Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

آنانی را که ستایش کرده ام PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط رشاد وسا   
پنجشنبه ، 17 تیر 1395 ، 10:17

رشاد وساستودن وستا یش کردن درادبیات ودرجوامع بشری یک حقیقت ویک واقعیت انکارناپذیرست . فرد وسی رستم وسهراب را وهمینگ وی ماهیگیر پیروچریک های هسپانیا را ستوده اند ومولوی سنایی ، عطاروشمس تبریزی را ستوده است . بگذریم از چه گوارا وماند یلاوگاندی که  ستایشگران بیشمار داشته اند ودارند. ابوسعید ابوالخیربه حسن مودب گفته بود « حکایت نویس مباش.

چنان باش تا حکایت ترا بنویسند»‌ ویا اگربگوییم ستایشگرنباش چنان باش تا ترا ستایش کنند.اما شوربختانه آنانیکه ستایش میکنند بسیاربیشترند ازآنانیکه ستایش میشوند . بید ل درباره ستودن چنین گفته است
«امروز هیچکس نیست شایسته یی ستودن »    
« مضمون تهمتی چند برنا قصان چه بندیم»         
منظوربید ل درین بیت ستایش کردن شاهان وقدرتمندان است که با جهان بینی وی سازگاری نداشته است واما در جای دیگرگفته است
« جهان بزمیست نفرین وستایش نغمه یی سازش »    
«سرا پا گوش باید بود دنیا گفتگو دارد »
یک مقوله یی دیگرمی گوید که ستوده یی جاهلان مباش اما جاهلان فقط خودشا نرا ستایش میکنند.بگفته یی افلاطون چون جاهل با دا نش فاصله دارد نمیتواند دانایی را ارزیابی نماید .
مگربهترین ستا یش ، ستا یشیست که ازدل برخاسته باشد نه بخاطر سود بردن ویاچیزی را بدست آوردن.فکرمیکنم ستایش های من همه ازدل برخاسته اند . باوردارم  که درانتخاب خود به بیراهه نرفته ام. آنانیرا که ستایشکرده ام بسیار نیستند . آنها توانسته اند در لحظاتی اززندگانی تارهای روان مرا به صدا درآ ورند. هرگاه ما خوب را ازبد جدا نکنیم چگونه بسوی والا شدن رهسپارخواهیم شد . فکر میکنم با این ستایشنامه ها اندکی ازبارناتوانی های خویش کاسته ام واندکی از بیهودگی دورشده ام سیمین بهبهانی گفته است
« این چنارد یرسا ل آزرده ازبیهود گیست »
«آشیان مرغکان نغمه خوانش را کی برد»
برای غبار نوشته بودم     
«من کی باشم تابگویم وصف آن عالیجناب »
« من کف خاکم مگر توکهکشانی ای غبار»
«کاش یکروزی بمانم برسرراه توسر»
«ازمروت برسرمن پا بمانی ای غبار»
۲
آنانی که با کارنامه های مردم پسند وجهان پسند ازروز مره گی پا فراترمی نهند سزاوار ستایشند . این بزرگان ، پیکار جویان ورزم آوران نبرد حق وباطل بوده اند.غبار دربرابر استبداد قدبرافراشت وعمری وپیکار نمود . استاد خلیلی و احمد شاه مسعود سرداران جنگ میهنی بودند .شفیع عیارونجیب باروراز پیشتازان روزگار پیری ام میباشند .  ستایش ازبزرگان  یک کارمردم پسند است .ستایشگرباستایشنامه اش درین رویداد های اجتماعی وتاریخی اثر گذارمیباشد .ستایشنا مه یی او همنوایی وهمصدایی با آن بزرگا نست وشهادتیست برحقا نیت آن کارنامه ها.شهادتی که وزن وقافیه دارد وسرشارازاحساسست .
چهل سال داشتم که با همسر وفرزندان خوردسال از ترس ووحشتی که خلقی ها وپرچمی هاایجاد کرده بودند. بهشت میهن را پشت سرگذاشتم ورنج وعذاب غربت را بجان خریدم و درغربت  شنیدم جوانی ازدره یی پنچشیر برپا خاسته است وبا شوروی ها ونوکرانش میرزمد. روان مرده یی من به نفس کشیدن آغاز کرد و بگفته یی مولانا «مرده بدم زنده شد م گریه بدم خنده شدم» نخستین ستایشنامه یی خودرا برای احمد شاه مسعود این چریک نام آور میهن سرودم وبا این مرد بزرگ همصداوهم نواشدم . درهمین آوان استاد خلیلی ازا مریکا به پاکستان رفت وبا سرودن چکامه های سوزناک میهنی  لقب بزرگترین شاعرمیهنی را ازآن خود کرد.دومین ستایشنامه ام برای استاد خلیلی بود.سومین ستایشنامه ام برای زنده یاد میرغلام محمد غبار مبارزو مورخ شهیر کشوربود که سربازانه از جنایات  دولت نادری پرده برداشت و تاسختی های فراوان دست وپنچه داد.  درهمان سالها قصه هایی از سپوژمی زریاب را دربرگه یی آسمایی خوانده بودم که سخت بردل مینشست . ستایشنامه چهارمی برای او بود.حیف وصد حیف که دیریست ازین بانوی هنرمند چیزی نخوانده ام . شادمانم که اورا ستایش کرده ام. در سالیکه گذشت دوستایشنامه سرودم یکی برای نجیب باروربخاطرشعرهای حماسی بکرودلپذ یرش و بخاطر شهامت وشجاعتش وبخاطر دلبستگی اش به نام نامی خراسان وفرهنگ پربارخراسانی . نجیب بارور که جوانترین ستوده یی من میباشد باور دارم که تا روزگاران پیری همچنان بارورخواهد ماند. آخرین ستایشنامه را برای شفیع عیار که با کاردوامداروثمربخشش درزمینه یی روشنگری ونبرد بی امانش با دشمنان میهن وجواسیس آن ، دین فروشان وخاینین ملی خد مت فراموش ناشدنی انجام داد ودر روشن ساختن اذهان مردم وبیدارساختن مردم تلاشهای خستگی نا پذیرداشت ودارد. . مردییست که برای وحدت اقوام تلاش میکند. اوبرای من یک سردارآ گاه ودلیرود لسوزوطن است. آنچه که مرا می آزارد اینست که نوشته های ناچیزمن به هیچ صورت سزاوارشکوه وعظمت این  بزرگان نیست اما شادمانم که به پیشگاه این بزرگان  سرتعظیم فرود آورده ا م .  ستایش نامه یی برای زبان فارسی هم دارم که بگفته پروفیسوررسول رهین یکی ازبهترین ستایشنامه ها برای زبان فارسی است.از «استاد مین»  کاکای بزرگوارم نیز ستایش کرده ام.ستایشنامه یی برای زنده یاد «حیا» که ازدوستان «استاد مین » وپدرم« داکتررسول وسا» بود نیز سروده ام. یک روز که برای عطردلپذ یرنرگس های وطن دلتنگ شده بودم ستایشنا مه یی هم یرای نرگس سرودم .
«ای کاش بازبینم یارب لقای نرگس »
۳
«تا حال دل بگویم باری برای نرگس»
«چشمی که خونفشان بود گل زد زنامرادی»
«شد سینه داغدارداغ جفای نرگس »
« مانند پادشاهان برسر نهاده تاجی »
«سبزو سپید وزرد ست رنگ قبای نرگس»
«عمریست ازجمالش این دیده بی نصیبست»
«اشکست وآه ا فغان در ماجرای نرگس»
«اینجا هزارباغست گل نیز بی نهایت »
«صد باغ گل نگیرد در دیده جای نرگس »
« جشنست و شا د مانی عیشست وکامرانی»
«از ابتدای نرگس تا انتهای نرگس »
...........  
برای کابل هم غزلی دارم
« کی رود زیاد من کوی و برزن کابل»
«باز میگذارم من سربدا من کابل »
« مشکبیز باد او مشکخیز خاک او»
« میکشد مرا سویش سرو وسوسن کابل »
..............
در سرزمینی که من زیسته ام زنان و مردان سزاوارستایش بسیارند . نتوانسته ام برای همگان بنویسم . امیدست کوتاهی مرا ببخشایند .امید ست دوستان دیگراین مهم را بسررسانند.نخستین غزل من پنجاه سال پیش درستایش ازباده بود. شاعران زمان من از ترس دین فروشان شعری برای باده نسروده اند    خیام وحافظ  چنین ترسی  نداشتند.
« دوش ازشدت غم باده یی شبگیرزدم»
«باده یی تلخ شرارافگن بی پیرزدم»
« باده تلخست وحرامست و  چنینست و چنان»
۴
« دوش آنرا بخدا چون شکروشیرزدم»
«بادوپیمانه شکستم درزندان غمم»
«خنده بربندغم وکنده وزنجیرزدم»
«غم برفت ازدل دیوانه و صد شوررسید»
«مرحبا من دوهد ف را به یکی تیرزدم »
«ورنه ازتلخی غم وه که چها میدیدم »
« بنگر برمن شیدا که چه تدبیرزدم»
« ای خوشا مستی وشیدایی ودیوانه گری »
«که براربا ب ریا خنده یی تحقیر زدم»
............
در گذشته ها شاعران ازستایشهای خویش درهم و دیناری بدست می آوردند . درهم دینارمن شاد مانی   وآسایش خاط منست که ازین ستایشها بدست می آورم . خوشبختی بالا ترازین را نمی شناسم . با این ستایش نامه ها هستی من باهستی  آنها پیوند میخورد. با آنها دوست وخویشاوند وهمصدا میشوم  .ذره یی ازهستی شکوهمند آنان میشوم وبا آنان یکجا بسوی جاودانگی رهسپارمیشوم. و این یک گونه یی  از وحدت وجودست. من شاعرم و بگفته یی سنایی شعرمن باد رنگینست.                                
« باد رنگینست شعرو خاک رنگینست زر»
اما کار نامه های این بزرگان و پیکارجویان زندگی سازست ومن درین معامله زیان نکرده ام .
خلیلی گفته است.
« رشاد ای معنوی فرزند من تو»
«به نخل زندگی پیوند من تو»
به این سخن خلیلی بسیارارج  میگذارم.
درکشوری که بزرگان خویشرا کمترستایش میکنند شاید من ستایشگر کمنظیر باشم . شادمانم که برای سرداران ودلاوران سروده ام .شاد مانم که برای کوردلان وسیاه رویان نسروده ام. به گفته یی ناصر خسرو  
« من آنم که درپای خوکان نریزم»
«مرین قیمتی لفظ دردری را»
۵
برای این سرداران واین شهسواران بیت زیبایی ازبیدل را تقدیم میکنم وخاموشی می گزینم.
«پری رویان بگیرید اتلس گلدارداغ ازمن»
«که بعد ازمرگم این جنس گران نایاب میگردد»
رشاد وسا آلمان  ۱۵ ماه می                   


عیار عزیز
رشاد وسا

در میان کارزارآمدعیار                   درد مند وداغدارآمدعیار
چون« مجید »و«طا هر» و«مسعود» راد   سرفرازوآشکارآمدعیار  
بود میدان نبرد ما خموش                    پیشواوپیشدارآمدعیار
بود مارا روزگاران سیاه                      بعد چندین روزگار آمدعیار
گربزو آگاه وباگنج خرد                        رهبروآموزگارآمدعیار
همچومردانی که درشهنامه هاست        چون یلان نامدارآمدعیار
همچو رستم یا که چون سام سوار         چابک وتند وجرارآ مدعیار
رفت «محمودی» زمیدان نبرد              این زمان بعد از«غبار» آمدعیار
کرده دلهای هزاران را شکار               دل ربا ودل شکارآمدعیار
درمیان مردم مخمورشب                    سرخوش وشب زنده دارآمدعیار
درشب یلدای تاریک ستم                     چون «حسین » سربدارآمدعیار
بود مردم بیقرارازکجروی                 چون قراربی قرارآمدعیار
آتشی افروخت درکاخ ستم                  آتش افروزقهارآمدعیار
چون غریومست دریای شتل                 یابسان آبشارآمدعیار
چون ترنم های بلبل درچمن                 یا که چون گل دربهارآمدعیار
در قیاس دفتر شعروغزل                   شاه فرد آبدارآمدعیار
شعرمن شد جاودان بانام تو                   شعرمن آخربکارآمدعیار
شاعران درآرزوی بخشش اند                 شاعرتوغمگسارآمدعیار
غمگسسارازروزگارمملکت                  غمگسارازکاروبارآمدعیار
رهزنان درکشورت جا کرده اند           این گروه ازهرکنارآمدعیار
کشورتولانه دزدان شده                      خاین و دزد وغدارآمدعیار
این گروه رهزن ودزد وپلید                 ازهمه قوم و تبارآمدعیار
شعراگرناید بکاراین وطن                  زان نیکوترزهرمارآمدعیار
این چنین اشعاررا آتش بزن                  زین چنین اشعاعارآمدعیار
دربدربودبم وکم بخت واسیر                 تابسان شهریارآمدعیار
این خراسانی سخن دروصف تو           درجهان یک یادگارآمدعیار
ای خراسان شاد باش وشاد زی            درخراسان شاهوارآمدعیار
۲دسامبر ۲۰۱۵


روشنی بر نامها ....... ۱مجید کلکانی ...... ۲طاهربدخشی .......۳احمد شاه مسعود....... ۴ داکتر عبدالر حمن محمودی.....۵ میرغلام محمد غبار ......۶حسین ابن منصور حلاج
گربز..... یعنی دانا
شتل..... نام رود خانه است در گل بهار کوهستان که غریو مستا نه دارد.
یل....... پهلوان
آلمان ماه می ۲۰۱۶

 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در پنجشنبه ، 17 تیر 1395 ، 10:19
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 87 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.