Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مضطـــرب باختــری از رقـــص آتـــش تــا پــرواز شـــاهین PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط پرتو نادری   
چهارشنبه ، 4 آذر 1394 ، 11:13

پرتو نادریظاهراً سال‌های درازی است که مضطرب باختری از شعر فاصله گرفته است. شایدهم می سراید؛ ولی نمی خواهد تا آن پرده‌گیان را اجازه دهد که از سراپرده بیرون آیند. به هرحال در چند دهۀ اخیر از مضطرب باختری شعرهای تازه‌یی در رسانه‌ها رخ ننموده است. این در حالی است که او یکی از پیش‌گامان و پایه گذاران شعر سیاسی و شعر مقاومت افغانستان در دهۀ دموکراسی است. گرایش او به سوی شعر سیاسی و شعر مقاومت گرایشی است آگاهانه و با گونۀ مسوُولیت درونی.

بسیار استوار و هدف‌مندانه می سرود که در نهایت سروده هایش با پیام روشنی در جهت سرنگونی نظام حاکم در می آمیزد. با رده‌های گوناگون اجتماعی مردم و با نظام سیاسی که بر مردم حکم می راند در گفت و گو و مقابله است. او نظام سلطنتی کشور را نظامی می دانست استبدادی که پیوسته خون تهی دستان را می مکید تا زنده‌گی کند. پس این نظام دشمن مردم است و مردم برای رهایی از چنگال دشمن چارۀ دیگری ندارند جز آن که از دهکده‌ تا شهر در یک رستاخیر انقلابی به پا برخیزند و نظام را از پای در اندازند. در غیر آن تغییری در زنده‌گی سیاسی – اجتماعی آنان رونما نخواهدشد. شاعر پیوسته مردم را به چنان قیامی فرا می خواند برای آن که با چنین قیامی است که زمینۀ پیدایی یک نظام عادلانه یا مدینۀ فاضله‌یی که شاعر به دنبال آن است، می تواند فراهم شود.
شعرهای او در سال‌های دهۀ چهل خورشیدی بیشتر در اوزان آزاد عروضی یا در فرم چهارپاره شکل می گیرند. مضطرب یکی از نماینده‌گان موفق موج دوم نیمایی سرایان افغانستان است. سرایش در اوزان آزاد عروضی در آن روزگار نیز گونۀ مبارزه بود با سنت‌گریانی که هنوز آماده نشده بودند تا شعر آزاد عروضی را به نام شعر به رسمیت بشناسند. از این جهت نیمایی هایی مضطرب و شاعرانی که بی هراس از تکفیر ادبی جزم‌گرایان سنتی شعر سروده اند، خود گونه‌یی از شعر پای‌داری و شعرمقابله در برابر سنت‌های سنگ شدۀ ادبی نیز می تواند بود. او در شعرهایش هرگز به مانند شاعران دوران مشروطیت به اندرز گویی به شاه نمی پردازد. باور ندارد که با اندرزهای حکیمانه بتوان نظام را به راه داد و دادگستری رهنمایی کرد. او تنها راه نجات مردم را در فروپاشی نظام می داند. چنین شعرهای مضطرب در آن سال‌ها تنها در نشریۀ «شعلۀجاوید» ارگان نشراتی جریان دموکراتیک نوین به نشر می رسید. یکی از سروده‌های مضطرب را که زیر نام « رقص آتش » در یکی از شماره های سال 1347 شعلۀ جاوید نشر شده است، از نظر سیاسی و ویژه‌گی‌های شعر مقاومت بررسی می کنیم. ظاهرأ این شعر در پاسخ و هم سویی به شعر واصف باختری « حماسۀ شعله» سروده شده است. گونه‌یی تعهد رفیقانه در جهت مبارزه با استبداد و مقاومت است در برابر نظام حاکم. هر دو شعر از اندیشۀ یگانه‌یی برخوردار است. این اندیشه و دید یگانه به زنده‌گی اجتماعی و وضعیت سیاسی کشور و مقابله با دستگاه حاکم گونۀ یگانه‌گی زبان را نیز در شعر هر دو شاعر تا آن جا پدید آورده است که اگر این دو شعر را با هم در آمیزییم شاید آن گاه نتوانیم تفکیک کنیم که کدام بخش شعر از واصف و کدام بخش دیگر آن از مضطرب است. این امر حتا گونه‌یی نماد گرایی یگانه یی را نیز سبب شده است.

من ای هم‌رزم وهم‌زنجیر وهم‌سنگر همی دانم
که از حماسۀ این شعله، برق خشم خواهد جست
شگوفاتر گل خونین رستاخیز خواهد خواست
وزین گل میوۀ آزادی جاوید خواهی چید
طنین نعره ی پیکارجویان در دل صحرای رعب آور
صلای مرگ دژخیم است.

من ای هم‌رزم وهم‌زنجیر وهم‌سنگر همی دانم
که این حماسه «رقص آتش وخون » است
ستیغ کوهسار ازخون ما گل‌رنگ خواهد شد
بدور پیکر خونین ما «درسنگر پیکارهستی ساز دشمن سوز»
شفق هر شام‌گاهان رقص شورانگیز خواهد کرد

تودرپیکار آزادی به جز زنجیر خود چیزی نخواهی داد و خواهی برد
جهانی را که مزد شست رنج بی‌کران توست
توای هم‌رزم وهم‌زنجیر وهم‌سنگر زجا برخیز
که هم چون دانه اندر کشت‌زار خاطر برزی‌گران روییم
شگوفان‌تر شویم آن‌گاه و با نیروی رعب انگیز وتوفان‌زای
برافرازیم پرچم را و افروزیم آتش را
و جاویدان کنیم این رقص آتش‌خیز رزم آرا
که تا این ناکسان سوزند وآن اهریمنان سوزند

مضطرب در این شعر وضعیت را با تمام دشواری‌هایی که دارد برای هم رزمان خود بیان می کند. نمی خواهد آنان را در بی‌خبری نگه‌دارد؛ بلکه برای آنان می گوید که رفتن در این راه همانا پیوستن به رقص آتش و خون است. در این راه قله‌های کوهساران از خون آنان گل رنگ خواهد شد. در هرگام اهرمنی در کمین نشسته است. در هرگام دشمن دام افکنده است. گویی تا پیروزی، هفت خوان رستم در پیش است. با این حال برای رسیدن به آزادی چاره‌یی جز گام برداشتن در این راه نیست. می خواهد یک‌جا با هم‌رزمان خویش، چنان دانه‌های در گشت‌زار کشاورزان پاشیده شوند تا سبز شوند و به ثمر رسند. این سخن شاعر به این مفهوم است که روشن‌فکر و جنبش روشن‌فکری تا آن‌گاه که با مردم در دهکده‌ها وشهرها نپیوندند به سرانجامی نخواهد رسید. شاعر در راه تغییر وضعیت گام بر می دارد؛ اما در روشنایی بینش سیاسی و ایدیولوژی خود. یعنی می خواهد جهان را بر بنیاد ایدیولوژی سیاسی و فلسفی خود تغییر دهد. چنین است که به کارگران و هم‌رزمان خود هش‌دار می دهد که برای نبرد و مبارزه به پا برخیزند، هراسی نداشته باشند برای آن که در این نبرد یگانه چیزی را که از دست می دهند، همانا زنجیری هست که بر دست وپای آنان بسته شده است. این همان سخن معروف مارکس است که شاعر آن را شعار گونه در شعر خویش به کار گرفته است. او در شعر خود گام به گام به روحیه انگیزی انقلابی می پردازد و در پایان شعر مژده می دهد که روشنایی بر تاریکی پیروزی می شود و اهرمن نمی تواند پیوسته بر اورنگ بماند! اورنگ اهرمن همان تاریکی شب است. شب در فرجام از پای فرو می ریزد و آفتاب سرخ از خاوران می شگفت. این آفتاب سرخ خاوران همان انقلابی است که با نیروی پیکار دهقانان و کارگران به پیروزی می رسد.


مضطرب در شعر « پرواز شاهین » بازهم به سراغ طبقۀ کارگر می رود، آنان را با وضعیت آشنا می سازد و با آن‌ها به گفت و گو می پردازد و آنان را فرا می خواند تا در جهت سرنگونی نظام به پا بر خیزند.

تو ای فرزند رنج، ای کارگر، ای اختر روشن
گناهت چیست در پهنای این وادی درد انگیز
مگر موج وجودت را نباشد قدرت توفان ؟
به پا برخیز و با اهریمن افسرده‌گی بستیز

تلاش گوهرهستی مکن در ساحل آرام
که این ننگ است ننگ پنجه‌ی زورآزمای تو
تو موجی ، موج را بیمی نباشد از دل گرداب      
چه‌سان دربند افسون کهن بستند پای تو ؟

چرا در کورۀ بی‌داد این مشتی ستم‌گستر
روان خویشتن سوزی وشمع غیر افروزی
طلسم شوم این دون همتان ددمنش بشکن       
که این بدگوهران را نیست سیری از زر اندوزی

خروشان موج رزم انگیز شو برخصم، آتش زن     
به صد رزمنده‌گی پیکار خونین را مهیا شو
مباد افسرده گی روح ترا از خنجر بی‌داد     
طلوع مهر عالم‌تاب ) زحمت) را پذیرا شو

تو شاهینی قفس بشکن به پرواز آی و مستی کن
که بر آزاده‌گان داغ اسارت سخن ننگین است
مگر ای کارگر ای پور زرم آخر نمی دانی
تلاش زنده‌گی در کارزار مرگ شیرین است

بر بنیاد بینش سیاسی و فلسفی که شاعر به آن باورمند است. هیچ جنبش انقلابی بدون اشتراک کارگران و دهقانان که رده‌های ستم‌کش جامعه اند به پیروزی نمی رسد. طبقۀ کارگر باید در پیشاپیش این جنبش قرار گیرد؛ اما طبقۀ کارگر هنوز آمادۀ آن نیست تا رهبری یک چنین رستاخیز بزرگ و پرمخاطره را بردوش کشد. برای آن که هنوز دشمن با فسون‌کاری‌های خویش روان آنان را در سیاهی و افسون بی‌خبری نگه داشته است. او برای کارگران هستی انقلابی شان را می نمایاند و برای آنان می گوید که گوهر هستی، که می تواند نمادی برای قدرت سیاسی باشد، در ساحل آرام به دست نمی آید. برای رسیدن به چنین گوهری باید با موج های دست و پنجه نرم کرد و در دل دریاها رفت. برای یافتن گوهر هستی باید از ساحل آرام دوری کرد. این ساحل آرام می تواند مفهوم سازش کارگران با زورمندان و زرمندان را ارائه کند که شاعر چنین کاری را برای کارگران ننگ می داند. او کارگران را به نیروی اجتماعی و انقلابی شان متوجه می سازد و می گوید شما موج هستید و دشمنان گرداب اند و امواج در مقابله با گرداب سینۀ گرداب‌ها را می درند و از آن می گذردند. گرداب ایستا است و موج پویا. باید خود را از بند طلسم نیروی اهرمنی رهایی بخشید و برای پیکار دشمن سوز آماده شد و بر هستی دشمن و نظام او آتش افروخت تاخورشید جهان‌تاب از سوی خاوران چهره بگشاید. این مهر عالم‌تاب می تواند نمادی باشد برای پیروزی انقلاب و پیروزی انقلاب به این همه زحمت و جان‌فشانی می ارزد.

دنیای را که مضطرب معرفی می کند، دنیای تضادهاست. او با استفاده از یک رشته نمادها وضعیت را روشن می سازد. این نمادها در برابر هم قرار دارند. این نماد‌ها نماد های عینی اند، برخاسته از محیط سیاسی اجتماعی که شاعر در آن نفس می کشد. این نمادها مجموعه‌یی اند از مفاهیم منفی و مثبت که با هم در مبارزه و زنده‌گی اند. مضطرب شاعر مژده وری است. او درپایان شعرهایش پیوسته از پیروزی نمادهای مثبت سخن می گوید شعرهایش درهوای پیروزی این نماد‌ها به پایان می رسد.
مضطرب باختری از معدود شاعرانی است که شعرهایش به میزان گسترده‌یی با جنبش روشن‌فکری افغانستان در آمیخته است. در تظاهرات خیابانی جنبش چپ افغانستان در دهۀ دموکراسی پیوسته شعرهای او خوانده می شود. به گونۀ ویژه این بخش شعر« پرواز شاهین» از همان روزگاران تا امروز در ذهن چند نسل زیسته است.

تو شاهینی قفس بشکن به پرواز آی و مستی کن
که بر آزاده‌گان داغ اسارت سخن ننگین است
مگر ای کارگر ای پور زرم آخر نمی دانی
تلاش زنده‌گی در کارزار مرگ شیرین است

مضطرب باختری به سال 1318 در شهر مزارشریف چشم به جهان گشود. او پس از پایان دورۀ لیسانس از دانشکدۀ زبان و ادبیات دانش‌گاه کابل گوهی‌نامه لیسانس به دست آورد. زمانی هم در همین دانشکده کرسی استادی داشت. سال 1384 در روزگاری که افغانستان در اشغال نیرو های شوروی و حکومت دست نشاندۀ او بود، کشور را ترک کرد. به پاکستان پناهنده شد و بعد کشتی آواره‌گی اش در ساحل آرام لندن پهلو گرفت و هم اکنون در شهر برمنگهم انگلستان زنده‌‌گی می کند. او در انگلستان در زبان انگلیسی دانشنامۀ فوق لیسانس به دست آورد که سالیانی به تدریس زبان انگلیسی می پرداخت. سال‌‌هایی هم در سرویس جهانی بی بی سی در بخش پشتو به نام «نگارگر» کار می کرد. شعر او را به نام مضطرب باختری به شهرت گسترده‌یی رساند، اما بی بی سی نگارگر را. در سال‌های پسین خاموشی او درعرصۀ شعر سبب شده است تا آرام آرام « نگارگر» سایۀ سنگینی را بر «مضطرب باختری» فرو افگند. همان گونه که در آغاز گفتیم، مضطرب باختری در سال‌های اخیر بیشتر به پژوهش‌های ادبی، تاریخی و فلسفی می پردازد. چنان که نوشته‌های سودمندی در پیوند به اندیشه‌ و جهان بینی عرفانی مولانا جلال الدین محمد بلخی، مقایسۀ اندیشه‌های او با فیلسوفان و متفکران غرب و نوشته‌های پژوهش‌گرانه‌یی را در پیوند به شعر وشاعری ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل به نشر رسانده است. هرچند ظاهراً دیگر شعر نمی سراید؛ اما در عوض قلم او در سالیان اخیر بیشتر در قلمرو فلسفه، تاریخ ، جامعه شناسی و سیاست و موضوعات اجتماعی دیگرجولان گسترده‌یی داشته است.

پایان


 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در چهارشنبه ، 4 آذر 1394 ، 11:19
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 184 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.