Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

«جعــبهِ ســیاه» دیــن و سخــن؛ در روی زمین؛ پیدا شد! PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط محمدعالم افتخار   
دوشنبه ، 21 تیر 1395 ، 11:06

 محمدعالم افتخاربقای نوع بشر و ادامه تکامل فیزیکی و بیولوژیکی وی بیچون و چرا مرهون موجودیت شمار معتنابهی از حیوانات غیر درنده و غیر مضر و به ویژه همسو و مهربان با آحاد بشری بوده است!
به مناسبت سلسله کشفیات بسیار بزرگ و دورانساز در حوزه زبانی و تمدنی مان؛ به هموطنان و همزبانان گرامی مژده میدهم و مبارکباد عرض میکنم و خویشتن را سعادتمند می یابم که در عمر ناقابلم بخت دیدن و دریافتن اینها را دارم و بالاتر از آن میتوانم به سایر عزیزان همنسلم و جوانتران و آینده گان؛ از اینها خبر دهم و در شرح و بسط شان مصدر خدمتی گردم.
********
«جعبه سیاه» که به انگلیسی Black Box  گفته میشود؛ یک ثبت کننده ناسوز و ضربه بردار تواناست  که در طیارات و خاصتاً هواپیما های مسافر بری، نصب شده است تا سروصدا های مهم و مکالمات در جریان وظایف محوله آنها را ثبت نماید. از جمله زمانی که طیاره ای دچار سانحه می گردد و دیگر شواهدِ گویا از آن بر جا نمی ماند؛ آخرین جاییکه اطلاعات پیش از سانحه با فیصدی دقت بالایی می تواند دریافت گردد؛ همین جعبه سیاه می باشد.
مختصری از تاریخچه و اهم خصوصیات سامانهِ جعبه سیاه یا جعبه غیرشفاف نشان میدهد که ما چرا این استعاره را برای مطلوب کنونی بر گزیده ایم؟
تاریخچه:
نخستین بار پیلوت چارلز لیندبرگ در سفر هوایی خود بر فراز اقیانوس اطلس؛ ابتدایی‌ترین نوع جعبه سیاه را به کار گرفت. جعبه‌ای که لیندبرگ از آن استفاده کرد، صرف ارتفاع پرواز و اطلاعات مربوط به زمان پرواز را ثبت می‌ نمود.
تا چند سال بعد؛ وسیله‌ های پیشرفته تر که اطلاعات زیاد تر مربوط به پرواز را ثبت می کردند، در دسترس قرار گرفتند ولی استفاده از آنها؛ اختیاری بود.
در سال 1947 استفاده از جعبه سیاه در هواپیماها اجباری شد؛ اما هنوز معایب و نواقص جعبه‌ های سیاه به حدی بود که پژوهشگران به اطلاعات ثبت شده اعتماد چندانی نداشتند. به همین دلیل حکم اجباری بودن استفاده از جعبه‌ های سیاه؛ لغو شد.
مگر ده سال بعد؛ پیشرفت‌های جدید علمی موجب گردید تا کارشناسان به کار جعبه‌ های سیاه اطمینان پیدا کنند. امروزه در تمامی هواپیماها از جعبه‌های سیاه، که در واقع ثبت کننده اطلاعات اساسی مربوط به پرواز هواپیما است، استفاده می‌شود.
رنگ جعبه سیاه بر خلاف نامش؛ سیاه نیست؛ بلکه نارنجی روشن و گاهی زرد است. زیرا این رنگها در میان قطعات پراگنده هواپیما بهتر جلب توجه می‌کند.  
برای آنکه اطلاعات ذخیره شده در داخل جعبه‌های سیاه به آسانی لطمه نبیند، این جعبه‌ها باید در برابر آتش و ضربه مقاوم باشند. به همین دلیل این دستگاه ها را طوری می ‌سازند که به مدت نیم ساعت در برابر گرمای شدید تا 1000 درجه سانتیگراد مقاومت کنند. پوشه آنها نیز باید ضربه یک میله فولادی به وزن  250  کیلوگرم را که از ارتفاع 3 متری سقوط کرده باشد، تحمل بدارد.
جعبه‌ های سیاه به شکل مکعب مستطیل بوده و دارای بَرِ در حدود 12.5 سانتی متر و درازی ی 30 تا 50 سانتی متر است. جعبه‌ های سیاه پیشرفته حالیه به دستگاه کوچک دیگری نیز مجهز استند که در اثر تماس با آب؛ صدای بلندی معادل 37.4 کیلو هرتز تولید می‌کند. این صدا از یک مسافت 4 کیلومتری و عمق 7000 متری آب؛ برای مدت 30 روز قابل شنیدن است.
*************
باید به خاطر بسپاریم که اینجا سخن از سامانهِ دریافت اطلاعات سفر های هوایی ی دسته هایی از افراد بشری هم عصر ماست که عمدتاً با خیر و عافیت در کرهِ زمین جای به جای می شوند و صرف بعضاً شوربختانه گرفتار بدشانسی گردیده به منزل  نمی رسند.
در هر دو صورت؛ مقداری آوا ها و واژه ها و جملات برجا مانده در جعبه سیاه؛ از منزل زنی آنها و «قالین پرنده» حامل ایشانست که از کان و کیف سفر و وسیله سفرِشان؛ ما و دیگران را با خبر میسازد.
ولی از عمر پیدایش سامانه ایکه این امکانات را میسر ساخته است؛ بیشتر از نیم قرن سپری نمی شود و تازه خودِ سفر هوایی و ترانسپورت هوایی نیز در تاریخ بشر؛ عمر خیلی خیلی کمی داشته و در آغاز ها به مراتب بیشتر از سامانهِ جعبه سیاه؛ دارای معایب و نواقص بوده است و هنوز کدام «کمال مطلق» نمی توان بر آنها قایل شد.
این؛ در حالی است که طی سراسر تاریخ و ماقبل التاریخ؛ که مسلماً مشمول هزاره ها و قرون بی شماری می گردد؛ بشرِ نیاکان ما؛ در حالتِ سفرهای پی در پی اغلب گروهی و اجتماعی؛ آنهم برای «تنازع بقا» بوده و به ناگزیر؛ اقلاً در 99 درصد پویه این زمان هم؛ سفر هایی کاملاً موفقانه و با خیرتِ انجام؛ نداشته است؛ به این دلیل ساده که وسایل و تکنولوژی ها و با خبری های کنونی از جهان موجود نبوده و تقریباً همه گونه ایمنی های تضمین شدهِ امروزیان در برابر خطر های آشکار و پنهان و بالفعل و بالقوه؛ سراغ نمی شده است!
به درستی مشخص نیست و شاید هیچگاهی مشخص شده نتواند که چندین چند هزاره؛ انسان های باستانی در حالت کوچگری و نقل و انتقال بر روی ساحات گوناگون زمین به سر می برده اند و شکل های تجمعات شان نیز به ناگزیر تیره ای و قبیله ای بوده است. چنانکه همین اکنون نمونه های بسیاری از این گونه زیستار در کنج و کنار دنیا وجود دارد و خود کشور ما و کشور های همسایه از همچو آثار غیر موزیمی معیشت های عتیقه سرشار میباشد.
انسان امروزی؛ در باره خود و تبار و فرهنگ و سجل و سوانح گذشته گان حتی نزدیکترین خویش؛ هرگز به حقیقتی دست نمی یابد تا مانند خوانش و دانش «جعبه سیاه» هوا پیما ها؛ قابلیت خوانش و دانش در عُمق اوضاع و احوال سپری شده پیشینیان را کسب ننماید؛ پیشینیانی که در زمان ها و مکان های کاملاً متفاوت و با امکانات و محدودیت ها و محرومیت های مقایسه ناپذیر با اکنون؛ «تنازع بقا» کرده و با خطا و آزمون و خطا و تحمل قربانی های بیحد و حصر مقدمات زیست بشری را پی افگنده اند.

ساده گی فهم و تدبیر و ابزار:

معلوم است که در گذشته های حتی پنج ـ ده قرن آنسوتر؛ نیاکان بشری قریب عموماً؛ زنده گانی های بسیار بسیطی داشته اند و تعداد نفوس همه و هر نوع گروه های متمایز از هم؛ و در کوچ و سفر در جغرافیا های دور از همِ و پرت از هم؛ به مراتب کمتر از حال بوده و بر عکس؛ سرزمین های مختلف؛ چندین برابر بیشتر از امروز؛ دارای گله ها و مجموعه های حیوانات درنده و گزنده و خزنده و چرنده و پرنده ... گوناگون بوده است.
اگر بشر؛ نام یکی از انواع جانداران روی زمین است؛ نوعی که به آهستگی و تدرج غیرِ مستقیم طولانی به انسان تکامل کرده یا به نسناس تنازل نموده است؛ ناچاریم قبول کنیم که تا نقطه ای از زمان؛ بشر و متباقی حیواناتِ خاصتاً نزدیک و مشابه با وی؛ دارای توانایی ها و ناتوانی های همسانی بوده است چنانکه همین امروز دیگر جانوران در جنگل ها و صحرا ها و دریا ها...در حالت «تنازع بقا»ی طبیعی؛ می زیند و می میرند.
به عبارت دیگر تا همین نقطه زمانی مفروض؛ بشر نیز به تمام معنی یک حیوان بوده است؛ منجمله نمی توانسته سخن بگوید و جز با چنگ و دندانِ اندامی؛ از خود دفاع و با حیوانات مهاجم و یا هم با همنوع متخاصم خود؛ ستیزه کند!
اینجا منظور از تنازع بقای طبیعی؛ دشوار فهمی چندان ندارد فقط مشروط بر اینکه نسناس نبوده و از حد اقل های شعور متعلق به انسان؛ بهره داشته باشیم که اجازه میدهد تا گذشته های ماقبل تمدنِ عُمر بشر را؛ نزدیک تر به حالات طبیعی؛ در نظر آوریم!
تنها درین صورت؛ قابل درک است که فقط در هزاره پسین؛ نوع بشر به قسم فزاینده؛ چه به طور مستقیم (مثلاً از طریق شکار) و چه به طور غیر مستقیم (مانند تحمیل دگرگونی در زیست ـ محیط) موجبات انقراض کامل و حد اقل کاهش شدید تعداد گونه های جانوری بسیاری را در دنیا فراهم کرده و بالمقابل نفرات و گله های و جوامع خود را افزونتر ساخته و خود؛ به گونه جانوری مسلط بر اکثر بخش های کرهِ زمین؛ بدل شده است.

«تنازع بقا»ی طبیعی و پیامد های آن برای بشر:

اینجا سخن بر سر این است که قبول کنیم پس از آن نقطهِ مفروض زمانی یاد شده؛ جانوری؛ بشر شده است یعنی با اینکه هنوز نمی توان بر او آدم و انسان ... اطلاق کرد؛ دیگر با حیوانات بیش و کم مماثل خود؛ صد در صد یکی نیست و مثلاً دیگر؛ اورانگوتان؛ ژیبون؛ بوزینه ... یا دورتر: گاو و شتر و شیر و کفتار ... نامیده شده نمیتواند. اینکه تمایز در چه و در کجاست؛ باشد به جایش؛ فقط باید دریافت که این تمایز؛ حادث گردیده است!
به علتِ این تمایز است که دیگر در میدان تنازع بقا؛ صف و سنگر؛ جدا میشود و ازآن پس؛ بشر نمی تواند با عین امکانات و الزامات سایر جانداران یاد شده و یاد نشده؛ مبارزه نموده بقای خود را تأمین و محیط برای زیست خود و اولاده خود را تضمین نماید.
شواهد زیاد و منجمله وضع نوزادان امروزی بشری با دوران کودکی ی زار و ضعیف طولانی مدت شان؛ نشان میدهد که گذار به بشر؛ بیشتر به «ناقص الخلقه» گی شباهت بهم رسانیده بوده است!
و علت در آن است که گذار به بشر؛ به معنای یک انقلاب کامل و بی پیشینه در وراثت زیستی بوده؛ و در پی این انقلاب عظیم؛ «اتوماتیسم غریزی» که در سایر حیوانات پابرجا مانده است؛ در بشر دیگرگونی یافته و برخی از جبر ها (قانونمندی ها)ی اساسی آن؛ بنای ضعف و اضمحلال گذاشته است. البته این ضعف و اضمحلال؛ نهایتاً به نفع رشد خود سازی و خود آموزی و اختیار و انتخاب و هوشمندی  و شیطنت بشر و تکامل آن به انسان؛ انجامیده؛ ولیکن در اوایل؛ موجبات افزایش ضعف های فیزیکی و بیولوژیکی و به ویژه فتور روحی را به وجود آورده که عواقب سهمگین در میدان تنازع بقا داشته و تا سرحد انقراض زود رس یا دیر رس خیلی از گونه های اولیه بشری را پیش آورده است.
اما نه چنانکه گفتیم در 5 و 10 قرن اخیر؛ بلکه در هزاران هزار و میلیونها سال پیشتر؛ کنش و واکنش حیوانات با بشر و بشر با حیوانات است که مضمون اصلی زیستار آدمیان را میسازد. یعنی اینکه مایه های اساسی بقای نوعی و تطور خیال و فکر و پیدایش باور ها و تکلم و زبان و فرهنگ و جادو و دین و هنر... در درون همین مناسبات است که شکل گرفته و نضج یافته و به آینده گان تا به زمانه ما رسیده است.
معلوم است که شماری از حیوانات درنده شکارگر همچون شیر و پلنگ و کفتار و گرگ و گراز و مار های بزرگ و نهنگ ها و باز ها و کرگس ها دشمنان جانی ی افراد بشری و خاصتاً کودکان و نوجوانان آنها و شماری هم مانند گزندگان زهری کوچک و بزرگ؛ آسیب رسان ها و آزار دهندگان بی امان ایشان بوده اند مثل اینکه هنوز کم از کم به طور بالقوه میباشند.
هر گاه در پهنای جهان؛ فقط و فقط همین دسته جات حیوانی می بودند؛ به ساده گی قابل درک است که بقای بشر در همان چند نسل محدود نخستین؛ متوقف می گردید و امروزه از این موجود دوپا اثری شاید جز به گونه سنگواره های تکه پاره وجود نمیداشت. پس مسلم است که بقای نوع بشر و ادامه تکامل فیزیکی و بیولوژیکی وی بی چون و چرا مرهون موجودیت شمار معتنابهی از حیوانات غیر درنده و غیر مضر و به ویژه همسو و مهربان با آحاد بشری بوده است.
حیواناتی مانند شتر و فیل و اسپ و خر و سگ از مدد کننده های اساسی در بقا و تکامل نوع بشر بوده اند ولی گاو ها و گله هایشان؛ نقش و مقام به مراتب فراتر داشته برای بشر هم مادری و هم آموزگاری انجام داده اند.
این حقیقت عظماست که در گنجهِ «جعبه سیاه» بر جا مانده از مرکوب های نسل های گُم شده نیاکانِ نیاکان ما به وضوح و روشنایی ی خیره کننده ای برجامانده و به ما رسیده بوده است که در سالیان پسین توسط یک متفکر و متجسس هنوز ناشناخته و حتی گُم نام جغرافیای زبانی و فرهنگی بزرگ مان؛ «خوانده» شده ؛ در کتابی مستقل نگارش یافته و از آنهم برتر طی آموزش های ویدیویی ی شیرین و مستند و مستدل عرضه گردیده است.

و اما چرا «جعبهِ سیاه» دین و سخن؟!

اینکه در فرنام این نبشته جزء را مرجح داشته آوردیم که «جعبهِ سیاه» دین و سخن؛ در روی زمین؛ پیدا شد!؛ بدانجهت است که بیشتر مبادی این هر دو؛ در آسمان؛ توهم می گردد و جز در پهنه های اکادمیک؛ کمتر میسر بوده و هست که نسبت به این معقولات حاکم؛ چون و چرا گردد. لیکن کشفیات دورانساز یاد شده طوریست که این معقولات دژ نما را خیلی آسانتر از دیوار ریگی در برابر چشمان عوام و خواص فرو می پاشد.
با اینکه بالاخره بشر؛ منحیث یکی از انواع؛ به بقا ادامه داده و ضعف های فیزیکی و بیولوژیکی ی خویش را به طریق اعتلای توانایی های دماغی خود و کشف ها و اختراعات عمدتاً در عرصه کار افزار و جنگ افزار و تولید مواد غذایی و دوایی؛ تا حدود بارزی جبران نموده و در گستره هایی هم بر مهارت ها و توانایی های خویش فوق العاده افزوده است؛ ولی نتوانسته بر فتور های متعدد روحی خویش غلبه کسب نماید تا جاییکه امروزه نیز؛ متلاطم ترین و دردمند ترین روان در عالم؛ به نوع بشر تعلق دارد و از این نظر؛ بشر را نمی توان حتی با جانوران روحاً آسیب دیده و مریض؛ قابل مقایسه دانست.
این تنها موجود حیه روانپریش و روان نژندِ دنیا؛ حتی هنوز از درک و دریافت اینکه در قاعده به لحاظ روحی؛ بیمار و بیمارترین می باشد؛ نه تنها به طرز رقت انگیز عاجز است و چه بسا بیماری های روانی و جنون و اسکیزوفرنی... خویش را؛ مقدسات و نزولات آسمانی توهم میدارد؛ بلکه عیناً مانند سگ دیوانه؛ به دفاع از بیماری خودش و توسعه و تعمیم آن؛ جدال و «جهاد» میکند که چه بسا هیچ حدود و ثغور و قاعده و ضابطه را نیز در برابرش؛ نمی شناسد و بر نمی تابد!
البته استثناءات آینده دار و به قاعده تبدیل شدنی؛ بیشتر در دو قرن اخیر به بالنده گی رسیده است که این قلم در نوشتار های پیشین منجمله در سلسله مقالات «خدای جاهل؛ همان جهل اوست!(1)» به آنها اشاراتی داشته است. مثلاً در یکی از این مقالات آمده که:
«قرن نزده تا بیست و یک را به درستی میتوان؛ "عصر روانشناسی" خواند.  اینک به مدد تکنولوژی های خیلی خیلی پیشرفته تا حد نانو تکنولوژی؛ "روانشناسی"؛ در کنار بیولوژی، فارموکولوژی (دواسازی و دارو درمانی)، ژنتیک، اپی ژنتیک ... در ردیف علوم ساینتفیک قرار گرفته است و تمامی نظریات و تئوری های این عرصه می تواند توسط آزمون های تکنولوژیکی؛ دقیق و ظریف و متقن گردد.
خاصتاً دانش بسیار جدید ولی سخت عمیق "مغز شناسی" نقش پشتیبان خارائین را برای شقوق مختلف "روانشناسی" و میتود ها و فنون روانپروری و رواندرمانی ایفا میکند. همه این علوم به وضوح و درخشش خیره کننده ای اثبات کردند که بشر بودن و انسان بودن؛ فقط و فقط و فقط به مغز و دماغ منوط و مربوط میباشد و کاملاً بر ضد باور های ناگزیر اساطیری مردمان اعصار قدیم؛ هیچگونه ربط و قید و بستی به سایر اندام های آدمی و به ویژه به صدر و سینه و قلب و ناف و پائین ناف (جای خیالی نفس و نفس نفیسه!!)؛ ندارد.
محتویات صدر و سینه آدمی؛ با جانوران عالی به ویژه با جانوران انسان نما (بوزینه، ژیبون، اورانگوتان...) کاملاً همسان است و مهمترین عضو یعنی قلب؛ که قدما (حتی متفکران و دانشمندان قدیم) می پنداشتند که عشق و اخلاق و اندیشه و دانش و معنویت و روحانیت و هزاران فلان و بهمان دیگر توسط آن متحقق میشود؛ نیز کار کرد و خاصیتی را، فراتر از قلب های سایر حیوانات دارا نیست. چنانچه تاکنون هزاران مورد عملیات پیوند قلب؛ در جهان صورت گرفته است و حتی در یک مورد هم دیده نشده که ذره ای از خواص و عقاید و مشخصات افرادی که قلب جدید دریافت کرده اند؛ تغییر یافته باشد.
حتی در انسان هایی به جای قلب حقیقی؛ قلب مصنوعی یعنی صاف و ساده؛ ماشین های پمپاژ خون قرار داده اند و باز هم آنان؛ همان آدم هایی باقی مانده اند که بودند. »
با وصف اهمیت والا و مقام شامخ علوم تجربی از جمله روانشناسی ی ساینتفیک؛ متأسفانه بهره مند شدن توده های عوام جوامع از حقایق و کشفیات این علوم؛ سخت و صعب است؛ چرا که به یاد گیری ها و تحصیلات و تطبیقات و تجربیات بسیار زیاد نیاز دارد.
اینجاست که باید اطلاعات و دانستنی های بدیهی تر و در دسترس تر از استقامت های زیادی فراهم شود تا مردم بتوانند با اطمینان یابی سهلتر از توهمات و خرافات و اعتیاد های مصاب شده در دوران کودکی فاصله گیرند و به خود و همردیفان و فرزندان خویش در جهت یار حقیقت  و علم و عدالت و شادمانی و زیبایی شدن؛ مدد رسان گردند!
کشفیات همزبان فرهیخته با درایت و با نبوغ مسلم مان از گنجه «جعبه سیاه» مرکوب های گذشته گان دور ما که اغلب هم در دسترس و در پیش چشمان همه مان قرار دارد؛ و در آتی با مقدمات بایسته و لازمی معرفی خواهد شد؛ یکی از سازنده ترین ها و تعیین کننده ترین ها در همین راستاست!

تا دیداربعدی؛ شاد زی، شادکام باشی!


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 472 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.