Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

محـــرم شــناســنامۀ اســـلام PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط عزیز محمد عزیزی   
شنبه ، 27 آذر 1389 ، 18:16

عزیز محمد عزیزیجنگ حق و باطل نبردی است ازلی که ناقوس آن در روز خلقت دمیده شده تا بروز پیروزی حق بر باطل در محشر ادامه خواهد داشت.
از جمله نبردهایی که تیغ بران حق کمر باطل را در آن شکست معرکه ی موسی پیامبر بود با امپراطوری فرعون و چکاچک شمشیرهای فرعونیان. 
در این ماه ـ و دقیقا در دهم عاشورای این ماه ـ بود که رمز ایمان و اسلام موسای پیامبر؛ قوم ستمدیده و مظلوم بنی اسرائیل را از زیر پنجه های ظلم و ستم فرعونیان بیرون کشیده بر ساحل پر موج دریا قرار گرفت.

اینسو دریای خروشان است و نهنگهای گرسنه و آنسو اسبان فرعونیان که چار نعل می تازند و شمشیرهای برانی که در جهش آفتاب سوزان در کنار رعد و غرش سربازان مست چون برق در آسمان می جهند..

لحظاتی است بسیار هراسناک که عقل بشر در آن از کار می افتد. موسی هم ستمدیدگان را بوعده نجات از خانه و کاشانهایشان بیرون کشیده تا در اینجا با تیغ فرعون چون گوسفند سر بریده شوند!...

این است قدرت و توان یک مؤمن کوشا... که باید در ره حق بکوشد و از هیچ نهراسد و از خود هیچ کوتاهی نشان ندهد پس از آنست که آسمان ادامه ماجرا را در دست می گیرد. اینجاست که معجزه سخن می گوی

هرگاه عقل بشر در پرتو ایمان صادق در رکاب نبوت بپا خیزد، و جز اخلاص و ایمان هیچ نکارد معجزه دست در دستان او خواهد نهاد...

آری..

عصای معجزه آسای موسی بفرمان خدای موسی به دریا زده می شود و دریا از وسط شكافته می گردد و موسی و پیروانش بر خاک خشک در کوچه ای که دو دیوار آن را موجهای خروشان آب مستانه بالا می زنند بدانسوی دریا بحرکت در می آید...

و لشکریان نادان فرعون نیز از پشت خود را طعمه ی این معجزه می کنند...

موسی و یاران را به ساحل رسیدن همان و دریا به حال خود خزیدن همان...

در یک آن دو دیواره موجهای خروشان همدگر را به آغوش می کشند و فرعون و فرعونیان را تا ابد از صحنه آفرینش می ربایند...

این پیروزی بزرگ حق بر باطل در فراز تاریخ افتخاری است نمونه که همواره مومنان آنرا جشن می گرفتند. بنی اسراييل تا روزی که پرتوی از حق در آنها جریان داشت دهم محرم را روزه می گرفتند. و چون پیامبر اسلام از این خبر مطلع شدند فرمودند: ما به موسی اولاتريم از یهودیان... و از آن روز امر فرمودند: مسلمانان روز عاشورا و تاسوعا را به پاس پیروزی حق در کالبد موسی بر فرعون رمز باطل روزه بگیرند. این روزه در حقیقت؛

اولا: سپاس مومنان است از پروردگار یکتایشان که حق را بر باطل؛ موسی را بر فرعون؛ و یا اسلام را بر کفر پیروزی بخشید.

و دوما: یادبودی است از آن جشنواره بزرگ ایمان سترگ مومنان، و همدلی است با آن صادقان راستین. و تجدید عهد و میثاق و پیمان است با حق که ما همیشه و همواره با تو خواهیم بود و جان و مال خود را در راه تو فدا خواهیم نمود...

این ماه پر شور پر است از صحنه های نبرد حق و باطل..

از جمله این صحنه های دردآور صحنه شهادت امیر مؤمنان؛ داماد علی مرتضی، یار و دوست و همسنگر رسول خدا، حضرت عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ است.

نام عمر انسان را به یاد آرمانهایی والا از مقابله دندان شكن حق و باطل، از دلیر مرد شجاعت و بی مهابا، از ثبات و استقامت و یکدلی، از وزیری نمونه برای رسالت و خلافت آن، از رهبر و دولتمندی بی مانند، از سیاستمداری سترگ، از محبت و عشق به رسول خدا و خاندان او... و خلاصه دانش آموزی نمونه از دانشکده رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و صحبه ـ و دست پرورده ای ممتاز از ساختار تربیتی رسول اکرم می اندازد.

عمر شخصیتی است که تاریخ بشریت با یک دنیا اجلال و احترام در مقابل رادمردی او می ایستد.

همه بشریت از دوست و دشمن در مقابل مردانگی و شجاعت و ایمان عمر مات و مبهوت و حیران می ایستند و بر مدرسه و استادی که او را تربیت نموده سلام و درود بی پایان می فرستند.

مگر پشیزی از حاقدان که عمر گلیم برده داری و فرعون منشی را از زیر پایشان بدر کشید، و در یک آن از جاه و جلال کاخهای مجلل و ادعای خدایی پوزه حقیر آنها را به خاک ذلت کشانید و ملت را از بردگی آنان رهایی بخشید و به درگاه بندگی خداوند ـ آفریننده و خالق آسمانها و زمین و هر آنچه در آندوست ـ شرفیاب ساخت.

عمر آن شخصیتی است که آسمان او را برای گسترش قلمرو دین خدا بر زمین تربیت نمود. رسول خدا پیام آسمانی اسلام را از محضر ملکوتی آسمان به زمین رسانید، پس از او خلیفه و جانشین منتخبه ی دست پروردگان و یاران رسالت ـ ابوبکر صدیق؛ پدر زن پیامبر اکرم و یار غار او ـ در مدت دو سال دین را در شبه جزیره عرب استقرار بخشید و پایه های اسلام در چهار سوی جزیره مستحکم گشتند..

پس از ابوبکر، عمر مقالید رهبری امت را بدست گرفت و حدود 12 سال پیام اسلام را به جهانیان رسانید. در دوران عمر به گواهی و شهادت دوست و دشمن جهان در سایه عدالت و آزادی و رفاه و آسایش بی مانندی در سایه سیاست و حکومتداری این مرد صادق و زاهد و پارسا و فروتن می زیست...

در دوران عمر بود که پوزه دو امپراطوری مغرور فارس و روم آنانیکه در ادعای خدایی مست بودند به زمین مالیده شد.

عمر فاروق رضی الله عنه شخصیتی است که ایران زمین همواره و همیشه بدو افتخار خواهد ورزید. چرا که در زمان او و در سایه رهبریت حکیمانه او ایران از چنگال پست حکومت مجوسیان آتش پرستی که عقل و انسانیت را به ذلت و خواری کشیده بودند نجات یافت و نور اسلام بر این سرزمین درخشیدن گرفت.

آتش پرستانی که با مکر و حیله و نیرنگ مردم را فریب داده بودند و به بردگی گرفته بودند حقد و کینه ای بس بزرگ را در دل بر عمر گرفتند، و در یک توطئه پست و حقیری این ابر مرد تاریخ بشریت را به شهادت رسانیدند. که اول محرم هر سال هجری یاد بودی است از این نبرد حق و باطل که در آن خون عدالت بر شمشیر خیانت غلبه یافت...

عمر رضی الله عنه عشق و علاقه و ایمانی خاص به پیامبر و پس از او به خانواده ی او داشت. این عشق و ایمان حضرت علی وزیر و مشیر دست راست عمر را بر آن داشت که دختر خود "ام کلثوم" خواهر حسن و حسین دو گل سر سبد جوانان بهشت، و نوه ی پیامبر اکرم را به عقد ازدواج عمر درآورد. عمر از شدت محبت به خاندان رسالت ام کلثوم را به عنوان آخرین همسر خود برگزید و پس از او هرگز ازدواج نکرد تا نشاید دختر فاطمه زهراء رنجیده خاطر شود که رنجش او رنجش مادر، و رنجش مادر رنجش پدر بزرگ است.

سلام بر رشادت و اخلاص و مردانگی و محبت عمر به اهل بیت!...

دشمنان عقل و صداقت، خفاشان ترسوی شبهای تار که عمر را با خنجر ننگ خیانت در نماز فجر به شهادت رسانیدند، این پیروزی بزرگ را بر خود جشن گرفته در "کاشان" برای ابو لؤلؤ آتش پرست قاتل امیر مؤمنان روضه ای بر پا نهادند و او را "بابا شجاع الدین" نامیدند و تا امروز کمر احترام در مقابل خاک نجس این بت خیانت پیشه خم می کنند. و با این کار خود به مسلمانان کاشان ایران و دنیا می گویند: ما بودیم که جگر ابرمرد تاریختان را دریدیم و امیر مؤمنان علی و خاندان او را داغدار کردیم! آنگاه مسلمانان غافل با لبخند حماقت از کنار آن حاقدان آتش پرست خاموش می گذرند!

یهودیان و آتش پرستان بسی سعی نمودند از مقام پر شکوه تاریخی عمر بکاهند ولی جز آنچه پارس سگ از ابر پربار بارانی می کاهد هیچ بیش نکاستند!...

عمر؛ عمر ماند و خواهد ماند، و آن سگان هار همچنان پارس می کنند تا بجزای خود رسند!

سلام بر عمر و سلام بر ثبات و استقامت و مردانگی و عدالت و آزادمنشی او...

عاشورای این ماه تصویری دیگر از حماسه نبرد حق و باطل بر تاریخ بشریت رسم نمود.

آری!...

حماسه پر شور و آه کربلا... حماسه زمینی پلید که جز کرب و بلا هیچ برای تاریخمان به ارمغان نیاورد.. حماسه ی خاکی که با مکیدن خون پسر رسول خدا برای همیشه مهر پلیدی بر پیشانی خود نهاد...

گل خندان و شاداب جوانان فردوس، سالار شهیدان، نواده رسول اکرم امام حسین چون دید که نظام حکومتداری در اسلام از شورا که دستور قرآن و پیامبر است به نظام پادشاهی کسرا و قیصر کشیده می شود با برخی دیگر از جوانان برومند اسلام شمشیر اعتراض بر کشید و در مقابل این تحریف بزرگ تاریخ اسلام قد علم کرد. همسنگر او عبد الله بن زبیر نواسه ی ابوبکر، پسر اسماء چهره زن فداکار حادثه هجرت نبوی در مکه قیام کرد و خلافتی اسلامی بر پا نمود.

اما امام حسین به وعده شیعیان کوفه بسوی عراق حرکت نمود، ولی در راه خبر رسید که اهل کوفه بدو خیانت کرده اند، و در کربلا لشکر کوفیان خائن را دید در رکاب شمر رمز خودخواهی و غرور به جنگ با او کمر بسته اند.

شهید کربلا بر این ایمان بود که حکومت اسلامی بر پایه شورای برتران و عالمان و بزرگان و دانشوران انتخاب می شود؛ نه پیامبر آنرا میراث خاندان خود قرار داد و نه هیچ کس دیگری را چنین اختیاری است. پس نظام اسلام نظام شورا و آزادی و عدالت است نه نظام میراث داری و پادشاهی...

سالار شهیدان در کربلا این ایده و آرمان خود را با خون خود نگاشت تا جهان دریابد؛ اسلام را نمی توان با زور شمشیر در قفس خواسته ها و آزهای این و آن زندانی نمود. اسلام آرمانی است آزاده؛ سوار بر اسب عقل و منطق و فطرت و خواسته های آزاد مردان عدالت پیشه و پارسا بسوی اهداف و آرمانهای خود چارنعل می تازد، و هیچ کسی نمی تواند آنرا با طناب شهوت خود بدار آویزد.

پیام حرکت استشهادی سالار شهیدان در کربلا نگاشته شد و تا امروز خاری است در حلقوم پادشاهانی که مهار ملتها را آنروزی که روده ی نافشان بریده می شود در دست می گیرند! و خاری است در گلوی حکام زورگو و جاه طلب و خودخواه و خود رأی و تقلب باز و چپاولگر...

محرم ماه پر شور و حماس تاریخ ماست، و آن نیز نوروز هر سال هجری ماست. گویا محرم در اول هر سال می آید تا همه این معانی را در ملت اسلامی زنده کند. و در گوشها و قلبهای امت اسلامی بدمد که شما وارثان انقلاب و پیروزی حق هستید. پس از هیچ مهراسید که پیروزی از آن شماست. چه در لباس شهادت عمری و حسینی و یا در لباس پیروزی موسایی...

و در این سالهای ننگ و خواری و عقب ماندگی محرم امسال با مثالی زنده در خیابانهای ایران، و در فلسطین و افغانستان و عراق وغزه به دیدار امت اسلامی آمده تا به جوانان برومند این ملت در خواب بیاموزد؛ خون شهیدان ما نمادی است دیگر در راستای خونa

عمر و خون حسین... و شما ای جوانان مسلمان می توانید عصای موسی، و معجزه ی این قرن باشید

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

داستان شهادت حسين بن علي رضي الله عنهما

 

حسین بن علی بن ابی طالب فرزند دختر رسول الله است که پس از برادر بزرگترش حسن بن علی رضی الله عنه در ماه شعبان سال 4 هجری متولد شد و به تاریخ 10 محرم (عاشورا) سال 61 هجری در کربلا به شهادت رسید. رضی الله عنه و ارضاه.

حسن بن علی رضی الله عنه در دوران کودکی رسول الله را درک نمود و در هنگام وفات رسول... الله هنوز کودک بود. پس از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) خلیفه بزرگوارش ابوبکر صدیق رضی الله عنه وی را گرامی می‌داشت و پس از او عمر بن الخطاب و عثمان بن عفان نیز او و دیگر بزرگواران اهل بیت را بسیار گرامی می‌داشتند. وی در دوران خلافت پدر بزرگوارش علی بن ابی طالب رضی الله عنه وی را در همه‌ی زندگی‌اش همراهی نمود و از او روایت نمود و همچنان در طاعت پدر بززرگوارش باقی ماند تا اینکه ایشان به دست خوارج نادان به شهادت رسیدند.

پس از آنکه برادر ایشان خلیفه پنجم مسلمین حسن بن علی رضی الله عنه به نفع معاویه از خلافت کناره گرفت، حسین رضی الله عنه با این اقدام ایشان موافق نبود اما تسلیم خواسته‌ی برادرش شد و سکوت اختیار کرد.

پس از وفات حسن بن علی رضی الله عنه وی در لشکری که معاویه رضی الله عنه برای محاصره‌ی قسطنطنیه پایتخت بیزانس فرستاد شرکت کرد و جنگید اما پس از آنکه معاویه برای خلافت پسرش یزید بیعت گرفت حسین رضي الله عنه از بیعت یزید امتناع ورزید، زیرا از نظر وی افراد بسیاری شایسته‌تر از یزید بودند. پس از آن از مدینه به سوی مکه خارج شد. در آن زمان بر روی زمین هیچ کس در فضل و منزلت با او برابری نمی‌کرد.

نامه‌هاي اهل كوفه:

-----------------------

به اهل عراق خبر رسيد كه حسين با يزيد بن معاويه بيعت نكرده است؛ عراقي‌ها يزيد بن معاويه را نمي‌خواستند و بلكه خود معاويه را نيز نمي‌خواستند، در واقع آن‌ها كسي جز علي و فرزندانش را قبول نداشتند، بنابراين به حسين نامه‌هايي فرستادند و همه در نامه‌هايشان مي‌گفتند: ما با تو بيعت كرده‌ايم و فقط تو را مي‌خواهيم و يزيد در گردن ما بيعتي ندارد، بلكه بيعت ما با تو است. نامه‌هاي زيادي به حسين بن علي رسيد تا اينكه بيش از پانصد نامه به او فرستاده شد، و همه‌ی اين نامه‌ها را اهل كوفه مي‌فرستادند و او را به سوي خود فرا مي‌خواندند.

آنگاه حسين بن علي، پسر عمويش «مسلم بن عقيل بن ابي طالب» را فرستاد تا اوضاع آن‌جا را بررسي كند و حقيقت امر را بداند، وقتي مسلم بن عقيل به كوفه رسيد پرس‌وجو كرد تا آن كه دانست مردم يزيد را نمي‌خواهند بلكه حسين بن علي را مي‌خواهند؛ مسلم نزد «هانئ بن عروه» اقامت گزيد و مردم گروه گروه، و به تنهايي مي‌آمدند و با مسلم بن عقيل به نمايندگي از حسين بيعت مي‌كردند، و بيعت انجام شد. در آن هنگام، «نعمان بن بشير» از سوي يزيد امير كوفه بود؛ وقتي به او خبر رسيد كه مسلم بن عقيل در ميان آنهاست و مردم پيش او مي‌آيند و براي حسين با او بيعت مي‌كنند، آن را نشنيده ‌گرفت و به قضيه توجه نكرد؛ تا اينكه افرادي به شام پيش يزيد رفتند و قضيه را به اطلاع او رساندند و گفتند كه مردم با مسلم بيعت مي‌كنند و نعمان بن بشير به اين امر توجه نمي‌كند. يزيد دستور عزل نعمان بن بشير را صادر كرد و «عبيدالله بن زياد» را كه امير و فرمانرواي بصره بود به عنوان امير بصره و كوفه، به كوفه فرستاد تا اين قضيه را حل كند. عبيدالله بن زياد شبانه در حالي كه نقاب زده بود وارد كوفه شد. او هنگامی که از كنار مردم رد مي‌شد به آنها سلام مي‌كرد و آنها در جواب مي‌گفتند: «و عليك السلام يا ابن بنت رسول الله»، مردم گمان مي‌بردند كه او حسين است و مخفيانه در شب نقاب زده و وارد كوفه شده است.

توطئه‌ی عبيدالله بن زياد و خيانت مردم كوفه:

---------------------------------------------------

عبيدالله بن زياد دانست كه قضيه جدي است و مردم منتظر حسين بن علي هستند. در اين هنگام او وارد قصر شد و سپس يكي از غلام‌هايش را به نام «معقل» فرستاد تا بررسي كند و بداند چه كسي در رأس اين كار قرار دارد. او رفت و خودش را به دروغ چنين معرفي كرد كه فردي از اهالي حمص است و سه هزار دينار به همراه دارد كه براي حسين آورده است. او همچنان پرس و جو مي‌كرد تا آن كه او را به خانه‌ی هانئ بن عروه راهنمايي كردند. او وارد خانه شد، مسلم بن عقيل را ديد و با او بيعت كرد و سه هزار دينار را به او داد. او چند روز پيش مسلم بن عقيل رفت و آمد مي‌كرد تا آن كه از وضعيت آنها كاملاً اطلاع يافت و پس از آن به نزد عبيدالله بن زياد بازگشت و ماجرا را به اطلاع او رساند.

پس از آن كه بسياري از مردم با مسلم بن عقيل بيعت كردند، او به حسين پيام فرستاد كه همه چيز آماده است، آنگاه حسين بن علي رضی الله عنهما در روز هشتم ذي الحجه به سوي كوفه حركت كرد.

عبيدالله از كارهاي مسلم با خبر بود، وی دستور داد هانئ بن عروه را پيش او بياورند، هانئ را پيش او آوردند، عبيدالله از او پرسيد، مسلم بن عقيل كجاست؟ گفت: نمي‌دانم.

آنگاه عبيدالله غلامش معقل را صدا زد، او وارد شد و گفت: آيا او را مي‌شناسي؟ گفت: بله؛ او متوجه شد و دانست كه عبيدالله بن زياد آنها را فريب داده است، عبيدالله بن زياد گفت: مسلم بن عقيل كجاست؟ او گفت: سوگند به الله متعال اگر زير پاهايم باشد پاهايم را بلند نمي‌كنم، آنگاه عبيدالله بن زياد او را شکنجه کرد و سپس دستور داد او را زنداني كنند.

خبر به مسلم بن عقيل رسيد؛ او به همراه چهار هزار نفر بيرون آمده و قصر عبيدالله بن زياد را محاصره كرد و اهل كوفه همراه او بيرون آمدند، در اين هنگام اشراف و سران مردم پيش عبيدالله بودند. وی با تطميع سران و اشراف و ترساندن آنها از لشكر شام به آنها گفت كه مردم را از حمايت مسلم باز دارند. بنابراين سران از مردم ‌خواستند كه از حمايت مسلم دست بردارند، مسلم چهار هزار نفر به همراه داشت و شعارشان «يا منصور امت» بود؛ سران قبايل و اشراف همچنان مردم را از همراهي مسلم بر حذر داشتند تا اندك اندك مردم پراكنده شدند. زن‌ها مي‌آمدند و فرزندانشان را با خود مي‌بردند، ومردها مي‌آمدند و برادرانشان را با خود مي‌بردند، و امير قبيله مي‌آمد و مردم را از همراهي با مسلم باز می‌داشت، تا آن كه از چهار هزار نفر فقط سي نفر با مسلم باقي ماندند! هنوز خورشيد غروب نكرده بود كه مسلم بن عقيل تنها ماند و همه‌ی مردم او را رها كردند؛ او تنها در كوچه‌هاي كوفه مي‌گشت و نمي‌دانست كه به كجا برود، او درِ خانه‌اي را زد و زني از قبيله‌ی كنده كه صاحب خانه بود در را باز كرد؛ او آب خواست، زن تعجب كرد و به او گفت: تو چه كسي هستي؟ گفت: من مسلم بن عقيل هستم، و ماجرا را به اطلاع او رسانيد و گفت كه مردم او را رها كرده‌اند و حسين به زودي مي‌آيد زيرا او به حسين پيام فرستاده كه بيايد. آن زن مسلم را به اتاق مجاور وارد كرد و نشاند، و آب و غذا برايش آورد اما فرزند آن زن رفت و عبيدالله بن زياد را از محل اقامت مسلم بن عقيل آگاه كرد. آنگاه عبيدالله هفتاد نفر را به سوي او فرستاد و آنها او را محاصره كردند. مسلم با آنها جنگيد و در پایان، هنگامی که به او امان دادند تسليم شد، او را دستگير كردند و به قصر فرمانداري كه عبيدالله بن زياد در آن بود بردند. وقتي مسلم وارد شد عبيدالله بن زياد از او پرسيد كه علت قيام او چييست. گفت: با حسين بن علي بيعت كرده‌ايم.

عبيدالله گفت: من تو را مي‌كشم، مسلم گفت: مرا بگذار كه وصيت كنم، گفت: وصيت كن، مسلم به اطرافش نگاه كرد و «عمر بن سعد بن ابي وقاص» را ديد و به او گفت: تو از همه‌ی مردم از نظر خويشاوندي به من نزديكتر هستي بيا تا تو را سفارشی كنم؛ و او را به گوشه‌اي از خانه برد و به او سفارش كرد كه به حسين پيام بفرستد تا برگردد. بنابراين عمر بن سعد بن ابي وقاص مردي را به سوي حسين فرستاد تا او را خبر كند كه كار تمام شد و اهل كوفه او را فريب داده‌اند. آنگاه در روز عرفه مسلم بن عقيل به شهادت رسيد. «إنا لله و إنا إليه راجعون» حسين در روز ترويه (هشتم ذي الحجه) يك روز پیش از كشته شدن مسلم بن عقيل از مكه حركت كرده بود.

تلاش اصحاب براي جلوگيري از خروج حسين رضي الله عنه:

----------------------------------------------------------------

بسياري از اصحاب كوشيدند تا حسين را از خروج و رفتن به كوفه باز دارند؛ «عبدالله بن عمر»، «عبدالله بن عباس»، «عبدالله بن عمرو بن عاص»، «ابو سعيد خدري»، «عبدالله بن زبير» و برادر حسين، «محمدحنفيه»، همه‌ی اينها وقتي دانستند كه او مي‌خواهد به كوفه برود او را منع كردند:

هنگامی که حسين خواست به كوفه برود عبدالله بن عباس به او گفت. اگر مردم به من و تو طعنه نمي‌زدند دستم را به موي سرت چنگ مي‌زدم و نمي‌گذاشتم كه بروي. شعبي مي‌گويد ابن عمر در مكه بود او را خبر كردند كه حسين به سوي عراق رهسپار شده است، عبدالله بن عمر به دنبال او حركت كرد و به فاصله‌ی سه روز از مكه به او رسيد و گفت: كجا مي‌خواهي بروي؟ گفت: به عراق، و نامه‌هايي كه از عراق براي او فرستاده بودند و در آن اعلام كرده بودند كه آنها با او هستند را بيرون آورد و گفت: اين نامه‌هايشان است و با من بيعت كرده‌اند، (اهل عراق او رضی الله عنه را فريب داده بودند).

ابن عمر به او گفت: پيش آنها مرو... حسين نپذيرفت و برنگشت، آنگاه عبدالله بن عمر او را در آغوش گرفت و گريه كرد و گفت: تو را از آن كه كشته شوي به الله متعال مي‌سپارم.

حادثه‌ی كربلا :

------------------

حسين بوسيله‌ی قاصدي كه عمر بن سعد فرستاد از وضعيت مسلم خبردار شد، بنابراين خواست كه باز گردد و با فرزندان مسلم بن عقيل سخن گفت، اما آنها گفتند: نه، سوگند به الله متعال بر نمي‌گرديم مگر آن كه انتقام خون پدرمان را بگيريم. حسين نظر آنها را قبول كرد. عبيدالله پس از آن كه باخبر شد كه حسين به سوي آنها مي‌آيد به حُرّ بن يزيد التميمي دستور داد تا با لشكري هزار نفري برود تا در راه با حسين روبرو شود. او حركت كرد و نزديك قادسيه با حسين روبرو شد. حر به او گفت: كجا مي‌روي اي فرزند دختر رسول الله؟! گفت: به عراق مي‌روم. گفت: من به تو مي‌گويم برگرد تا الله مرا به گناه جنگ با تو مبتلا نكند! به همان جا كه آمده‌اي برگرد، يا به شام برو كه يزيد آنجاست و به كوفه نيا.

اما حسين نپذيرفت؛ حسين به سوي عراق مي‌آمد و حر بن يزيد برايش مزاحمت ايجاد مي‌كرد و او را منع مي‌كرد. حسين به او گفت: از من دور شو مادرت به عزايت بنشيند. حر بن يزيد گفت: سوگند به الله متعال اگر غير از تو كسي ديگر از عرب، اين را مي‌گفت او و مادرش را قصاص مي‌كردم، ولي چه مي‌توانم بگويم كه مادرت بانوي زنان جهان است.

در اين هنگام حسين توقف كرد، سپس دنباله‌ی لشكر كه چهار هزار نفر بودند و عمر بن سعد آنها را فرماندهي مي‌كرد آمدند، و حسين در جايي بود كه به آن كربلا گفته مي‌شود. او پرسيد اينجا كجاست؟ گفتند: كربلا است، گفت: «كرب است و بلا». وقتي لشكر عمر بن سعد رسيد او با حسين سخن گفت و به او گفت كه با من به عراق بيا كه عبيدالله بن زياد آنجاست، اما حسين نپذيرفت، و وقتي حسين ديد كه كار جدي است به عمر بن سعد گفت: من شما را در سه چيز مختار قرار مي‌دهم يكي از اين سه چيز را انتخاب كن، او گفت: آنها چه هستند؟ گفت: «يكي اينكه مرا بگذاري تا برگردم، يا به مرزي از مرزهاي اسلام بروم، و يا اينكه به شام پيش يزيد بروم و دستم را در دست او بگذارم». عمر بن سعد گفت: خوب است، تو به يزيد پيام بفرست و من كسي را پيش عبيدالله بن زياد مي‌فرستم، و نگاه مي‌كنيم كه چه خواهد شد. و آنگاه عمر بن سعد كسي را پيش عبيدالله بن زياد فرستاد، ولي حسين كسي را پيش يزيد نفرستاد، وقتي قاصد پيش عبيدالله بن زياد آمد و او را خبر كرد كه حسين مي‌گويد من شما را در سه چيز مختار مي‌گذارم يكي را انتخاب كنيد، عبيدالله بن زياد گفت هر كدام را كه حسين انتخاب كرد مي‌پذيريم. مردي نزد عبيدالله بن زياد بود كه به او «شمر بن ذي الجوشن» مي‌گفتند، او از مقرّبان و نزديكان عبيدالله بن زياد بود، او گفت: نه، سوگند به الله متعال مگر آن كه حكم تو را بپذيرد، بنابراين عبيدالله فريب سخن او را خورد و گفت: آری، بايد حكم مرا بپذيرد (يعني به كوفه بيايد و من خودم او را به شام يا به يكي از مرزها مي‌فرستم يا او را به مدينه باز مي‌گردانم). آنگاه عبيدالله بن زياد شمر بن ذي الجوشن را فرستاد و گفت: برو تا او تسليم فرمان من شود، اگر عمر بن سعد پذيرفت كه خوب است، و اگر نپذيرفت پس به جاي او تو فرمانده هستي.

عبيدالله بن زياد عمر بن سعد را با لشكري چهار هزار نفري آماده‌ كرده بود تا به ري برود و به او گفت كار حسين را تمام كن سپس به ري برو. عبيدالله به او وعده داده بود كه فرمانداري ري را به او واگذار كند، شمر بن ذي الجوشن به سويي كه حسين بن علي و حر بن يزيد و عمر بن سعد در آن جا بودند حركت كرد؛ هنگامی که به حسين خبر دادند كه او بايد تسليم حكم و دستور عبيدالله بن زياد شود نپذيرفت و گفت: نه! سوگند به الله متعال هرگز تسليم حكم و فرمان عبيدالله بن زياد نخواهم شد.

همراهان حسين هفتاد و دو اسب سوار بودند، و لشكر كوفه پنج هزار نفر بودند وقتي هر دو گروه رو در روي هم قرار گرفتند حسين به لشكر ابن زياد گفت: به خودتان بازگرديد و خويشتن را مورد بازخواست قرار دهيد، آيا براي شما شايسته است كه با فردي چون من بجنگيد؟ حال آن كه من پسر دختر پيامبر شما هستم و غير از من روي زمين پسر دختر پيامبر ديگري نيست، و پيامبر به من و برادرم گفته است: «اين دو سرداران جوانان اهل بهشت هستند».

حسين همچنان آنها را تشويق مي‌كرد كه عبيدالله بن زياد را ترك كنند و به او بپيوندند بنابراين سي نفر از آنها به حسين پيوستند، كه يكي از اين سي نفر حر بن يزيد التميمي فرمانده پيشقراولان لشكر ابن زياد بود. به حر بن يزيد گفتند: تو با ما آمدي در حالي كه فرمانده پيشقراولان بودي و اكنون به سوي حسين مي‌روي؟! گفت: واي بر شما! سوگند به الله متعال بايد از جهنم و بهشت يكي را انتخاب كنم، و سوگند به الله متعال كه هيچ چيزي را بر بهشت ترجيح نمي‌دهم گرچه قطعه قطعه شده يا سوزانده شوم! بعد از آن حسين رضی الله عنه نماز ظهر و عصر روز پنجشنبه را خواند، هم لشكر ابن زياد پشت سر او نماز گذاردند، و هم ياران خودش. او به آنها گفته بود كه يك امام از شما باشد و يك امام از ما. گفتند: نه، بلكه ما پشت سر تو نماز مي‌خوانيم، بنابراين نماز ظهر و عصر را پشت سر او خواندند. نزديك غروب آنها همراه با اسب‌هايشان به سوي حسين پيش آمدند، حسين وقتي آنها را ديد گفت: اين چيست؟! گفتند: آنها جلو آمده‌اند، گفت: نزد آنها برويد و به آنها بگوييد كه چه مي‌خواهند؟ پس بيست اسب سوار كه يكي از آنها برادر حسين عباس بن علي بن ابي طالب بود به سوي آنها رفتند و با آنها حرف زدند و از آنها پرسيدند كه چه مي‌خواهند؟ گفتند: يا حسين تسليم شود و حكم عبيدالله بن زياد را بپذيرد و يا اينكه با او مي‌جنگيم. گفتند: ما مي‌رويم و ابا عبدالله را خبر مي‌كنيم، بنابراين به سوي حسين رضی الله عنه برگشتند و او را خبر كردند، حسين گفت: به آنها بگوييد امشب به ما فرصت دهيد فردا شما را خبر مي‌كنيم، تا من امشب با پروردگارم مناجات كنم و نماز بخوانم زيرا دوست دارم براي پروردگارم نماز بگذارم؛ حسين رضی الله عنه و يارانش آن شب را با دعا و نماز و استغفار سپري كردند.

صبح روز جمعه وقتي حسين رضی الله عنه گفت كه تسليم ابن زياد نمي‌شوم جنگ ميان هر دو گروه در گرفت، جنگ، جنگ نابرابري بود و ياران حسين ديدند كه نمي‌توانند با اين لشكر بزرگ بجنگند بنابراين تنها هدفشان اين بود كه مانع از رسيدن دشمن به حسين شوند و از او دفاع كنند و يكي پس از ديگري در دفاع از حسين كشته مي‌شدند تا اينكه همه كشته شدند و كسي جز خود حسين بن علي -رضی الله عنهما- باقي نماند.

شهادت حضرت حسين رضي الله عنه

بعد از آن تا مدتي طولاني كسي به حسين نزديك نمي‌شد و هيچ كس نمي‌خواست كه دستش به خون حسين رضی الله عنه آلوده شود، و وضعيت همچنان ادامه يافت تا آن كه شمر بن ذي الجوشن - قبحه الله- آمد و فرياد زد واي بر شما! مادرانتان به عزايتان بنشينند! او را محاصره كنيد و او را بكشيد، آنگاه آمدند و حسين را محاصره كردند او چون شير درنده در ميان آنها از اين سو و آن سو شمشير مي‌زد تا اينكه افرادي از آنها را كشت، اما تعداد زياد بر شجاعت غالب مي‌آيد. شمر بن ذي الجوشن فرياد زد واي بر شما منتظر چه چيزي هستيد؟! جلو برويد. آنگاه آنها به سوي حسين رفتند و او رضی الله عنه را به شهادت رساندند - انا لله و انا اليه راجعون- كسي كه حسين را را به شهادت رساند و سرش را از تن جدا كرد «سنان بن انس نخعي» بود، و گفته‌اند كه شمر بن ذي الجوشن - قبحه الله - او را كشت. پس از شهادت حسين سر او را به كوفه پيش عبيدالله بن زياد بردند، وقتي سرش را پيش عبيدالله بن زياد آوردند او چوبي كه همراه داشت را به دهان حسين وارد مي‌كرد و مي‌گفت: «گر چه بهترين دهان است.» انس بن مالك رضی الله عنه آن جا نشسته بود بلند شد و گفت: «سوگند به الله متعال تو را رسوا مي‌كنم، رسول الله را ديده‌ام كه همين جايي از دهان حسين كه تو چوب در آن داخل مي‌كني را بوسيده است...»

ابراهيم النخعي رضی الله عنه مي‌گويد: اگر من از قاتلان حسين مي‌بودم و سپس به بهشت مي‌رفتم از نگاه كردن به چهره‌ی رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) شرمم مي‌آمد.

چه كساني در آن جا به همراه حسين كشته شدند؟

بسياري از اهل بيت به همراه حسين در آنجا به شهادت رسیدند، از جمله كساني كه در اين جنگ در كنار حسين كشته شدند، از فرزندان علي بن ابي طالب خود حسين و جعفر و عباس و ابوبكر و محمد و عثمان كشته شدند.

و از فرزندان حسين، عبدالله و علي اكبر (او علي زين العابدين نيست)

و از فرزندان حسن، عبدالله و قاسم و ابوبكر كشته شدند.

و از فرزندان عقيل، جعفر و عبدالله و عبدالرحمن و عبدالله بن مسلم بن عقيل در كربلا كشته شدند و مسلم بن عقيل خودش در كوفه كشته شد.

و از فرزندان عبدالله بن جعفر، عون و محمد كشته شدند.

هيجده نفر كه همه از اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بودند در اين جنگ نابرابر به شهادت رسیدند.

آيا يزيد قصد كشتن حسين رضي الله عنه را داشت؟ :

--------------------------------------------------------

يزيد مستقيما دستي در كشتن حسين نداشت، نمي‌خواهيم از يزيد دفاع كنيم و بلكه حقيقت را مي‌گوييم و از آن دفاع مي‌كنيم. يزيد، عبيدالله بن زياد را فرستاد تا نگذارد كه حسين به كوفه برسد و او را به كشتن حسين دستور نداد، بلكه خود حسين نسبت به يزيد گمان نيك داشت و گفت: مرا بگذاريد كه پيش يزيد مي‌روم و دستم را در دست او مي‌گذارم.

به اتفاق اهل نقل يزيد به كشتن حسين دستور نداد و بلكه به ابن زياد نوشت كه به حسين اجازه ندهد كه بر عراق فرمانروايي كند، و وقتي يزيد از كشته شدن حسين خبردار شد از اين فاجعه دردمند و ناراحت شد و در خانه‌اش گريه كرد. او زنان آنها را اسير نكرد بلكه اهل بيت حسين را گرامي داشت و آنها را به شهرشان باز گرداند. اما رواياتي كه در آنها ذكر شده كه زنان اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مورد توهین قرار گرفته‌اند و به اسارت گرفته شده‌اند و به شام برده شدند، همه اينها بي‌اصل و اساس هستند، بلكه بني اميه بني هاشم را گرامي مي‌داشتند، براي مثال هنگامی که «حجاج بن يوسف» با فاطمه بنت عبدالله بن جعفر ازدواج كرد، عبدالملك بن مروان اين را نپذيرفت و به حجاج دستور داد تا او را طلاق دهد. بني اميه بني هاشم را بزرگ و گرامي مي‌داشتند و هرگز زني هاشمي به اسارت گرفته نشده است.

بنابراين زنان هاشمي در آن زمان محترم و گرامي بودند، و آنچه مي‌گويند كه يزيد زنان اهل بيت را به اسارت گرفت و به عنوان اسير جنگي آنها را كنيز قرار داد صحت ندارد. و آنچه گفته‌اند كه سر حسين پيش يزيد فرستاده شد نيز واقعيت ندارد بلكه سر حسين نزد عبيدالله در كوفه ماند، و حسين دفن شد و مکان قبر او معلوم نيست. ولي مشهور است كه او در كربلا در همان جا كه به شهادت رسيد دفن شد.

موضع اهل سنت در مورد يزيد بن معاويه :

---------------------------------------------

مي توان موضع اهل سنت در مورد يزيد را در اين گفته‌ی امام ذهبي رحمه الله خلاصه نمود كه: «نه او را دوست مي‌داريم و نه هم او را لعن و نفرين مي‌كنيم» زيرا از يك سو كفر وي ثابت نشده و حتي در فاسق دانستن وي دليلي در دست نيست و اين بايد ثابت شود و تمام رواياتي كه در مورد مشروب خوار بودن و فسق و فجور وي نقل مي‌شود ضعيف و غير قابل استناد مي‌باشند و از سوي ديگر وي در برخي موضع‌گيري‌ها و تصميم‌گيري‌هايش اشتباهات بزرگي مرتكب شد و افراد نامناسبي را بر برخي امور گمارد كه موجب حوادث غم انگيزي همچون كربلا گرديد. و وي به طور ناخواسته و غير مستقيم باعث آن فاجعه گرديد و به همين علت اهل سنت و جماعت وي را دوست نمي‌دارند و محبت او را در قلب جاي نمي‌دهند.

همچنين اهل سنت وي را لعن و نفرين نمي‌كنند زيرا لعنت فرستادن بر مرده‌اي كه الله متعال و پيامبرش او را لعنت نكرده‌اند جايز نيست، زیرا هنگامی که ابوجهل را ناسزا گفتند پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «مرده‌ها را ناسزا نگوييد، زیرا آنها به آنچه كرده‌اند رسيده‌اند» [بخاری/1393]

و اساس دين الهي بر پايه‌ی دشنام و ناسزا نيست، و بلكه اسلام بر خوبي‌هاي اخلاقي استوار است، بنابراين دشنام و ناسزا گفتن از دين نيست، بلكه پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مي‌فرمايد: «ناسزا گفتن به مسلمان فسق است و جنگيدن با او كفر است». (در اينجا كفر به معني گناه بسيار بزرگ است و نه كفر خارج كننده از دين)

پس ناسزا گفتن به مسلمان فسق و گناه است، و هيچ كسي نگفته كه يزيد از دين اسلام خارج است، بلكه نهايت آنچه در مورد او گفته‌اند اين است كه او فاسق است، و فسق او چنان كه گفتيم بايد ثابت شود، و الله آن را مي‌داند، بلكه پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «اولين لشكري كه با شهر قيصر مي‌جنگند بخشيده شده‌اند». و اين لشكر را يزيد بن معاويه فرماندهي مي‌كرد و گفته مي‌شود كه بزرگان اصحاب چون ابن عمر و ابن الزبير و ابن عباس و ابو ايوب و همچنين خود حسين بن علي رضي الله عنهم اجمعين در اين جنگ همراه او بودند، و اين جنگ در سال 49 ه‍ اتفاق افتاد.

نگاه اهل سنت به اين مصيبت :

-------------------------------------

آنچه الله متعال مقدر كرده باشد رخ مي‌دهد گرچه مردم نخواهند. و كشته شدن حسين، از كشته شدن پيامبران بزرگتر و بالاتر نيست، سر يحيي بن زكريا عليه السلام به عنوان مهريه و پيشكش زن زناكاري تقديم شد، و زكريا را كشتند، و خواستند موسي را به قتل برسانند، و خواستند عيسي را بكشند و پيامبراني ديگر نیز كشته شده‌اند، و همچنين عمر و عثمان و علي كشته شده‌اند و اينها همه از حسين رضی الله عنه افضل و برتر بوده‌اند. بنابراين جايز نيست كه انسان هنگامی که كشته شدن حسين را يادآوري مي‌كند به سر و صورت خود بزند و گريبانش را پاره كند. بلكه از همه‌ی اين چيزها نهي شده است و پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) مي‌فرمايد: «هر كس به صورت بزند و گريبانش را پاره كند از ما نيست» [بخاری 1294]

و ايشان (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «من از زني كه [در مصيبت] فرياد مي‌زند و آن كه مويش را مي‌كند و آن كه گريبانش را چاك مي‌كند بيزار هستم» [مسلم 167]

و فرمودند: «نوحه‌خوان اگر توبه نكند روز قيامت در حالي حشر مي‌شود كه جامه و شلواري از قير بر تن خواهد داشت» [مسلم 934]

بنابراين هر گاه چنين مصيبت‌هايي پيش مي‌آيد مسلمان همان چيزي را مي گويد كه الله متعال فرموده که: {الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ}. (بقره: 156). «کسانی که هرگاه مصیبتی به آنان می­رسد، می­گویند: ما از آنِ الله هستیم و به سوی الله باز می­گردیم ».

روزه‌ی عاشورا :

-----------------------

علما اتفاق دارند كه روزه‌ی روز عاشورا سنت است.

از رسو ل الله (صلی الله علیه وآله وسلم) روايت است كه فرمودند: «بهترين روزه پس از رمضان روزه‌ی ماه الله، محرم است» [به روایت مسلم]

و از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) روايت است كه: «من اينگونه احتساب مي‌كنم كه روزه‌ی روز عاشورا كفاره‌ی گناهان سال قبل باشد» [رواه مسلم]

همچينين رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) به روزه‌ی روز نهم محرم (تاسوعا) به همراه عاشورا استحبابا و براي مخالفت با يهود و نصاري دستور داده است. (زيرا آنها تنها روز عاشورا را روزه مي‌گرفتند) از ابن عباس رضی الله عنه روايت است كه وقتي رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) عاشورا را روزه گرفت و به روزه گرفتن در آن دستور داد، مردم گفتند كه يهود و نصاري اين روز را گرامي مي‌دارند! پس رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «اگر ان شاالله سال بعد را درك نموديم روز نهم را نيز روزه خواهيم گرفت» ابن عباس رضی الله عنه مي‌گويد. سال بعد فرا نرسيد تا اينكه رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) وفات نمودند... [رواه مسلم]

حكمت روزه‌ی عاشورا ک

--------------------------------

عبدالله بن عباس رضي الله عنهما حكمت روزه‌ی روز عاشورا را چنين بيان مي‌كند: زماني كه پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) به مدينه هجرت نمود، يهود را ديد كه روز عاشورا را روزه مي‌گيرند رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) از آنها پرسيد: »اين چه روزي است؟« گفتند: اين روز نيكي است، روزي كه الله متعال بني اسرائيل را از چنگ دشمن نجات بخشيد، لذا موسي علیه السلام اين روز را روزه گرفت. آن حضرت (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «من از شما به موسي نزديكترم«. همين بود كه اين روز را روزه گرفت و امتش را به روزه گرفتن اين روز امر فرمود. [بخاري 3/58]

ديدگاه اهل سنت درباره‌ی عاشورا :

------------------------------------------

بر اساس ديدگاه اهل سنت انجام هرگونه مراسم خاص در اين روز جايز نيست؛ نه عزاداري و نه جشن و سرور زيرا هيچ‌كدام از اين كارها از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) ثابت نيست و تنها روزه‌ی عاشورا از رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) ثابت شده است. اين روز هيچ حكم خاص ديگري ندارد و ممنوع كردن ازدواج در ماه محرم و صفر نيز از ديدگاه اهل سنت جايز نيست. بر اساس ديدگاه اهل سنت احترام به بزرگان دين در تبعيت از آنها و گرامي داشتن نام و ياد آنهاست. و رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) ازدواج در سالروز شهادت عمویش حمزه و همسر گراميش خدیجه رضي الله عنهما که بسیار دوستشان داشت را ممنوع قرار نداد و صحابه نيز سالروز وفات پیامبر را عزاداری نمي‌کردند و اين به هيچ عنوان بي‌احترامی محسوب نمي‌شود.

الله متعال توفیق پیروی صحیح آن بزرگان را به ما عطا کند و ما را شایسته‌ی ادامه دادن راه آنان قرار دهد. آمین.

 

Advertise your business here. Click to contact us.
  • سید عزیزالله  - نقد بسیار کوتاه پیرامون این مقاله
    بسم الله الرحمن الرحیم!

    جای بسا تاسف است و واقعآ وقتیکه این مقاله را خواندم شرمم آمد و خداوند جزای این شخص را که بدون مطالعه دقیق به این مساله بزرگ پرداخته است بدهد که انشاءالله جای آن کسی که پیروی خ ط یزدیت باشد جهنم است.
    شما(این نویسنده) باید با استنادات موثق و دقیق از هر دو مذهب اعم از مذهب اهل س نت و اعم از مذهب اهل تشیییع به این مساله میپرداختی.
    وقتی رسول الله مبارک میفرماید که : حسین منی و ان ا من حسین (حسین از من است و من از حسین )این حدیث از جانب هر دو مذهب قابلیت قبولی را دارااست و پس به قتل رسانیدن نواسه پیامبر(ص) به مثابه قتل خود آنحضرت(ص) است. آنحضرت طی 23 سال رسالت دین را تکمیل به م سلمین رسانید و این نواسه آن بزرگوار بود که دین را از خرافات و نابودی نجات داد.
    ما اهل تشییع یزید و ی زیدیان را کافر میدانیم البته با دلالیل موثق و معتبر.

    امیدوارم از این به بعد به کدام مقاله پیرامون ا هل بیت میپردازی خوب با دقت کامل نوشته بکنی.

    تشکر.
  • ناشناس



    با سلام!
    این نوشته شما برادر عزیز که بیشتر به شهادت حضرت عمر رض پرداخته است و ربطی به حضرت حسین رض ندارد.شما هرچه دوست داری بنویس و هرچه خواهی دیگران را متهم بساز؛ اما من برایت همین قدر بگویم که شما به شهادت تمام تاریخ اسلام موردی را نخواهی یافت که حضرت عمر رض حتی بینی بزغاله ای راخون کرده باشد چه رسد به جهاد و شجاعت! آیا حضرت عمر نبود که عرب پرستی و برتری نژادی را به حتی بالاتر از زمان جاهلیت ب لند برد؟ آیا او نگفت که غیر عرب حق ندارد امام جماعت شود؟ آیا او نگفت غیر عرب کفو عرب نیست و ازدواج ش ان حرام است؟ شما که حنفی مذهب هستی باید این را خوب درک کرده باشی؟ مگر او نگفت متعتان کانتا علی عهد ر سول الله و انا احرمهما و اعاقب علیهما متعة الحج و متعة النساء؟ آیااو سهمیه بیت المال را درجه بندی نن مود و حق بردگان و مسلمانان فقیر را به افراد خاص نبخشید؟ آیا او نماز تراویح را به عنوان نعم البدعة خل اف دستور اسلام رواج نداد؟اگر به بخاری شریف و مسلم و... مراجعه کرده باشی خواهی یافت که او خود به سند صحیح می گوید من همانند روز بیعت رضوان در دین خود شک نکردم؟آیا او خود فتوا نداد که فرد جنب به جای نما ز با تیمم اصلا نماز نخواند خلافا للقرآن؟ آیا او نبود که گفت کل الناس افقه من عمر حتی العجایز، چون از پاسخ به سوال شرعی یک پیره زن عاجز مانده بود؟ چه کسی تمامی احادیث و سنت رسول خدا را به زور از صحابه برگرفت و آتش زد و فریاد حسبنا کتاب الله سرداد؟درحالی که از کتاب خدا هیچ نمی دانست. چرا به کسانی چون محمود ابوریه مصری حق نمی دهید که سنی بودن اهل سنت را به سخره بگیرند چون امام شان حریق کننده سنت بوده و صحاح بخاری و مسلم دوصد پنجاه سال بعد از وفات رسول خدا نوشته شده است؟به بخاری مراجعه کرده ای تا خو انده باشی که چه کسی پیامبر را از نوشتن وصیت نامه منع کرد و گفت ان الرجل لیهجریعنی نعوذباللله این مرد هذیان می گوید؟! آیا بخاری را خوانده ای حد اقل در انترنت سرچ کن ببین چرا رسول خدا سه بار تکرار کرد و گفت شاخ شیطان از خانه عایشه می برآید؟! راستی شاخ شیطان چیست؟ از خانه عایشه چه چیزی برامد؟ فتنه جمل؟ فتنه سقیفه؟ فتنه کربلا؟ فتنه حره؟ کمی هم خوب است کتاب المعیار و الموازنه ابوجعفر اسکافی از علمای قرن دوم که خود اموی نیز هست را بخوانی!
    اما برادر گرامی!
    می دانم که این نوشته را ارزش نمی نهی و حمل بر کفریات یک رافضی می کنی؟ کاش من نیز مجبور نمی شدم برایت این را بنویسم. تنها این را بدان که حضرت علی کرم الله وجهه در جنگ جمل و دفع بغاوت و نفاق حضرات ام المومنین عایشه و طلحه و زبیر که برخلاف دستور صر یح رسول خدا علیه خلیفه مسلمین بغاوت کردند و بیش از ده هزار مسلمان را به کشتن داد، خطاب به سربازی که حضور طلحه و زبیر وعایشه در طرف مقابل او را به تردید واداشته بود چه زیبا معیار مسلمانی را به همه ما آ موخت. فرمود: اعرف الحق ثم تعرف اهله. اشخاص را معیار حق قرار نده بلکه حق را بشناس بعد اشخاص را با آن بسنج. البته تنها شخص حضرت علی کرم الله وجهه مستثنا است که به سند صحیح در صحاح چون مسلم وبخاری شریف آ مده است که رسول صلعم فرمود: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار. و صحابه فرمودند: کنا نعرف المن افق ببغض علی ابن ابی طالب.و نیز رسول صلعم فرمود:انت منی بمنزله هارون من موسی الاانه لانبی بعدی. انا مدینة العلم وعلی بابها و من ارادالمدینه فلیأت من بابها.من کنت مولاه فهذاعلی مولاه الهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله.
    نمی شود قاتل و مقتول غاصب و مغصوب غالب و مغلوب ظالم و مظلوم هردو رضی الله عنه باشد.این از بدیهیات عقل است برادر گرامی! مگر می شود با عثمان رض گفت و با عای شه که فتوای قتل او را می داد نیز رض گفت. همو که بعد که شنید علی خلیفه شده تدبیر جمل را اندیشید؟ مگر علی هم رض است و طلحه و زبیر و عایشه و معاویه و دیگر باغیان نیز رض است؟مگر معاویه و شجره ملعونه نسل ا میه به مدت هشتاد و پنج سال اهل بیت پیامبر را لعن نمی کردند؟ چه کسی خلافت راشده را به سلطنت موروثی تب دیل کرد؟ چه کسی به نص رسول خدا صلعم سر شجره ملعونه بنی امیه بود؟ چه کسی خراج یک ساله مصر را به داماد خود مروان حکم مردود و تبعدی زمان رسول خدا داد؟ چه کسانی محمد بن ابوبکر رض را در مصر شهید کردو جسد م بارکش را در میان شکم مرده الاغی آتش زد؟ آیا هردو رض الله است؟قاتل و مقتول مالکم کیف تحکمون!
    برادر م ن امید وارم ناراحت نشده باشی.
    برادرت در ایمان -محراب الدین
  • حنیفه غزنوی


    مادر پاسخ جناب آقای عزیز ولاطایلات شان چیزی که موجب رنجش مسلمانان باشد نمی گوییم فقط این قدر می گویی م که آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.
    شماسردرگریبان کنید وبه بینید که این آقا ازیزید چگونه دفاع ک رده حتی اورا بیگناه به زعم خود ثابت ساخته وامام حسین را نعوذ بالله مجرم. در مقابل به بینید علامه اق بال چه برداشتی ازقیام آزادیخواهانةِ امام حسین دارد یقینا یکی از اینها درست است به این شعر اقبال ک ه تفسیری از تسلیم ناپذیری نواسةِ امام حسین دارد واورا ذبح عظیم در پیشگاه خداوند می داند دقت فرمایید وآنگه به روایت آقای عزیز که می فرمایند امام حسین العیاذ بالله یکی ازسزبازان یزید بوده خداوند این آ قارا بایزید محشور گرداند
    ....
    ازدیوان

    اقبال لاهوری » رموز بیخودی
    الله الله بای بسم الله پدر
    معنی ذبح عظیم آمد پسر
    ...
    هر که پیمان با هوالموجود بست
    گردنش از بند هر معبود رست
    مؤمن از عشق است و عشق از مؤمنست
    عشق را ناممکن ما ممکن است
    عقل سفاک است و او سفاک تر
    پاک تر چالاک تر بیباک تر

    عقل در پیچاک اسباب و علل
    عشق چوگان باز میدان عمل
    عشق صید از زور بازو افکند
    عقل مکار است و دامی م یزند
    عقل را سرمایه از بیم و شک است
    عشق را عزم و یقین لاینفک است
    آن کند تعمیر تا ویران کند
    این کن د ویران که آبادان کند
    عقل چون باد است ارزان در جهان
    عشق کمیاب و بهای او گران
    عقل محکم از اساس چون و چند
    عشق عریان از لباس چون و چند
    عقل می گوید که خود را پیش کن
    عشق گوید امتحان خویش کن
    عقل با غ یر آشنا از اکتساب
    عشق از فضل است و با خود در حساب
    عقل گوید شاد شو آباد شو
    عشق گوید بنده شو آزاد ش و
    عشق را آرام جان حریت است
    ناقه اش را ساربان حریت است
    آن شنیدستی که هنگام نبرد
    عشق با عقل هوس پر ور چه کرد
    آن امام عاشقان پور بتول
    سرو آزادی ز بستان رسول
    الله الله بای بسم الله پدر
    معنی ذبح عظی م آمد پسر
    بهر آن شهزاده ی خیر الملل
    دوش ختم المرسلین نعم الجمل
    سرخ رو عشق غیور از خون او
    شوخی ای ن مصرع از مضمون او
    در میان امت ان کیوان جناب
    همچو حرف قل هو الله در کتاب
    موسی و فرعون و شبیر و یز ید
    این دو قوت از حیات آید پدید
    زنده حق از قوت شبیری است
    باطل آخر داغ حسرت میری است
    چون خلافت رشت ه از قرآن گسیخت
    حریت را زهر اندر کام ریخت
    خاست آن سر جلوه ی خیرالامم
    چون سحاب قبله باران در قدم
    بر زمین کربلا بارید و رفت
    لاله در ویرانه ها کارید و رفت
    تا قیامت قطع استبداد کرد
    موج خون او چمن ا یجاد کرد
    بهر حق در خاک و خون غلتیده است
    پس بنای لااله گردیده است
    مدعایش سلطنت بودی اگر
    خود نکردی با چنین سامان سفر
    دشمنان چون ریگ صحرا لاتعد
    دوستان او به یزدان هم عدد
    سر ابراهیم و اسمعیل بود
    ی عنی آن اجمال را تفصیل بود
    عزم او چون کوهساران استوار
    پایدار و تند سیر و کامگار
    تیغ بهر عزت دین اس ت و بس
    مقصد او حفظ آئین است و بس
    ماسوی الله را مسلمان بنده نیست
    پیش فرعونی سرش افکنده نیست
    خون ا و تفسیر این اسرار کرد
    ملت خوابیده را بیدار کرد
    تیغ لا چون از میان بیرون کشید
    از رگ ارباب باطل خون کشید
    نقش الا الله بر صحرا نوشت
    سطر عنوان نجات ما نوشت
    رمز قرآن از حسین آموختیم
    ز آتش او شعله ها اندوختیم
    شوکت شام و فر بغداد رفت
    سطوت غرناطه هم از یاد رفت
    تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
    تازه از تکبیر او ایمان هنوز
    ای صبا ای پیک دور افتادگان
    اشک ما بر خاک پاک او رسان
  • ناشناس  - عزیزی






    بجواب تبصره ونقد عزیزالله ومحراب الدین !
    السلام علی من التبع الهدی !
    1- بجواب عزیزالله بایدگف ت که حدیثی که ازرسول مقبول( ص ) درمورد سیدنا حضرت امام حسین (رض ) روایت شده است مورد قبول اهل سنت و جماعت بوده وشکی در آن نیست ،
    واهل سنت وجماعت حضرت امام حسین را نورچشم خود دانسته واورا ازجملۀ جو انان وازادگان اهل بهشت میدانند.زیرا بر اساس اندیشه واعتقاد اهل سنت وجماعت امام حسن وامام حسین هردو شهدای راه اسلام ودین بوده وجگرگوشه گان پیامبر اعظم ونورچشم سیدنا علی (رض) وحضرت بی بی فاطمه (رض )( دختر پیامبر اعظم وبهترین بانوی اسلام ) میدانند .
    اما اندیشه تکفیری تان که بر خواسته از اندیشه غل ات واهل روافض است هیچگاهی استناد قرآنی وحدیث نداشته واین اندیشۀ عبدالله ابن سبای یهودی است . زیرا در قتل ناحق هم حتی مسلمان کافر نمیشود البته قتل مسلمان ، بعد از شرک بالله بزرگترین گناه عظیم است . واهل تسنن یزیدرا جانی - ظالم - فاسق وفاجر میدانند . وشیعۀ غلات نه تنها یزید بلکه تمام اهل سنت و جماعت را تکفیر میکنند . واگر بکتب ومتون شیعه صفویه مراجعه کنی بر خلاف تمام امت مسلمه بوده وآنها صف خود را از کل امت جدا ساخته اند واندیشه وطرز تفکر جناب تان نیز بر خواسته از فکر شاه اسماعیل صفویه ب وده وربطی به دین واسلام ندارد.
    -----------------
    بجواب آقای محراب الدین !
    -----------------------
    در نوشته ای خو یش ، خودت به چند مسئله خطیر اشاره کردی :
    قبل از انکه مختصرا بجواب خودت بپردازم بای د گفت مسئلۀ محرم وعاشورا را اگر بتاریخ ومتون دینی رجوع کنی ، شهادت سیدنا حضرت امام حسین (رض) یکی ا ز اتفاقات سوء وناگوار تاریخ بود که اتفاق افتاده است .
    وقبل از آن طبق روایات دینی از زمان سیدنا آد م علیه السلام - حضرت - نوح - حضرت ابراهیم وحضرت موسی علیهم السلام هم چه بسا که حوادث خوشی وپیروز ی وقسما ناگوار واتفات دلخراش اتفاق افتاده بوده است وقضیه ای شهادت امام حسین ( رض ) یکی از آنها وقایع ناگوار تاریخ است که خود تان باید متون تاریخی وخاصتا کتب سیرت را مطالعه کنی تا بدانی وقضیه ای شهاد ت عمر ( رض ) نیز در ماه محرم اتفاق افتاده است که بدست ابولولو مجوسی اتفاق افتاده بود.
    واما مسایل خ طیریکه در تبصرۀ خودت اشاره کردی ماهیت اصلی اندیشۀ و تفکر واعتقاد عبدالله ابن سبا یهودی را مانند یاسر حبیب که قبلا بدون تقیه مافی الضمیر خود را بروز داده بود خودت نیز آشکار کردی که بصورت مختصر چنین یاد آورشدی
    1- تمام تهمت واتهامی که بر سیدنا حضرت عمر (رض) بسته ئی بجز از کتب ونوشته جات دورا ن صفویه وقبل از آن روایات پیروان ابن سبا نوشته بودند در هیچ یکی از کتب معتبر حدیث - سیرت وتاریخ اس لام وکتب معتبر تاریخی چنین اتهاماتی بر سیدنا عمر ( رض)بسته نشده است
    ومجموعه ای جعلیات واراجی ف غلات واهل روافض وخاصتا بقایای مجوسی ها وآتش پرست های ایرانی است که چنین تهمتهای را بر سیدنا عمر ( رض )زده اند که هیچ ربطی بتاریخ اسلام ندارد . وتمام این مطالبی که تو برشمردی از جمله اراجیفی است که تلویزیون متعفن وگندیده ای ضد اهلبیت توسط شیطان یاری ویا مانند خاسرالخبیث کویتی تبلیغ میکند وتمام اهل تسنن وحتی اهل تشیع با انصاف این تبلیغات را اراجیف وهذیاناتی بیش نمی دانند.
    من درین مختصر نمیتوانم سیرت سیدنا عمر (رض) را بازگو کنم وهمین کفایت میکند که ایشان از جملۀ مسلمانان اولین و سابقین اولین بوده اند - و هم از جملۀ اولین گروه مهاجرین نیز بحساب آمده ان که قرآن همه ایشان را به بهشت بشارت داده واز جملۀ اشتراک کنندگان دربیعت رضوان هم بودند - حضرت عمر از جملۀ ،اشتراک کنند گان در جنگهای بدر - احد - خندق - وحدیبیه وبیشتر غزوات بوده است و همچنین دومین خلیفه راشده ای م سلمانان وداماد حضرت علی وشوهر حضرت ام گلثوم دختر بی بی فاطمه (رض) بوده وخود حضرت علی ( رض ) کسی اس ت که با او بیعت کرده وهمکار وزیر او بوده است بالاخره فاتح ایران آتش پرست ومجوسی وبالاخره شهید مح راب رسو ل الله بوده است .
    عدالت - تقوی - پاکی - انضباط واداره ومدیریت آن در نظام حکومت اسلامی در نزد کل مسلمانان وحتی کفار یکه با دید تعصب به قضایای تاریخی نمی بینند پوشیده نیست .
    وکسیکه عمر ( رض ) را رد کند در حقیقت اسلام ونظام اسلامی وحتی خود رسول الله ( ص) را رد میکند زیرا خلفای راشدین وجمعی از اصحاب از تربیت یافتگان مکتب رسول الله بوده اند ومنکرین این فضایل در حقیقت ،منکرین موفقیت رسالت پیامبر عظیم الشان اسلام استند.
    2- در مورد حضرت بی بی عایشه (رض ) محبوب ترین زوجه پیامبر (ص ) وکسیکه پیامبر در زندگی - در حالت نزع ورحلت در خانه بی بی عایشه بودند وحال در خانه ای بی عایشه دفن هستند ، وکسیکه خداوند در سورۀ نور بیش از 15 آیت برای تطهیر وپاکی آن نازل شده است خودت مانند یاسر خبیث ، منزل اورا مرکز فتنه وشر میدانی وبر ساحت پاک ام المومنین اسائۀ ادب میکنی باید بدانی که ای ن نظرات ودید گاه تو حتی بر خلاف قرآن - حدیث - اجماع - ویاران پیامبر وحتی خود حضرت علی ( رض ) وامت مسلمه اعم ازشیعه وسنی است وخودت با این اندیشه ات هیچ مناسبتی با قر آن وسنت حضرت رسول (ص) یاران واهل بیت نداری واین اندیشۀ غلات ورافضی های است که برای تفریق امت اسلامی کار وتلاش مینمایند . وهرکسیکه بر خلاف آیات قرآن وسنت رسول الله چنین دروغ واراجیف را بر یاران واهل بیت وازواج مطهرات وارد کند او خود را از دایرۀ اسلام ودین خارج کرده است .
    3- قضیه تاریخی جمل را طرفداران عبدالله ابن سبای یهودی بوجود آوردند وحضرت بی بی عایشه برای پیگیری قضیه ای شهادت حضرت عثمان ( رض )آمده بودند تا با حضرت علی (رض ) مشوره نمایند.
    و متاسفانه فتنه ای جنگ را دنباله روان ابن سبا یهودی براه انداختند . وح ضرت علی بر شهادت طلحه وزبیر اشک ریختند وقلبا متاثر شدند .اما کتب جعلی رافضی ها که برای افتراق واختل اف امت ساخته شده است از بهترین دوستان - یاران وهمکاران - ومشاوران - وحتی خویشاوندان یاران واصحاب پیغ مبر ( ص ) دشمنان سوگند خورده جور میکنند . در حالیکه قرآن واحادیث پیامبر و کتب سیرت وتاریخهای معتب ر اسلامی همه آنها گواهی بر دوستی ومحبت وخویشاوندی وهمکاری اصحاب ویاران پیامبر بر یکدیگر میدهند . اما منافقین ودشمنان سوگند خوردۀ اسلام ومسلمین ازدوستی ومحبت و همکاری برادری دینی بهترین نزدیکان وهمکاران رسول الله انکار کرده وآنهارا بر یکدیگر دشمن بحساب می آورند.
    واین نظرات واعتقادات نیز بر خلاف طرز تفکر واندیشه ای قر ان وسنت و سواد اعظم امت مسلمه میباشد وامید وارم تا در روشنائی کتب قرآن وسنت حضرت رسول دست از اینگونه پرو پاگنده های سیاسی بردارید . زیرا این تبلیغات همه جنبه ای تخریبی برا ی بهم پاشاندن صف امت مسلمه است وربطی به دین واسلام ندارد .
    3- درمورد فضل حضرت علی ( رض) همانطوریکه پیامبر اعظم برای هریک از اصحاب منزلت ومقام خاص را قایل شده اند برای حضرت علی نیز جایگاه بلند ومتعالی ر...
  • xxx
    جناب شما که نمیدانید عاشورا خود دهم معنی میدهد ودر نوشتۀ تان (دهم عاشورا ) مینویسید،چطور میتوانید به خود جرآت دهید تا در آن راستا مضمون بنویسید
  • ناشناس


    ادامۀ _ تبصرۀ فوق
    --------------------

    - قضیه تاریخی جمل را طرفداران عبدالله ابن سبای یهودی بوجود آوردند وحضرت بی بی عایشه برای پیگیری قضیه ای شهادت حضرت عثمان ( رض )آمده بودند تا با حضرت علی (رض ) مشوره نمایند.
    و متاسفانه فتنه ای جنگ را دنباله روان ابن سبا یهودی براه انداختند . وح ضرت علی بر شهادت طلحه وزبیر اشک ریختند وقلبا متاثر شدند .اما کتب جعلی رافضی ها که برای افتراق واختل اف امت ساخته شده است از بهترین دوستان - یاران وهمکاران - ومشاوران - وحتی خویشاوندان یاران واصحاب پیغ مبر ( ص ) دشمنان سوگند خورده جور میکنند . در حالیکه قرآن واحادیث پیامبر و کتب سیرت وتاریخهای معتب ر اسلامی همه آنها گواهی بر دوستی ومحبت وخویشاوندی وهمکاری اصحاب ویاران پیامبر بر یکدیگر میدهند . اما منافقین ودشمنان سوگند خوردۀ اسلام ومسلمین ازدوستی ومحبت و همکاری برادری دینی بهترین نزدیکان وهمکاران رسول الله انکار کرده وآنهارا بر یکدیگر دشمن بحساب می آورند.
    واین نظرات واعتقادات نیز بر خلاف طرز تفکر واندیشه ای قر ان وسنت و سواد اعظم امت مسلمه میباشد وامید وارم تا در روشنائی کتب قرآن وسنت حضرت رسول دست از اینگونه پرو پاگنده های سیاسی بردارید . زیرا این تبلیغات همه جنبه ای تخریبی برا ی بهم پاشاندن صف امت مسلمه است وربطی به دین واسلام ندارد .
    3- درمورد فضل حضرت علی ( رض) همانطوریکه پیامبر اعظم برای هریک از اصحاب منزلت ومقام خاص را قایل شده اند برای حضرت علی نیز جایگاه بلند ومتعالی را ابراز کرده اند که از نظر اهل تسنن قابل تائید وتمکین است . اما فرق بین اهل تسنن ویک رافضی در این است که اهل تسنن , همه اصحاب ویاران وخاصتا آنهای خداوند از ایشان راضی بوده وایشان از خداوند راضی ب وده را همه نورچشم خود دانسته وقبول دارند اما رافضی منافق ، بنام دوستی دروغین بنام اهل بیت یاران واصح اب وحتی ازواج پیامبر را یا تکفیر میکنند ویا آنها را اهل دوزخ میشمارند . پس خودت جواب بده آیا این اند یشه ای رافضیها متعلق به دین واسلام است ویا اندیشه ای اهل تسنن که وحدت واتحاد امت اسلامی را آرزو داشت ه وبر اساس آیات قرآن واحادیث معتبر رسول الله همه آنکسانی را که دوستان پیامبر بوده اند دوست دارند ودش منان پیامبر و ودشمنان یاران واصحاب پیامبر را دوست ندارند . پس بهتر است تا درجمع سواد اعظم امت اسلامی قرار گرفته واز رفتن براهی که دین و وآخرت تان را خراب میسازد پر هیز کنید.
    عزیزی
  • ناشناس  - عبد العزیز یعقوبی






    بسم الله الرحمن الرحیم
    در ارتباط با نوشتۀ تاریخی آقای عزیزی وتبصره کنندگان نبشتۀ فوق باید عرض کرد که :
    1-آنچه آقای عزیزی از قضیه محرم وعاشورا یاد کرده است حقایقی از تاریخ انبیاء واز جمله قضیه ای ش هادت امام حسین (رض) است
    2- نه تنها آقای عزیزی از یزید ویزیدیان دفاع نکرده است بلکه این مصیبت بزرگ را که درتاریخ اسلام صورت گرفته است مانند تمام اهل سنت وجماعت آنرا تقبح کرده ووهمه کسانیکه به نحوی در بوجود آوردن این مصیبت دخیل بوده اند در راس خود عبید الله ابن زیاد - عمر سعد - وخاصتا شمر ذی الج وشن که خود قبلا از جملۀ هواداران سپاه حضرت علی کرم الله وجهه بود بشمول یزید تقبیح کرده وهیچ گاهی یزید را برائت نداده است .
    اما این یک واقعیت تاریخی است که یزید دستوز بشهادت رساندن امام حسین را مستقیما صادر نکرده بود بلکه گفته بود که امام را نگذارند تا مردم به او بیعت کرده ودر عراق حکومت بوجود آورد.البته این امر هم اورا از حادثۀ کربلا برائت نمی دهد وهمه اهل تسنن بشمول عزیزی نیز این عمل مصیبت بار را تقبح کرده است . ویزید را مجرم دانسته است .
    اما کافر دانستن مردم بواسطه ای ارتگاب گناه کبی ره ،اندیشه ای انحرافی خوارج است. واهل سنت وجماعت از اندیشه های تکفیری مبرا است .
    3- طبق مذهب اهل س نت وجماعت ( هر چهار مذهب ) تکفیر افراد بواسطۀ ارتکاب گناه کبیره صورت نمیگیرد واین طرز تفکر تکفیری از خوارج به اسلام داخل شده که روزی از پیران خود سیدنا حضرت علی ( کرم الله وجهه) بودند وحالا رافضیها نه تنها یزید بلکه بهترین افراد امت را بعد از پیامبر( ص) مانند ابو بکر وعمر وعثمان وعشرۀ مبشره وازو اج مطهرات را دشنام وفحش گفته وحتی آنهارا تکفیر میکنند . واین خود نشان میدهد که در مکتب رافضی محبت اهل بیت نیست چون اهل بیت ویاران واصحاب همه باهم دوست بودند ، بلکه هدف ایشان پیشبرد یک حرکت سیاسی ا ست که هیچ ربطی نه به شیعه دارد ونه به سنی ونه هم به اصل اسلام دارد.
    4- شما در تبصرۀ کسی بنام حاج ی محراب الدین وعزیزالله به بینید آنها بر بهترین اصحاب ویاران وحتی زوجه پاک ومطهر رسول اکرم اهانت رو ا میدارند وبر اساس مکتب دروغین خویش ده ها دروغ وافترا را به بهترین مسلمانان ودست پروردگان پیامبر اک رم می چسپانند وباز بدروغ آقای عزیزی را متهم بدفاع از یزید میکنند . واین میرساند که در اندیشه ای رافض ی گری - دروغ - تهمت وغدر وخیانت اساس مکتب ایشان بوده وآنها هیچ مناسبتی با اهل بیت پیامبر اکرم ندارن د . چون اهل بیت با اصحاب ویاران پیغمبر دوست وبرادر بوده اند وپیوند وارنباط خویشاوندی داشتند. وعلی ک رم الله تعالی وجهه با حضرت ابو بکر وعمر وعثمان بیعت کرد وخود علی ( رض ) باز همان شورای مسلمانان که اساس حکومت در اسلام را تشکیل میدهد بیعت گرفت وانتخاب شد. اما جاعلین تاریخ با آنکه تمام این موارد در نهج البلاغه وحتب کتب معتبر برادران اهل تشیع راستین وجود دارد انکار کرده ونفی میکنند.
    4- اهل روافض بدانند که تمام ائمه اهل سنت وجماعت از سیدنا ابوبکر ( رض) تا امام ابوحنیفه - شافعی - امام مالک وامام احمد حنبل وشاگردان وپیروان شان بر احترام و تائید وبزرگداشت اهل بیت اذعان داشته واین فقط اندیشه های غلات وافراطی خوارج ورافضیها است که از جمله ای هزاران شخصیت فارغ اتحصیل دانشگاه محمدی (ص) فقط شش نفر را تائید زبانی کرده واهل بیت وازواج مطهرات وبهترین اصحاب ویاران را بدیده ای بغض وکین نگریست ه وحتی با کمال بی حیائی ودیده در آئی آنهارا تفسیق ویا تکفیر میکنند.
    مکتب اهل بیت از این اندیشه های غالی گری نفرت داشته وامت اسلام نیز با این اندیشه های ضد قرآنی وضد روش وسنت پیامبر وضد روش اهل بیت پ یامبر در مخالفت قرار دارند.
    4- آنچه در تبصرۀ کسی بنام محراب الدین که ممکن اسم آن مستعار باشد آمد ه است کپی گفتار الله یاری منافق ولادین است که با کمال خباثت وپلیدی بر حضرت عمر - حضرت طلحه وزبیر و حضرت بی بی عایشه صدیقه نثار کرده است . این گونه افراد خارج از ملت اسلام بوده وهیچ مناسبتی با حضرت عل ی ( رض)که بهترین یار وفرزند رسو ل الله وداماد آن می باشد ندارند .
    و خود جناب حضرت علی کرم الله تعالی وجهه، بیعت کنند ه ای حضرت ابوبکر بوده و مشاور خاص آن بزرگوار بوده است .وخود حضرت علی کرم الله تعالی وجهه یار نزدیک ومشاور وهمکار ویار با وفا وخسر حضرت عمر (رض) بوده اند وسید تنا فاطمه این بانو ی بزرگ اسلام خشوی حضرت عمر بوده اند .
    خود حضرت علی به حضرت عمر وحضرت عثمان بیعت کردند وبر اس اس ومنهج خلفای اسبق حکومت کردند .
    . امام علی کرم الله تعالی وجهه خودش بر فضیلت وبزرگواری وخوب ی سه خلیفه ای اسلام اذعان داشته است وبا همه آنها بیعت کرده است .
    اما اهل روافض که توسط دشمنان ا سلام یک حرکت ضد دینی در داخل دین ساخته شده است , اینها بنام داعیه ای دفاع از امام حسین (رض) دین ومکت ب امام بزرگوار حضرت حسین را به خرافه ولجن وتعصب ونفرت واختلاف ونفاق امت اسلامی تبدیل کرده اند وای نها همان اهل نفاق کوفه هستند که حضرت امام حسین را با ارسال بیش از سی هزار نامه به عراق خواستند وحت ی حضرت مسلم ابن عقیل را قبا از ورود امام حسین (رض) ، تسلیم عبید الله ابن زیاد خبیث وناپاک کردند . ودر اخیر خود امام بزرگوار واهل بیت پیغمبر وبهترین وعزیز ترین نورچشمان امت را در همکاری با عبید الله ابن زیاد وحکومت فاسد وپلید یزید شهید ساختند.
    اینهارا کجا نسبتی است با شهیدان بزرگوار تاریخ اسلام امام علی - امام حسن ومسلم ابن عقیل وحضرت امام حسین این سردار واقای اهل بهشت وسایر شهدای تاریخ اسلا م وامت اسلامی .
    پس چه بهتر تا اینها سکوت کرده وبهتر است تا نفاق خویش را پنهان کنند و اجازه ندهند تا حقایق تاریخی بر ملا شود ورنه تمام مسلمانان جهان بصورت کل سنگ وچوب ودرخت وهر ذره ای خاک عراق وبخصوص کربلا براین خیانت پیشه گان تاریخ نفرین فرستاده وجنایت تاریخی ایشان را بر ملا خواهند ساخت.
    6- بجواب آقا ویا خانم حنیفه غزنوی باید گفت که بلی یار گرامی ودوست وبرادر دینی : باید برای تان مدلل ش ود که نه تنها اقبال لاهوری بلکه تمام شخصیتهای دینی - فقهی - عرفانی وادبی وتمام شخصیتهای که تاری خ اسلام - فقاهت - کلام و.حکمت - ادب وتاریخ اسلام به آنها منسوب بوده است به اهل تسنن تعلق داشته وه مه باالاتفاق از محبت وولا با اهل بیت سخن زده اند وبقول امام شافعی محبت اهل بیت را برای خود جزء د ین دانسته ومخالفین اهل بیت را گمراه وفاسق وفاجر خطاب کرده اند .
    واما در اخیر باید گفت که:
    فرق یک سنی حقیقی وشیعه حقیقی خیلی زیاد نیست اما فرق بین اهل سنت وجماعت واهل روافض زیاد است . زیرا اهل سنت ب ا محبت یاران واصحاب واهل لبیت وبه پیروی ازروش سلف صالح افتخار کرده وآنهارا بندگان صالح وخوب خدا میدا نند . وبر همه ایشان محبت قلب دارند . وهر کسی که آنهارا بدیده ای بغض ونفرت به بیند گمراه میدانند.
    اما در دین رافضی فقط محبت شش تن از یاران واصحاب پیغمبر وجود دارد ودیگران را یا با ایشان عداوت دارند -...
  • ناشناس

    ادامه تبصره عبدالعزیز یعقوبی:

    6- بجواب آقا ویا خانم حنیفه غزنوی باید گفت که بلی یار گرامی ودوست وبرادر دینی : باید برای تان مدلل شود که نه تنها اقبال لاهوری بلکه تمام شخصیتهای دینی - فقهی - عرفان ی وادبی وتمام شخصیتهای که تاریخ اسلام - فقاهت - کلام و.حکمت - ادب وتاریخ اسلام به آنها منسوب بوده است به اهل تسنن تعلق داشته وهمه باالاتفاق از محبت وولا با اهل بیت سخن زده اند وبقول امام شاف عی محبت اهل بیت را برای خود جزء دین دانسته ومخالفین اهل بیت را گمراه وفاسق وفاجر خطاب کرده اند .
    و اما در اخیر باید گفت که:
    فرق یک سنی حقیقی وشیعه حقیقی خیلی زیاد نیست اما فرق بین اهل سنت وجماعت وا هل روافض زیاد است . زیرا اهل سنت با محبت یاران واصحاب واهل لبیت وبه پیروی ازروش سلف صالح افتخار کرده وآنهارا بندگان صالح وخوب خدا میدانند . وبر همه ایشان محبت قلب دارند . وهر کسی که آنهارا بدیده ای بغ ض ونفرت به بیند گمراه میدانند.
    اما در دین رافضی فقط محبت شش تن از یاران واصحاب پیغمبر وجود دارد ودیگران را یا با ایشان عداوت دارند - ویا اینکه آنهارا دشنام وناسزا میگویند وحتی غلات شان آنها را کاف ر واهل نار میدانند.
    حال خود قضاوت کنید چه کسانی گمراه بوده ودر خدمت کفار بین المللی قرار دارند و چه کسانی برای وحدت امت مسلمه کار میکنند.
    خداکند با این مختصر حل مطلب شده باشد .
    عبدالعزیز یعقوبی
  • ناشناس  - محمد سروری

    به برادر ویا خواهر حنیفه غزنوی :

    برای تان سلام عرض میکنم
    شعری که از اقبال لاهوری آورده اید این نظر واعتقاد هر مسلمان چه شیع وچه سنی است .
    اما خودت تان در نوشته ای خود عدالت را مراعات نکردید. زیرا آقای عزیزی یزید را بیگناه نگفته واین تهمت تان نادرست است .
    اگر خودتان تاریخ اسلام را مطالعه کن ید در جنگ بر علیه قیصر تعدادی اصحاب بشمول حضرت امام حسین وحتی یزید نیز اشتراک داشتند .
    در کجای نوشته آقای عزیزی از یزید دفاع کرده است ؟
    پس خود تان که نوشته ومقالۀ وزین وتاریخی جناب عزیزی را ل اطائلات میگوئید ایا به جز از شعر زیبای اقبال شما چه مطلب قابل خواندن نوشتید ؟
    پس شماهم سر درگریبان کرده کلاه خود را به نزد خود قاضی کنید.
    نوشته ای موهن محراب الدین همانطوریکه خودش اعتراف کرده است ، تراوشات وافرازات فرقه ای ضاله ای روافض است وهیچ ارتباطی با دین اسلام وسنت پیامبر اسلام وروش ا هل بیت وامت کبیر اسلام در جهان ندارد. بلکه این جویده های الله یاری خبیث است که از کانال نفاق وضد اهل بیت در دنیا لجن پخش میکند.
    بهر صورت خداوند به همه مسلمانان توفیق بدهد تا بر قضایای تاریخی واس لامی واختلافات مذهبی وفرقه ئی به دید تعصب وانجماد نبینند.
    محمد-سروری
  • مدینه حنفی

    مناظرةِ این عزیزان مرا به یاد شعر حضرت مولانا عبد الرحمن جامی انداخت که وقتی از اودرباب مذهب سوال ک رده بودند که آیا جناب شما سنی هستید یاشیعه چون آن شخصیت والا از اختلافات بی موجب بی شعورانی که پرچ م شعله افروزی در بین مسلمانان را بردوش می کشید به خوبی واقف بود پاسخ هردوگروه خارج ازتشیع علوی و تسنن نبوی را اینگونه داد:
    .....
    سگ سنی /خرشیعه
    ای مغبچةِ دهر بده جام میم
    کامدزنزاع سنی وشیعه قَی َم
    گویند که جامیا چه مذهب داری
    صدشکر که سگ سنی وخرشیعه نیم
    ......
    آیا واقعا کسانی مثل این آقایان که یکی ازیزید پلید فاسق فاجر ودشمن آل رسول الله دفاع می کندوامویها را ازهرگونه اشتباهی مبرا میدا ند وان دیگری باعمر رض در افتاده است وچون شاه اسماعیل صفوی موجب اختلاف افگنی میشود جزاین است.
    بیچاره ها امروز جهان اسلام وبالاخص سرزمین ما غرق درخون است وشما یکی ملازاده وسیمین عمرشده اید ودیگ ری سخنگوی تلویزیون مبتذل سلام ویاری وخاسر ... که هردو بودجةِ نهایی خودرا فهمیده یانفهمیده از اسرائی ل می گیرند.
    اسراییل تا اینگونه سگ سنیها وخرشیعه ها را باخودرادارد چرا با فلسطینیان رودر رو مبارز ه کند. چرا خون مسلمین را رودررو بنوشد. مگر هزینه چند تا برنامةِ تلویزیونی بیشتر است یا هزینه بالاکر دن یک طیاره پر ازبمب آتشزا بربالای غزه که هزار بدنامی ورسوایی درپی دارد.
    بیایید فکری دربارةِ م شکلات کنونی جهان اسلام بکنیم وازاین حرفهایی که بوی تعفن آن تا آسمانها می بلند می شود دوری گزینیم.
  • سلام


    با احترام به دوستانی که نصیحتم کرده اند و حتی دشنامم داده اند. من به اختصار از نوشته های ایشان موارد زیر را نتیجه گرفتم:
    1- یزید کافر نبوده است چون مسلمان بوده و مسلمان با کشتن مسلمان کافر نمی شود، و لی نمی دانم ایشان این سخنان آن خلیفه مبارک خود را چگونه توجیه می کند: لعبت هاشم بالملک فلا خبر جاء و لا وحی نزل... یا وقتی که گفت اگر شراب در دین احمد حرام است به دین عیسی بن مریم می خوریم؟ یزید در سال دوم خلافت خویش مدینه را قتل عام کرد و سه روز آن را بر جنود شیطانی خود حلال اعلام کردو به شهادت تاری خ اسلام هزار دختر باکره را هتک عفت کردند. در محراب مسجد النبی اسپ بست. در سال سوم منجنیق بست و بیت ا لله را در مکه تخریب کرد و ابن زبیر را که پناهنده حرم شده بود کشت. آیا مسلمان چنین می کند؟شاید مسلمان ی شما نیز چنین باشد؟آیا طبری، ابن اثیر،یعقوبی،جاحظ،ابن اسحاق، سنای غزنوی، همه صفوی بوده اند و یا سگا ن عبدالله بن سباء یهودی موهوم؟
    2-از نظر ایشان جنگ جمل را عوامل بن سباء ایجاد کرد.آیاعایشه، طلحه و ز بیر و یعلی بن منبه سردمداران جمل که قبل از رسیدن لشکر خلیفه بیت المال بصره راغارت و صدها تن را سر بر یدند نیز از لشکریان بن سباء بودند؟ جان من ابن سبازاده ذهن شما است من ناراحت نمی شوم از کسی که معالم دین خود را از کعب الاحباریهودی مفتی عصر خلیفه سوم گرفته است بر دیگران افترا بندند.
    3- نتیجه سوم که از سخنان ایشان گرفتم این است که صاحبان صحاح ستته، مورخان بزرگ اسلامی،ابوجعفر اسکافی ابن اسحاق، و... همه رافضی، مجوسی، صفوی بوده اندو همه شاگردان ابن سبای یهودی زیرا تمامی ایشان مطالب بیان شده فوق را د ر روایات، سیر و تواریخ معتبر خویش آورده اند.پس برای کامنت گذار عزیز که دشنامم داده است امام و خلیفه ای جز یزید بن معاویه باقی نمی ماند. من بازهم شما را به کتاب المعیار و الموازنه ابو جعفر اسکافی حنفی، در مورد جنگ جمل، و احوال و آثار خلفاء در احادیث صحاح مسلم و بخاری و مستدرک حاکم نیشابوری،در مورد ابن سبای موهوم به کتاب یک صدو پنجاه صحابی ساختگی سید مرتضی عسکری، و در مورد آتش زدن احادیث و سنت نبوی د ر عهد خلیفه اول و ممنوعیت نقل حدیث و حسبنا کتاب الله وی بازهم به صحاح ستته، تمامی کتب معتبر تاریخی ا رجاع می دهم. در باره طعن به این عمل و استهزاء کردن سنت در دوران معاصر خوب است نگاه به کتاب الاضواء ع لی سنة المحمدیه از محمود ابو ریه مصری نگاه کنید. مردی که تمامی بافته های هزارو اندی ساله شمارا پنبه کرده است.
    4-میخواستم کتاب الامام علی عبدالفتاح عبدالمقصود مصری و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معت زلی و ینابیع الموده - قاضی سلیمان حنفی قندوزی را نیز معرفی کنم اما در برخی تارنماهای پیروان ابن تیمی ه یافتم که ایشان را متهم به رافضی بودن کرده بودلذا منصرف شدم. انشاء الله به زودی ایشان مسلم و بخاری و احمد حنبل و امام شافعی و امام ابو حنیفه را نیز رافضی خواهند نامید.
    5- امام شافعی فرمود: لوکان الر فض حب آل محمد فلیشهد الثقلان انی رافضی.
    دوست عزیز! دشنام دادن و تهمت بستن تلاش انسان عاجز است. به ج ای دشنام برو یک بار دیگر منابعی را که معالم دین خود را از آن ها می گیری به دقت بخوان.
    سلام علیکم - برادر شما در دین- محراب الدین.
  • anti shia and hazarah  - کابل در سايۀ خرافات شيعه رنجورانه ميگريد




    کابل در سايۀ خرافات شيعه رنجورانه ميگريد
    در حاليکه ما در جريان دهۀ ماه محرم قرار داريم شاهد تلاش ها ی گسترده شيعه های خرافی مسلک هموطن خود
    در سياه پوش نمودن شهر کابل و تغيير چهرۀ زيبای شهر محبوب خود  استيم.
    ما از اين موضوع ميگذريم که چه کسی پرداخت اين همه مصارف را متقبل ميگردد. ولی بر اين اصل تأکيد  داريم که
    کابل با اين رنگ و اين ماتم نا آشناست و آنچه در سال های گذشته به خاطر تجليل از دهۀ محرم رخ  ميداد، مربوط
    به تمام شهر نه، بلکه به عده ای محدودی از برادران و خواهران شيعۀ ما بود، شهر و فضای شه ر، اين تصوير را
    نداشت، گوش های شهريان کايل با اين غوغا و اين فرياد های مشرکانه ( يا علی يا حسين ... ) که جز به خدا به غير
    او حرام ميباشد؛ کاملاً بيگانه است. زيرا کابل به حيث پايتخت کشور افغانستان از  طلوع آفتاب اسلام به اين سو مهد
    دانش و پرتو نور اسلام از دريچه سنت و جماعت بوده و ميباشد. و آنچه را  روش سنت رد و يا پذيرا شده، مورد
    تطبيق و تشويق بوده است. زيرا اکثريت مردم و سکنۀ اين کشور و اين شهر  را مسلمانان سنی مذهب تشکيل داده و
    هموطنان شيعه و هزاره ها فقط سالهای محدودی است که همجواری شهری را  در پايتخت نصيب گرديده اند. ولی
    هنوز اقليت محسوب ميگردند و از نظر احاطۀ جغرافيايی و نفوذ بشری تقريبا ً پنجمين قسمت شهر را در بر می
    گيرند. اما متأ سفانه چنانچه آمدن کرزی با دولت خارج از اختيارش، کشور ر ا به پرتگاه گل آلود فساد سقوط داد،
    امتيان خمينی و خامنی نيز فرصت از دست نداده و به تصاحب و غصب ثمره  های نيمه رسيده و ناچيده کشور
    پرداختند و چنان کردند که ميخواستند.
    مزدوران ايرانی چون جبرئيلی و محق ق کابلی و ده ها بيسواد ديگر که جز قداست ايران و عظمت امام زمان چيز
    ديگر را در ذهن ندارند در پهلوی ج انبازان پيشينه مکتب کينه توز و واقعيت سوز قم مانند: حاجی محمد محقق، کريم
    خليلی، انوری و ده ها تن دي گر از اين اندازه و فيافه در زير پردۀ تقيه نيمه تاريک شيخ محمد آصف محسنی قرار
    گرفتند و تعهد نمودند ک ه تمامی پس انداز و پيش انداز و پول خرج روزمرۀ کشور را که با مدح سرايی کرزی از
    کشورهای همسايه و همکا سه به بساط ميرسد به کوزۀ دفن شده امام زمان بريزند.
    پوشيده نيست که از چند سال به اين سو کريم خليلی م عاون دوم کرزی رئيس کميسون توزيع زمين ميباشد و از اين
    بهتر او نيز پوست را تقاضا نداشت و آن را فشرده  تلاش چندين سالانه و بزرگترين آرزوی خود از معاونيت رياست
    جمهوری می پندارد. زيرا او توانست که کشور را  با تقسيم بندی به شهرک های چون شهرک ولی عصر شهرک
    دوازده امام شهرک حاجی نبی (برادر خليلی) و شهرک های  مشابه ديگر در کابل و شهرک جبرئيلی و مهدويه و
    غيره در هرات در آخرين حد فشار، شيعه ها را در کناره ها ی شهرهای بزرگ تراکم بخشد.
    ولايت هرات به يک دهليز ورودی ايران به داخل افغانستان قرار گرفته است و قري ۀ کوچک جبرئيل را به يک
    ولسوالی بزرگ مجهز با همه امکانات در پهلوی شهر هرات به ميان آورد. قريه های که  در زمان ولايت سيد حسين
    انوری در هرات اعمار گرديد از سر مرز ايران آغاز و به طرف شهر هرات امتداد ياف ت که هر قريه از ديگرش به
    اندازه يک تير رس فاصله دارد.
    در کابل نيز وضعيت بدتر از هرات است زيرا امرو ز نه تنها غرب کابل که پايگاه اصلی مردم شيعه محسوب ميگردد
    بلکه نواحی مرکزی کابل نيز در معرض هجوم فرز ندان ناروای صيغه ای قرار دارد مناطق تايمنی، قلعه فتح الله و
    چهار قلعۀ وزير آباد از جمله مناطقی ميبا شند که به ده ها مسجد، مدرسه و مراکز آموزشی که فقط برای انتشار
    عقايد خرافی شيعه فعاليت دارند اعمار گ رديده است.
    امروز ديده ميشود که ايران با استفاده از مزدوران تقيه مذهب خود راهش را از بالای مرز هرات  آغاز و به شهر
    هرات رسانده است و فعلاً از شهر هرات شهرک های شيعه نشين به طرف ولايت غور و مناطق مرکزی  کشور در
    حال توسعه است. همچنان شهرک های جديد شيعه نشين از غرب کابل به جانب ميدان شهر و رسيدن به منا طق بهسود
    و به طرف شرق نيز با اعمار مدرسه محسنی غرب کابل با چنداول و مرادخانی که در چند متری ارگ ريا ست
    جمهوری قرار دارد امتداد ميابد.
    رسيدن فزيکی و عملی ايران به مرکز قدرت کشور (قصر رياست جمهوری) مؤ فقانه در حال پيشرفت است. و تسلط
    سياسی ايران نيز برای خاموش نمودن آقای رئيس جمهور حواس باخته با دادن  ميليون ها ايرو در حال تطبيق است.
    تصاحب و معاصره شهرهای کابل، هرات، مزار وغزنی تا اندازه خليلی را ت سکين بخشيده است دستش را کمی
    درازتر کرده و چنانچه ديده ميشود اکنون به شمال افغانستان که اصلاً با نام  هزاره و شيعه نا آشناست ميخواهد رخنه
    کند. آنچه از اعمال مخفيانه و بهانه جويانه شيعه ديده ميشود به ن ام مهاجر و بی خانه هزاران جريب زمين را در
    و شميره: له ٢ تر ٢
  • محمد یعقوب ازدشت برچی

    محمد یعقوب ازدشت برچی
    من همةِ این خزعبلات را خواندم . به کوری چشم دشمنان تشیع علوی وتسنن نبوی
    ماهمه برادریم وخواهر نه شیعه کافر است ونه سنی . ما اگروطنی داریم باهم داریم واگردشمنی داریم هم باهم داریم . اگربرسرما بمب میریزد باهم میریزد واگر انفجاری رخ می دهد هردورااز میان میبرد
    حیف این سایت زی با که بااختلاف افگنی یکعده مغرض ازهردوطرف چون نویسندةُِ مقاله وآقای محراب الدین آلوده می شود آن یکی میخواهد ثابت کند که یزید ازطرف پیامبر بخشیده شد که تهمتی صریح است به مقام نبوت. شمابه این بخش از مزخرفات آقای عزیز توجه کنید که در مقاله آورده است. که
    (پيامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «اولين لشكري كه با شهر قيصر مي‌جنگند بخشيده شده‌اند». و اين لشكر را يزيد بن معاويه فرماندهي مي‌كرد)
    .....
    آخر بیچاره پدریزید که تاآخر باخانمش هند چگر خوار که جگر عم پیامبر را مکیده بود هم اندیشه بود خودچون ملیشه های تسلیمی در زمان فتح مکه تسلیم مسلمانان شد وبناچار خموشی را برگزید مگر فلم محم درسول الله را ندیده ای . یزید مگر در زمان حیات پیامبر چند ساله بود که سرلشکر اسلام شود وپیامبر درز مان حیاتش دربارةِ او بگوید اوبخشییده شد درحالیکه یزید در سال 64 هجری وقتی دیوانه شد ومُرد 33 ساله بو د. به به به این روایت واین اطلاعات
    واقعا شرم آوراست که این حدیث جعلی که ساخته دست بنی امیه است ر ا در مورد یزید آورده است. پس بیایید یک راست بگویید امام حسین باکسی جنگیده که از طرف پیامبر بخشیده شده. چیزی هم طلبگارید.

    واز آنطرف محراب الدین به جایی که از امام حسین دفاع کند برکسانی تاخته که بخشی از آنها از رهبران جامعةِ اسلامی بوده اند واین یکی آخری همةِ شیعیان وعلمای شان را مزدور وکافر م یخواند. خدا به حال این ملت مظلوم رحم کند.
    وخداوند دست ناجوانمردانی که بانوشتن این چنین مقالات آتش جنگ خانمانسوز مذهبی را دامن میزنند به سزای اعمال شان برساند
    وبه گفته سعدی علیه الرحمه
    ....
    یکی ی هود وسلمان نزاع می کردند
    چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم
    یهود گفت بتورات میخورم سوگند
    وگردروغ بگ ویم چوتومسلمانم
    به طعنه گفت مسلمان گراین قبالةِ من
    دروغ هست خدایا یهود میرانم
    گراز بسیط زمین عقل منهدم گردد
    بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم
  • ناشناس  - احمد - حامدی



    قابل توجه مبصرین محترم !
    موضوعیکه جناب آقای عزیزی مطرح کردند بحث تاریخی محرم بشمول قضیه ای شهادت امام حسین علیه السلام بود . اما تبصره کنندگاه اولی ودومی بدون رعایت عدل وانصاف وتحقیق تاریخی ودینی ، وبر اساس اندیشه ای ایران رافضی داد سخن سر داده وبر نوشته گرانسنگ جناب عزیزی نقد ننوشتند وبلکه بر تبعیت از مذهب سب ولعن خویش وبا کمال بی حیائی چهره ای نفاق خویش را مانند یاسر خبیث والله یاری خبیث افشاء ساخته وبر ساحت همه ائمه ای دین هتاکی کرده اند .
    دیدگاه امام شافعی در مورد امام حس ین علیه السلام دیدگاه همه ائمه ای اهل سنت است وبر ان مباهات هم میکنند . زیرا همه اهل تسنن ازجمله ای محبان اهل بیت هستند.
    اما دشمنان یاران راستین پیغمبر - دشمنان اصحاب پیغمبر - دشمنان ازواج مطهرات - ومعتقدان به تحریف قرآن - ومعتقدان به خرافه ای امام زمان موهوم ومعتقدان بر جعلیات قضیه ای امامت و معتقدان بر قضیه ای ساختگی عصمت ومروجین اختلاف وصف شکنی مسلمانان ، ومنکرین احادیث پیامبر اسلام وت کفیر کنندگان امت اسلامی ، با کمال بی حیائی تا دیروز عقاید ضاله وگمراه خویش را درزیر عبای تقیه ( نفاق ) مستور ساخته بودند ، اما امروز به قوت رامسفلد وپل برمر وحکومت نفاق ایران علنا بر ساحت و حریم یاران وحتی ناموس پیامب اسلام اهانت روا میدارند.
    آقای عزیزی هیچ گاهی از یزید ویزیدیان واند یشه ای خوارج ویا تفکر تکفیری دفاع نکرده است زیرا این طرز فکر از عقاید اهل سنت بدور است .
    اهل سنت ، همانطوریکه اندیشه خوارج - ناصبیها را رد مینمایند بهمان سان عقاید واندیشه ای غلات ورافضیها را ن یز مردود شمرده وهمه صف شکنان امت اسلامی وعوامل استعمار را نیز رد مینمایند.
    پس بهتر است تا به پ یروی از تلویزیون یهودی ضداهل بیت والله یاری ملعون ویا سر حبیب زوزه سر ندهید که امت اسلامی تحمل ش نیدن مزخرفات ودروغ وتهمت ناروای تان را ندارد .
    شما بروید در ایران رافضی ببینید که قبر مجازی اب و لولوی مجوسی ملعون را در کاشان پرستشکاه برای مشرکین ساخته اند تا اهل کفر وشرک وبدعت برای مخالفت با حضرت عمر خلیفه ای عادل اسلام ومسلمان در آنجا رفته واز اوبت ساخته وبه عبادت او مشغول شوند .
    شما درایران ببینید که زیارت امام رضا علیه السلام وزیارت حضرت معصومه سلام الله علیها را مرکز عشر تکده برای جلب وجذب جوان به اندیشه ای خرافی وباطل رافضی گری ساخته اند .
    زیرا بهترین راه جلب وجذب جو انان کشاندن جوانان به عشرتکده ها وترویج زنا وفحشاء است .
    شما کلاغ قار قارکش خامنئی ملعون ( آیت ا لشیطان - جاهل مند ) را در یو تیوب ورسانه های انترنیتی به بینید که برای یک ملیار وسیصد وپنجاه ملین ا هل سنت وجماعت چه نثار میکند . شما از جمله همان فرزندان عشرتکده های ( صیغه خانهای مشهد وقم ) هستید واز شما گله نیست که بر زوجه های ای پیغمبر خدا - ( بی بی عایشه وبی بی حفصه )بر خسران پیغمبر خدا ( ا بوبکر وعمر) وبر داماد پیغمبر خدا ( حضرت عثمان ) وبر بهترین یاران باوفا وتربیت یافتگان مکتب محمدی ( همچون ابوبکر - عمر- عثمان - وعلی -امام حسن وامام حسین - فاطمه دخت گرامی پیغمبر - طلحه وزبیر - سعد ابی وقاص - خالد ابن ولید - ابوهریره - وامام ابو حنیفه -امام شافعی - امام مالک وامام احمد حنبل )وبال اخره بر کل اهل سنت تهمت - افترا - دروغ - توهین - هتک حرمت وحتی تکفیر وتفسیق روا میدارید .
    جهان اسلام چه اهل تسنن وچه هم اهل تشیع راستین اهداف شیطانی واستعماری نظام شیطانی ایران را خوب پوره میدا نند . والحمد لله که امروز حتی اهل تشیع راستین صف خود را از اهل نفاق واهل رفض دور ساخته وبا اهل تسنن با وجود تفاوت آراء ونظرات فقهی ، نظام دیکتاتوری وخرافی ولایت سفیه ایران را ازبیخ رد میکنند .
    چه بهتر تا مسلمانان افغان چه شیعه وچه سنی بخود آمده وشکار اهداف ناپاک ایران صفویه نشوند . وباهم برادر وار وبدون تعصب زندگی کنند .
    من تفاوت نظر وآراء مسلمانان را مردود نمیشمارم اما تفرقه ونفاق وبر هم زدن صف امت اسلامی را گناه عظیم میدانم وخیانت بزرگ به جهان اسلام بحساب می آورم .
    بامید راهیابی و هدایت همه مسلمانان ودور شدن از مرزهای تعصب - تحجر - تنگ نظری - افراط وتفریط .
    وبامید اتحاد ووحدت امت اسلامی در جهان
    والسلام
    احمد - حامدی
  • ناشناس
    سلام!
    عایشه ( رض) دستور داد که فرزندانش را در جنک جمل بکشند..ام المومنین بود و صاحب اختیار فرزندانش. .
  • سمیه جعفری

    به کوری چشم وهابیون ضد تشیع باید گفت ماشیعیان قرنها در کابل هرات وبلخ وغزنی بودیم وساکنان اصلی سرز مین خراسانیم وبابرادران وخواهران سنی حنفی خود هرگز مشکلی نداشتیم ونداریم و اگر مهاجرین برگشته ازایرا ن وپاکستان را شما اجنبی میدانید ؛ درحالیکه چهره های شان ازدست سیلی ایرانیها و پاکستانیها تکیده وب ااندک دست مایةِ به وطن خودبرگشته اند وبرای خانوادةِ شان کلبةِ فراهم ساخته اند چه درجبرییل وچه درمر کز شهرهرات هرات وچه در غرب کابل وغزنی وبلخ که مامن آبایی شان است ساکن گشته اندو افتخار دارند که داغ ننگ ذلت بیگانه را قبول نکرده اند ایراد میگیرید وآنهارا بیگانه ومزدور میخونید اشکالی ندارد زیرا اینان وارثان برحق پدران خوددرین سرزمین اند . شما که ازدرخشش نور امام بزرگوارمان امام حسین ع فرزند ف اطمة الزهرا ونواسةِ پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی ص می هراسید باشد تا جان تان برآید . ماهرچه باشکوهتر مراسم عاشورارا تجلیل می کنیم وحنفیهای اصیل افغانستان اعم ازپشتون تاجیک عذبک بلوچ و... نیز با بامااند . همچنان علمای بزرگ مکتب اهل بیت ساکن افغانستان رهبران کنونی مااند . ما به همةِ علما ی اهل تسنن که رهنمای واقعی مردم خویش اند وباوهابیت سرسازش ندارند ومحافل مارا تایید می کنند وهمه سال ه هرچه پرشورتر دران شرکت میورزند ونور عشق حسین ع رادردلها جاداده اند وازیزید وفرزندان یزید نفرت دار ند احترام خاص داریم وامادشمنان تشیع باید بدانند:
    مه فشاند نور وسگ عوعوکند
    هرکسی برطینت خود میتن د
  • یارو  - گپ های مفت
    عزیز خان باز دست به نوشتن مطلب بیهوده زده. من نمیدانم که شما چه را میخواهیدبه مردم آشکار بسازید با ا ین همه چرندیات تان? شما از حسین خان و علی و عمر و عایشه اشخاص بسیار بزرگی ساخته اید که اصلن در شان آ نها نمیگنجد. تا کی بیگانه پرستی و عرب دوستی کمی بخود آ و در باره اشخاص بزرگ کشور خودت نیز قلم فرسایی نما تا همه بر شما بنازند. و هم جرات این را بخود مده که در باره ی زردشت برزگ زبان درازی نمایی. کمی ب خوان و سپس بنویس که آنها آتش پرست بوده اند.آموزه های آن جناب را بخوان خودت با وجدانت داوری کن که چه نوشته است و بعدن آن خردمند را با عمر قاتل و خون آشام مقایسه کن. یارو
  • ناشناس


    خواهر گلم سمیه جان.

    سلام بر تو
    نوشته ات خوب بود وزیبا وحیف که باز هم تعصب کور وتراوشها وچکید ه های خرافه پرستان کم وبیش بر خودت اثر کرده بود .
    بلی بر طبق گفته ات مهاجرین پاکستان وایران که رنج گرما وتعفن هوای سوزنده ای پاکستان را قبول کردند وهم چنین مهاجرین افغان در ایران که دشنامها وفحش ها وتوهین ها وچور وچپاول های سپاه جهل وارتش گمراه خرافات را درایران طی سالهای دوران مهاجرت تحمل کردند , با هم برادر وخواهر بوده وعین رنج وخون جگری را چشیده و بچشم سر کرده اند .
    اما خواهرک من هیچ مه اجر نمیتواند ملیونها جریب زمین بخرد - هر مهاجر حتی بمشکل میتواند برای خود خانه ای گلی بسازد - اما ساختمانهای مجلل در مزار - هرات وکابل - وحسینیه ها وتکیه خانه واز همه مهمتر شهرک های زیادی در ولا یات غربی افغانستان که ساخته شده است آیا اینها از عرق جبین وکد یمین مهاجرین است ویا پول های وزار ت اطلاعات وارشاد ودفتر خامنه ئی است ؟
    سمیه جان بچشم مردم افغان خاک پاشیده نمیتوانید ؟؟؟!!!
    سمی ه جان شیعه وسنی برادر وخواهر اند اما دشمنان ابوبگر وعمر وعایشه وحفصه ویاران پبغمبر ونوکران وجاسوسان ایران رافضی با ملت افغان برادر نبوده بلکه دشمن تاریخی همدیگر هستند .
    سمیه جان خودت نمیتوانی پنهان کنی که بیش از پنجاه هزار ایرانی بنام برادران وخواهران هزاره ازطرف ایران در نیمروز - فراه - غورات - هرات - کابل ودیگر ولایات جابجا شده وذریعۀ انوری جاسوس ایران در زمان ماموریت آن در ولایت هرات برای ش ان تذکره افغانی داده است .
    خودت فراموش نکن که این شهرکها - حسینیه ها - تکیه خانه ها - وموسسات کمیت ه امدادخمینی درافغانستان وده ها مرکز جاسوسی واطلاعاتی همه وهمه برای بر هم زد ن نقشه ای دموگرافیکی افغانستان توسط ایران در دست اجرا است .
    سمیه جان توافغان هستی ومسلمان هستی ومن برای تو خواهر مسلمان افتخار میکنم اما تو هم از شیطنتها ودخالتهای ایران وبرنامه های شیطانی آن نیز باید با خبر می شدی وب اید با خبر باشی.
    ما در گذشته با شیعه وسنی مسئله ای نداشتیم . اما این ایران رافضی است که مسلمانان را بجان هم انداخته وفتنه را در عراق - پاکستان وافغانستان دامن زده ومیزند.
    بامید آنکه خودت ومثل خو دت وهمه ملت ما ازفتنه گیریهای ایران ونوکران وجواسیس آن که برای اختلاف امت کار میکنند با خبر شوی وبر ای دفع فتنه ای ایران نیز قلم بزنی .
    با تشکر
    علی هحمد عمر یار


  • ناشناس
    کاش این طرفداران دو آتشه حنفی و جعفری کمی عقل می داشتند. حسین و عمر و یزید به ما افغانها چی مربوط؟ ف کر نان باشید که خذبزه آب است.
  • احمد هروی  - آقای عزیزی مغزت خراب شده
    آقای عزیزی تو که یزید را بی گناه میدانی و لعنت کردن به او را گناه ، چرا به جان حکیم سنایی غزنوی در ق برش نمی روی که این شعر را در هجو یزید لعنتی و خانواده اش گفته :
    داستان نوۀ هند مگر نشنیدی
    که ز او و سه کس او به پیمبر چه رسید
    جد او گوهر دندان نبی را بشکست
    جدۀ او جگر عم پیمبر بمکید
    پدر او به رخ شیر خدا تیغ کشید
    خود او از کینه سر سبط پیمبر ببرید
    با چنین وضع چسان کس به او لعنت نکند
    لعنت الله یزیداً و علی آل یزید
  • سمیه


    جناب آقای عمریار
    درجواب تان همین قدر میگویم.
    بیایید باهم برویم در هرنقطه افغانستان واگر شما ثابت ک ردید که یک ایرانی در یکی از شهرکها خانه وبلدنگ برایش درست کرده من مجرمم واگر ثابت نکردی پس ..... ک ه مابیچاره های آواره را جاسوس میگویید . اگرقرار است هرکس ازمهاجرت برگشته چه از پاکستان وچه ازایران وبرای خود خانةی ساخته جاسوس است پس همه کسانی که درشیر پور کابل خانه های چند ملیون دلاری ساخته اند جا سوس اند. حالا بگذار وبگذز از آنانیکه از امریکا برگشته اند وبرای خود بانک باز کرده اند و...
    بروید هرا ت وببینید درین یکی دوسال 15هزار هلمندی را آقای نورستانی جابجاکرده برای روز مبادا وپایگاهی برای طال بان ساخته؛ باز میخواهید همراه عزیز ملازاده جنگ خانمان سوز دیگری درهرات براه اندازید؛ هنوز هرات بعد از5 سال آن واقعه فجیع جنگ شیعه وسنی که عزیز وامسال عزیز راه انداخته بودند باهمچونوشته های شان ؛ جان نگرفته.
    اگر همةِ ِ ماشیعیان را ازعلما ماگرفته تا ما بخت برگشته هارا شمارافضی میدانید. مشکلی نیست. د رین کشور فعلا دوتیپ مردم اند یا وهابی یارافضی. ازاین ها که بگذزیم افغان ملتیها هم من وهم شمارا جزو مردم افغانستان نمی دانند وفقط هرکس پشتو صحبت کند وبنویسد انسان است وافغانی .
    والله من که شرمم میآید باافکاری این چنین وارونه زندگی کنم. آنهم در لندن ساکن باشسم یکی روستار تره کی می شود ودیگری عزیز. این چه لندنی است. مسلمانش غیر تیپ خودرا مسلمان نمی داند وپشتونش مارا هوادار دوهم سقاوی می داند.
    عمری ارجان
    بیا رحمی به این ملت مظلوم کن وسر درگریبان فرما.
    درهمان اروپایی که هستی ونان مفت برایت میرسد به جای این حرفهای بیهوده دمی به فکر کودکان بس سرپرستی شو که نه اوغان را می دانند نه فارسی وان را ونه هزاره را ونه عذبک را. به اجبار در خانوادةی منسوب به یکی ازاین اقوام تولد یافته اند واز طرف من وتو چوب نابخردیها را میخورند.
    جنگ مذهبی وجنگ زبانی فقط برای بیگانگان سود میبخشد نه برای من وتو.
    من نوی سنده نیستم واز اندک سوادی برخوردارم همین قدرمیدانم که علم چون برتن زدماری می شود .علم افرادباسواد اگر به مسیر درست به کار نیفتد ازاوفاشست و نژاد د پرست ومتعصب مذهبی درست می شود واگر درمسیردرست ب ه کار افتاد ازاوعلامه اقبال جور میشود. من واقعا هم به حال خود وهم به حال جناب شما عمریار صاحب هم ب ه حال عزیزخان هم به حال ملا زاده وهم به حال هدایتی شیکه سلام گریه میکنم که هرکدام مان تیشه رابرداشت ه ایم وبرریشه اسلام میزنیم . جنگی که دوصد سال پیش اروپاییها علیه هم مذهبی های خودداشتند وسرانجام بعد ازریختن خون ملیونهال انسان بی گناه به خود آمده اند ما آنرا داریم امروز آغاز می کنیم.
    نمی دانم این نو شته ها ره به جایی میبرد یاخیرو آیا خداوند مارا با این نوشته ها خواهد بخشید یانه بیایید همةی مان از آ تش افروزی توبه کنیم وبه فکر نجات سرزمین مان وملت من ازچنگ نابسامانیها گردیم. چه میشد این قلمها درراه درست ومسیر انسانی به کار میافتاد تاگرة از کار فروبستة ملتی برباد نرفته می گشود
    خواهر تان سمیه
  • ناشناس  - محمدی
    نوشته های نویسنده محترم را خواندم و تنها یک نکته را می گویم و آن اینکه ایشان هرچند تلاش کرده که خود را حق به جانب نشان دهد ولی مسلم است که حقایق تاریخی را یا انکار کرده و یا وارونه نشان داده است.
    بند ه تا حالا به سنی بر نخوردم که از یزید حتی غیر مستقیم طرفداری کند ولی این شخص به نوعی مستقیم از او طر فداری کرده و اسارت و دیگر ماجرای اهل بیت توسط آن ملعون را منکر شده است؟! و تو مفصل بخوان از این مجمل .....
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

TOLO TV LIVE

ِDR. LATIF PEDRAM

ON TAHER BADAKHSHI

SHAFIE AYAR 191

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 139 مهمان آنلاین

قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.