۀ دندان خایی برای جزا دادن نزد چنین مردی ظاهر می شود.
-    در نهایت: درحالی که نه حاضر است فرهنگ احترام در مناسبات زنده گی مشترک را درک ورعایت کند ونه از عادت وخوی مردسالارانه صرف نظر می کند، نقشه می کشد که خون بریزد. می رود، گازی را به دست می آورد، کارد گردن بر می خرد وکشیک میدهد که شراره وشراره های مظلوم  را زبونانه در موقع مناسب  گردن ببرند.

***
می نگریم که ما در چند دهۀ پسین، به دلیل اوضاع جنگی، تجاوز، شکنجه، اعدام، انتحار وانفجار وگسترش دامنۀ انسانکشی، خاموشی "دانایان آگاه" و در نتیجه افزایش ناهنجاری ها، شاهد خدمت فرهنگی شایسته وبایسته برای درک اوضاع واحوال وانطباق با آن نبوده ایم. اگر روشنگری های اجتماعی و در حوزۀ مناسبات خانواده گی، مؤثر بود، مرد ویا زن را تصمیم عاقلانه و خردمندانه همراهی می نمود. زن ویا مرد راهی را درپیش می گرفتند که پس از نرسیدن به تفاهم وتوافق برای حل اختلافات خویش، روی نیاز طلاق سخت گیری نکنند. اگر دستاوردی در پیوند با رفتار انسانی وخردورزانه به دست می آوردیم، رفتارها وهنجاری های پیشین وبرجای مانده ومنگ گرفته، روی اصلاح وتغییر می دیدند.
دریافت این عوامل برجای مانده، هوشدارمان میدهد تا منتظرچنین قتل های دیگری نیز باشیم وقتل شرارۀ بلخی مظلوم را نقطۀ پایان چنین قتل ها نپنداریم.
-    در واکنش با شهادت شرارۀ عزیزما، برخی از بیشترین همدردی ها وغمشریکی ها، دعای خیر برای آخرت آن مظلوم بود. تا آنجا که من از زنده گی او می دانم، نقطه یی  را کس نمی تواند در حیات اونشان بدهد که پایش در جنت نرسد. با تمام احترام به این مطالبه های جنت خواهی برای او، با تمام احترام به دعای خیر برای او، لازم است که هریک از دلسوخته گان، این را هم دریابند که ما در این جهان، با خطری مواجه هستیم که برخی وسیع زنان را تهدید می کند.
در مثال شراره بلخی، ما یک تن از بهترین های دادخواهی، نمونۀ والای رفتار مؤدبانه، شکیبایی و پیوند های بسیار احترام بر انگیز انسانی را از دست داده ایم. این سخنی نیست که بر طبق عادت پس از مرگ انسان ها می آورند. تهیه وترتیب شرح حال موثق ومستند او نشان خواهد داد که چه گوهر نایابی را از دست داده ایم.
-    این موضوع را باید جدی در نظر گرفت و ره به سوی توضیح موضوعاتی ببرد که در فرجامش پوست اندازی فکریی عادت های مرد پسماندۀ زن ستیز باشد و آماده شدن او برای احترام به انسان، به زن.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 175 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.