Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607 Warning: preg_match(): Compilation failed: regular expression is too large at offset 46 in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/components/com_comment/joscomment/utils.php on line 607
جشن نوروز، چهل روز نه، بلکه دوازده روزبوده است PDF پرینت ایمیل
فــــرهنگی - عنعنـــــوی
نوشته شده توسط سلیمان راوش   
جمعه ، 6 فروردين 1389 ، 23:53

سیزده بدر (سیزدهم نوروز) یا روزستایش، سپاس وبستن پیمان عشقسیزده بدر (سیزدهم نوروز) یا روزستایش، سپاس وبستن پیمان عشق

سیزدهم فروردین ماه ( حمل) در گنجینۀ باور های نیایی مردمان سرزمین ما یکی از خجسته ترین روز های شاعرانه و آمیخته با باران عشق و مِهر به شمار می آید. این روز بیشتر روز راز و نیازِ عاشقانه هایی دختران و پسران جوان وروز طلب یاری در گشایش مشکلها از فرشته های آب و سبزه و باران است.سلیمان راوش

در گاهنامۀ پیش از اسلام، چنانکه در ستایشنامۀ جشن سوری نوشته ام،هر روز یک ماه به نام یکی از فرشتگان خدا مسمی گردیده است. سیزدهم روز هر ماه به نام تیر که در زبان بلیکایی ( بخدی) در اوستا تیشتریه یاد گردیده، موسوم می باشد.

تیشتریه ( تیر) فرشتۀ باران است. همچنان تیشتر یکی از ستاره هایی درخشان است که در ادبیات زرتشتی لقب سرور ستارگان به وی از سویی اهورا مزدا داده شده است.

 

در فرهنگ نامهای اوستا که هاشم رضی آن را تألیف نموده نوشته آمده است که: « تشتر تنها فرشتۀ باران نیست، بلکه همواره بر احوال زمینیان ناظر است و برای نیکان و ستایندگان خود نعمت های زیاد و خرسندی می آورد. ستاره ایست که با درخشندگی فراوان، با روشنی صاف و سپید در آسمان می درخشد. با فروباریدن باران بروی زمین، خاک تفته را سیراب می سازد و شهرهایی را که از گرمای تابستان نزار و بیمارند، شادمانی و سرخوشی می بخشد»

 

در فرهنگ تازیان روز سیزده روز نحس به شمار می آید حتا عیسویان نیز عدد سیزده را نحس می شمارند تا جایی که مثلاً سیزده نفر دور یک سفره جمع نمی آیند. ولی در فرهنگ پاکیزه و عرب نازده ای مردم خراسان، چون هر یک از روز ها به نام یکی از فرشته های خدا مسمی می باشد بدین لحاظ فرشته ها را نحس نمی خواندند و همه روزهای سال را گرامی می داشتند. به ویژه که سیزدهم هر ماه به نام سرور فرشتگان یعنی تیشتر مسمی می باشد که فرشتۀ باران و نعمت افزا است.

 

به هر حال، روز سیزدهم فرودین را "سیزده بدر" می گویند. اکثر از خانواده ها در پیش از اسلام در کشور ما از این روز تجلیل دلنشینی و با شکوه می نمودند. این تجلیل در ذات خویش بر پایه بزرگ داشت از دوازده روز جشن نوروز بود.

 

جشن نوروز دوازده روز بوده است:

مطابق سنت از جشن نوروز، طی دوازده روز تجلیل به عمل می آمده. این بدان سبب بود که از یک نوروز تا نوروز دیگر یک سال می گذرد. از پی هر نوروز دوازده ماه می آید. به منظور اینکه هر دوازده ماه سال را از پیش خیر مقدم گفته و به فال نیک گرفته باشند، یک روز را به نام هر ماه در جشن نوروز افزودند،که مجموعاً می شود دوازده روز. روز سیزده ام فروردین را پایان جشن نوروز و روز ستایش و نیاش و سپاسگزاری تعین نمودند.

 

سنت چنین بوده که در این روز یعنی سیزدهم فروردین، خانواده ها به مرغزار ها،لاله زار ها و بوستان ها یی می رفتند که عموماً کنار دریا ها و رود ها و جوی ها واقع می بود. در چنین بستر های سبز و دل انگیز و شاداب و در نور آفتاب جهان تاب، بزرگان خانواده ها به طور خاص نماز شکرانه در نمازگاه های سبز به پیشگاه خداوند بجا می آوردند و از اهورامزدا(خداوندبزرگ) سال پر برکت، سبزو شادی بخشی را آرزو می نمودند.

 

 از سویی دیگر چون این روز را به نام فرشتۀ باران می شناختند، سبزه که تجلی باران و نماد آسایش، خرمی و وفور نعمات به شمار می آید برای به ویژه جوانان ارزش باوری شاعرانۀ داشت. چنانکه اگر بزرگان خانواده ها در این روز در نماز ها خویش برای آبادانی خود و خانواده و جامعۀ خود نماز شکران می خواندند و ستایش خداوند را بجا می آوردند، جوانان و به ویژه دوشیزگان با حُجب و حیایی دخترانۀ خود، بدور از دید دیگران دسته دسته و یا گاهی به تنهایی در گوشۀ از مرغزار و یا بستان با خانواده رفته بودند، دو شاخه از سبزه، نماد از باران رحمت، خوشبختی و خرمی را گرفته با هم گره می زدند، هنگام گره زدن دوشاخۀ سبزه، آرزوی خویش را در دل نیت می کردند. پس از آن کنار رود یا جویی رفته سبزه ای گره کرده را به آب می انداختند و از آب میخواستند که در باز شدن و یا گشایش گره یا "مشکل" شان یاری برساند. یعنی فرشتۀ آب آن گره را باز نماید.

 

 

راویان حکایت از آن دارد که بیشترینه گره هایی که در آب انداخته می شد، گره ها در کار عشق و عاشقی بوده است ( که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها) و نیت ها، نیت ِ رسیدن عاشق به معشوق بود و یا پیدا شدن و پیاده شدن شهزادۀ بخت بر سرای و تخت شهرستان امید ها.

 

 چنانکه مسعود سعد سلمان گفته:

ای نگار تیر بالا روز تیر – خیز و جام باده ده بر لحن زیر

عاشقی در پردۀ عشاق گوی – راه های طبع خواه دل پذیر

 

 این خواست ها و نیاز و دعا ها بنا بر روایت های آیینی ریشه در چشمه گاه رازهای آفرینش ونخستین پیوند زناشوهری در جهان داشته است. در ادبیات آیینی و اساطیری کیومرث اولین بشر به شمار می آید که در اوستا بارها از او نام برده شده است. مشی و مشیانه که پسر و دختر کیومرث بودند در روز سیزدهم فروردین با هم پیمان زندگی می بندند که اولین ازدواج بشر به شمار می آید. پیمان عقد آنها را گره زدن دو شاخه سبز تشکیل می داده است. از این رو گره زدن دوشاخۀ سبز نماد پیوند دودلداده و احترام به اولین پیوند زناشوهری بشر به شمار می آید. به همین خاطر بوده که در این روز دختران و پسران که با هم نامزد هستند در حالیکه یکی بسوی دیگر گل لبخند عشق می پاشند همزمان سبزه گره میزنند و سوگند وفاداری یاد می کنند.

 

 

 

گفتنی است که در فرهنگ سامی اولین ازدواج بشر که پسر و دختر آدم و حوا می باشد توأم با خون خشونت بوده و موجب شده که یک برادر بدست برادر دیگر کشته شود. چونکه یک خواهر زبیا تر نسبت به خواهر دیگر بوده و هردو برادر آرزوی ازدواج با خواهر زیبای خود را داشتند. چنانکه یعقوبی در جلد اول تاریخ خویش در صفحۀ 5 می نویسد: «... آدم با هوا در آمیخت پس حوا بار دار شد و پسری و دختری زائید. آدم پسر را "قابیل" و دختر را" لوبذا" نام کرد. باردیگر حوا باردار شد و پسری و دختری آورد و آدم پسر "هابیل" و دختر را "اقلیما" نام نهاد و چون فرزندان آدم بزرگ شدند و به نکاح رسیدند آدم به حوا گفت قابیل را بگو با اقلیما ازدواج کند و هابیل را امر کن لوبذا را بگیرد.

 

از این رو قابیل بر هابیل که خواهرش را به زنی گرفت حسد ورزید.»

بعداً در اثر این حسادت، قابیل هابیل را می کشت که جای این این قصه اینجا نیست..

 در سیزده بدر در حالیکه دوشیزگان و پسران جوان مست شراب زیبایی ها و امیدواریها به آینده قشنگ و بهارگونه می بودند چنانکه نظامی گنجوی می گوید:

 

بـنـوروز جــمشـيد و جشن سـده

که نو گشـــتی آ یين آتـــــشکده

زهر سو عروسان ناديده شــوی

ز خانه برون تاختـــندی به کوی

رخ آراســـته دســـتها پـــر نگار

به شادی دويد ندی از هـــر کــنار

مغــانه می لعــــل بــــرداشـــــته

بــــه ياد مغان گــــردن افراشــــته

ز برزين دهقان و افســـون زنــد

بر آورده دودی به چرخ بـــلـــند

همه کار شان، شوخی و دلــبری

گه افسانه گويی،گه افسونگری

فروهشته گيسو، شکن در شکن

يکی پايکوب و يکی دســــت زن

چو سرو سهی، دسته گل به دست

سهی سرو زيبا بود گل پرســــت

سر سال، کـــز گنـــبــد تـــــيز رو

شماری جهان را شــــدی روز نو

يکی روز شان بود،از کوی و کاخ

به کام دل خويش، مــيــدان فــــراخ

 

شرفنامه نظامی گنجوی

 

 کدبانوان، غروب و یا عصر آن روز یعنی پیش از هنگام بازگشت به خانه های خویش، هر کدام با شوهران و بزرگسالان خانواده، مقداری از هفت سین ( هفت میوه) را که قبلاً برای نذر در پیالۀ جداگانه با خود داشتند، کنار جویی و یا رودی آمده هفت سین را پس از خواندن دعا و ستایش خداوند به آب می ریختند و بدینگونه از خداوند بزرگ خواستار سال پر میمنت و نیکوی می شدند.

به این ترتیب با ریختن هفت سین به آب و ستایش و نیایش به بارگاه خداوند و انجام سرود و ساز و رقص، مراسم جشن نوروزی را روز سیزدهم فروردین ماه پایان یافته اعلام می نمودند و زندگی روال عادی خویش را فردای آن روز از سر می گرفت.

 

به هر روی، در فرهنگ نیایی و جمشیدی جامعۀ ما مفاهیم و معانی نمادینه ای برای آیین سيزده بدر ارائه گردیده است. که از جمله، شادبودن و خندیدن در اين روز نشانۀ نفرین کردن بر اندوه و ماتم می باشد. زیرا اندوه و ماتم در فرهنگ اهورایی مظهر اهریمن پنداشته می شود. دیگر روبوسي است که نماد یکی شدن و وحدت و محبت بوده، هم چنان گستردن سفره در مرغزار و بستان ها ازسوی خانواده ها نشانۀ ستایش طبیعت به شمار رفته و به آب افگندن هفت سین نشانۀ هديه بخشیدن به فرشته آب "اناهیتا" بوده است.

 

 در رابطه به دادن هدیه به فرشتۀ آب "اناهیتا"در فرهنگ اساطیری مردمان باخترزمین ثبت است که بیشترین از شاهان پیشدای و کیان بلخی، حتا شخص پیغام آورخدا زرتشت بزرگ، اکثراً برای فرشتۀ آبها اناهیتا هدیه و نذر داده اند. چنانکه گفته شده که جمشید بر فراز کوه هراهرئیتی، فریدون برای مسلط شدن بر ضحاک نیز در همانجا، هوشنگ پیشدادی بلخی در کوه هرا، نریمان گرشاسپ در کرانۀ دریاچه پیشینه، افراسیاب در پهنۀ دریای فراخکرت،کی کاووس بر فراز کوه ارزیفیه و شخص پیغام آور خدا در کنار رود ونگوهی دائی تیا ( آمو) اناهیتا را ستایش نموده اند و هدیه ها و نذر ها داده اند و از او درخواست کرده اند که از اهورا مزدا بخواهد تا در آرزو های شان، ایشان را کامیاب گرداند، که طبق روایت هایی اساطیری اکثراً به آرزو های خود نایل آمده اند.

همچنان گره زدن سبزه نشانۀ عقد و پیمان عشق و زناشویی و نیز استدعایی باز شدن بخت شمرده می شد. مسابقۀ { بزکشی} اسب دوانی در این روز نیز یادگار جمشیدی بوده و در واقعیت نماد جدال و پیکار تیشتریه (تیر) فرشتۀ باران با ديو خشکسالي به حساب می آمده است. معمولا مسابقۀ بزکشی در قدیم ها در روز سیزدهم فروردین ماه صورت می گرفته است که در پهلوی معنی اول به مفهوم پیام ختم جشن نوروز نیز بوده است.

 

باید گفت که امروز تنها ایرانیان چه در داخل آن کشور با وجود مخالف آخند ها و چه در خارج از کشورشان از این روز با فر و شکوه تجلیل به عمل می آرند. در افغانستان از این روز از سده ها بدینسو است که نام و نشان وجود ندارد. درتاجکیستان و ازبیکستان و بخش های از پاکستان برخی از خانواده این روز را تجلیل می کنند، اما ناسگالیده بدون آنکه از مفهوم واقعی آن اطلاع داشته باشند. اما خوشبختانه در پسینه سالها جوانان شهر های بامیان، هرات، بلخ، بد خشان، ننگرهارو کابل نیز، تا جایی که اطلاع حاصل شده است خانواده ها را تشویق و ترغیب نموده اند که دسته جمعی در روز سیزدهم ماه فروردین به مرغزارها رفته میله و شادی نمایند وبدین ترتیب از این روز تجلیل می نمایند.

 

 امید می رود این روز خجسته که یادگار فرهنگ نیایی مردم سرزمین ما به شمار می آید بار دیگر شکوه دیرینۀ خویش را به همت دانش و بینش خردبار جوانان باز یابد.

 در مورد اینکه چرا و چه وقت نوروز را چهل روز خوانده اند باید گفت که این امر بر می گردد بر تفکر تحمیل آیین عزاداری بر آیین جشن و شادی و خنده که روی این موضوع در جلد چهارم کتاب "نام و ننگ یا تولد دوبارۀ خراسان کهن در هزارۀ نو" از سوی این قلم بحث به عمل آمده است.

 

خرد یار و مددگار همه

 

 

 

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • abdullah  - نوروز از مسلمانان نیست





    بى گمان كليهء اعيادى كه در مخالفت با اعياد شرعى قرار دارد, همه اعياد بدعى, خود ساخته و نو پيدا است, كه در زمانهء پر افتخار سلف صالح, مشهور نبود, چه بسا كه منشأ اّن نيز, از جانب غير مسلمانان مى باشد, پ س در تجليل از اّن در كنار بدعت بودن, مشابهت بادشمنان خداى متعال, نيز بوجود مى اّيد.
    اعياد مشهور شرع ى, عيد سعيد فطر, عيد سعيد اضحى و عيد پرميمنت هفتگى, روز جمعهء مبارك اند, ماوراى اين اعياد و جشنهاى س ه گانهء مبارك شرعى, هر جشن و عيد ديگرى, نو پيدا و خود ساختهء بشر است. لذا چنين اعيادى, بر ساخته گان اّن, مردود بوده و در شريعت برحق او تعالى باطل قلمداد شده است. دليل براين مدعاى ما, اين فرمودهء رسول اكرم (ص) مى باشد: ( من احدث فى امرناهذا, ماليس منه فهورد) ترجمه: كسيكه در دين ما, چيزى را نو پيدا كن د كه از اّن نباشد, پس اّن مردود بوده و در نزد خداى تعالى غير مقبول است(1).
    و در روايت ديگرى چنين مى اّيد: ( من عمل عملاً ليس عليه أمرنا فهورد) ترجمه: كسيكه انجام ميدهد عملى را كه بر اّن دليلى از ما ن دارد پس اّن عمل مردود بوده و نزد خداوند مقبول نيست(2).
    پس وقتى كه سخن ازين قرار بوده, انجام دادن ؤ اظهار نمودن شعاير عيد, در جشن نوروز و تجليل از اّن, بمثابه يك عيد, در منطق ناب اسلام, درست و جايز ني ست, مانند: اظهار نمودن سرور و خوشحالى, تقديم كردن هدايا, دادن نوروزى, پوشيدن لباس جديد و امثال اّن.

    بر مسلمان فرض است كه بردينش افتخار كند و برهمان حد و اندازه كه خدا و رسول برحقش در دين راستين اسلام كه او تعالى, اّن را براى بندگانش برگزيده و تعيين فرموده است بسنده شود, نه بر اّن چيزى بيفزايد ونه ا ز اّن چيزى بكاهد و از جانب ديگر لازم است كه مسلمان امعه ( اّدم هر جايى,بى ثبات و بى اراده) نباشد كه در دنبال هر نعره و شعار روان گردد, بلكه شايان شان اوست كه شخصيت خود را بمقتضاى شريعت خداى تعالى براب ر و اّراسته بسازد تا در نتيجه متبوع باشد و نه تابع و تا رهنما و الگو باشد و نه دنباله رو, زيرا كه بح مد الله, شريعت او تعالى از هر حيث كامل است. (3)
    چنانكه او تعالى ميفرمايد: ( اكملت اكلمت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً)
    ترجمه: امروز دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان اّئين جاودان شما پذيرفتم. (4)
    تجليل از ايام اعياد كفار, نه تنها نا رواست بلكه شركت ورزيدن در ايام تجليل اّنها نيز, گناه است, اسلام درين مورد از خود غيرت و حساسيت شديد نشان داده است, از همين جاست كه اسلام, در اّستانه هايى كه مشركين وبت پرستان, براى بتان شان حيوانات را قربانى ميكردند, قربانى كردن را, ناروا قرار داده است.
    بعضى از صحابه كرام از رسول اكرم(ص) خواستند تا به مثل ايرانيان (فارس قديم) از ايام نوروز و مهرجان, تجليل نمايند ولى ايشان (ص) اين سخن را پسند نكرد ند, بنابر همين سبب از نماز خواندن در اوقات غروب, شروق و استوا منع صورت گرفت, كه درين اوقات, بت پرس تان و اّفتاب پرستان عبادت ميكردند, و به همين ترتيب يهود در روز عاشورا روزه مى گرفتند, بخاطر اينكه از ايشان تفكيك صورت گيرد و مشابهت با ايشان بميان نيايد, روزه گرفتن روز ديگرى را با اّن, ضميمه فرمودند.
    حساس بودن وغيور بودن اسلام در برابر كفار و اعياد ايشان يك چيز طبيعى است. "و بايد اسلام در براب ر كفر و اعيادش اينقدر غيور باشد, چنان فكر نشود كه گويا اسلام پيروانش را, اجازه ميدهد كه در تجليل از اعياد و جشنهاى مذهبى ايشان شركت نمايند و يا پسندش كنند, زيرا كه اين, تعاون با كفر تلقى مى شود, چيزى كه قراّنكريم از اّن, بشدت تمام, منع فرموده است" (5).
    اصل در برگذارى اعياد و جشنها اين است كه ه ر قوم و ملتى روزى دارند كه در اّن خود را اّرايش ميدهند و با زينت و اّراستن از شهرها بيرون مى اّيند و اين خصلت و عادتى است كه هيچ يكى از طوايف عرب و عجم از اّن عارى نيستند, چنانكه در حديث زير مى اّيد:

    ( عن أنس قدم النبى (ص) المدينة, و لهم يومان يلعبون فيهما, فقال (ص): ما هذان اليومان؟ قالوا, كنا نلع ب فيهما فى الجاهلية, فقال رسول الله (ص): ان الله قدأبدلكم, بهماً خيراً منهما, يوم الاضحى و يوم الفطر ) ترجمه: از حضرت انس روايت است, زمانيكه رسول الله (ص) به مدينه تشريف فرما شدند, ديدند كه مردم مدينه دو روز دارند كه در اّنها به سهو و لعب مى پردازند, اّنحضرت (ص) فرمودند, كه اينها چگونه روزهايى هستند؟ گفتند, مادر دروان جاهليت درين روزها باهم بازى ميكرديم, اّنحضرت (ص) فرمودند, خداوند(ج) به عوض اّنها بهترين روز هايى به شما عنايت فرموده كه روز عيد فطر و روز عيد قربان مى باشد.(6)
    نظريات علماء پيرامون جملهء "ولهم يومان":
    1_ موْلف "مرقات", حاشيه نگار ابو داود وعدهء ديگرى از علماى كرا م گفته اند كه مراد از اّن دو روز دوران جاهليت, نوروز, نخستين روز ماه حمل و اول ميزان "روز مهرگان " مى باشد,(7) و علاوه مى كنند كه"بازى و اظهار سرور, درين دو روز ممنوع قرار گرفته است, يكتن ا ز علماء جيد اسلام, به نام "مظهر" ميفرمايد: اين ممنوعيت و تبديلى دال براين است كه تعظيم و تجل يل نوروز و مهرگان وساير اعياد و جشنهاى كفار, در دين ما, نهى شده است و بزرگداشت اّنها جايز نمى باشد. (8)
    2_ موْلف " حكمت و فلسفهء شريعت" چنين مى نگارد: " اسلام رسوم و عادات جاهليت رايا اص لاح ساخته و تكميلش نموده و يا اّن را بعمل بهترى مبدل ساخته است. دليلش اّنكه قبل از ظهور اسلام براى ا عراب عيدهايى بود كه در اّن روزهاجشن وسرور داشتند از اّنجمله نوروز و مهرگان بود و چون حضرت رسول اكرم (ص) بمدينه تشريف بردند انصار را ديدند كه شعاير اين دو عيد را رعايت مى كنند از اّنها پرسيدند كه اين د و روز كه شما اّن را جشن مى گيريد, چه شان دارد عرض كردند يا رسول الله (ص) زمان جاهليت درين دو روز جش ن مى گرفتيم و به بازى مى گذرانيديم, پيغمبر عليه السلام فرمودند: خداوند اين دو روز را, به دو روز بهت ر, براى شما عوض گردانيد يكى روز عيد اضحى و ديگرى روز عيد فطر" (9).
    3_ موْلف: اشعة اللمعات" مى نويسد" : در حديث شريف فوق, از تعظيم اعياد و جشنهاى مشركين و مواسم اّنان و اظهار سرور و حضور د ر اّن, نهى شده است, تا اّنكه بعضى از علما مبالغه نموده, بقصد زجروتشديد وسد ذرايع و اجتناب وجلو گيرى از مظان كفر, حكم به كفر كرده اند, كذا فى فح البارى(10)

    بقیه: http://muslimeen.ueuo.com/fnawroz.ht m
  • حق گو
    برادر عزیزی که نوروز را که روز باستانی و روز تاریخی یک ملت که پاره هایش عبارت از ممالک همجوار افغا نستان یا نام خود ساخته انگلیس است را مرتبط به اسلام ندانسته اند .
    بلی کی گفته که نوروز مربوط دین ا سلام است هر دین و هر رسمی افتخاراتی دارد که افتخاران این مردم که به نام فارسی و سرزمین فارسی میبالند و دین شان اسلام است . درین شکی نیست که دین مقدس اسلام بعد از این روز یا سال ها بعد از نوروز ظهور کر د و شما هم زیاده دهن باز میکنید و مسلمان زاده وار چتیات میگویید .
    من چنین مسلمانان مانند شما ها را دیده ام که در یک دست پنج وقت نماز و در دست دیگر بوتل شراب . هم غلام شیطان و هم عبادت کننده آن خدا.

    پس قضاوت در دست کی خواهد بود آقا !
    آیا میخواهید به نام این و آن مذخرف بگویید ؟
  • ســـــــها

    جناب Abdullahxxx وقتی قرآن را تفسبروترجمه می کنید
    وازاحادیث حضرت پیامبرصحبت به عمل می آرید باید فر هنگ پوسیده عرب را ازآن جداکنید تاریخ عرب رانیز
    مطالعه فرمایید,اززنده به گورکردن ها,ازحملهء
    وحشیان ه به کشورهای شرقی,کشتاربیرحمانه,غارت
    دارایی وناموس مردم.تاریخ وطن خودراهم مطالعه فرمایید.زورگویی ها,بالانشستن ها,دست بوسیدن ها ,
    خرقه درازی ها,پیرومریدداشتن ها,بی قضاومی ها,بی
    عدالتی ها,آباهمهءا ینها تحفه وهدایای عرب نیست.
    کدام یک ازابنهادراسلام جایز هست؟ مردم ماخداپرست
    ومسلمان هست ,نه شیخ پ رست وعرب پرست .این دیدکور
    شیخ های عرب وملاهای دیوبندی آنطرف مرزهای کشور
    ماست که ازنسل به نسل تاام روز کشور مارا به خاک
    وخون کشانیده است .
    ببینید,اضافه از سه صد ملیون مسلمان ازین روزرا
    گرامی می دانند.نهال شانی,خانه تکانی,به دور انداختن کثافات وگندگی ,پوشیدن لباس نو,آشتی دوبرادر,محبت
    وصمیمیت با همدیگر,خوردن هفت میوه که خودداروی
    خیلی مفیداست,تبدیل هوای سرمای زمستان به هوای
    تازه یی بهار ک ه از نعمات بزرگ خداوند است.ندام یک
    ازین هاانسان را کافرمیسازد؟ساختن گدی ازمساله وچوب وگل چیزی ,وپر ستش آن چیزدیگری است,مسلمان نباید اینقدر ضعیف النفس وضعیف الاراده باشد.
    باتقدیم حرمت
  • abdula
    مانمیدانیم بعضی اشخاص روز نوروز این روزی خوشی واستقبال از بهار رادراین سال ها اخیر بعد از ظهود طالبا ن مورد بحث مجدد قرارداده راست وچپ بر نوروز میتازند خاصتا که نوروز بااحترام به خلیفه چهارم اسلام حض رت علی رض پیوند خورده است :من خانه ی علمم علی دروازه ی آنست:احترام به یارویاورهمیشگی محمد چه بدعت ا ست؟که مسلمانان نمیدانند تعدار ازمجتهیدین نو به پاخواسته بعداز صدها سال به کشف جدید نایل گشته اند ,اگ ردرنوروز کالا نو بیپوشیم وغسل حمام نمایم کار بدی انجام داده ایم؟ مگر" الطهر شطرالایمان " راب ه جا بیاوریم کار خلاف انجام میگرد ؟ابدا چنین نخواهد شدبگذارید مخالفین نوروز بگویند ولی مردم میدانند که ازنوزوز باستان خود چگونه تجلیل نمایند این تبلیغات ضد نوروز با عکس العمل تند مردم مواجه شد تعدااش ترک کندگان نوروز دربلخ باستان امسال بی سابقه بود وشاید روزی فرارسد طغیان مردم مستعف ومسلمانان راستین ریشه وبنیاد این عناصر ضدنوروز را از ریشه برکند ونابودشان سازد
  • هوسی 1  - با تایید از نوشته اولی...
    به خاطر رفع خسته گی تان یک قصه نو؛
    میگن ، یک آدم کاملاً سالم آمریکایی نزد دکتور جراح رفت وگفت من می  خواهم یک پاکستانی شوم، آیا امکان دارد؟ داکتر بعد از تحملی گفت چرا نه! مگر با یک عملیات بزرگ این خواهشت برآورده شدنیست ، امریکایی گفت چگونه عملیاتی؟
    داکتر کفت ما کاسه سرت را باز می کنیم وبه مقدار 250 گرام مغز آنرا کم می  کنیم وبعداً تو می شی یک پاکستانی!
    مرد قبول کرد وسه روز بعد از عملیات داکتر جراح نزد مریضش رفته در ا ولین نگاه به اوگفت> کیا حال هی؟؟
    مریض از حلقش صدایی برآورد وگفت> الحمدالله.
    نقطه سر خط؛
    نرسها گفتند  از 250 گرام زیاد تر کشیده بود مردکه عرب شد...
    اینست معرفی عربانیکه در ضدیت با جشن، خوشی وخوشبختی قرار دارند وخر شان صرف یک لنگ دارد، بگذاری د که اینها در آن جشن ها سهمی نداشته باشند تا در آنجاها امنیت برقرار باشد ونه شود که یکی ازینها خود ر ا درین محافل سرور مردم انفجار بدهند. خوش باشید که تعدادی درین مورد حاضر به اشتراک نیستند...
  • ارش
    یک مشت گدای عرب از راه رسیدند درمیهن پررونق ما خانه گزیدند

    باروضه وبا روزه دراین باغ پر از گل   چون گاودویدند وچریدند وخزیدند

    باچوب وچماق وقمه و دشنه وچاقو سرهابشکستند وشکمهابدریدند

     گفتندکه این منطق "اسلام" عزیز است اینان که سیه کار تر از شمرویزیدند

    بستند زنفرت دردانشک ده هارا استاد ومبارزهمه دربند کشیدند

    باچرک وشپش لشکر جرارگدایان ازسامره وکوفه  وبیروت رسیدند

    :

    :

    موسیقی شان شیون مرگ است وگدائی این کوردلان دشمن شادی وامیدند

    کوته  نظران قاصد دوران توحش برسقف جهان تارخرافات تنیدند

    جزمفتخوری،مرده خوری،نوحه سرایئ  مردم هنردیگری از شیخ ندیدند

    جشن نوروز، ائین هزارها ساله نیاکان ماست وهرگز نخواهد مرد
  • عیار بلیکا
    نویسنده ای ارجمند اقای راوش .
    من یکی از شهروندان شهر مزار شریف هستم تا جای که من به یا د دارم این سیزده بدری را که شما گفتید ما بنام سبزه لگد می شناسیم و تعدادی از مردم   از خانه هایشان برای میله و تفریح به بستان و یا بیرون از شهر می رفتند
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 107 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.