Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

بررسی مقـــالۀ آقــای نجیب سخی زیــر عنــوانِ - بحثی در مــورد عــروض (بخش آخر) PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ   
پنجشنبه ، 13 بهمن 1390 ، 14:53

مهندس شاه امیر فروغبا توجه به اینکه در بخشِ قبلی این نوشته، قسمت هایی از مقالۀ ارزشمند و پرمحتوای جناب سخی مورد بررسی قرار گرفت، در ادامه برای اینکه از فرمایشاتِ ایشان فیض بیشتری بُرده باشیم، به بررسی نکاتِ دیگری از این مقالۀ سراسر اعجاز می پردازیم: آقای سخی در ادامۀ نصیحت های پدرانۀ شان چنین نگاشته اند:

 (اما ازآنجا که شما باصول و ارزش های بزرگان شعر وادب زبان ما یعنی عـروض، وزن وموسیقی «را» بصورت «متناقص» و نیمبنـد تعـرض و «بضم» خودتان ارزیابی میکنید ؛ لهذا ضرورت بروشنا ئی وتحلیل دارد) و در ادامه هم با جملاتی کاملاً توهین آمیز که همچون دیگر نوشته های شان پُر از ابتکاراتِ بی نظیر املایی و انشایی هم میباشد، من و دیگر شعرای نوپرداز را متهم به ندانستنِ علم عروض و زبانِ پارسی می نمایند.

اگر از نگاهِ انشأ متن فوق موردِ بررسی قرار گیرد، به وضوح دیده میشود که در این جمله، کلمۀ « را » اضافی بوده و سلاست و زیبایی آنرا دچار خدشه نموده است. از نظر املأ هم کلمۀ « ضم » که در این جمله بکار گرفته شده و (الحاق، پیوست، گرد آوری، همچنان یکی از حرکت های سه گانۀ زبان یعنی « پیش – ») معنی می دهد، یک غلط بزرگ است و باید از واژۀ « زعم » که به معنی « گمان و تصور » آمده، استفاده بعمل آید. پس جملۀ فوق را باید به این شکل نوشت: (اما از آنجا که شما به اصول و ارزش های بزرگان شعر و ادب زبان ما یعنی عروض، وزن و موسیقی بصورت متناقص و نیم بند تعرض « و به زعم خود تان ارزیابی » میکنید...).

در موردِ واژۀ « متناقص » هم مشخص نیست که آیا جناب سخی به جای کلمۀ « متناقض » یعنی « ضد و نقیض » از آن استفاده کرده اند یا اینکه معنی آنرا که « نا تمام و ناقص » میباشد، واقعاً میدانند.

 و اما از نظر محتوا: به عقیدۀ جناب سخی، حقیر به « دانشِ عروض، همچنین وزن و موسیقی شعر » تعرض کرده ام و به زعم ایشان از این علم هم سر در نمی آورم، در مقابل ایشان که هنوز ابتدایی ترین اصل یعنی درست نوشتن را فرا نگرفته اند، میتوانند شعر را تقطیع نمایند و با ترازوی « عروض » موزون را از غیر موزون باز شناسند و از افاعیل و ارکان و اجزا، سخن به میان آورند !!!.

بگذریم...، با توجه به اینکه حقیر در هیچ نوشته یی به موارد فوق کوچک ترین ایرادی نگرفته ام، به این نتیجه میرسیم که گفته های جنابِ ایشان جز افترا و بهتانی حسادت آمیز چیز دیگری نمیتواند باشد.

آقای سخی در ادامۀ مقالۀ ارزشمندِ شان در موردِ زبان های « دری » و « پهلوی » هم توسنِ خوش خرام سخن را به جولان در آورده و میگویند که زبانِ امروزی دو کشور افغانستان و ایران دو زبانِ جدا از هم و بدون هرگونه مشترکاتی می باشد. به عبارت ساده تر اینکه ایشان هنوز فرق بین « زبان » و « لهجه یا گویش » را به درستی درک نکرده و عقیده دارند که زبانِ ایرانی ها هنوز هم پارسی باستان « پهلوی » میباشد ولی با توجه به اینکه « رسم الخطی » برای نگارش ندارند، از « الفبای دری » استفاده به عمل می آورند.

در این مورد بایستی به جنابِ ایشان عرض کرد که زبان پارسی میانه « پهلوی » مانندِ « پارسی باستان » دارای رسم الخط میباشد و نمونه های این رسم الخط در آثار باقی مانده از آن دوران، مانند سنگ نوشته ها موجود است، ولی ایشان در این مورد اطلاعاتی ندارند. در ضمن به استحضار مبارک شان میرسد که زبانِ امروزی کشور ایران مانندِ کشور های افغانستان و تاجیکستان « پارسی نو » است نه « پارسی میانه ».

برای روشن شدنِ این حقیقت، آیا جنابِ سخی نمی گویند که زبان کشور افغانستان دری است؟ اگر چنین است آیا زبانِ مردم کابل با هرات، بلخ یا بدخشان فرق دارد یا فقط لهجه ها و طرز گویشِ شان متفاوت است؟ ضمناً آیا زبان و لهجۀ مردم هرات با اهالی تربت جام و مشهد مشابه میباشد یا نمی باشد؟ اگر مشابه است آیا مردم هرات به زبان « پهلوی » حرف می زنند یا مردم مشهد به زبان « پارسی دری »؟ بعلاوه، به نظر آقای سخی که خود میگویند زبان مردم ایران « پهلوی » است، آیا زبان مردم مشهد و تهران یکی است و فقط لهجه های شان با هم فرق دارد یا با زبانهای متفاوت سخن می گویند؟

آری این حقیقتی است انکار ناپذیر که هر سه کشور زبانی واحد دارند ولی با گویش و لهجه های متفاوت. اما جناب سخی که به زعم خود شان از ریاضی، منطق، فلسفه، همچنین تقطیع شعر، عروض و... و... سر رشته دارند، باز هم میگویند که زبانِ کشور های افغانستان، تاجیکستان و ایران دارای ریشۀ مشترک نمی باشد !!.

به هر روی، برای اینکه جناب سخی مختصر اطلاعاتی در موردِ زبان پارسی دری و رشد و توسعۀ آن در این سه کشور هم دین، هم زبان و هم فرهنگ بدست بیاورند، در ذیل به تاریخچۀ زبانِ پارسی از گذشتۀ دور تا به امروز (به استنادِ پژوهش های اکادمیکِ بزرگانِ زبان، فرهنگ و ادبِ پارسی) اشارۀ کوتاهی می نمایم.

 

زبانِ پارسی که ریشه در زبانِ آریایی دارد، بر حسب مراحل تحولِ تاریخی به سه بخشِ اصلیِ زبان پارسی باستان، زبان پارسی میانه و زبان پارسی نو به شرح زیر تقسیم میگردد:

1 - زبان پارسی باستان:

زبان پارسی باستان نیای بزرگِ زبان فارسی امروزی‌است و در تقسیم‌بندی زبان‌شناختی یکی از زبان‌های شاخهٔ غربی زبان های آریایی محسوب می‌شود. پارسی باستان چنان که از نامش بر می‌آید زبان قدیم پارسیان بوده و بسیاری از کتیبه‌های شاهان هخامنشی به این زبان نوشته شده‌است. پارسی باستان با زبان اوستایی و به تبع آن زبان سنسکریت خویشاوندی نزدیکی دارد.

زبان فارسی باستان که در دوران پیش از حمله اسکندر به ایرانِ باستان، زبان دربار هخامنشی بوده از زبان های ایرانی جنوب غرب می‌باشد. این زبان با زبان مادی فاصله‌ای بسیار نزدیک داشته که احتمالا دو گویش از یک زبان بوده‌اند. زبان فارسی باستان که از زبان های هند و اروپایی محسوب می‌شود، احتمالا در پدیده مهاجرت آریاییان به‌همراه زبان‌های مادی و اوستایی وارد فلات ایران شده‌است. این زبان پیش از ورود به سرزمین پارس در جنوب غربی ایران، بر اساس آنچه از کتیبه شلمانسر سوم، پادشاه آشوری بدست آمده در حوالی دریاچه ارومیه رایج بوده‌است. در این کتیبه که به سده نهم پیش از میلاد باز می‌گردد برای نخستین بار نام پارس در زبان آشوری بصورت پارسوا ذکر شده‌است. واژه پارسوا شکل قدیمی‌تر واژه پارس دانسته شده‌است. نخستین سند رسمی زبان فارسی باستان کتیبۀ بیستون در حوالی کرمانشاه است که به فرمان داریوش یکم نوشته شده‌است. داریوش که این کتیبه از زبان او نقل شده، زبان بکار رفته در آن را زبان آریایی معرفی می‌کند. به‌همین جهت این حقیقت وجود دارد که زبان مادی و فارسی باستان و نیز زبان‌های شرقی ایران همگی تحت نام آریایی بوده و گویش‌ها و لهجه‌هایی جداگانه در هر منطقه داشته‌اند. دوره آغاز تکلم به زبان فارسی باستان در میان پارسیان مشخص نیست اما از شواهد و قرائن زبان‌شناختی و مقایسه با زبان‌های اوستایی و سنسکریت که هم‌دوره زبان فارسی باستان هستند چنین به‌نظر می‌رسد که زبان فارسی باستان مدت‌ها پیش از دوره هخامنشیان نیز تکلم می‌شد و اشتباه‎‌های نگارشی و دستوری در کتیبه‌های متاخر دوره هخامنشی این حقیقت را القا می‌کند که فارسی باستان در دهه‌های پایانی حکومت مزبور احتمالا زبانی خاموش بوده‌است. زبان فارسی باستان یکی از معدود زبان‌های هندواروپایی دوره باستان است که در زمان رواجش مکتوب شده و اسناد مطالعه زبانی برای امروز بجای گذاشته و از این‌رو در بسیاری از پژوهش‌های زبان‌شناختی به‌عنوان ثابت بکار می‌رود. زبان فارسی میانه یا پهلوی ساسانی که زبان رسمی ایران در دورۀ ساسانی بوده از فارسی باستان منشعب شده‌است. زبان فارسی و سایر زبان های ایرانی که از زیرمجموعه‌های زبان پهلوی ساسانی هستند همگی از فارسی باستان ریشه گرفته‌اند.

کتیبه‌های سده چهارم پیش از میلاد در دوره هخامنشی که به اردشیر دوم و اردشیر سوم هخامنشی مربوط می‌شود ضمن داشتن اشکالات و تفاوت‌های فاحش با زبان فارسی بکار رفته در کتیبه‌های قدیمی تر مانند بیستون، خبر از انقلاب و دگرگونی زبان فارسی در آن دوره را می‌دهد که گاهی به فارسی پیشامیانه یا فارسی باستان متاخر موسوم شده‌است. زبان فارسی باستان در این دوره به فارسی میانه تبدیل شد که آن زبان نیز بعدها فارسی نو را پدید آورد. پروفسور ژیلبر لازار زبان ‌شناس مشهور اهل فرانسه در این مورد اینچنین گفته‌است:

 

زبانی که امروزه به ‌نام فارسی نو می‌شناسیم و در دوران نخستین اسلامی به پارسی دری شهره بود را می‌توان به عنوان دنباله زبان فارسی میانه، که زبان رسمی، دینی و ادبی ایران ساسانی بود طبقه‌بندی کرد که خود این زبان اخیر نیز بازمانده زبان فارسی باستان، زبان دربار هخامنشیان بوده‌است. برخلاف سایر گویش‌ها و زبان‌های باستانی و جدید آریایی مانند اوستایی، پارتی، سغدی، کردی، پشتو و غیره، زبان فارسی نو بدنبال فارسی میانه در نمودار درختی زبان‌های آریایی در امتداد یکدیگر قرار می‌گیرند...

 

آثار به‌جا مانده از این زبان به خط میخی هخامنشی است که از قرن ششم تا قرن چهارم پیش از میلاد نگارش یافته اند. البته یک نمونه کتیبه هم در نقش رستم یافت شده‌است که به نظر می‌آید به زبان پارسی باستان است ولیکن به خط آرامی نوشته شده‌است و احتمال می‌رود که بعد از دورهٔ هخامنشی تحریر شده باشد. تنها چند واژه از آن تا کنون خوانده شده‌است.

 

 2 - زبان پارسی میانه (پهلوی):

 

زبان پارسی میانه یا زبان پهلوی نیای مستقیم زبان پارسی امروزی است. پهلوی به زبانهای رایج دوره‌های اشکانی و ساسانی اطلاق می‌شود و محدود به ایالات نبوده‌است. پهلوی یا پارسی میانه شکلی از زبان فارسی است که واسطهٔ مستقیم میان پارسی باستان و فارسی امروزی است. به عبارت دیگر فارسی امروزی شکل تحول‌یافته‌تر از خود زبان پارسی میانه‌است. پارسی میانه زبان ارتباطی مشترک در تمامی شاهنشاهی ساسانی، یکی از زبان های آریایی است که بنا به تعریف از اوایل دوران اشکانی تا صدر اسلام رواج می‌داشته‌است. خاستگاه این زبان که فرزند پارسی باستان به حساب می‌آید پارس بود. در دوران اشکانیان پارسی میانه زبانی محلی بود و از پهلوی اشکانی تأثیر زیادی پذیرفت تا اینکه در زمان ساسانیان زبان رسمی شاهنشاهی شد. کتیبه‌ها و اسناد ساسانیان و بسیاری از کتاب‌ها به این زبان نوشته می‌شد. با بر افتادن ساسانیان و تا چند سده پس از اسلام همچنان تولید اثر به این زبان ادامه داشت. گرچه عملاً زبانی نیم‌مرده به‌شمار می‌آمد.

این زبان یا یکی از گویش ها یا زبان‌های بسیار نزدیک به آن، پس از تحول و آمیختگی با لهجه ها، گویش‌ها و زبان‌های خویشاوند نزدیک و همچنین واردشدن وام واژه ها، پارسی نو یا فارسی دری را به وجود آورده‌است. بنا بر این جای تعجب نیست که شباهت‌های فراوان چه از نظر واژگانی و چه از نظر دستوری میان این دو زبان وجود دارد. در واقع تحولی که از پارسی باستان تا پارسی میانه اتفاق افتاده‌است بسیار بزرگتر از تحولی‌است که از پارسی میانه تا پارسی نو رخ داده‌است.

 

 

 

3 - زبان پارسی نو (فارسی دری):

 

زبان فارسی نو یکی از زبان های ارزشمندِ جهان امروزی است که در کشورهای افغانستان، ایران، تاجیکستان و ازبکستان به آن سخن می گویند.

 

این زبانرا که به آن (پارسی، فارسی، پارسی دری، فارسی دری و دری) نیز می‌گویند در افغانستان به طور رسمی دری و در تاجیکستان تاجیکی می نامند.

در نگارش‌های رسمی دولتی افغانستان از زبان فارسی دری با نام زبان دری یاد می‌شود، ولی مردم در زبان گفتاری، زبان خود را با نام فارسی می‌شناسند.

اگرچه برخی فارسی رایج در افغانستان را زبانی مستقل و با نام دری جدای از زبان فارسی می‌دانند اما تفاوت این گویش با گویش فارسی ایرانی در حدی نیست که بتوان آن دو را دو زبان جداگانه دانست. به هر حال فارسی دری افغانستان را می‌توان به عنوان یکی از مهمترین گویش ‌های زبان فارسی دری شمرد.

در افغانستان زبانِ نخستِ بیش از 20 میلیون تن فارسی است. همچنان فارسی زبانِ نخستِ 40 میلیون تن در ایران، 5 میلیون تن در تاجیکستان، و حدود 7 میلیون تن در ازبکستان است. زبان فارسی گویش‌ورانی در هند و پاکستان نیز دارد.با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویش وران سایر زبان‌ها بدان به عنوان زبان دوم، روی هم‌رفته می‌توان شمار فارسی‌گویان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن برآورد کرد.

آری نام پارسی دری در ابتدایی‌ترین برهه‌های تاریخی به زبان ادبی پارسی نو داده می‌شده و کاربرد آن از سدۀ دهم میلادی به بعد بطور گسترده در نوشته‌های عربی (همچون استخری، ص. ۳۱۴؛مقدسی، ص. ۳۳۵؛ ابن حوقل، ص. ۴۹۰) و متون فارسی تصدیق شده‌است.

زبان فارسی درباری یا دری همانطور که از نامش بر می آید بیشتر در دربار پادشاهان ساسانی بکار می رفت. مطابق با گفته ابن مقفع،در اواخر عصر ساسانی، دو شاخه از زبان فارسی در میان مردم کاربرد داشت که به آنها به اختصار پارسی (پهلوی) و دری « پارسی درباری » می گفتند. زبان پهلوی (پارسی میانه) بیشتر در میان موبدان، دانشمندان و مردم فارس کاربرد داشت و دری را مردم شهرهای مداین و در دربار پادشاهان ساسانی بکار می بردند. با اینحال تردیدی نیست که کماکان زبان رسمی و اجرایی ساسانیان، پارسی میانه یا همان پهلوی بود.

زبان فارسی دری علاوه بر دربار پادشاهان ساسانی در بخشهای شرقی این امپراطوری (خراسان) هم رواج داشت. پس از اسلام در اثر نفوذ خاندانهای خراسانی در بخشهای شرقی ایران باستان و تشکیل دولتهای محلی، فارسی دری در دیگر بخشها هم نفوذ کرد و کاربرد وسیع تری یافت. در زبان فارسی از هر دو عنوان فارسی و دری و گاه فارسی دری برای زبان فارسی امروزی استفاده می کنند. در ادبیات فارسی هم لغت فارسی و دری را به یک معنا بکار می برند. برای نمونه به بیتی از خواجۀ شیراز توجه فرمایید:

ز شعر دلکشِ حافظ کسی بود آگاه --- که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

حکیم ابوالقاسم فردوسی میگوید:

بسی رنج بردم در این سال سی --- عجم زنده کردم بدین پارسی

نکتۀ آخر اینکه زبانِ امروز کشور های افغانستان، ایران و تاجیکستان با اندک تفاوتی در گویش، یکی است و آن هم جز « دُر دری » یا « قندِ پارسی »، زبانِ دیگری نمی تواند باشد. آری سیاست های شووینیستی و مرز های جغرافیایی موجود هرگز نمی تواند جدایی فرهنگی، ادبی و زبانی باشندگانِ این سرزمین ها را بُنیان نهد. این حقیقت در سرودۀ زیبایی از شاعر فرهیختۀ کشور همزبان و همسایۀ ما تاجیکستان (آقای ذبیح الله تاجیکستانی) که خطاب به اشخاصی همچون برادر گرامی آقای نجیب سخی سروده اند، به وضوح بازتاب یافته است.

ای برادر تاجیکستان هم خراسانِ تو است

گرخراسان تن بود این پـارۀ جان تواست
دربخارا وسـمرقنـد وخجند و وخش وچاچ
 ریشۀ فرهـنگ اجـداد درخشانِ تـو اسـت

 کابل و بلخ وهرات و گنجه ومـرووحصـار

هـمچوشیرازوسپاهان است، ایـرانِ تـواست

مرز و بوم آریانا مرز و بـوم حکمت است

 گر فرو پاشیده است خاک پریشانِ تـواست

 ذره ذره خــاک اورا جـمع مـی بـایـد نمود

قطره قطره آب پاکش اشک چشمانِ تواست
رستمی باید که بـاشد حافظ نامـوس ونـنگ
 ورنه داغِ بی وفایی نقش دامانِ تواست

 

در پایان قطعه شعری از خودم را که در ارتباط با زبانِ وزین پارسی سروده ام، تقدیم دوستدارانِ این زبانِ گران سنگ می نمایم:

 

 

 

 دُر ثمین

 

 

نباشـد زبانـی چنیـن، پـارســی !

به دنیا چـو دُر ثمیـن « پارسی »

چو دیگــر زبانهـای این سرزمین

تـو باشـی بلنـد و وزیـن، پارسی

به انگشتــر شعــر و نـثــر زمـان

تـویـی پـُر صـلابـت نگین پارسی

نــموده ز روی حســد، بـنـگــرم

بـه راهِ تـو دشمـن کمیــن، پارسی

ولیـکــن نـبـاشـــد تـرا هیـچ بـاک

چو هستی تو حبلِ متیــن، پارسی

تـو باشـی هـمان مشعـلِ تـابـنـاک

که هستی و بودی چنین، پارسی

شـب و روز در راهِ خدمـت تــرا

همـه پُـر تلاش و امیـن، پـارسی

مــرام همـه، حفظ شأن تـو است

ازیـن رو نباشم غـمین، پـارسی

بـرای بیانِ مــرامش « فـروغ »

به تو وامدار و رهین، پارسی !

 

با عرض ادب

مهندس شاه امیر فروغ

 

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
نوشتن نظر
Your Contact Details:
 
Comment:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
Security کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

آرشـیف مطالب خــــاوران


آرشیف مطالب خاوران
آرشیف مطـــالب خــــاوران

TOLO NEWS 24.05

FARAAKHABAR 23.05

KANKAASH 21.05

GOFTMAAN 24.05

تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ


پروفیســور رســـول رهیــن
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن

تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...


تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای صلـــح وثبـــات
تجـــزیه بهتــرین گـــزینـــه
بــرای صلــــــح وثُبــــــــات
Comments 425

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 87 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.