Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

غروب مشعل دار فرهنگ و ادب PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط خواجه محمد نعیم قادری   
جمعه ، 28 مهر 1396 ، 12:53

به مناسبت وفات استاد حبیب الرحمن هاله به مناسبت وفات استاد حبیب الرحمن هاله
غروب مشعل دار فرهنگ و ادب

با سلام به روح ملکوتی استاد هاله، همه از آن خدائیم و بازگشت همه به سوی اوست ،
خبر مرگ غریبانه استاد حبیب الرحمن هاله مرا خیلی اندوهگین ساخت، هرچند مرگ یک قانون بی تغییر و بی تبدیل الهی است و در برابر مشیت الهی جز تسلیم و رضا گزیری نیست  و به مصداق این آیت قرآن کریم :  "إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لاَیستَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یسْتَقْدِمُونَ"
"هنگامی که اجل آن ها فرا رسد نه ساعتی تاخیر می کنند و نه پیشی می گیرند."
آری، مرگ دیر و زود ندارد و هر ذی روحی چشنده طعم مرگ اند. و باز هم قرآن کریم بر این امر صحه می گذارد. { کل نفسٍ ذائقة الموت}.
اما تأثر خبر فوت مرحوم استاد هاله، بر من از آن جهت زیاد است، که یکی دور از سرزمین مألوف در عالم غربت و آوارگی چشم از جهان پوشید، و غریبانه در آغوش خاک آرمید، نه آن خاکی که او را پرورده بود. و دیگر این که در جامعه ظلمت زده ما به دانش و دانشمند کسی بها نه می دهد.  وضعیت استاد هاله یادآور این شعر روان شاد خلیلی (رح) می باشد:
خاکی که پروریده مرا دوستان کجاست؟       
من خاک دیگران چه کنم، خاک بر سرم
استاد هاله در یکی از روز های گرم تابستان، سه شنبه ۱۳ ماه سرطان ۱۳۱۱ خورشیدی درست ۸۵ سال پیش از امروز در دهکده کـــارنـــــــــــده، از توابع ســـرای خــواجـــه در دامان پر فیض کوهــــــــــدامن چشم به جهان گشود، طبیعت زیبا آن دیار ثمرخیز دماغ هاله را از عطر خوشبوی نواندیشی و زیبا پسندی پرورید که تا پایان عمر زیبا اندیشید، زیبا نوشت، رسا نوشت و شیوا بیان کرد. استوار گام برداشت و چون کوه با ثبات ماند. آری،


سـعــــــدیا مرد نیکو نام نه میرد هرگز         مرده آنست که نامش به نیکویی نه برد
استاد هاله زمانی به دنیا چشم گشود که در زادگاهش کوهدامن یا به اصطلاح شمالی (پروان، کاپیسا و پنجشیر)، قیامت صغرا برپا بود، و زمان ولادت او با یلغار لشکر خونریز نادری همراه و همزمان بود. هاله از بدو ولادت تا زمان رحلت جز ستم و بیداد، بی عدالتی و حق تلفی چیزی نه دید و نه شنید. زندگی او همراه با درد و رنج بود. که پدرش روان شاد عبدالاحمد نیز توسط ملیشیا های بی فرهنگ نادر غدار به شدت شکنجه و بعد از آن فوت می کند. درد و داغ یتیمی بر چهره هاله می نشیند و با محرومیت های زیاد درس می خواند و کارنامه می آورد و بالاخره کاردان و کار ساز می شود.
استاد هاله در جوانی با دختری از همدیارانش به نام ( راحله خانم ) ازدواج کرد و تا پایان عمر همسر وفاداراش را دوست داشت و حاصل ازدواج شان سه پسر و چند دختر است.
استاد هاله از معدود تحصیل کردگان آن دیار می باشد، که در زمان نوجوانی و جوانی او درس و تحصیل آن هم برای یک کودک یتیم کار خیلی دشوار بود، اما مادر بزرگوارش او را چنان تربیت کرد که زندگی و مرگش افتخار این سرزمین گشت.
استاد هاله تحصیلاتش را تا درجه استادی (PHd) پیش برد و هم در دانشگاه کابل و هم در دانشگاه دعوت و انستیتوت ژورنالیزم در پشاور . درعرصه رشد مطبوعات با نهادها، مؤسسات تحصیلا عالی و آموزشی، در تدریس  و تدویر سمینارها، کنفرانس های علمی و رهنمای دانشجویان برای نگارش پایان نامه های تحصیلی و امثال آن، همکاری داشت.
استاد هاله کسی بود که برای آزادی و آبادی کشورش از جان و جوانی اش مایه گذاشت، و کسی بود که مثل سایر پیشتازان دوران جهاد در مقابل کودتا گران کمونست مخالفت کرد و ملحدین او به جرم روشنفکر بودن و میهن دوست بودن، به زندان بردند و مدت هفت سال را توام با بدرفتاری ملیشیای رژیم کمونستی و آدم کشان سازمان جاسوسی خاد سپری نمود. که بعد از رهایی از زندان به یکی از دوستانش گفته بود: " کمونست ها مرا چون شیشه شکستند".
به اثر ستم و بیداد مزدوران روس کمونست های ملحد در زندان پل چرخی هم از اشتغال رسمی در دانشگاه محروم شد و هم سلامتی جسمی اش صدمه دید.  تا بالآخره مجبور شد راه هجرت را در پیش گیرد.  و در عقب سنگر به مبارزه بی امانش بر ضد میهن فروشان ملحد ادامه دهد. و بر عهد آن خود آن استاد متعهد هم چنان پایدار ماند.  تا آن از آینده کشورش نا امید شد و راه غربت را در پیش گرفت.
مرحوم هاله سال های زیادی در آوارگی به سر برد و منتظر بود تا شاید شام سیه سرزمینش به صبح امید برسد و او نسل جوانش را درس عشق و آزادگی بدهد، دریغا که چنین نه شد و تا آخر عمر در حسرت آغوش مادر وطن به سربرد تا آن که در روز سه شنبه ۲۴ ماه اسد ۱۳۹۶ خورشیدی به عمر ۸۵ سالگی در دیار غربت و در شهر سیدنی – استرالیا چشم از جهان و جهانیان پوشید و در همان جا به خاک سیاه سپرده شد.
من که افتخار شاگردی این استاد فرزانه را دارم، و سرنوشت مشابه چون او دارم، چون مثل او در پنج سالگی از سایه پر مهر پدر محروم گشتم.  با شنیدن این خبر غمبار این شعر روان شاد رودکی را که در رثای شهید بلخی سروده است به خاطرم آورد :


از شمار دو چشم یک تن کم        وز شمار خِـرد هزاران بیش
اجداد استاد هاله شغل معماری داشتند، اگر اجدادش معمار ساختمان خانه ها و شهرهای کشور بود، هاله در پی اعمار جامعه مدنی و متمدن عصر نوین بود. اندیشه های تابناک او برای رهایی از استعمار و استبداد و اختناق و ساختن یک جامعه فاضل و متعادل به راستی که چراغ راه هر روشن بین و میهن پرور است. اگر به نظریه ها و مشوره های آن مدیر مدبر عمل می شد، رهایی از وضعیت موجود و دستیابی به وضعیت مطلوب کار دشواری نبود.
این جانب علاوه بر این که افتخار افتخار شاگردی ایشان را در محیط هجرت )پاکستان( دارم،  خوشه چین خرمن دانش و معرفت آن بزرگوار بودم. چیز های زیادی از او آموختم، او سرا پا عشق بود، عشق به مکتب، عشق به میهن و عشق به فرهنگ. دریغا که دیگر در میان ما نیست.
در آوان اقامت در پاکستان که همواره در مصاحبت آن دانشمند فرزانه بودم، و از وجودش بهره های علمی زیادی برده ام. به راستی که او انسانی بسیار پرتلاش، با ابتکار، مهربان و دور اندیش بود.  و در کنار همه فضائل علمی که داشت آدم بی ادّعا، جسور و مردم دوست بود، برای سرزمین و شهروندانش عاشقانه می موئید و جسورانه می نوشت. از گفتن حق و حقیقت ابای نه داشت، و از قلم به مزدان سخت بیزار بود. می گفت:
حق جویم و حق گویم و هم حق بنـــگارم    این فخـر مرا بس، که روزنامه نـــــگارم
اظهار حق، از دوستی حق پیشه نــــمودم    از ارزش حق، گفتن حق گـشته شــــعارم
به راستی که استاد هاله عمری را در راه روشنگری و بیداری گری شهروندان این سرزمین صرف کرد، او شایسته هر نوع ستایش است.  او در عمل و نظر یک انسان فرهنگی و فرهیخته بود که در حضر و سفر ‌پرچم دانایی و دانش، فرهنگ و فرهنگ پروری این مرز و بوم را برافراشته نگه میداشت ، او اندیشه و عمل را با هم درآمیخت تا قلم ها برای آزادی بنویسند و کله ها برای فرهنگ بیاندیشند.  و هر نویسنده و شاعری برای نجات این سرزمین اهورایی از هیولای جنگ تحمیلی و استبداد قبیله، خامه فرسایی کنند و قلم های شان برای سربلندی و شایستگی سرزمین با عظمت خراسان بر صفحات کاغذ بچرخد.
روان شاد استاد هاله یک استاد با افتخار رشته روزنامه نگاری بود که در داخل و خارج از کشور نسل جوان را تربیت کرد، قلم و قدم او در گفتن حقیقت نه می لرزید، بی باکانه و جسورانه می گفت و می نوشت. علی رغم تهدید های زیاد که در داخل کشور از جانب روس های وحشی و کمونست های مزدور و در خارج از کشور از طرف قبیله سالاران مزدور متوجه او بود، از کشف دقایق و گفتن حقایق نه هراسید، آری گفت آن چه که باید می گفت. مقالات استاد همواره زینت بخش رسانه های چاپی محیط هجرت بود.
و از کینه‌ ها، حقه‌ ها، تهمت ‌ها و دسیسه ‌بازی‌های کثیفی که آل پاینده خان و آل یحی به جا مانده بود یا به عبارت دیگر از استبداد عبدالرحمن خانی تا استبداد نادر خانی و از کودتای منحوس ملحدین تا بغاوت گروه های ماجراجوی و قدرت طلب در زمان حکومت مجاهدین که زمان و زمینه را برای ظهور و بروز گروهک های تروریستی طالب و داعش مساعد و هموار ساختند، بابت همه این نارسایی ها سخت هراسان، نگران و اندوهگین بود. و دردا و حسرتا که همان چیزی های استاد هاله از آن تشویش داشت و برای رفع و دفع آن می کوشید و می نوشت، هنوز هم بر کشور ما سایه ظلمت و نکبتش را افکنده است و رهایی از آن هم دشوار می نماید.
استاد هاله یک مجاهد فرهنگی بود، تحلیل های واقع بینانه او از اوضاع و احوال آن دوران و دفاع از رزم و پیکار برحق شهروندان کشور ما، مجاهدین راه حق و آزادی را قوت قلب و انگیزه می بخشید. و نوشته های هم چون مشعلی فراروی پاسداران واقعی میهن بود.   و تا آخرین رمق حیاتش بر خلاف سایر مجاهد نما ها، که محض رسیدن به قدرت و ثروت به همه چیز پشت پا زدند، او سنگر دفاع از حق و حقیقت را ترک نه کرد و جهاد فرهنگی اش ادامه داد.
استاد هاله در دوران اقامت در پشاور پاکستان، برعلاوه تدریس در دانشگاه ها فعالیت های دیگر فرهنگی نیز داشت، او با همکاری جمعی از روشنفکران دیگر «اتحادیه نویسندگان افغانستان آزاد» را تأسیس نمود که پاتوق خوبی برای  نویسندگان مهاجر بود. این اتحادیه جریده چاپی هم داشت. که بازتاب دهنده اندیشه های فرزانگان آواره میهن ما در قبال موضوعات مختلف کشور بود.
روان شاد هاله به شهید صلح مرحوم استاد ربانی و قهرمان ملی مرحوم مسعود غازی علاقه و احترام زیاد داشت. خردمندی و شهامت ورشادت استاد ربانی شهید و مسعود غازی را می ستود.  و موضع گیری های آن ها را در قبال حوادث دوران جهاد و پایداری (مقاومت) به جا و بر حق می دانست و از توطئه های سازمان های مخرب استخباراتی منطقه و جهان و مزدوران میهنی و ماجراجویان قدرت طلب و مجاهد نما برعلیه این سرداران سنگر های دفاع از آزادی سخت نگران و هراسان بود.
موضع روشن او در قبال جهاد و پایداری (مقاومت) نیز ستودنی است، آن عیار خراسانی ثابت  ساخت که او یک سنگردار مقاوم و پیروزمند عرصه های نبرد با اهریمنان است. و قلم فرسایی او در باب جهاد و آزادی، روشنگری و روشنفکری مصداق واقعی این حدیث نبوی (ص) بود که رسول معظم اسلامی (ص) فرموده است : "مداد العلماء خیر من دماءالشهداء". به راستی که قلم او از شمشیر برنده تر بود.  جایی که در شعری زیر عنوان «هنگ بی شرنگ» خطاب به گروهک های مزدور و تروریست، با صدای رسا می گوید:


گُسل ز اهریمن ، دوری گزینی از شـرارت کن
دلیل راه خود، روشنگری های بصـارت کـــــن
نگردد زور گویان، بریــــلان نامَور چـــــــــیره
نخست تسخیر دل ها، بعد از آن فکر امارت کن
آتش سوزان عشق به مکتب و میهن او را لحظه یی آرام نه می گذاشت و در توفان‌های سهمگین تاریخ معاصر که امواج پر تلاطم ظلم و ستم، بیداد و استبداد در دریای بی ‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکستۀ حیات جامعه اش هم چنان می ‌تازد، او می گفت و می نوشت و می موئید و می نالید.
استاد هاله در آثار و گفتارش راه مبارز بی ‌امان را علیه ستم و استبداد نشان داد؛ شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را در آثار و گفتارش وانمود. من عشق به میهن و آزادی را در برق نگاه او می دیدم و سوز و گداز او را برای نجات و رهایی مشاهده می کردم که در کمتر کسی آن احساس و انگیزه موجود بود.  از تفرقه و پراگنی مسلمانان سخت نگران بود و می گفت:

بِـشُــو در آزمــون، چـــون پــــــور آزر در دل آذر
شکن بت های کثرت، کعـبه یی وحدت عمارت کـن


‌استاد هاله در دنیای معاصرش، با استکبار ، استبداد و انحصار و دیگر شیاطین و طاغوت ‌ها روبرو شد که در هیأت انسان به غارت داشته های مادی و معنوی کشور و امت اسلام می پرداختند. و او  با آن ها به جنگ فرهنگی پرداخت، با مثلث شوم زر و زور و تزویر درافتاد؛ با گروه های تکفیری و روحانی ‌نمایان اسلام دشمن (طالبان و داعشیان)، با دشمنی غرب‌ زدگان (جاسوس)، تکنوکرات های ( روشنفکر نما)، با جعل کاران تاریخ (تحریف کنندگان تاریخ)، با قبیله گرایان بی وجدان، (خان های دیپلوم دار)، با خدعۀ گران علم و با جادوگران هنر و دیگر پشت بر میهنان رو به‌ رو شد، بر ضد همۀ آن ها به مجادله پرداخت؛ با معجزۀ حق گویی و حقیقت نگری بر آن ها غرید و تازید، با تکیه به ایمان به خدا به وسعت دریا و شکیبایی و استواری چون کوه به مبارزه خداپسندانه اش بر ضد دزدان تاریخ برخاست. و رسالتش را من حیث یک انسان مومن و متعهد انجام داد. و تا آخرین رمق دست از مبارزه بر نداشت. این خود گواه ایمان قوی، روح بلند و همت عالی آن فرزانه خراسانی است.
استاد هاله شخص مومن، متعهد و پارسا بود، راستگویی، صراحت لهجه، جسارت، موشگافی، ابتکار عمل، حوصله مندی، از ویژگی بارز اخلاقی آن فرزانه مرحوم بود.  او با دینداران متعصّب و متحجر، غربزدگان روشنفکر نما، سخت مخالف بود. او ماهیت این دکانداران دین و پیمان کاران دموکراسی را می شناخت. و از عواقب کا های شان هوشدار می داد.  
استاد مرحوم، نویسندگان قلم به مزد، واعظان و عالمان بی عمل و دانشمندان بی تعهد و ترسو را بد می دید و در مورد شان می گفت: " این گونه نویسندگان، قلمداران، واعظان، دانشمند نمایان بی خیر و بی خبر و ملا های ترسو؛ به دانش، به قلم، به زبان، به فرهنگ و به دین خیانت می کنند. اگر جرئت و همت حقیقت گفتن را ندارند، بهتر است با مسلک های شان خدا حافظی کنند و در کار های عادی مشغول شوند."
افق اندیشه استاد هاله تنها در محدوده کشورش خلاصه نه می شد، بلکه به جهان و بشریت می اندیشید. و از توطئه های استکبار بر ضد مسلمانان ابراز نگرانی می کرد. او به جهان اسلام و عظمت مسلمانان می اندیشید و در مقاله زیر عنوان : " نیاز عصر حاضر بازگشت به خویشتن" که در عصر جهاد در مجله شفق چاپ پشاور به نشر رسیده، یک تحلیل خیلی زیبا و واقع بینانه از اوضاع جهان اسلام ارائه داده بود. اگر عمری باقی بود، این مقاله محض آگاهی مسلمانان یک بار دیگر به نشر می رسانم.
مرحوم استاد هاله، دارای صفات برازنده و ویژگی های ارزشمند اخلاقی بود، که روحیه تمدن پسند و تدین گرای او دانشجویان و مصاحبان و معاشران او را وسیع و همه کسانی که با او آشنایی داشتند، ایشان را شیفته خود ساخته بود. علم و ایمان او باعث شده بود که وجاهت اجتماعی خود را حفظ و به آستان این و آن سر نه ساید. دانش و تقوای او به راستی که بر برازندگی شخصیت او افزوده بود.
مطالعه جز عادت همیشگی استاد بود و جوانان را به مطالعه و تحقیق تشویق می نمود،  از همان جهت آدم با اطلاع از اوضاع و احوال کشور، منطقه و جهان بود. تحلیل خوبی از اوضاع و احوال روزگار داشت.
استاد هاله سخت علاقمند کار و خدمت برای میهن و فرهنگش بود، اما این بخت بعد از دوران جهاد از او گرفته شد و در عالم غربت در گوشه انزوا و عزلت تنها با عشق به مسلکش مانده بود، همواره می گفت: "افتادن من به گوشۀ فراموشی نتیجۀ عدم علاقمندی و دلچسپی آن عده مردمی است که همین اکنون از بی خبری آن ها هم خود شان و هم کشور شان آسیب های بزرگ را تجربه می کنند، هنوز اکثریت جامعۀ ما نه به دانش و نه به روشنگری و نه به روشن شدن علاقه می گیرند، از همین جاست که دلم به حال شان می سوزد. "
هاله وقتی با تحلیلی که از اوضاع کشورش داشت، از آینده نا بسامان و تیره و تار میهن و مردمش نا امید شد و در سال ۱۳۷۹ خورشیدی راه غربت را در پیش گرفته و به کشور استرالیا پناهنده شد. و تا واپسین لحظات عمرش در آن جا باقی ماند تا آن که جان به جان آفرین تسلیم کرد. و اکنون با مرگ غریبانه اش جامعه فرهنگی کشور را عزادار ساخت و فقدان او یک ضایعه برای میهن عزیز ما به حساب می آید.


صـــبر بسیار بباید پــــدر پیر فلک را        تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
استاد هاله بر علاوه دانش روزنامه نگاری، نویسندگی و فن ترجمه ، شاعر توانا نیز بود. و در عرصه داستان نویسی (داستان کوتاه) از پیش کسوتان بود. که همه آثار شان چه منظوم و چه منثور، نشان از وسعت دید و عمق روح هاله در زمان حیاتش حکایت و روایت دارد.
روان شاد هاله یک منتقد خوب نیز بود، نقد و انتقاد هاله کارشناسانه بود، هرگز نقدی نه می کرد مگر آن که راه حلی را نیز پیشنهاد می نمود.
هنوز چند سروده او که تقریباً بیست و هفت سال پیش از او شنیده بودم، در گوشم طنین انداز است.  آن جا که بر هرزه گی و هرزه گویی مسلمانان می خروشد و از فرصت های از دست رفته برای سازندگی و بالندگی جامعه مسلمان سوگمندانه می گوید:


ما را چـو به راز این زمان راهی نیست        زان فکر زمـــان در سر ما گاهی نیست
دنیــــا به کجـــــا رســــیده و ما به کجا!        زان ارزش ما به قــدر یک کاهی نیست
از روان شاد هاله آثار گرانقدری در قالب های کتاب، مقاله و رساله به جای مانده است که هر کدام آن اثار یک عالم معنا و غنا دارد. و از مجموع آثار شان من خبر نه دارم چون می گفت که بیشتر آثار شان را کمونست ها در کابل برباد داده است، از آثاری که در محیط هجرت پدید آورده اندکی اطلاع دارم، ولی از آثار آن فرزانه در دوران اقامتش در کابل چیزی در دسترس نیست. زمانی که او را کمونست ها به زندان بردند، او را محبوس و آثا او را نابود کردند. از آثار پربار او عنوان های زیر را می توان یاد کرد :


•    ویراستاری Editing))،
•    افکار عامه و تبلیغات،
•    ژورنالیزم مقایسوی،
•    اساسات ترجمه،
•    حقوق بشر در اسلام، با ترجمه پشتو توسط محمد اکبر نیازی،
•    مجموعه شعر،
•    مجموعه داستان،
•    ترجمه ها ، ( که شمار دقیق آن در دسترس نیست ).
•    و شمار زیاد مقالات تحقیقی، تحلیلی در زمینه های مختلف یادآوری کرد که در رسانه های چاپی داخل و خارج از کشور به چاپ و نشر رسیده است.  آرزومندم آنانی که دل به آینده و فرهنگ این سرزمین بسته اند، در راه جمع آوریف تهیه و تدوین و چاپ و نشر آثار استاد هاله که میراث با ارزش معنوی برای این سرزمین است، بذل مساعی نمایند.
این آخرین شعری است که روان شاد هاله درست یک هفته پیش از وفاتش سروده بوده است:


سرنوشتم چو گُـنگ و مستور است         دلـم از غـصـــه زخـــم ناسـور است
چـــه کنم، ای خــــــــدا! کجـا بروم؟      که زمین سخت و آسـمان دور است
در حالی که فقدان استاد هاله را یک ضایعه بزرگ برای کشور می دانم، این مصیبت بزرگ را برای خانواده، دوستان، مجاهدین و همه اهل فکر و فرهنگ صمیمانه تسلیت می گویم. روحش شاد، یادش گرامی و ماوایش بهشت برین باد.  و فرجام سخن:


عــــالمی از دســت مــا پـــــرواز کرد        بـا نــــدای إرجـــعــی پــــر بــــاز کرد
پر گشود و دست شست و دیـده بست        از جهـان و هـر چــه در او بود رست
در فــــراقــش بغـض‎هــــا فــریــاد شد        رخـــــنه ‎ای در امـــتـی ایـجـــــــاد شد
این ایمیل آدرس توسط Spambot ها محافظت شده، برای مشاهده آن باید جاوا اسکریپت را فعال کنید
جمعه ۲۴ سنبله ۱۳۹۶ خورشیدی
کلنگار – لوگر
* * *




Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 167 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.