Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

چرا مردم با طبقۀ مذهبی و یا ملا میانۀ خوب ندارد PDF پرینت ایمیل
مقـــــــالات - مـــذهبـــی
نوشته شده توسط دکتور محمد فرید یونس   
شنبه ، 22 خرداد 1395 ، 06:48

دکتور محمد فرید یونسمن در کابل تولد شده‌ام  و حالا که  این مضمون را می‌نویسم  شصت و چهار سال سن دارم .از زمان کودکی به یاد دارم که مردم کابل با مردم مذهبی چندان میانۀ خوب نداشته است و این یک واقعیت سوسیولوپولیتیک و انتروپولوژیک کشور ما است.  امروز هم مردم با طبقه ملا میانۀ خوب ندارد با اینکه قشر مذهبی در محافل خوشی و غم مردم نقش بارز دارد. و از روی زمانه مردم به ایشان احترام دارند و اما کمتر مردم به ایشان گوش میدهند.مخصوصاً آنان که در کابل تولد شده‌اند و یا در کابل بزرگ شده اند. سؤال همین است که چرا مردم از آنانیکه میخواهند دین بر حق را معرفی کنند ، و راهنمای زندگانی باشند و مردم را به راه راست هدایت کنند ، اکثراً نا راضی هستند، با اینکه مسلمان هستیم و احترام همه بر ما واجب است. درین نوشتار میخواهم جواب همین سؤال را بدهم. دلایل فرعی زیاد است و تاریخ کشور ، تاریخ اسلام و اساسات جامعه شناسی نشان میدهد که
سه دلیل عمده وجود دارد که مذهبیون و یا قشر مذهبی نتوانسته است تا جایگاه خود را قسمیکه باید در جامعه توقع دارند، داشته باشند.
اول قشر مذهبی با اینکه نظر به دیگران ادعای دین داری می‌کنند ندانسته اند که انسان یک موجود آزاد خلق شده است. به این اصل خلقت اعتقتاد ندارند که انسان یک موجود آزاد است
دوم قشر مذهبی  به شکل اساسی نه می‌داند که دین  به هیچ  صورت بالای مردم، مسلمان باشد و یا غیر مسلمان باشد، تحمیل نه میشود. همه‌ شان تفسیر «لا اکراه فی دین» را غلط  فهمیده اند و میخواهند دین را تحمیل کنند. فکر میکنند که آیۀ مذکور تنها برای کفار است که مسلمان نه می‌تواند دین را به کافِر تحمیل کند. در حالیکه این‌طور نیست و دین نه بالای کفار و نه بالای مسلمان تحمیل نمیشود. ورنه این روش، دین  را شکل دیکتاتوری میدهد و همه میدانیم که دین دیکتاتوری نیست
سوم هیچ وقت قشر مذهبی درک نکرده است که دین در همه ابعاد برای رفاه آدمی است و آدمی در همه ساحات به پیشرفت است و پیشرفت انسان به زمان و مکان بستگی دارد. اما موضوع زمان و مکان برای مذهبی مطرح نیست و آرزو دارد که مردم مانند هزار سال قبل زندگی کنند. یکی از دلایل که توده های مسلمان عقب‌مانده است زیرا مذهبی نه میخواهد تغییر کند ونتیجه اینکه  امروز قسمیکه شما میدانید مسلمانان از پسمانده ترین مردم جهان هستند
قشر مذهبی این شعور را ندارد که خداوند انسان را یک موجود آزاد آفریده است. انسان یک موجود خود مختار است. انسان یک موجود متشبث است. انسان یک موجود متفکر است. انسان یک موجود سرنوشت ساز است. انسان یک موجود کاشف و مخترع است. مغز انسان لایتناهی است و وسعت مغز انسان به اندازۀ  وسیع است که بین هشتاد الی صد میلیارد نیوران(حجرات عصبی) در مغز وجود دارد. این تنها یک حقیقت شگرف است در باره چهل و سه حقیقت دیگر مغز که دانشمندان در مورد حقیقت وسعت و پهنای مغز فهرست کرده اند. دین نازل شد تا انسان  آزاد با مغز آزاد نظر به حکم قرآن مسولیت جهان را بر دوش کشد و اما قشر مذهبی از سالیان سال میخواهد به نام گناه و ثواب مغز مردم را کنترول کند و این باعث نه تنها پسمانی بلکه کشتار و قتل دسته‌جمعی مسلمانان شده است چنانچه وهابی ها هزاران نفر را به خاطر اینکه مخالف عقاید وهابی بودند اعدام کرده اند.. دین نازل شد تا انسان را از هر گونه اسارت فکری آزاد سازد واساساً جنگ بدر در اسلام به خاطر آزادی فکر به پا خاست. اما قشر مذهبی همیشه در تلاش است که همان مطلب را که او به نام «منهج» می‌گوید درست  است و دیگران یا کافِر هستند و یا بیراه و یا نادان. غافل ازینکه منهج تفسیر دارد و احادیث که یک صد و پنجاه سال بعد جمع آوری شده از نگاه علم تحقیق کمبودی ها دارد و حتی احادیث جعلی داخل متون ما شده است. اما مذهبی می‌گوید که حدیث مساوی به قرآن است و کسی حق ندارد که آنرا زیر سؤال برد و کسی که حدیث را زیر سؤال میبرد کافِر است
چون مغز آزاد خلق شده است ، کنترول آن انسان را از انسانیت بیرون میکند. انسان اشرف مخلوقات شد و قرآن به او کرامت داد به خاطر فکر وسیع و پهناور انسان است. همه آزادی انسان فکر اوست و مذهبی فکر او را میخواهد کنترول کند و هرگاه فکر شما زیر کنترول شخص دیگر درآمد، دیگر شما آن انسان که خداوند اراده کرده است که باشید ، نیستید. آسان‌ترین راه استثمار فکری یک انسان از طریق دین است زیرا مردم امی به دین دسترسی ندارند و اکثراً در کشور های اسلامی  بی‌سواد نگه داشته شده‌اند که مذهبیون درین بیسوادی جامعه نقش بسیار فعال داشته است. دلیل اینکه در قرآن مجید صریح آمده است که در دین اجبار نیست برای این است که نشود کسی یک دیگر را به نام دین به استثمار کشاند. و دلیل اینکه مردم در کشور های اسلامی اکثراً بی‌سواد هستند در حالیکه اولین آیۀ که نازل شد «اِقراء» بود یعنی بخوان و بعداً پیشوای اسلام (ص) فرمود که اولین شیء را که خداوند خلق کرد، قلم بود. پس زیر بنای دین علم و دانش است. شیخ فرید الدین عطار چه زیبا گفته است
چو شمع از پی علم باید گداخت   که بی علم نتوان خدا را شناخت
اگر مردم با سواد شوند و خیر را از شر تفکیک کنند دکان و کار و کسب مذهبی بسته میشود. چون جامعه بی‌سواد است مذهبی هر چه بگوید باید مردم قبول کنند در غیر آن مردم را به کفر می‌گیرند و هیچ‌کس آرزو ندارد که تاپه کفر را بخورد و چون شخص اُمی قسمیکه گفتیم از دین بی‌خبر است ، نه می‌تواند از خود دفاع کند.  چون مذهبی به افکار آزاد و تفکر  آزاد نه تنها  اعتقاد ندارد  به آن اجازه هم نمیدهد، ازین رو جامعه آهسته به  انجماد و رکود فکری ، و بی علاقگی در مسایل سوق داده میشود و دگماتیزم مذهبی چیره می‌شود که متأسفانه ما امروز با همین دگماتیزم مذهبی مخصوصاً با روی کار آمدن مذهبیون وهابی که ملا های سنی افغانستان هم زیر تأثیر ایشان رفته است ، روبرو هستیم. چون فکر آزاد مردم  به نام دین و مذهب استثمار شده است و مردم حق تحلیل و تاویل را ندارند  و از طرف دیگر بی‌سواد هم هستند پس دین باید تحمیل شود
از نگاه قرآن شناسی دین تحمیل نمیشود بلکه   تبلیغ میشود. نظر به حکم قرآن مجید هدایت از طرف خداوند است نه انسان. مذهبیون دین را بالای مردم تحمیل  می‌کنند و چون از دید و بینش اسلامی، انسان آزاد خلق شده است و اما با فطرت اسلام هم خلق شده است ، درین جاست که یک تضاد بین اُمی و مذهبی به وقوع می پیوندد. اُمی دوست دارد مسلمان باشد و اما مسلمان آزاد باشد. مذهبی آزادی او را از وی گرفته است و  آرزو دارد که اُمی به ذوق مذهبی مسلمان باشد که این خلاف فطرت اسلامی شخص آُمی است. بار ها شما از تلویزیون شنیده‌اید که مردم حق ندارند از خود  در مورد دین چیزی بگویند. چون مذهبی به تاریخ اسلام دسترسی ندارد خبر ندارد که در صدر اسلام مسلمانان بسیار مطالب را از خود گفته‌اند که نه در قرآن مجید است و نه در احادیث نبوی. توجیه شان همین است که آن‌ها صحابه کرام بودند و شما صحابه نیستید. اصل موضوع را که مردم در آن زمان اختیار داشتند و امروز هم اختیار دارند،  ابراز دلیل و برهان است که برای مذهبی امروز مطرح نیست.
ازنگاه روانشناسی یک تِز و انتی تِز جالب به روح و روان شخص به وقوع می پیوندد که شخص چون از نگاه اسلام با فطرت اسلام و اما آزاد خلق شده است  ، با خود در تضاد می افتد. زیرا آزادی و دین هر دو، دو پدیده فطری است .وقتی که دین از بیرون تحمیل می‌شود فطرت آزادی آنرا رد می کند. از همین جاست که از نگاه اصول دین هر کس مسئول جان خود است. خودش باید بیاموزد ، خودش باید تحقیق کند.، چیزیکه برایش تبیلغ می‌شود باید تحقیق کند نه اینکه کورکورانه قبول کند (چنانچه مذهبیون همه چیز را کورکورانه قبول کرده اند ) و از مردم هم توقع دارند تا کورکورانه قبول کنند و هیچ موضوع را زیر سؤال نبرند. بار ها در خطبۀ نماز جمعه  شنیده‌ام که چون شما عالم نیستید چیزی را مانند یک حدیث زیر سؤال نبرید. علما سالها درین مورد کار کرده‌اند و شما باید فقط قبول کنید. این طرز پیشامد با مردم ، حقوق حقۀ انسانی شانرا که قرآن برای‌شان ارزانی داشته  و می‌گوید «و یتفکرون» یعنی و شما فکر کنید ،سلب میکند و از مردم یک موجود گوسفندی ساخته اند. چون انسان یک موجود جستجو گر، متشبث و کنجکاو است و قتیکه موضوعات  که برایش تبلیغ می‌شود مفهوم نداشت  و برایش اجازه فکرکردن هم داده نشده است ، همان است که از دین گریزان میشود. مخصوصاً قرآن یک کتاب علمی است  و مذهبی قادر نیست آنرا با علم تحلیل کند. یا بسیار موضوعات است که نه در قرآن تذکر رفته و نه در حدیث و اما نظر به تبعیضات قومی عرب و غیر عرب ، حقوق انسانی مردم پایمال شده است و آن را حرام گفتند در حالیکه همه میدانیم که حرام کردن یک مطلب تنها حق خداوند است و بس
وقتی مردم سخن مذهبی را گوش نداد ، مذهبی بر آشفته می‌شود ، مردم را به کفر می‌گیرد ، مردم را به زنا و گناه و مشروب نوشی و فساد متهم میکند. به اندازۀ دیوانه می‌شود که حتی فحش می‌گوید و  از راستای تبلیغ که وعظ حسنه است مطلق خارج میشود. در کشور های اسلامی  وقتی یک شخص  را به کفر متهم می‌کنند مردم جاهل و بی‌سواد فوراً بر آشفته می‌شوند و خود دست به تجاوز میزنند. زیرا از نگاه روانی اوج احساسات در بسیار مسایل مانند تحریک مردم جنبۀ نادانی دارد.مردم دانا احساساتی نه می‌شوند و روحیۀ آرام دارند. داستان فرخندۀ شهید همین است که در نظام صحرایی ، مذهبی (که در اسلام چنین نیست) احساساتی می‌شود ومردم را تحریک میکند و آن‌ها بدون تفکر دست به انتقام می‌زنند ، و یا مردم بدون محاکمه سنگسار می‌شوند ، مردم بدون شهادت شاهدین متهم به زنا میشوند. این همه دهشت و وحشت برای این است که مذهبی میخواهد به هر ترتیب شده است، حتی با قتل یک انسان بی‌گناه هم صورت گیرد ، دین را تحمیل کند. و هابی ها در عربستان برای اینکه مذهب خود را تحمیل کنند سه صد هزار نفرمسلمان بیگناه را اعدام کردند.  چون جامعه هم قومی و قبایلی است و هم  بی‌سواد ، تحمیل دین یک انارشی را به وجود می‌آورد که مردم جز خون چیزی دیگررا نه می‌بینند. چون دین بالای مردم تحمیل شده است و صد ها سال بعضی موضوعات قسمی در مغز مردم پیچکاری شده که مردم  یک مطلب که هیچ حقیقت ندارد ، آنرا راست می پندارند. و حالا اگر شما یک مطلب را از نو بگویید همه شاخ میکشند
دین برای رفاه مردم نازل شده است و  سه اصل عمده در آن مطرح است ، اصول آزادی فردی، عدالت فردی و اجتماعی و اخلاق مدنی. یعنی به اساس آزادی فردی و اجتماعی و اصول عدالت و اخلاق دین مطرح میشود. آزادی‌های فردی انسان تنها و تنها از طریق قانون  و اجماع امت تضمین میشود. طور مثال  مشروبات الکهلی در اسلام حرام است اما تطبیق حرام بودن آن از طریق یک مادۀ قانون وضع می‌شود نه اینکه اگر کسی مشروب نوشید مردم او را به لت و کوب گیرند. بدون مادۀ قانونی  در اساسات قوانین اجتماعی یک شخص میتواند تنها گنهکار باشد نه مجرم. مشکل جوامع عقب ماندۀ اسلامی همین است که مردم نه میدانند که با اینکه قرآن مجید و ارشادات حضرت رسول کریم (ص) رهنمای کامل است اما مردم حق تطبیق آنرا به شکل فردی و گروهی ندارند  مگر یک مرجع با صلاحیت قضایی. رفاه مردم در تطبیق قانون و ماده های قانونی است که در متن قانون وجود داشته باشد. برای ثبوت موضوع یک داستان جالب را از آمریکا برای شما بیان می کنم. در یکی از ایالات متحده آمریکا یک شوهر که همسر اش را  فوق‌العاده زیاد دوست داشت ، او را در اثر مریضی که عاید حال همسرش بود از دست داد. مرد چون همسر اش را دوست داشت خواست تا همسراش را در صحن حویلی خانه خود دفن کند. یک غوغا بر پا شد که چطور امکان دارد که مرده در صحن حویلی خانه دفن شود. مردک بسیار ساده در محکمه عرض حال کرد که در کجای قانون آمده است که من این حق را ندارم؟
قرآن و حدیث رهنمای بشریت است و اما  قوانین از این دو مرجع استخراج می‌شود و نظر به ایجابات زمان تطبیق میگردد. مذهبی به ایجابات زمان و مکان اعتقاد ندارد.  و چون مذهبی به تطبیق قانون نظر به عصر و زمان اعتقاد ندارد ، جوامع اسلامی به حد فلاکت رسیده است. جهان امروز جهان آزادی بیان و کلام است و اما مذهبی این حق را از مردم گرفته است. جهان امروز جهان تحقیقات است و اما  تحقیقات مذهبی به همان مطالب کهنه دور میخورد و از نگاه علم تحقیق قادر نیست یک مطلب نو را بنویسد. جهان امروز جهان تساوی حقوق مدنی است و اما مذهبی به حقوق مدنی اعتقاد ندارد و زن باید همیشه برده مرد باشد. جهان امروز نظم و نسق و سازمان دهی است و اما  مذهبی قادر نشده است تا مردم را با اساسات یک زندگی عصری تشویق کند.
در خاتمه برای همه جوانان می‌گویم که شما باید منحیث مسلمان باید بدانید که آزاد خلق شده‌اید و مسئول اعمال و کردار خود هستید. هیچ‌کس حق ندارد تا آزادی شما را از  به نام دین و مذهب بگیرید. شما جوانان که از اسلام خارج شده‌اید دوباره به اسلام رو بیاورید. اسلام دین عدالت ؛ حقوق مساوی ، علم و معرفت و آزادگی است. شما جوانان نظر به حکم قرآن باید کوشش کنید تا علم بیاموزید و از دانشگاه‌های بزرگ فارغ التحصیل شوید. شما باید از اسراف  و زیاده روی در مصرف خود داری کنید و متوجه اقتصاد خود باشید. شما جوانان باید همیشه در نماز خود کوشا باشید و فراموش نکنید که دست یتیم و بینوا را بگیرید. شما جوانان باید حقوق خواهران و مادران خود را بشاسید و از حالت قومی و قبایلی و تعصب مذهبی که به زنان هیچ احترامی ندارند و زیر عنوان دین و مذهب حقوق زنان را پایمال کرده اند، خارج شوید. شما یک انسان آزاد هستید برای خود فکر کنید نه اینکه فکر شما را کسی دیگر بسازد.

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 152 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.