Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

گــوئته شــاعــری به وسعت جهـــان PDF پرینت ایمیل
کی کیست - شخصیت هــــای مـــلی، ادبـــی و تــاریخـــی
نوشته شده توسط دکتورعلی احمد کریمی تحلیلگراموربین المللی- مسکو   
دوشنبه ، 21 تیر 1395 ، 09:53

گــوئته شــاعــری به وسعت جهـــانآلمان ازمراکزمهم علم، فلسفه وادبیات  جهان به شمارمی آید.آراسموس ومارتین لوتر درقرن شانزدهم که دوران رنسانس واصلاحات دینی اغاز شد ازبنیانگذاران زبان ادبی آلمان محسوب میگردند. آلمان درقرن 19 میلادی به اثر  جنگ سی ساله 1618 تا 1648  دچار اغتشاش، بی ثباتی وفساد اخلاقی ودینی گردید که تاثیرناگواربرادبیات نیزگذاشت. زبان المانی دراین عصرتحت تاثیرواژه های فرانسوی قرارداشت.

قرن هیجدهم را عصرعظمت سیاسی وفرهنگی آلمان می نامند، دراین عصرخردگرایی وخداپرستی« دئیسیم» طرفداران زیاد داشت. نهضت « طوفان وطغیان» درحدود سالهای 1748 آغازشد. منقدان آثاراولیه این نهضت را بی نهایت تندروانه وعاری ازهرقید وقاعده می دانند.آثارلسینگ،گوته وشیلر با ژانرهای ادبی مانند رمان،نمایشنامه وشعرغنایی وحماسی به رونق ادبیات آلمان افزود. لسینگ دراثرخود بنام« ادبیات نامه» با نقد جامع ادبیات آلمانی این عصررا صورت داد ودرنقدهای ادبی خود« با سادگی وصمیمیت نقاب ازچهرۀ شعربافان،مترجمان فاقد صلاحیت، فضلفروشان کم مایه ومعلمان اخلاق دروغگو برداشت.» لسینگ درداستان « ناتان خردمند» پیام اصلی وحقیقت ادیان رادرآن میداند که بشریت رابه فضیلت وتقوی هدایت کند او معتقد بود که تنها خدا حقیقت مطلق است و قبول این اصل پیروان عقاید مختلف را از جدال و مناقشه با همدیگر نجات خواهد بخشید. درتاریخ ادبیات جهان ازلسینگ چون اوج ادبیات آلمان وازیوهان هردر، فیلسوف، نویسنده وبنیانگذارنهضت ادبی « طوفان وطغیان» چون طلیعه جدید دنیای ادبیات آلمان یاد میگردد. «هردر کلاسیک نورا ازوابستگی به عقل ومنطق وکهنه گرایی آزاد ساخت وپیوندآنرا به عواطف وانگیزه های طبیعی انسان استحکام بخشید. هردر، شعررا زبان مادری نوع بشرمی دانست وراه رابرای مفهوم جدید ادبیات جهان که گوته ورمانتیکها مبشرآن بودند هموارگردانید.» منقدان اثر فلسفی هردر را به نام « اندیشه هایی درباب فلسفه تاریخ بشر» ازشاهکارهای او میدانند،که درعصرپست مدرن تازگی، جذابیت وبرازندگی  دارد اودراین شاهکارفلسفی وادبی عقاید خودرادرباره تکامل انسان با پیروی ازفرهنگ والاکه همه ودرهراقلیم وملت به عنوان بنی آدم اختلافات را درجهان مرتفع بگردانند وهرملتی باید سهم خودرا دررشد فرهنگ انسان سالاری ادا نماید،آثار لسینگ وهردر راه را برای موفقیتهای گوته وشیلرهموارگردانید. اگریونان باستان درتمدن را بروی اروپا بازنمود بدون شک فیلسوفان، دانشمندان ونوابغ ادب وفرهنگ آلمان درتمدن رابروی دنیا بازنمودند وکشورهای جهان مدیون اندیشه های فکری ودستآورد های علمی وفرهنگی آلمان می باشند. نوشتن درباره گوته جرات ودانش مسلکی خاص می طلبد، درباره گوته صدها کتاب نوشته شده است، هدف نگارنده درسلسله معرفی نویسندگان بزرگ دنیا به خوانندگان افغانی عشق وعلاقه به این نوابغ بزرگ است . گوته سفیر فرهنگی آلمان درجهان است وکمترکشوری درجهان وجود دارد که درآن انستیتوت بنام گوته فعالیت نه نماید. انستیتوت گوته درکابل سابقه طولانی دارد ودراین انستیتوت نسل های مختلف با زبان وفرهنگ آلمان وجهان تربیت گردیده است و این مرکز فرهنگی بگونه ای  مهمترین عامل وحدت درگفتگوی تمدنها به جهان کمک نموده است. این ابتکارآلمان میتواند الگوی خوب برای سایرکشورهای جهان باشد تا تمدنها وفرهنگها ازطریق گفتگو همدیگر را بشناسند وعمراختلافات را درباره عقاید گوناگون از طریق کثرت گرایی ونه ابطالگرایی، شمول گرایی وانحصارگرایی کوتاه بگردانند. کره زمین خانه مشترک ادیان وعقاید مختلف است واین خانه مشترک تنها ازطریق گفتگوی فرهنگها وتمدنها آباد وازگزند حوادث مصئون می ماند.   
یوهان ولفگانگ فون گوته « 1749 – 1832 » شاعر،فیلسوف،نویسنده، سیاستمدارومتفکربزرگ که نقادان اورا ازارکان چهارگانه ادبیات دنیا میداننددرفرانکفورت آم-ین زاده شد.پدرگوته وکلیل مدافع بود وازموقعیت اجتماعی مهمی برخورداربود، مردی کم حرف، سختگیر،وخرده گیربود. مادرش هیجده سال داشت که گوته دیده به جهان گشود، اوزن مهربان و با قلب حساس بود به هنروداستانگویی عشق فروان داشت.میگویند که اولاد آیئنه تمام نمای پدرومادراست. گوته نظم، انظباط، خردگرایی، تدبیر وعزم را ازپدروعشق به هنروادب را ازمادرآموخت. گوته درفرانکفورت به مدرسه رفت وبعددردانشگاه لایپزیک در رشته حقوق تحصیل کرد.دراثربیماری ناگزیربه ترک لایپزیک شد وبه زادگاهش برگشت،اما دوسال بعدبرای ادامه تحصیلات به دانشگاه استراسبورگ رفت ودرآنجا با هردر بنیانگذارنهضت « طوفان وطغیان» آشنا شد. گوته درسال 1788 با شیلرشاعر نامدارآلمان که اشعارش مملو به عشق وآزادی است آشنا شد. شیلرکه اخلاق وزیبایی راازهمدیگرتفکیک ناپذیرمی دانست و معتقد بودکه بهترین وبزرگترین فرهنگها حاصل وحدت «لطف ووقار» است که به انسان شخصیت می بخشد، به گوته تاثیر شگفت گذاشت. درباره گوته نظریات گوناگون ابرازگردیده است، تعدادی اورا شاعرمهربان وصمیمی وحقیقت جووتعدادی هم که به حقیقت جویی اوتردیدی ندارند ازبی اعتنایی اونسبت به دیگران انتقاد مینمایند.  گوته مانند ولترکه هم عصراوبود ازلحاط پرکاری شاعر بی نظیراست، اوازروزگارجوانی تاپایان عمرهشتادو ساله اش به طورمداوم می نوشت وحاصل کارش 120  جلد آثاراوست. آثارگوته شامل شعرتغزلی،حماسه،رمان، نمایشنامه، مقالات علمی ونقد های ادبی میگردد، اشعارتغزلی گوته انسانی وپراحساس اند. دکترفاوست بزرگترین ومشهورترین اثرگوته است که ازسال 1769 به نوشتن آن آغاز ودرسال 1832 تا آخرعمرگوته تکمیل ونشرگردید.این اثربه اساس اسطوره آلمانی که یوهان فاستوس استاد سحروجادوگری بود که باحیله گری ونیرنگ با شیطان هم پیمان میگردد آفریده شده است . دراین داستان خدا فاوست را درمعرض وسوسه شیطان قرارمیدهد. شیطان به فاوست ثروت، قدرت،زن، شهرت وافتخار وهرچیزی بخواهد پیشنهاد می نماید درعوض ازاومی خواهد پس ازاینکه تمام آرزوهایش برآورده شد ودرلحظه ایکه غرق درشادی آرزوهای خود است وآرزو دارد که این آرزوها جاویدان ماند روحش راتسلیم شیطان نماید.فاوست پیرشرایط شیطان را می پذیرد وقرارداد با خون امضاء میشود. شیطان که کمربه گمراهی فاوست بسته است اول اورا باباده گساری وعیاشی امتحان مینماید، شیطان دراین امتحان شکست می خورد، شیطان درفکروسوسه اوبه عشق میافتد فاوست رابه آشپزخانه ساحره ها می کشاند وبه وی معجونی می خوراند که جوانیش را به او بازمیگرداند. فاوست به کمک شیطان دخترجوانرا اغفال میکند ودرجنگ تن به تن برادراورا می کشد ومجبورازشهرفرارمی نماید،دخترجوان که مارگارت گرچن نام دارد طفلی به دنیا میآورد ودرعالم نا امیدی وپریشانی اورامی کشد وبه زندان می افتدوبه مرگ محکوم میگردد، فاوست وشیطان شرایط رابری فراراواززندان مهیا میگردانند، اما دخترکه از کرده خود پیشمان است ومی خواهد کفاره گناه خودرا بپردازد ازفرارخوداری می ورزد ودرزندان میمیرد، شیطان فریاد میزند این دخترلعنت شده است اما فرشتگان پاسخ میدهند که اورستگارشده است. فاوست زمانیکه آرزوهای خودرا برآورده می داند ودرلحظه ای خودرا چنان خوشبخت میداند که این آرزوها پایدار بماند دراین هنگام میمیرد، شیطان که قرارداد رانا تمام میداند خواستار روح فاوست می گردد اما فرشتگان برآنند که این لحظه نه بخاطرهمرایی شیطان بلکه رشد معنوی فاوست فرارسیده است. محقیقان مفهوم فلسفی فاوست را درآن میدانند اگرانسان درراه هدف والا تلاش های شرافتمندانه نماید رستگارمی گردد. منقدان آلمانی « فاوست رابزرگترین اثرادبیات خود وآلمانی ترین آفریده فکرآلمانی میدانند» به باور هانریش هانیه « طبیعت می خواست تصویرخودرا تماشا نماید وگوته را آفرید.» این اثرحاوی 60000 بیت است، استادان ادبیات درموقع لکجربه دانشجویان توصیه مینمایند تا به حوصله مندی اولترازهمه  به اهمیت  فلسفی فاوست که حاوی « باشکوه ترین اشعارخیال انگیز،ژرف ترین نقد زندگی، گیراترین واقعیتگرایی ورقت انگیز ترین تراژدی که عشق بزن است.» توجه گردد. فاوست نماینده همه ماست. فاوست نماینده تمناها، قدرت وخوشبختی ماست. بزرگان ادبی آلمان همیشه روح وروان آلمانها را درفاوست دیده اند. توماس مان نویسنده بزرگ آلمانی برنده جایزه نوبل دکترفاستوس را درباره آلمان زمان هتلرنوشت که آلمانی ها مانند فاوست روح خودرادرقبال قدرت به شیطان هتلرفروختند وقدرت رافراترازوجدان واخلاق شمردند. فاوست ها درتمام جوامع بشری وجود دارندوتا زمانیکه انسان است فاوست ها نیزادامه خواهند داشت. شیطان با وسوسه های گوناگون مانند وعده دادن قدرت، ثروت، شهرت وتزئین وپایداری دنیا به فریب وگمراهی فرزندان آدم می پردازد تاتوجه آنهارا ازخودسازی به اهداف والایی انسانی دوربگرداند. گوته پرورده دامان غرب است. افکارگوته در گرایشهای سیاستمدران غربی امروز آموزنده وعبرت انگبز است ، غرب امروزبه روح فاوستی مشبوع گردیده است. حملات وتهاجم های غیرعادلانه غرب به دلایل وبهانه های گوناگون به سایرکشورهای که قدرت وتوانایی دفاع ازخودرا ندارند ریشه به روح فاوستی دارد واین حملات اکثرا بنام دفاع ازحقوق بشرودموکراسی صورت می گیرد اما درعمل به جنگ وویرانی ملت های مظلوم خاتمه می یابد، آیا صدها مهاجرکه دردریا ها غرق وخوراک کوسه ماهی ها می  گردند مگرقربانی قرارداد فاوست ها با شیطان نمی گردند؟ اگر گوته امروزمی بود با فاوست های این زمان  چه میگفت؟ گوته روح حقیقت جو داشت ومعتقد بود که انسانها دراندیشه دگرگونی جهان بیشترازخود سازی خود تلاش دارند ودراین راستا اندیشه گوته مشابه به طرزتفکرتولستوی است که آدمیان همه دراندیشه دگرگون کردن جهانند، اما کمتردراندیشه دگرگون ساختن خود است. اندیشه های فلسفی و عرفانی واشعارتغزلی گوته بسیارشباهت به افکار وطرزتفکربزرگان علم وادب مادارد. بشریت ازفاوست به عنوان میراث جهانی یاد مینماید. هوش سرشارگوته زبانزد عام وخاص بود اوزبانهای لاتینی،یونانی، ایتالیایی، انگلسی وعبری را می دانست وتا هنوز آنچه منقدان وشخصیت های برجسته دنیا درباره گوته نوشته اند اغراق ومبالغه نیست او کاخ باشکوه فرهنگ رادر سراسر جهان برافراشت . دیوان شرقی وغربی گوته ازدرخشان ترین آثار این نویسنده بزرگ دنیا است که بزبانهای مختلف دنیا ترجمه گردیده است. درباره عشق گوته به قران وحضرت محمد«ص» وعشق سرشاراین نویسنده بزرگ جهان به حافظ که خودرا شاگرد حافظ وزنده به نسیمی ازجهان او می دانست و همچنان تاثیر گوته درگفتار واندیشه استادان افغانی بطورجداگانه ارائه خواهد گردید. ادامه دارد
دکتورعلی احمد کریمی- مسکو             

***************************


اسرارعشق ومستی گوته به حافظ  « بخش دوم»


دیوان غربی وشرقی ازدرخرشان ترین وبی نظیرترین شاهکار ادبی گوته درباره شرق است، اوعلاقه شگفت انگیز به قران وپیامبراسلام داشت. گوته دربیست وسه سالگی شعری درمدح پیامبراسلام سرود ودرهفتاد سالگی با مطالعه قران که بزبان آلمانی ترجمه گردیده بود آرزوداشت تاشب قدر رازنده داری نماید. گوته به زیبایی بیان واعجاززبانی قران احساس عمیق داشت وباور داشت که سبک قران قوی، باعظمت، پرباروتوام باحقیت شگرف است. گوته که درمدرسه توارات را خوانده بود، بعداز آشنایی ومعرفت به قران ، قران را کتاب کتابها وفرستاده خدا نامید. اودرنامه ای به دوست واستادش گوتفرید هردرنوشت «میخواهم برای تو مانند موسی درقران دعا نمایم ، پروردگارا به من سینه فراح عنایت فرما.» گوته درجای دیگری دیوان شرقی می گوید «هیچکس نمی تواند تردید وشک به عظمت قران داشته باشد، این کتاب به قلم بشرنوشته نشده، قران تاابد منبع نیرو وقدرت خواهدبود ومن مانند مسلمانان آنرا وحی الهی میدانم . عقیده گوته بعدازخواندن سوره بقربه وحدت وخالق آسمانها وزمین راسخ ترگردید. اومشرقین ومغربین را ازآن خدا میدانست بنده درهرجا که  رو کند در همان جا رو به خدا کرده است واین معنای ایمان  به مالکیت، ازلیت وابدیت خداست. گوته میگوید« ازحماقت های آدمی است که تنها عقیده شخصی خودرا ستایش کند، هرگاه معنای اسلام تسلیم شدن به اراده خداست، پس ما همه دراسلام زندگی می کنیم ومسلمان میمیریم.» .گوته مانند مسلمانان به رسالت حضرت محمد«ص» باورداشت  گوته درنمایشنامه معروف خود بنام نغمه محمد«ص» بنیانگذاراسلام ورسول رحمت را به رودخانه تمثیل نموده که درمسیرجریان خود همواره عظمت آن افزوده میشود وبشریت را همراه خود بسوی سرای جاویدانه پیش میبرد. گوته مانند مسلمانان  حضرت عیسی«ص» را پیامبران الهی میدانست وبراساس فهم عمیقی که ازقران داشت میگفت که قران ازحضرت عیسی ومادرآن چون دوپدیده شگرف عالم بشریت یاد می نماید.اودریکی ازاشعار دیوان آشکارا می سراید که. عیسی پاک ستایش میکرد تنها خدا را، اهانت به یکتا شد که عیسی را نامیدند خدا، بگذار تا راه محمد باشد به همه راهنما،تا همه ستایش نمایند تنها خدارا . گوته به سرودن دیوان غربی وشرقی درسال 1816 آغازنمود درسال 1818 تنظیم ودرسال 1819 چاپ گردید.این دیوان به نامهای عشق نامه،رنج نامه،زلیخا نامه،تیمورنامه و حکمت نامه تدوین گردیده است. منقدان انگیزه آفرینیش این اثر را سفرهای روحانی گوته  به شرق و شیدایی او به حافظ، رند عالم سوز می نامند. دیوان غربی وشرقی جام جهان نما نه تنها به شرق و غرب است بلکه ندای عاشقانه پاکان به تمام بشریت است اوباین ندا نقاب را ازچهره پشیمینه پوشان تند خو وریاکار با پیروی از حافظ درسراسرجهان برمیدارد. « می خواهم این دیوان را به صورت آیئنه دنیا با جام جهان نما درآورم،شرق وغرب را درکنارهم به بینیندگان نشان دهم ... من به ساختن جامی جمی مشغولم که با آن با وجود زاهدان ریایی، دنیا ابدیت راعیان خواهم دید وره به آن بهشت جاویدان که خاص شاعران غزلسراست خواهم برد تا درآنجا درکنارحافظ شیرازی مسکن گزینم» گوته دردوران سالخوردگی به حافظ رو میآورد، عشق وشیدایی این شاعربزرگ اروپا وجهان به حافظ مانند عشق مولانا به شمس است. گوته آرزوداشت تامریدی ازمریدان حافظ باشد، اواشعارحافظ را جاویدانه و آسمانی می دانست که از شنیدن سخن حافظ درآسمان سرود زهره مسیحا را به رقص میآورد.
درآسمان نه عجب گربه گفته حافظ                سرود زهره به رقص آورد مسیحا را
گوته زمانیکه ازبیان درک عمیق حقیقت ای نهفته دراشعارحافظ عاجزاست این حکیم ترین مرد اروپا و طبیب عصر آهن متواضعانه و خردمندانه میگوید« ...خودرا با توبرابرنهادن جزنشانه دیوانگی نیست... باین هم درخود جرات اندک می یابم که خویش را مریدی ازمریدان توشمارم. زیرا من نیزچون تودرسرزمین نورزندگی کردم وعشق ورزیدم.» گوته حافظ را شاعرشاعران جهان می خواند. گوته بعد ازپنجصد سال حافظ رادرمی یابد. اوبه شرایط استبدادی ومذهبی دوران حافظ آگاه بود و می دانست که  واژه های آتشین واندیشه های حکیمانه حافظ را هرکسی به میل ورای خویش تفسیرمی نماید بدون آنکه به عمق اندیشه های والای اوتوجه نمایند. حافظ آرزو داشت جامعه را ازفساد های اجتماعی واخلاقی نجات بدهد درد جامعه را تشخیص نموده بود ونسخه درد هارا نوشته بود وراه سازندگی وعشق را هم نشان داده بود،اما ریاکاری وتزویر  زاهدان ، پیشوایان ظالم ومقدس های نادان حافظ را با گنجی که باچهارده روایت درسینه داشت عزلت نشین گردانید ویار ویاوری هم نداشت تا ازفضای سفله پرور آن زمان خیمه برکند.
آب وهوای فارس عجب سفله پروراست     کو همرهی که خیمه ازاین خاک برکنم
گوته هفتادو پنج ساله به ندای مرشد خود پاسخ می دهد وبه یاری اومیآید ومیگوید ای حافظ مقدس :
قدح پرکن که من دردولت عشق                   جوانبخت جهانم گرچه پیرم
گوته اهمیت اسرار اندیشه های حافظ را  کشف نمود وعاشق اشعار آسمانی وابدی سرسلسله عاشقان صبورگردید و به دفاع ازمرشد خود میگوید« ای حافظ مقدس ، تورا لسان الغیب نامیدند ولی سخنت را آن چنان که باید وصف نکردند، عالمان خشک علم لغت نیزکلام تورا به میل خود تاویل وتفسیر می نماید زیرا ازواژه های آتشین تو جزآن مهملات که خود می پندارند درنیافته اند.»  گوته که درآئینه جمال حافظ تصویر خودرا می دید ودر شعر وشاعری به شاگردی مرشد خود افتخار می نمود. گوته مانند حافظ ازتنگ نظری ریاکاران سالوس، پشمینه پوشان تند خو وتزویرزهد فروشان رنج می برد. هردو شیفته عشق،لذت وزیبایی بودند وزیبایی را در  نورطبعیت، رقص گلها، نعره پرندگان وریزش آبشارها توصیف مینمودند تا گرد حرص وحسادت را ازقلب ها بزدایند. گوته دردیوان خود میگوید: سخن را عروس نامیده اند واندیشه را داماد ، وقدراین پیوند را کسی می شناسد که حافظ را بستاید.
کس چو حافظ نکشید ازرخ اندیشه نقاب             تا سرزلف سخن را به قلم شانه زند
گوته عشق خودرا به دوچیزآشکارا بیان می نماید، اول به حافظ که اورا افتخارزندگی ومایه حیات خود می داند ودوم به زلیخا معشوق زیبای دوران سالخوردگی اش، او خطاب به زلیخا میگوید«دلم می خواست بازبرایت شعربگویم، اما میتوان واژه را که ازحافظ نیست، شعردانست، چطور میتوان شعری که ازحافظ شیرازنباشد برای معشوق خواند.»
به باور منقدین دردیوان شرقی  اندیشه های معنوی  نورالدین عبدالرحمن جامی غزلسرای افغانستان نیز تاثیرگذاربوده است. اگر نخبگان فرهنگی واستادان ما درتاریخ ادبیات آلمان ودانشجویان ما در این زمینه تحقیقات نمایند ازنوآوری های تازه به فرهنگ وادبیات ما خواهد بود. ماافغانها ازنسبت دادن نام مشاهیر خود به ایران غالبا احساسات کاذبانه خودرا تبارز میدهیم.ستم ما درحق مولانا وسایربزرگان ما کمتر ازچنگیزها نیست. ایرانیان صد ها کتاب وهزاران مقاله علمی درباره مولانا نوشته اند و منکرزادگاه مولانا درام البلاد افغانستان نیستند وتنها ازلحاظ زبانی باومی بالند. مثنوی معنوی به همت ایرانیان به تمام زبانهای ترجمه گردیده است. درقونیه ترکیه آرامگاه مولانا زیارتگاه عام وخاص است وبزرگترین ومشهورترین شرق شناسان اروپا میگویند مادردنیا تاهنوزفرزندی نه زاده که با مولانا مقایسه گردد،  مولانای درجغرافیای افغانستان زاده شد وامروز به تمام دنیا تعلق دارد. ولی ما قادربه حفظ خانه وکاشانه مولانا نگردیدیم. اگرمولانا امروز در میان ما می بود شورای علمای حکم سنگساراورا صادر می نمود ودولت افغانستان اورا مجبوربه تبعید میگردانید، استادان ودانشجویان ما واژه های مولانا را سانسورمی نمایند، کاری را که چنگیزها نتوانست، مولانا اگرامروززنده می بود باوجود سنی مذهبی اش به خاطرواژه های پاک وستره اش متهم به جاسوسی ایران میگردید.درفرهنگ ما امروزهرکسی بزبان شرین مولانا، سنایی وغیره بزرگان حرف بزنند جاسوس اند. تحقیق بهترازتجلیل های کاذبانه است. درلیسه عالی نجات دراواخردوران ظاهرشاه واوایل سردارمحمد داود دومعلم بنامهای یوسف خان جغرافیا ویوسف خان آلمانی داشتیم هردومعلم زبان آلمانی هم بودند. یوسف خان جغرافیا معلم متدین و منور، متواضع وبا انظباط بود، اوبعد ازمکتب در انستیتوت گوته کابل که درشهرنو موقعیت داشت زبان آلمانی را  تدریس می نمود. روزی ازوی درباره گوته سوال نمودیم. او گوته را شاعر، فیلسوف ومتفکرترین مرد اروپا نمایید که دردیوان شرقی خود به تاریخ تمدن دنیا بدیده واقع بینانه ومنطقی می نگرد. پیام او به دنیا دفاع ازفرهنگهای والا بود که بیانگرآزادی معنوی وهمگانی باشد. زندگی وآثار گوته مملو ازعشق واحترام به عقاید گوناگون است. اومحقق بود ونه مقلد. اودرآثارخود با شیطان که دشمن اولاد آدم است رزمید ما مسلمانان قران خوان زیادداریم وقران دان کم داریم، گوته قران دان بود. ما روزانه پنج وقت نمازمی خوانیم ولی معنای نمازرا نمی دانیم . گوته ازنماز خواندن مسلمانان بی حال میگردید که مسلمانان بجزخدا بندگی هیچکس را نمی پذیرد. عزیزان من ! اگر شما صادقانه به مهمانی فرهنگهای گوناگون بروید قدروارزش فرهنگ خودرا بهتر می دانید. سخنان او علاقه مارا به فرهنگ آلمان بیشتراز موترهای بنزآن گردانیده بود. یوسف خان آلمانی تحصیل کرده اروپا بود،با وجودیکه سروصورت ظاهری اوبادیگران فرق داشت وباموترفولکس واگون که ازتازگی های صنعت آلمان بود به مکتب میآمد، اما موترو تحصیلات درخارج به تقوی وپرهیزگاری اوافزوده بود، خودنما ومتکبرنبود. ازاو درباره گوته پرسیدیم. یوسف خان آلمانی از گوته چون سرتاج تاریخ ادبیات وفرهنگ اروپا نام برد. درهرجایی که نشانی ازآلمان است گوته درآنجاست. شما دراین انستیتوت نه تنها زبان آلمانی را می آموزید بلکه به تاریخ افتخارات فرهنگی این کشورنیزآگاه میگردید. انستیتوت گوته بهترین ابتکارآلمان هاست واین ابتکارباعث شهرت ومحبوبیت آلمان درجهان گردیده است. هرکشوری که به مفاخرعلمی و فرهنگی خود احترام نماید افتخارات فرهنگی وتاریخی خودرا جاویدان میگرداند. بازهم به مولانا برمیگردیم. وزارت اطلاعات وفرهنگ درکشورهای مختلف نمایندگی های بنام اتشه فرهنگی دارد، که متاسفانه دراکثراین نمایندگی ها اتشه ها چون ماموردرجه دو وظیفه سکرترویا ترجمان را بدوش دارند وکمتربه معرفی فرهنگ وتاریخ افغانستان وکشورهای میزبان کارمی نمایند. اگروزارت اطلاعات وفرهنگ به جای اتشه های فرهنگی رایزنی های فرهنگی  به نام نامی مولانا  تاسیس نماید کسی جرات نه خواهد یافت که با سرقت افتخارات فرهنگی وتاریخی ما فخرفروشی نمایند، آنگاه ضرورت نه خواهد بود تادرسازمانهای جهانی ازمفاخر وشخصیت های علمی وتاریخی خود دفاع نمایم. ادامه دارد.
دکتورعلی احمد کریمی        


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 22 تیر 1395 ، 07:21
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 207 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.