Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

ناســزاهــا، دشــنامها، تهمت هــا و بهتـــانها به نشــانی این قــلم؟ PDF پرینت ایمیل
پیامها و گزارشات - نامــه هــای رســیده
نوشته شده توسط عید محمد عزیزپور   
سه شنبه ، 27 دی 1390 ، 15:30

عید محمد عزیزپورنه هـــر آدمی زاده از دد به است
کــه دد ز آدمی زادۀ بد به اســت
به است از دد انسان صاحب خرد
نه انسان که در مردم افتد چو دد

رشد و پیشرفت فناوری و رسانه های گروهی از جمله رسانه های انترنت، شبکه های اجتماعی در روزگار ما امکانها و فرصتهای خوبی را برای تبادله معلومات، آگهیها، اطلاعات و خبرها در همه عرصه های زندگی اجتماعی آماده نمود ه است.

از سوی دیگر وجود این امکانها و فرصتها برای اشخاص بی خاصیت، بیشخصیت، کینه ورز و استفاده جو شرایط مناسبی را مهیا ساخته است تا برای بیرون دادن عقده و فرونشاندن کینه خویش ازین فرصتهای استفاده کنند و بر ضد کسانیکه به میل و آرزوی شان برابر نیستند، مطابق به منافع شان عمل نمیکنند، تبلیغ بد و دروغبافی کنند.

اشخاص که با دروغ و تهمت و افترأ به حیثیت و آبروی انسانهای دیگر میتازند، اصلن به آبروی و حیثت خویش نیز ارزشی قایل نیستند. ازین جمله اند چند کس بنام های عزیزالله ناغوری، احمد ناغور و غیاث ناغوری که مطالب دور از عفت قلم، ناسزاها و دشنامها، تهمتها و بهتانهای دروغین و بی اساس به عنوانی من نوشته اند.

این قلم به مشکل این نامها را با تخلص غوری تصور میکنم، زیرا میترسم که آنانیکه گفته های اینان را بخوانند، فکر خواهند کرد که تمام غوریهای به این یاوه گویها و ژاژخواییها آغشته اند.

آنچه که اینان نوشته اند، بیان کنندۀ هویت و سرشت خود شان است نه کسی دیگری. اینان نه تنها روشنفکران و تحصیل کرده گان مهم مردم تایمنی دولتیار ولایت غور را بدون هیچ دلیل و برهان درست به القاب خاین، جنایتکار، آدمکش و غیره نام گذاشته اند بلکه شخصیتهای بسیار نامدار کشور مارا از جمله شهید احمدشاه مسعود و شهید مزاری را نیز در فیسبوک خویش به القاب خایین، جنایتکار، آدمکش و غیره نامیده اند.

من با آنان میگویم که اگر یارایی شنیدن سخن راست و توان گفتن سخن منطقی را دارید و اگر مشکلی با من دارید، انسانوار بر اساس سخن و منطق با من صحبت کنید، نه از طریق یاوه گوی، ژاژخوایی، تهمتبندی بی اساس در شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و غیره که هر کس و ناکس هرآنچه بخواهد، میتواند بنویسد.

 

اما میرسیم به اصل موضوع

اصلن قلم از تکرار دشنامها و ناسزاهای این ناغوریها عاجز است، زیرا عفت قلم از هر آنچه که اینان نوشته اند میشرمد. آنچه درین نوشته، رونوشت شده است، فقط اندکی از دشنامها و ناسزاهای است که این افراد بی شخصیت به آدرس شخصیتهای مهم مردم تایمنی دولتیار نوشته اند. من میدانم که این افراد کیها اند.

یک- «... معاون احمد یکی از ۷ ثوری ها، فعلا سناتور... در حکومت، در حکومت جهادی ها».

نخست اینکه ای دوستان سناتور شدن و یا وکیل شدن در شرایط امروزی در افغانستان کار ساده نیست. امروز بسیاریها با صرف پول و تقلب فراوان، باز هم، به این کرسی راه نیافته اند. آنهایکه پول ندارند باید پشتیبانی نیرومند قومی داشته باشند. طوریکه میدانید افراد دوران دولت پیش از مجاهدان 99 درصد شان پول ندارند، زیرا پول بادآوردۀ عرب و غرب را آنها نگرفته اند.

اگر کسی درین شرایط سابقۀ جهادی نداشته باشد و پول هم نداشته باشد، و بازهم ازآن بدتر، در حکومت دوران پیش از مجاهدان کار کرده باشد و مهر و تاپۀ خلقی و یا پرچمی بودن به شانه اش گذاشته شده باشد، هرگز بدون پشتیبانی مردم به وکالت یا به سناتوری نمیرسد.

احمد را که شما قاتل مردم میگویید به پشتبانی مردم به این سمت رسیده است، ورنه او نه پول دارد و نه هم سابقۀ جهادی. او فقط از برکت آرای مردم به سناتوری رسیده است. شما به این یاوه گویی نمیتوانید کاری کنید. همین امر در مورد عطامحمد نیز صادق است. او کسی است که پایۀ مردمی دارد و این از آفتاب هم عیان تر است. سخنان یاوه و بیهوده تاثیر به شخصیت آنها نخواهد داشت.

اما از اینان باید بپرسیم که شما بجز از بچه خالگی به جناب کرزی، دیگر چه دارید؟ بچه خالگی به جناب کرزی نمیتواند افتخار باشد.

نوشته های شما در انترنت، به بهترین وجه از سرشت شما و ماهیت ژاژخوایی شما حکایت میکند. هرکسی که با شخصیت شما ناآشنا باشد، با خواندن این نوشته شما را میشناسد. اما ما غوریها شما را بدون این نوشته نیز خوب میشناسم که شما کیها هستید.

این قلم بدستان از جمله دربارۀ مردم تایمنی غور مینویسند:

«... اینان (تایمنیها) اصلآ مربوط قوم عبدلعلی مزاری جلاد می باشند.غور هیچ ربطی به این کثافت ها ندارد.... جد بزرگ شان (چنگیز خونخوار) میدانند که سبب از بین رفتن تمدن بزرگ غوری ها شده ؟.... ».

باید بگویم که قوم عبدلعلی مزاری را که شما او را جلاد مینامید، هیچ ربطی به دولتیار و مردم تایمنی دولتیار ندارد. عبدالعلی مزاری یکی از شخصیتهای بازر و برجستۀ تاریخ معاصر افغانستان است. شما نیش زهرآلود بغض و کین خویش را نباید متوجه شهید مزاری کنید. اگر امروز مردم تایمنی دولتیار به سر زمین نیاکان خود زندگی میکنند و اگر شما ملک و دارایی آنان را بلعیده نمیتوانید، هیچ ربطی به قوم عبدلعلی مزاری ندارد. طرف دعوای شما، تایمنیهای دولتیار هستند.

بازهم این قلم بدستان مینویسند:

«عیدی،عطا،و احمد...در اریکه قدرت تکیه زده اند».

ای یار! ای یاوه سرا! ای ژاژخا! از کدام قدرت دولتی سخن میگویی.

عید محمد عزیزپور که من هستم به هالند زندگی میکنم که هیچ علاقه یی به کدام مقام دولتی در دولت سراپا فاسد آقای کرزی ندارم. عطامحمد خان هم در میان مردم خویش است و هیچ مقام دولتی ندارد. چرا دروغ شاخدار میگویید؟

این وابستگان شماها هستند که به اریکه قدرت تکیه زده اند و از دارای بیت المال برای خویش سؤ استفاده میکنند. اگر شما تابع قانون و مقررات هستید، چرا همواره با استفاده از امکانات دولتی از آمدن هیأت ها از کابل به دولتیار، برای حل و فصل حقوقی مشکل دولتیار جلوگیری میکنید؟ شما از قانون و حق میترسید؟ اگر نمیترسید چرا مانع حل حقوقی مسأله میشوید؟

بازهم این قلم بدستان، بدون اینکه کمترین شناختی از من داشته باشند، مینوسیند.

عیدی که حال عزیزپور تخلص میکند مکتب را بیشتر از صنف ۷ نخوانده و ناکام و روی سیاه گشت. با به وجود آمدن تحول شوم ۷ ثور،... توسط یک بورس خیراتی به کشور شوراها رفت، در آنجا از نمرات مفت و رایگان دوستی افغان شوروی استفاده نمود.....

من نمبدانم این افتراها و چرندیات برای چه است. البته این نوشته دور از واقعیت بوده و دروغ محظ است که گویا من بیشتر از صنف ۷ نخوانده ام و ناکام مانده ام یا اینکه توسط یک بورس خیراتی به کشور شوراها رفته ام، یا در آنجا از نمرات مفت و رایگان استفاده نموده ام.

باید گفت که نباید بخاطر منافع مادی و فرونشاندن بغض و کینۀ خویش به این ژاژخایی پرداخت و به دروغ و بهتان رو آورد. کسانیکه نوشته هایم را میخوانند، میدانند که نوشته هایم نوشته های کسی را نمی ماند که صنف 7 را نخوانده و ناکام مانده باشد. برای اینکه دروغهای شاخدار این آدم نماها فاش شود، مینویسم که بر خلاف دروغبافیهای این افراد، من از صنف اول به مکتب شروع نکرده ام که تا صنف هفتم را خوانده نتوانسته باشم.

من اصلن به زمستان سال 1356 با سپردن موفقانه تمام مضمونهای صنف پنجم شامل مکتب شدم. صنف ششم در حقیقت سال اول مکتبم در حمل سال 1357 خرشیدی بود.

در اولین امتحان زمان داود خان (ماه حمل 1357، آنوقت امتحانها ماهوار بود که سپس در تحول 7 ثور لغو شد) نمره هایم به تمام مضمونهای مکتب به اندازۀ عالی بود که معلم شریف خان، معلم مکتب دولتیار پارچۀ امتحانم را به صنف میگرداند و میگفت این کدام یکی ازین دو ملاهای نو شامل است که بالاترین نمره را گرفته است. چون خودم پیش از آن بصورت خصوصی نزد ملاها تا کتاب «هدایۀ شریف» درس خوانده بودم و به مکتب هنوز با پتوی ملای می آمدم. مرا ملا میگفتند.

این یک گواه آشکار بر دروغ پراگنی آنان به ارتباط من است. این تنها نبود. به همان سال در امتحانهای چهار و نیم ماهه بالاترین نمره را داشتم، تفاوت نمره هایم با نمره های اول نمرۀ صنف ما به حدی بالا بود که اول نمرۀ قبلی صنف ما دیگر توان رقابت را با من نداشت.

به صنف هفتم من اول نمرۀ صنف خود بودم که این وضع تا آخرین سال تحصیلی ام در افقانستان ادامه داشت که بر خلاف نوشتۀ این یاوه سرایان میباشد. در تمام سالها به هرجای که بودم به اثر زحمت و تلاش و استعداد خویش به صنفم اول نمره بوده ام. علاوه بر آن، صنفهای هشتم و نهم را امتحان سویه داده و به صنف دهم ارتقأ یافتم و باز هم به همان سال، اول نمرۀ صنفم بوده ام. بسیاری همصنفیانم هنوز هم زنده اند که میتوانند این داستان را بخوانند و به بهتان نویسان و افترا گران توهین و تفرین بنویسند. هنوزهم عده یی از استادانم زنده اند مانند استاد گلحضرت خان، استاد صمدخان، خالقدادخان و دیگران.

فرق من از بسیاری همصنفی هایم این بود که من نه تنها با مضمونهای دانشهای طبیعی مانند ریاضی، فزیک، هندسه، مثلثات و غیره استعداد خوب داشتم، بلکه با آموزش مضمونهای دانشهای اجتماعی مانند ادبیات، تاریخ، علوم دینی، جغرافیه و غیره از بهترین ها بودم. بنابرین نباید با یاوه گویی و دروغ پراگنی پرداخت.

این دروغگویان با گستاخی به چشم آدم می درآیند و میگویند که من صنف 7 را نخوانده و ناکام مانده ام. هدف شوم اینان بخوبی نمایان است و آن به جز از تخریب و افترا، نیت دیگری نمتوانند داشته باشند. تخریب، دروغ پردازی و بدنام کردن روشنفکران مردم تایمنی دولتیار هدف غایی اینان است.

بر خلاف نوشتۀ این ناغوریان من هیچوقت علاقه به بورسهای شوروی نداشتم. زیرا علاقه مند به خواندن طب بودم و آنهم در افغانستان. اما حوادث بعدی و اختلافهای با مقامهای غور مانع ازین کار شد. این یک داستانی درازی است که لازم به شرح نیست.

خلاصه اینکه من به علت ناجوانی مقامهای ولایت در آن زمان مجبور شدم پس از صنف 12 سال 1362 نمره های سه ساله ام را به کمک گلحضرت خان از لیسه سلطان علاوالدین غوری بگیرم و بدون هیچ سندی دیگری برای معرفی به کابل، و با قبول خطرهای زیاد، خود را به کابل برسانم. آنوقت من یقین کامل داشتم که اگر خود را با این نمرات به وزارت تحصیلات عالی برسانم، عریضۀ درخواستم برای شمول به تحصیلات عالی رد نخواهد شد. آنوقت چارۀ دیگری نبود. درکابل، شهاب الدین خان، یادش به خیر که بنده را در وزارت، درین زمینه کمک شایان نمود.

اگر مقامهای ولایت در آن زمان بنده را از حق تحصیل محروم نمیکردند، من امروز داکتر بودم و ممکن هیچگاه به خارج از کشور نمیکوچیدم. اما سرنوشت بنده را سرانجام به هالند کشاند.

در تمام دوران تحصیل خویش چه در افغانستان و چه در شوروی از بهترین شاگردان و دانشجویان بودم. همچنان در کشور شاهی هالند تحصلات عالی دارم، و به وظیفۀ خویش که دفاع و یاری رسانی به پناهجویان این کشور است، پابندم و به آن میبالم. به چهار زبان خارجی تسلط دارم.

از گذشتۀ سیاسی ام که عضو حزب دموکراتیک خلق افغانستان بوده و در راه آرمانهای آن حزب پابند بوده ام، پشیمان نیستم و تا حال به این نظرم که حزب دموکراتیک افغانستان، صرف نظر از اشتباهات که ملزومۀ هرکار و عملکرد است، یکی از بهترین و باوفادارترین حزب در میان حزبهای سیاسی کشور، در امر دفاع از منافع و مصالح مردم و کشور در برابر تجاوزهای بیگانگان (پاکستان، عربها، امریکا و شرکا) بود.

حوادث بعدی که تا کنون جریان دارد و پایانش ناپیداست بخوبی به این واقعیت مارا باورمند ساخته است.

با احترام

عید محمد عزیزپور

 

 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 100 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.