Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

«پـــری» شـــنیدن دارد، دیـــدن ندارد! PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط پرتو نادری   
چهارشنبه ، 14 بهمن 1394 ، 14:42

پرتو نادریگویند روزی و روزگاری، در سرزمین دوری، شاعری می زیست که شیفتۀ شعرهای «پری حصاری یا پری بخارایی»* بود. چنین بود که روزی کلچۀ سفر برکمر بست، پای در راه سفر گذاشت  و هی میدان و طی میدان روانه بخارا شد.
چون به شهر بخارا رسید، شامگاهان بود. از کسی سراغ خانۀ پری بخارایی را گرفت. گفتندش  خانۀ شاعر در آن گوشۀ شهر است. تا به پشت دروازۀ خانۀ دوست رسید، د‌ل‌اش می خواست چنان کبوتری به پرواز در آید و فراز بام دوست بنشیند، به گفتۀ اخوان:

لحظۀ دیداری نزدیک بود!  دروازۀ حویلی را کوبید چند بار و هربار با شدت بیشتری تا این که مردی سر از دروازه بیرون کرد. نه نیکو منظر؛ بل چهره یی داشت سیاه و پر آبله که به لانۀ زنبوران ماننده بود! تا قامت مرد در چارچوب دروازه پدیدار شد، چشم در چشم مسافر دوخت و با صدای آمیخته با خشم پرسید: چه کسی هستی  و چه گونه نا به هنگام این‌گونه در می کوبی!
مسافر گفت: از سرزمین‌ دوری آمده‌ام به دیدار پری بخارایی!


مرد هم‌چنان با صدای خشم آلود پرسید: بگو در این شام تاریک با پری چه کار داری؟ من خودم پری بخارایی هستم! مسافر خیره در چشمان پری نگاه کرد و سر فرو افگند و گفت: هیچ! شعرهایش را شنیده ام، آمده ام تا چشمی به دیدار او روشن سازم، شعری و سرودی از او بشنوم!
مسافر که چنین دید، برگشت و راه بازار پیش گرفت.  دیگرصدایی از پری نشنید  جز صدای بلند بسته شدن دروازه را. صدای درواز در کوچه پیچید و آخرین رشته های محبت مرد را از هم درید و دیگر نگاهی به پشت سر نیفگند.  خاموش و اندیشه‌ناک در کوچه‌های خلوت راه می رفت این بیت در ذهن‌اش تکرار می شد:
پری  چون روغن پاک بخارا
شنیدن دارد و دیدن ندارد


چه معلوم شاید این مرد این همه راه را برای آن آمده بود که می پنداشت پری بخارایی، بانو شاعری است به زیبایی ماه و شفافیت چشمۀ گوارایی درکوهستانی!
این روایت از آن آوردم که هنوز شماری و حتا آن‌هایی که به گونه‌یی دست اندرکار بررسی تاریخ شعر زنان پارسی دری اند، نام پری بخارایی را درفهرست بانو شاعران ردیف کرده اند! مانند آن است که نام خوش طنین پری بخارایی هنوز ما را افسون می کند که به بهانۀ شعرهایش راه دور درنوردیم و برویم و زیبایی اش را تماشا کنیم . در چشم هایش نگاه کنیم و اگر نگاهی کارگر افتاد خود الهامی خواهد بود برای یک تغزل مدرن!
در حالی که این پری حصاری یا پری بخارایی ملا رجب نام داشته است. خداوند شاهد است وقتی فهمیدم که او ملا رجب نام دارد. بلور پندارهای من نیز شکست! باز دلم برایش سوخت که یک نام چگونه توانسته است او را ازجمهوری هم جنسان اش بیرون راند. بسیار دیده‌ایم که نام او را درشمار بانو شاعران ردیف کرده اند. ملا رجب در شعر پری تخلص می کرده و از این جهت بیشتر تذکره نگاران به این اشتباه اندر شده اند که پری باید یک بانو باشد نه یک مرد.
زنده یاد صدر الدین عینی نویسنده و پژوهش‌گر تاجیکستان، در کتاب« نمونۀ ادبیات تاجیک» در پیوند به این ملا رجب، پری حصاری می نویسد :«  تاریخ وفاتش معلوم نشد؛ اما از تاریخ‌های که برای عمارت‌ها انشا کرده است تا سال 1270 هجری در حیات بودنش معلوم می شود.»  عینی با استفاده از یک مجموعۀ دست نویس چند غزل پری  را در کتاب  خود آورده ؛ اما در پیوند به آن مجموعۀ دست نویس اطلاعاتی ارائه نکرده است.


بریده باد ز دستم سر چهار انگشت
که دست می کشد از دامن نگار انگشت
اشارت آیینه دار هلال ابروی کی‌سست؟
به چشم من مژه گردید یک قطار انگشت
زدم به حلقۀ زلف تو بادا باد
کسی نبرده چو من در دهان مار انگشت
به رنج آمده انگشتری ز انگشتم
به چشم حرص ندارد کمی زخار انگشت
دگر چه دست دهد با وصال، گستاخی
« پری » چو شانه رساندم به زلف یار انگشت


از شعرهای آمده در این کتاب چنین برمی آید که پری در غزل سرایی خود گرایشی به غزل سرایی مکتب هند دارد.  
باورم ناید که امشب یار آید در برم
در برم آید ببینم تا بیاید باورم
ساغرم از عکس روی یار دارد موج می
موج می جوش تجلی می زند در ساغرم
پیکرم از زخم شمشیر تو  دارد آبرو
آبرو تا صبح محشر کم مبادا از پیکرم
دلبرم هرگز نمی آید به خوابم در بغل
در بغل آید به بیداری  زمستی دلبرم
گوهرم عالی است از گرد یتیمی در نظر
در نظر آیینۀ حسن معانی گوهرم
جوهرم عرض کمال خویش دارد در شکست
در شکست آیینۀ صد آبرو شد جوهرم
کمترم داند« پری» از ذره حسنش می سزد
می سزد گویم که من از کمتر او کمترم
*
تنها نه نگاه تو کند مشق رمیدن
چشم تو کشد سرمۀ عشاق ندیدن
بر چرخ رسانید هلال از رۀ تسلیم
از ابرو مشکین تو معراج خمیدن
شب، آیینۀ جلوۀ خورشید نگردد
از من چه خیال است، به وصل تو رسیدن
سود است در آیین وفا اهل وفا را
جان دادن و از لعل لبت بوسه خریدن
در خاک نشاند اگرت جای به چشم است
بر روی کسان بیهده چون اشک دویدن
در عشق نیاموخته ای از « پری » آموز
دیوانه‌گی و جیب شکیبایی دریدن
هان گونه که استاد صدرالدین عینی یاد آوری کرده است. بیت آخرین یا مقطع غزل دشواری وزنی دارد. عینی می پندارد که شاید واژۀ « نیاموخته ای» ، « نو آموخته ای » باشد که نسخه بردار آن را به اشتباه « نیاموخته ای» نوشته است. به همین گونه در مصراع دوم  در واژۀ « شکیبایی»  یای دوم از تقطیع بیرون است. به باور عینی هرچند پری در شعر هایش زبان ساده و روان دارد، با این حال در بعضی جاها از چنین اشتباهاتی بر کنار نمی ماند.
این غزل  پری را عینی از تذکرۀ تحفة الحباب نقل کرده است.


سه چیز کرده مهیا به قتلم آن بد خو
کرشمۀ تیغ و مژۀ ناوک و کمان ابرو
ترا که هست سه چیز از سه چیز نازک‌تر
دهان ز غنچه، لب از برگ گل، میان از مو
دل‌ام به وقت بهاران سه چیز می خواهد
کنار آب و می ناب و ساقی گل‌رو
به چشم وعارض و گیسو ، ربوده ای تو به سه چیز
سیاهی از شب و نور از مه و رم از آهو
محبت تو به دل، از سه چیز نزدیک است
به می ز نشئه، به چشم از نگه ، به گل از بو
سه چیز به چشم آشفته کرده ای ز سه چیز
بنفشه از خط و سنبل  ز زلف و گل از رو
« پری » دو چشم ترا با سه چیز می خواند
یکی مکار و دوم ساحرو سوم جادو


عینی می نویسد که: « گویند  که پری کریه البشره بود، فضلای بخارا که از حسن گفتار، طرز اشعارش طالب دیدار او شده بودند باری به بخارا خواندندش. پری در جواب این بیت را نوشته فرستاد:
پری چون روغن پاک بخارا
شنیدن دارد و دیدن ندارد


نمونۀ ادبیات تاجیک، 1385، ص 117- 118.
پری برای شماری از تذکره نگاران یک واژۀ فریبنده بوده  و همان گونه که گفته شد این امر سبب شده است، گاهی تذکرده نگاران، نام او را در شمار بانو شاعران آورند. در حالی که او حتا چهرۀ نیکو منظری هم نداشته است. پاسخی که پری برای بزرگان بخارا می نویسد که پری شیدن دارد و دیدن ندارد، این امر را برهان می آورد که نمی تواند به بخارا سفرکند، گونه‌یی رقت در انسان پدید می آید. پری خود را به روغن پاک بخارا همانند می کند. « روغن پاک » البته برای غیر بخاراییان نیز می تواند یک واژه فریبنده باشد؛ اما روغن پاک در بخارا به روغن گوسفندان مرده می گفتند که مردم آن روغن را برای بعضی از نیازمندی های خود، غیر از خوردن نگهداری می کردند. مثلاً برای چرب کردن کفش‌ها و چارق‌های شان، یا هم در زمستان برای چرب کردن ترفین، ترفی یا راش بیل خود  تا به آسانی برف بام‌های خود را پاک کنند. در بدخشان تا کنون چنین چیزی رواج دارد!


*- بر بنیاد یکی از گزارش‌های بی بی سی، حصار شهری است با تاریخ سه هزار ساله که در 25 کیلومتری غرب شهر دوشنبه موقعیت دارد. در همین گزارش به گفتۀ مسعود میرشاهی پژوهش‌گر ایرانی در ادبیات و باستان شناسی آمده است که بخشی از تمدن نواحی جنوب تاجیکستان به نام « فرهنگ حصار» معروف است که از هشت هزار سال پیش آغاز شده است. بدون تردید شهر حصار در درازای تاریخ فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشته است. چنان که در سدۀ نزدهم و اوایل سدۀ بیستم مرکز اداری بخارای شرقی بود. آن گاه که در 1920 عالم‌خان آخرین پادشاه بخارا از ارتش شوروی شکست یافت و به افغانستان فرار کرد، او در جریان این ماجرا هم‌راه با خانواده شش ماه را در قلعۀ حصار به سر برد. وقتی که شوری‌ها بخارا و مقاومت‌های مردمی آن را در هم کوبیدند بیشتر آثار تاریخی شهر باستانی حصار را تخریب کردند. هرچند شوری‌ها چنین کردارهای تخریب‌کارانه را این گونه توجیه می کردند که گویا با واژگونی جهان کهن می خواهند دنیای نوینی ایجاد کنند؛ اما در حقیقت می خواستند مردمان یک حوزۀ مهم تمدنی را با فرهنگ و تمدن شان بیگانه سازند. آنان را از هویت فرهنگی و تاریخی شان جدا سازند و هویت جعلی به آن ها بدهند.  بر بناید همین گزارش شوروی‌ها بناها، مدرسه‌ها، مسجدها ودیگر ساختمان‌های تاریخی و نمادهای تمدنی شهر باستانی حصار  را تخریب کردند و از خشت و سنگ آن در ساختمان شهر دوشنبه کار گرفتند.


شهر حصار در درازی تاریخ نام‌های گوناگونی مانند شومان، حصار شومان و حصار شادمان داشته است که امروزه  از این شهر باستانی دژی برجای مانده است، دو مدرسه و یک کاروان سرای. سخن آخر این که خبر پایه گذاری جمهوری تاجیکستان به سال 1324 در میدان مرکزی شهر حصار اعلام گردید.
این چند نکته از آن یاد آوری شد که زنده‌یاد صدرالدین عینی از پری به نام « پری حصاری » یاد کرده است، در حالی که که او بیشتر به نام پری بخارایی شهرت دارد. شاید این شهرت از این جا سرچشمه می گیرد که در روزگاری که پری می زیست، شهر حصار مرکز اداری بخارای شرقی بود و از این جهت او به نام پری بخارایی شهرت یافته است ورنه اگر او در شهر بخارا می زیست، آن‌گاه نیاز نبود تا دانش‌مندان بخارا از او دعوت کنند که جهت دیداری باری به بخارا سفرکند!


عقرب 1394
شهر کابل



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 101 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.