نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| فکر عوامل بازدارنده توسعه و پیشرفت |
|
|
|
| مقـــــــالات - فلســــفی |
| نوشته شده توسط احمدشکیب «نیکفر» |
| دوشنبه ، 6 مهر 1388 ، 14:44 |
|
بنـــام خـــداوند عـــالم و عـــلم دوست رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند درد ما و درد جامعه ما درد محروم بودن از فرایند توسعه و پیشرفت است. که همواره به نحوی از انحاء مشکل زا بوده و مسیر رشد و ترقی رادرفراسوی ماو مردم ما مسدود ساخته ویا رهنمون شده درسطح ناهموارکه حیات زنده گی اجتماعی را به کام مرگ کشانده. به شهادت تاریخ عوامل بازدارنده روند تکامل و تعالی درجوامع مختلف بصورت متباین وجود داشته که می توان آنهارا به شکل فشرده نام گزاری کرد، عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. اما عوامل که بشتر از سایرین نقش داشته و همواره جهت دهنده ای کارگاه جامعه بشری بوده و تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم درساخت یابی و شکل یابی پدیده هافوق داشته و بستر نامناسب راتدارک آنها دیده، همانا جایگاه برازنده و برجسته دین، مذهب، اخلاق و وجدان جمعی اجتماع است. تبعات مثبت و منفی این تاثیرگزار برجسته را می توان درتاریخ جوامع بشری سراغ نمود به صورت بسیار گسترده و فزاینده که چگونه نقش محوری را به دوش داشته و آنرا به دوران های متفاوت انداخته و به شکل از اشکال در فراروی جریانات توسعه و ثبات توام با صلح قرار گرفته و حاکم به همه تیوری و مفکوره هابوده که مصداق زنده و جانداراش را می توانیم به جامعه ای خود ما دریابیم که چه باران مصیبت باررا بالای کشت زار ذهنهای مردم ما افشانده و طوری پرگرام نموده که همیشه دچار شکست،ارتجاع، گرایش به عقب تاریخ به جای تعالی، تکامل، ترقی و انکشاف می شوند. درحال که هدف و مرام دین و متون دینی رهنما و رهبری کننده به جاده رشد و تکامل می باشد نه بسوی ویرانی، ورشکستگی، پسمانی و عقب گرایی. امروزه اکثراً دین و آیین جامعه ما برداشتی از دین است نه خودی آن دین که ماهیت انسان پرور دارد و همواره درمورد او وحیات او می اندیشد و رهنمونش میشود که چگونه به قله مقصود صعود کند. البته نیکوست که خود قرآن و سنت را به خاطر مدلل ساختن این ایراد به داوری دعوت کرد و نفس آن را واکاوی نمود که آیا چنین راهکارها ی در مورد بشر و جوامع بشری مورد تایید و تصدیق شما است؟ یقیناً که پاسخ منفی است و به زبان مهرآمیز و لطف آمیز بیان میدارد نه من اصلاً این جور نیستم و نه هم ازچنین رفتارهای ناشایسته راضی ام که بخاطررفتار اغراض آمیز شخصی و قومی بوسیله من توجیه شوند.بناً می توان فرمود که برداشت از دین و متون دینی یک چیزی دایمی و غیر قابل تغیر برتمام نسل ها و دوره ها نمی تواند دوام وقوام خودراحفظ کند و ضمناً برداشت از دین عین حقیقت دین نیست. درقسمت برداشت ها هم می توان ملاحظه نمود به خصوص در جامعه نظیری افغانستان که سطح آگاهی از دین و اهداف دینداری به میزان نمی گنجد چه رسد به صحه گزاری به مشت برداشت ها ی سطحی و جزوی متناقض که آن هم درحالات تشنج و هرج ومرج با دماغ ناآرام و بدون یک اجماع عمومی از علماء و روشنفکران و پالسی سرد. که متاسفانه آن هم زیرگردو غبارگزرزمان استقرار یافته کم نمود گشته و ارتباط زنجیره ای و ارگانیک خویش را نیز با منبع از دست داده که می توان نمونه های آنرا در بستر تحجریت اش مشاهده کرد. لهذا به صراحت می توان گفت که از جمله عوامل بازدارنده و رکودگر فرایند ثبات و توسعه درجامعه افغانی ما که موقف بنیادی و اساسی دارد همانا برداشت های سلیقه ای و قومی از اهداف دین و دینداری می باشد.به گفته بزرگان دین که مسلمان جاهل نسبت به عالم بی دین خیانت بیشتررابه پیکردین روا میدارند و از ارزش و قداست آن می کاهند. که این خیانت یا بیشتراز روی انس و محبت به دین است یا از روی بغض و دشمنی به دین است که از سوی اشخاص جاهل صادرمی شود درجامعه ما گزینه اولی بیشتر از دومی صدق می کند.یعنی افراط بیش از حد درزمینه حفظ، گسترش، توسعه و تبلیغ دین. شکل گیری و ساخت یابی تمام نظام ها ی جهانی و کشوری به نحوی متاثیر از این فرایند بوده که در دامنه ای پروسعت تاریخ میتوان مطالعه کرد، میزان تاثیرگزاری هم به شکل یکسان نبوده بلکه متفاوت است مثلاً درکشورهای که ملاک و معیار داوری عقل و عقول جمعی مطرح بوده نسبت به کشورهای که درآنجا قدرت و نفوذ بی قید وشرط قوم و سنت های قومی حاکم بوده نظیرافغانستان متفاوت است. جون مردمان که راه عقل را درزیر سقف دین درپیش گرفتن سریعتر به جاده تکامل و ترقی گام نهادن. اما آنهایکه راه سنت هارا بعوض راه دین و عقل درپیش گرفتن درباطلاق ومنجلاب بدبختی فرورفتن و به هر حدایکه از آن پیروری می کنند به همان میزان به اعماق آن باطلاق فروکش می شوند که می توان جامعه خودمان را مثال زد که درقرن بیست ویک هنوز هم به خود اجازه ریختن قالب یک هویت مشترک و ملت واقعی را نداده اند هنوز هم یک ساختار دموکراتیک واقعی را تجربه نکرده اند. هنوزهم زیربناها، روبناها، برنامه ریزی نشده است. هنوزهم بر سر تکوین و ساخت نظام اجتماعی بزرگ افغانی به تصمیم نرسیده اند. هنوزهم نتوانسته اند که راهبرد مشخص، نظام اقتصادی، سیستم حکومتی مناسب با بافت اجتماعی جامعه افغانی،میکانیزم ها انکشافی فرهنگی را مشخص بسازند. بناً از بیانات بالا نتیجه می شود که مادرکلیه این درد های جان کاه و جان سوز که حیات را به سکوت و رکود ی مرگبار می کشاند همانا عامل دینداری کاذبانه است که انسداد ایجاد می کند و دربند وحصر می کشد دینامیک و چرخش حیات اجتماعی را، نظام جهانی که امروز وجود دارد از لحاظ جامعه شناختی نه از لحاظ سیاسی که در راس آن کشورهای ابرقدرت نظامی و اقتصادی قراردارند درپوشش خود تقریباً 200 دولت _کشور های مستقل و نیمه مستقل که درپویش و طی مراحل تکاملی خودمی باشند به رده های خوردو درشد ویا به اعنوان ها ی مختلف معنون شده اند بمانند جامعه باز، جامعه درحال گزار و جامعه بسته. که هرکدام به صورت های گونه گون درصدد تکوین و ساخت بافتارملی، فراملی و فروملی خویش درتکاپو اند که دارند با حاکمیت های مردمی، نیمه مردمی و غیرمردمی نظیرافغانستان حک می شوند و نامها ی متفاوت را کسب می کنند. دراین روند طورکه قبلاً اشاره رفت برخی کشور ها این مسیررا بسیار خوب پیشرفتن و توانستند بدون موانع و بندیش های ا زذوات بیرونی و درونی کشتی هدف را به سرمنزل مقصود برسانند و حایز نام های مانند کشورتوسعه یافته، انکشاف یافته و متمدن و باسیستم مدرنیته شوند.که سیردارند به سوی دموکراتیک و مردم سالار.خلاصه کشورهای که یا باچنین موانع دچار نبودنند یا موانع را توانستند با برنامه های عقلانی بوسیله عقلااز سرراه پیشرفت کناربرانند پدیده توسعه و ثبات درکلیه ابعاد و لایه ها ی آنها در پویش و تحرک می باشد و این روند روز به روز رشد میابد یعنی اجماع نظر میان مردم و دولت درراه پیشرفت جامعه (انتیگراسیون )باعث تقویت این روندمی شود.و تجربه ها درزمینه های رسیدن به نظام کاملاً مردم سالار روزبه روز نضج و پخته گی می یابند.طی مراحل این مسیر طولانی اقتضا ء به شگرد های متنوع دارد که تا بتواند عصاره های سنت کورکن و مشکل زا را قطع نماید و جامعه سنتی را به جامعه باز دموکراتیک راه دهد. البته گسست از جامعه سنتی مستبد به جامعه بازمردم سالار معلول کانون های مولد اندیشه های جمعی اند یعنی درمکان های که زمینه ها اندیشدن و تفکر کردن و یا به وضوح گفت که داشتن اختیار ی تغیر و تعدیل یک سلسله ازنظام های خورد وکوچک نظام بزرگ اجتماعی وجوددارند چنین ابتکارتی بشردوستانه صورت می پزیرد و بساط نظام حاکم اجتماعی به موازات گزرزمان رنگ و شکل دیگری میابد. و روح نهادینه گی درکالبد نظام جان می گیرد و مسوول حمل آن بسوی شگوفایی می شود. درزیر شعاع آن دولت _ملت یا به مفهوم فراختر گفت دولت _کشورهای واحد، ملی متبلورمی شود و موجد احساس تعلق خاطر به میان میاید. شهروندان جامعه هنجارهای رفتاری را به سیاق های مجزا رعایت می کنند.منطقاً می توان پزیرفت که در جامعه که افراد به مثابه شهروندان درمحراق توجه باشند و رای و تصمیم مردم معتبر باشد طبعاً جریانات دردرون نظام معطوف به قانون مداری و قانونمند ی میگردد و برنامه های موثر به خاطر رفاه همگانی و زیستی مسالمت آمیزی مشترک دردامان آن پرورش میابد و رفتارهای شهریاران تحت نظارت شهروندان قرارمی گیرد و سیستم نماینده گی واقعی نضج و پخته گی می یابد و راهبردهای بلند دامنه و کوتاه دامنه آنها نوراندازمیسر سایرین میشود. ودرعرصه تکامل جوامع بشری نوراندازی می کند. البته درجوامع می تواند که نوراندازی کند وکارآیی داشته باشدکه آن جوامع دستخوش سنت های قومی وقبیلوی (اتنوسنتریزم) مستبد نباشند درجوامع می تواند که محرکه هارا نیروی بیشتر بدهد و مرمت و پویایی آنهارا افزایش بدهد که موانع جدی نباشد. اما درجامعه های سنتی که بیشتر فکر حاکم سنت می باشد علاوه از آنکه کارگر واقع نمی شود مضرنیزمی گیرددمثلاً دموکراسی ابزاری امروزی جامعه ما که شکل تشریفاتی و تظاهراتی را دارد و ابزار شده به دست قلدوران شیفته قدرت و استبداد.البته گام گزاری درعرصه نوسازی و بازسازی و گسختن از روح پلیدی سنت جنگ طلب و خونریز که قرن ها در پوست و گوشت و استخوان این پیکره به خود جا تعبیه کرده آنقدر هم ساده و آسان نیست که ما بایک نمونه برداری سطحی و یک تقلید نابخردانه یک دم حلال معضلات و صاحب یک نظام دمکرات شویم. علی الخصوص تقابل باروحیه سنتی مردم و عامه، و ذهنیت دادن به جای سنت های حاکم درامورات و شونات. البته این امر بارز است که نقش بازی های سنتی و غیرعقلایی درجامعه ای افغانی چه پیامد های رادرقبال داشته نظیرایکه سد توصل این جامعه به کاروان تمدن و هویت سازی جهان گردیده و نه گذاشته که این ملت ومردم به مفهوم ضمنی به رشد و انکشاف وتکنولوژی موردنیاز دسترسی داشته باشند آن هم درعصرسایبرنیتک. و همچنان بینش فلسفی که نظام دهنده جهان بینی انسانها است نیز تحت اضلاع سنت بومی و قومی قرارگرفته و آن را درمنجلاب دگماتسیم فروکش می نماید.یعنی انسدایت سنت قومی و اتنکی ناشی از دگم اندیشان اطاق های فکرقبیلوی است که مانع رسیدن به کاروان جهانی گردیده و پویایی و شگوفایی آنرا به بن بست مواجه ساخته و همچنان ازارتباطات ارگانیک افراد تاجای خیلی عمیق کاسته و جذبه ای نثارگری و فداکاری را به خاک سیاه هم سطح ساخته که ما عیناً شاهدیم. خلاصه سخن سنت قومی محصول اسلام هویتی است نه اسلام حقیقی که به هرجزوی غیراز سنت ناسازگار می باشد و هر اقدام علمی را میبلعد و نیست می کند به کشورن نظیری افغانستان که بحث و فحص اکثریت، اقلیت خیلی سروصدای حاد دارد. وهرمدخلی نوسازی را با لفافه ها ی سنت و مذهب به وادی لایسیه می کشاند. بناً دراخیر سخن نتیجه گیری می کنیم که مادرمشکلات و نابسامانی ها دروطن زیبایی ما همانا قربانی ملت به پای اسلام هویتی است که دارند به خاطر نجات آن ملت را قربان می کنند و با این عملکرد به بافتارو ساختار سنتی نظام اجتماعی تداوم می بخشند، و حیات جمعی مردم را به اقیانوس رویکردها و نگرش های قومی _قبیلوی دراستغراق و رسوب ابدی قرار میدهند.
|
تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک
مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا
مقــــاله ســــوم
تاجیـــــکان خُـــراســــان باختــــری یــا (افغـــــانســــتان کنـــــونی)
مقــــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یــا (افغــانســـتان کنـــونی)
...
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
کی کیست درفرهنگ برونمرزی
یگـــانگی زبـــان فــارســی

پــروفیســـور رســـول رهیــن
یگـــانگی زبـــان فــارســی
در دهکـــده جهـــانی
"رهـــا در بـــاد"

در فــرجــام کتــاب جنجــال برانگیـــز
"رهـــا در بـــاد" از چـــاپ بیـــرون شــد!
اثــری از ثریــا بهـــاء
امــلا و انشــاء فــارسی دری
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین









