Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

دولتهـــا – کســـاوندان نخستین حقــوق بیــن الملــل PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - فلســــفی
نوشته شده توسط عیدمحمد عزیزپور   
چهارشنبه ، 20 بهمن 1389 ، 10:15

عیدمحمد عزیزپورپیشگفتـــار
این جستار دربارۀ پدیدۀ دولت به عنوان کساوند حقوق بین الملل است و دربرگیرندۀ سه زیرجستار کوتاه است:
 دولت، معیارهای دولت بودن از دیدمان حقوق بین الملل (سرزمین، باشنده، حکومت مؤثر و استقلال)، و سپس نقش حقوق داخلی دربارۀ پرسمان کساوندی اعضای دولت فدرال.

نخست، دولت
دولتها کساوندان نخستینه و اصلی حقوق بین الملل بشمار میایند. موجودیت دولتها و نیاز تنظیم پیوندهای حقوقی میان آنان علت اساسی پیدایش حقوق بین الملل بوده است. حقوق بین الملل برای این است که روابط حقوقی میان دولتها را سامانه بخشد.

دولتها، در سده های گذشته، یگانه کساوندان حقوق بین الملل بوده اند. حقوق بین لملل، هم اکنون، اصولن مناسبات میان دولتها را تنظیم میکند. کساوندان دیگر فقط به خواست و ارادۀ دولتها ایجاد میگردند و به خواست و ارادۀ آنان میتوانند حقوق و امتیازها داشته باشند و در مناسبات بین المللی شرکت بجویند، و همچنان به خواست دولتها حقوق و وجیبه های کساوندان دیگر نموده میشود واگر نیاز باشد، دگرسان میگردد. دولتها پوره ترین کساوندان حقوق بین الملل میباشند.

دوم، معیارهای دولت بودن
مراد از معیارها، سنجه های اند که بر پایۀ آن میتوان دولت بودن یک بودمان سیاسی را به سنجش گرفت. یک دولت برای دولت بودن باید دارندۀ چهار معیار باشد:

الف - داشتن سرزمین
هر دولتی دارای قلمرو یا سرزمین است. مهم نیست که آن سرزمین کوچک است یا بزرگ. از دید حقوق بین الملل، تفاوتی از لحاظ دولت بودن میان دولتهای بزرگی چون ایالات متحدۀ امریکا و یا فدراسیون روسیه و کشورهای کوچکی چون لوکزامبورگ یا جزیرهای دماغۀ سبز وجود ندارد. هریک ازینها بگونۀ یکسان دولت شمرده میشوند و کساوند حقوق بین الملل میباشند. داشتن سرزمین بزرگ یا کوچک تاثیری در اهلیت حقوقی و شایستگی کساوندی یک دولت ندارد. دولتها همگان از لحاظ حقوقی باهم برابراند.

ب - داشتن باشنده یا جمعیت
شرط دیگر دولت بودن، داشتن باشندگان است. مراد از باشندگان، مردمی اند که در سرزمین که در آن دولت پدید میاید، زندگی میکنند. باشندگان به سخن دیگر شهروندان یک دولت اند. هر دولتی در سرزمین معینی ایجاد میشود و بالای باشندگان آن سرزمین حکمروایی دارد. درین رابطه نیز فرقی میان یک کشور پرنفوس مانند کشور چین و کم نفوس و کوچک مانند مالدیو وجود ندارد. هردو بگونۀ یکسان دولت شمرده میشوند و بگونۀ یکسان کساوند حقوق بین الملل میباشند.

پ - داشتن حکومت مؤثر
حکومت مؤثر شرط سوم دولت بودن است. به این معنا که دولت در قلمرو یا سرزمین خود بالای باشندگان آن سرزمین باید بصورت مؤثر و در عمل حکومت کند و نظم و قانون را برپا نگهدارد. حکومت باید از نام جمعیت و یا باشندگان همان سرزمین و برای آنان فرمان راند. اگر یک حکومت از نام دولت دیگری بالای باشندگان آن سرزمین تحمیل شده باشد و از باشندگان آن سرزمین نمایندگی نکند، نمتوان آن را دولت برخوردار از حاکمیت نامید. چنین دولتی کساوند کامل شمرده نمی شود.

اما، باید گفت که بودن نا آرامیهای داخلی و درگیریهای شهروندی، اشغال شدن پوره، یا پارۀ از قلمروی یک دولت از سوی دولت دیگر که فراورندۀ اختلال مؤقت و گذرا بر مؤثریت حکومت میشود، نمیتواند موجب از میان رفتن دولت بصورت کل گردد. تا هنگامیکه الحاق عملی روی ندهد، هرچند خاکش اشغال شده باشد، چنین دولتی به عنوان کساوند حقوق بین الملل باقی میماند.

همچنان نباید فراموش کرد که پیدایش دولت بر اساس موازین و اصول حقوق بین الملل صورت میگیرد. در غیر آن چنین دولتی وجود قانونی نمیداشته باشد.

ازینرو، یک دولت نمیتواند بر اساس کاربرد غیر قانونی زور و یا تهدید به زور ایجاد شود (مانند کرواسی در سال١٩٤٢که از سوی المان ایجاد شد یا منچوکو در سال ١٩٣٢ توسط جاپان پدید آمد) همچنان، و یک دولت نمیتواند بر اساس کاربرد غیر قانونی زور و یا تهدید به زور از میان برداشته شود مانند (لهستان در سال ١٩٣٩ از سوی المان و کویت در سال ١٩٩٠ توسط عراق) و نمونه های دیگری ازینگونه.

ت - داشتن استقلال
داشتن استقلال شرط دیگری از معیار دولت بودن است. بسیاریها این شرط را معیار نمیدانند، زیرا فرض برین است که داشتن سرزمین، باشنده و حکومت موثر که از نمادهای دولت داری است، بخودی خود موجب استقلال میگردد. اما شوربختانه که در عمل چنین نیست. داشتن استقلال و نگهداری آن در دوران تنش زا و پرشور ما کار دشوار، ولی عملی و شدنی است.

داشتن استقلال بمعنای برخورداری از حاکمیت دولتی است. هر دولت دارای خصوصیتی است بنام حاکمیت که آن را حاکمیت دولتی نیز میتوان نام گذاشت. حاکمیت دولتی عبارت از قدرت والا و رهبری کنندۀ دولت در قلمرو خویش و استقلال و عدم وابستگی آن در مناسبات بین المللی است.

دولتی دارای استقلال میباشد که امور داخلی و خارجی خود را به طرز دلخواه خود مطابق به خواست و ارادۀ مردم و منفعت کشور خویش، در چوکات موازین و اصول حقوق بین الملل به پیش ببرد. حقوق بین الملل حق حاکمیت دولتی را در قلمرو کشور و عدم وابستگی آن را در روابط بین الملل تایید کرده است. حق حاکمیت دولتی مستلزم این امر است که احترام به حق حاکمیت یکدیگر و حق برابری حاکمیت دولتها در مناسبات بین المللی یک حق پذیرفته شده و یک اصل بنیادین حقوق بین الملل است.

حاکمیت همچنان بمعنای این است که هیچکس بدون اجازۀ عالیترین مقام دولتی و یا مردم یک کشور حق ندارد سرزمین یک دولت را تغییر دهد؛ در قلمرو یک دولت تنها قانونها و مقرره های آن دولت نافذ است؛ تمام بدنه ها (رکنها یا ارگانها)ی دولتی، همه اشخاص حقیقی و حقوقی داخلی و یا خارجی تابع قوانینی اند که از سوی عالیترین مقام دولتی تصویب شده اند.

و سرانجام، حاکمیت به این معناست که دولت در تمام امور داخلی و خارجی خود مستقل بوده و تابع هیچ شخص حقیقی یا حقوقی دیگر نمیباشد، مگر، بر اساس موازین پذیرفته شدۀ حقوق بین الملل.

داشتن حاکمیت نماد و ویژگی یک دولت و نیاز بایستۀ آن است. سبب همین ویژگی دولت خودبخود کساوند حقوق بین الملل شمرده میشود. کساوندی دولت از هماندم پیدایش، در تمام دوران بودمانی و تا پایان زندگانیش، با آن همراه است.

سوم، ساختار دولتها و پرسمان کساوندی
حقوق بین الملل دولت را فراگیرانه به عنوان کساوند حقوق بین الملل در نگر دارد و دربارۀ ساختار سرزمینی و اداری آن چیزی نمیگوید. اینکه ساختار سرزمینی و اداری یک دولت چگونه پیریزی میشود ربطی به حقوق بین الملل ندارد. همچنان مسألۀ صلاحیت یگان های اداری یک دولت درزمینۀ مشارکت در روابط بین المللی وابسته به پیشنوشت ها (مقرره ها) و هنجارها (قاعده ها)ی حقوق داخلی یک کشور است.

قانونها و مقرره های یک کشور میتوانند به یگانهای اداری کشور صلاحیت بدهد که در روابط بین المللی سهم بگیرند و یا هم صلاحیت سهمگیری را درین زمینه ندهد.

البته پرسمان سهمگیری در پیوندهای بیرونمرزی بیشتر در دولتهای دارای ساختار اتحادی (فدرالی) بررسی پذیر میباشد، زیرا درمورد دولتهای مرکزمداری (تک اداری) چنین پرسشی پدید نمیاید. اگر حقوق داخلی به اعضای دولت اتحادی (فدرالی)، حقوق و امتیازهای در پیوندهای بیرونمرزی فرابخشد، حقوق بین الملل چنین اعضایی را بمثابۀ کساوند حقوق بین الملل میشناسد.

دولتها میتوانند بر پایۀ کارآیی اداری کشور و با درنظرداشت منفعتهای ملی و کشوری خود ساختاری سرزمینی و اداری خود را یا بگونۀ اتحادی یا بگونۀ مرکزمدار پی بریزند.

الف - دولتهای مرکزمدار (تک اداری)

دولتهای مرکزمدار (تک اداری)، دولتهای اند که ساختار اداری آنان بگونۀ واحد پی افگنی شده است و دارای نظام واحد و متمرکز بدنه های دولتی اند و تمام بدنه های قدرت دولتی در محلها از دستورها و فرمانهای بدنه ها (رکنها یا ارگانها)ی دولت مرکزی پیروی میکنند.

بدنه های محلی دولتهای مرکزمدار دارای قانونها و مقرره های ویژۀ محلی خویش نمیباشند. قلمرو دولتهای مرکزمدار (تک اداری) به واحدهای اداری و تشکیلاتی محلی تقسیم میشود که هیچگونه استقلال سیاسی در روابط بیرونمرزی ندارند و از همین سبب نمیتوانند در روابط بین الملل نقشی بازی کنند. واحدهای اداری این دولتها نمیتوانند کساوند حقوق بین المللی بشمار آیند. روابط بین المللی به عهدۀ مقامهای مرکزی دولتی است.

بیشترین دولتهای جهان دارای ساختار مرکزمدار اند، مانند دولتهای افغانستان، ترکمنستان، ایران، ازبکستان و غیره.

ب - دولتهای اتحادی یا فدرال

با تفاوت از دولتهای مرکزمدار (تک اداری)، دولتهای اتحادی (فدرال) دارندۀ مشخصات زیر اند:

نخست، هر دولت اتحادی متشکل از دولت نماهای کوچکتر است (مانند جمهوریتها، ایالتها، سرزمینها و غیره) که باهم یکجا دولت فدرال را تشکیل میدهند و عمومن موازی با دولت فدرال دارای بدنه های قانونگذاری، اجرایی و قضایی خویشتن اند. قلمرو دولت فدرال از قلمروهای اعضای آن (دولت نماهای کوچکتر) تشکیل یافته است.

دوم، در قلمرو هر دولت فدرال یا اتحادی دوگونه قدرت دولتی دولت فدرال وجود دارد: یکی عالیترین قدرت دولتی دولت فدرال است و آن دیگری قدرت دولتی دولتنمای عضو که باید ازعالیترین قدرت دولتی دولت فدرال فرمانبری کند.

سوم، در هر دولت فدرال، هم دولت مرکزی فدرال و هم اعضای آن، بدنه های قدرت دولتی ویژۀ خود را دارا میباشند.

چهارم، پارلمان دولت فدرال دومجلسه است که یکی از مجلسها از نمایندگان عضوهای دولت فدرال تشکیل میابد.

پنجم، قانون اساسی حد و مرز اختیارها و صلاحیتهای دولت فدرال و اعضای آن را مشخص می کند.

ششم، در قلمرو هر دولت عضو فدرال دو گونه مقررات حقوقی نافذ استدولت فدرال نافذ استن  ؛ یعنی هم مقرره های حقوقی دولت فدرال نافذ است و هم مقرره های حقوقی دولت عضو آن. قواعد و مقرره های حقوقی دولتهای عضو همواره تابع نظام حقوقی دولت فدرال میباشند و نمیتواند با مقررات دولت فدرال در تضاد قرارگیرند.

مشخصات دیگر چون داشتن قانون اساسی جداگانه، یا دارا بودن شهروندان خویشتن و یا داشتن نظام قضایی جداگانه برای اعضای دولت فدرال از دولت تا دولت فرق میکند. نمیتوان این مشخصات را برای هر دولت فدرالی بایستی دانست.

بسیاری از دولتهای فدرال به اعضای خویش حق نمیدهند که بصورت مستقل و آزادانه با کشورهای دیگر رابطه بر قرار کنند.

اما شماری از دولتهای اتحادی این حق را برای اعضای خویش کم وبیش اعطا می کنند، در صورتیکه پیوندها سیاسی نباشد. چنانکه، اعضای فدراسیون روسیه میتوانند تماسهای معین در زمینه های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و غیره با دولتهای دیگر داشته باشند. در المان اعضای دولت فدرال میتوانند، البته، با توافق دولت مرکزی با دولتهای خارجی قراردادهای هم اهمیت یاری رسانی ببندند. اما ایالتهای ایالات متحدۀ امریکا درین زمینه از اختیارهای کمتر برخوردار اند.

نمونۀ برجستۀ دادن حق به اعضای دولت فدرال را میتوان از مثال اتحاد جماهیر شوروی (سابق) نامبرد. مادۀ ٨٠ قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) ضمن برشمردن صلاحیتهای جمهوریتهای عضو، مینگاشت که، این صلاحیتها شامل حق برقرار کردن مناسبات با کشورهای دیگر، انعقاد قراردادها با آن دولتها و تبادلۀ نمایندگان دپلوماتیک و کنسولی با کشورهای خارجی میباشد.

هرچند این صلاحیتها فراگیرانه عملی نمیشدند و بیشتر بروی کاغذ مانده بود، اما برخی از جمهوریتهای عضو در آن زمان با دولتهای همسایۀ خویش مناسبات کنسولی داشتند. مانند ازبکستان با افغانستان، و یا آذربایجان با عراق و ایران. کنسولگری افغانستان در تاشکنت و کنسولگریهای ایران و عراق در باکو سروکار شان بیشتر با وزارتخانه های جمهوریهای یاد شده بود. از سوی دیگر دو جمهوری اوکراین و روسیۀ سفید، همزمان با دولت فدرال یعنی اتحاد جماهیر شوروی (سابق) در آن زمان اعضای تام الاختیار سازمان ملل متحد بودند.

به هرحالت، اینکه دولت عضو یک دولت فدرال چه اختیارها و صلاحیتها در روابط بین المللی میتواند داشته باشد، مربوط به قانونها و پیشنوشت ها (مقرره ها)ی دولت فدرال است. حقوق بین الملل درینباره چیزی نمیگوید.

یگانه سند بین المللی که در آن از کساوند بودن عضو دولت فدرال سخن گفته شده است، پیشنویس کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد در سال ١٩٦٦ دربارۀ حقوق معاهدات بین المللی است. در پیشنویس یادشده، کمیسیون حقوق بین الملل درین زمینه چنین نگاشته بود: «دولت عضو یک دولت فدرال از اهلیت بستن معاهدات بین المللی برخوردار است، چنانچه چنین اهلیتی از سوی قانون اساسی کشور و در چوکات پیشنوشت های آن مجاز دانسته شود». اما این قاعده از سوی نمایندگان همایش وین سالهای ١٩٦٨-١٩٦٩ در بارۀ حقوق معاهدات بین المللی به اینگونه پذیرفته نشد.

اما در عمل، اگر قانون اساسی دولت فدرال به عضوش حق شرکت در روابط بین المللی را بدهد، حقوق بین الملل آن را می پذیرد.

 

بنمایه ها و روکردهای این نوشتار:

به زبان فارسی:
١ ایان برانلی، حقوق بین الملل در واپسین سالهای قرن بیستم، ترجمۀ صالح رضایی پیش رباط، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ١٣٨٣
٢ مقتدر، هوشنگ، حقوق بین الملل عمومی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، ١٣٧٢
٣ موسی زاده، رضا، بایسته های حقوق بین الملل عمومی، تهران: نشر میزان، ١٣٨٢

 

به زبانهای خارجی: 

1 – C.N. Okeke, Controversial subjects of International law, 1974
2 - A. Nollkaemper, Kern van het internationaal publiekrecht, Tweede druk, Boom juridische uitgevers, Den Haag, 2005
3 - P.H. Kooijmans, Internationaal publiekrecht in vogelvlucht, zesde druk, Wolters-Noordhoff, Groningen, 1995
4 - И. И. Лукашук, Международное право, Общая часть, Москво, 1997
5 - М. А, Баймуратов, Международное публичное право, Харъков, 2003
6- В. Е. Чиркин, Конституцонное право зарубежных стран, Москво, 2002

 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 154 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.