Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

اژدهـــای یــخ‌زده و پایــان کــار مــارگیــر بغـــداد PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط پرتو نادری   
جمعه ، 23 مهر 1395 ، 12:10

پرتو نادریمولاناجلال‌الدین محمد بلخی در دفتر سوم مثنوی معنوی، روایتی دارد تمثیلی، از مرد مارگیری که اژدهای یخ زده‌یی را مرده پنداشته بود. این روایت با این بیت آغاز می شود:
یک حکایت بشنو از تاریخ گوی
تا بری زین راز سرپوشیده بوی
بوی بردن، همان درک کردن و فهمیدن است. بر بنیاد حکایت آن تاریخ‌گوی، مرد مارگیری در یکی از روزها زمستان به کوهستانی رفت به هوای شکار مار؛ اما در کوهستان به اژدهای یخ‌زده‌یی بر می خورد. مارگیر اژدها را مرده می پندارد و به این اندیشۀ خام اندر می شود که اژدها را با ریسمان‌ها ببندد و کشان کشان او را به شهر بغداد بیاورد  تا مردمان را ارادت بر او فزونی گیرد و چنین کرد.
او همی جستی یکی مار شگرف
گرد کوهستان و در ایام برف
اژدهای مرده دید آن‌جا عظیم
که دل‌ اش از شکل او شد پر زبیم
مارگیر اندر زمستان شدید
مار می جست اژدهای مرده دید (1)
مثنوی معنوی، به تصحیح و پیش‌گفتار عبدالکریم سروش، 1375، ص 377.
مولانا راوی خود را به نام « تاریخ‌گوی» معرفی می کند. از این جا می توان گفت که این روایت از ساخته‌ها و پرداخته ذهن مولانا نیست، بل در میان مردم چنان روایتی در مقام پند و اندرز و و شناخت هستی انسان جود داشته است. مولانا در این روایت به دنبال آن است تا آدمی با طرفیت‌هایی که دارد آشنا سازد. می گوید آنانی که به دنبال مار و اژدها اند، در حقیقت به دنبال نفس امارۀ خود روان اند و می خواهند این نفس را بیشتر از پیش توانمند سازند که در نهایت این اژدها پروری هلاکت آنان در پی دارد. کوه نماد انسان است و مار و اژدها نماد نفس امارۀ انسان.  مولانا جای دیگر در مثنوی می گوید:
مادر بت‌ها بت نفس شماست
زان که آن بت مار و این بت اژدهاست
مارگیران از آن مار می گیرند تا مردمان را شگفتی زده سازند. یعنی در پی ارضای نفس امارۀ خود اند. خود نیز از مارگیری خود، شگفتی زده می شوند. مولانا که انسان را کوه می داند، می گوید که همه چیز در کوه است و کوه از چیزهایی که دارد شگفتی زده نمی شود.  پس انسان چرا شگفتیی‌زده شود؟
مارگیر از بهر حیرانی خلق
مار گیرد اینت نادانی خلق
آدمی کوهی‌ست چون مفتون شود
کوه اندر مار حیران، چون شود
خویشتن نشناخت مسکین آدمی
از فزونی آمد و شد در کمی
خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت
همان‌جا، ص 377.
مولانا در این روایت تمثیلی یک رشته نتیجه‌گیری‌‌هایی عرفانی را ارائه می کند. روایت برای او هدف نیست؛ بلکه روایت وسیله‌یی تا نتیجه گری‌ها و بینش‌های عرفانی خود را بیان کند. روایت برای او مانند یک پیمانه است که چیزی را به وسیلۀ آن  به جایی انتقال می دهند، چون آن چیز را گرفتند، پیمانه را بر می گردانند.
ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندر وی مثال دانه است
او زمانی که انسان چنان کوهی میداند، به این مفهوم است که همه چیز در کوه است، همان گونه که انسان هرچیزی را که بخواهد در خود دارد؛ زمانی که نسبت به چیزی دنیای شگفتی زده می شود ، در حقیت از آن بزرگی و عظمت خود بیرون شده و  از  آن هستی کل به سوی کمی و کاستی گام گذاشته است.
البته غیر از مثنوی یک چین روایتی در آثار دیگری نیز وجود داشته است، چنان که: « همانند این قصه را در افسانه‌های ازوپ می یابیم؛ و نیز در مرزبان‌نامه قصۀ برزگری را می خوانیم که در دامن با ماری دوست می شود و در یک روز زمستانی مار را یخ‌زده و بی‌جان می یابد. ماریخ‌زده را در توبرۀ خویش می گذارد تا گرمی نفس خر او را به حال آورد. مار هنگامی که به حال می آید خر بزرگر را نیش می زند و می کشد و خود به سوراخ می گریزد. در این‌جا مار یخ‌زده نفس آدمی است که اگر قدرت بیابد، دشمن خطرناک است.»
مثنوی معنوی مولاناجلال‌الدین محمد بلخی، مقدمه تصحیح، تعلیقات و  فهرست‌ها از داکتر محمد استعلامی،چاپ مهارت، ج سوم، 1397، ص 268-269

مولانا در ادامۀ این حکایت می گوید:
مارگیر آن اژدها را بر گرفت
سوی بغداد آمد از بهر شگفت
اژدهایی چون ستون خانه‌ای
می کشیدش از پی دانگانه‌ای
کاژدهای مرده ای آورده‌ام
در شکارش من جگرها خورده‌ام
همان‌جا، ص 377.
مار گیر دو هدف دارد، نخست در هوای آن است که منیت او ارضا شود، مردم بر او  تخسین بفرستند که آزدهایی از پای انداخته است. دو دیگر این که به هوایی چند دانگ یا پول است که این همه گزافه می بافد. دنگانه ای به معنای چند دانگ یا پول است؛ اما بی خبر از این که اژدها زنده است و این برف و سرمای روزگار است که او را در کوهستان کرخت ساخته است.
او همی مرده گمان بردش ولیک
زنده بود و او ندیدش نیک نیک
او زسرماها و برف افسرده بود
زنده بود و شکل مرده می‌نمود
عالم افسردست و نام او جماد
جامد افسرده بود ای اوستاد
باش تا خورشید حشر آید عیان
تا ببینی جنبشی جسم جهان

همان‌جا، ص 377.
اساساً در جهان‌نگر عارفانۀ مولانا جهان جماد نیز زنده است، چون با آن هستی مطلق پیوند دارند و تنها آنانی به این امر باور ی توانند باورمند باشند که حس درون داشته باشند، نه حس ظاهر بین که درجهان که درجهان کوچک جمادها محدود می ماند. چنین است که مار‌گیر این اژدهاکرخت را مرده می انگاشته بود و می پنداشت که دنیای جماد دینای مرده‌گان است،
از این نتیجه‌گیری‌ها که بگذریم، مارگیر آن اژدهای کرخت را با ریسمان‌ها بسته و کش‌کشان به شهر بغداد می آورد. در شهر هنگامه‌یی برپا می شود که مارگیری نه مار که اژدهایی شکار کرده است. مردمان پراکنده، مرد و زن از همه سوگرد آمدند. مارگیر برای آن که اشتیاق بیشتر مردم به تماشای اژدها برانگیزد ، آن را در زیر گلیم‌ها و پرده‌های بزرگی پنهان کرده بود.
تا به بغداد آمد آن هنگامه‌جو
تا نهد هنگامه‌یی برچارسو
بر لب شط مرد هنگامه نهاد
غلغله در شهر بغداد اوفتاد
مارگیری اژدها آورده است
بوالعجب نادر شکاری کرده است
جمع آمد صدهزاران خام ریش
صید او گشته، چو او از ابلهیش
همان‌جا، 378.
مردمان چنان به دور ازدها و مارگیر، گرد می آیند که به گفتۀ مردم جای سروزن انداختن در میان شان نبود.
جمع آمد صدهزاران ژاژ خا
حلقه کرده پشت‌پا بر پشت‌پا
مرد را از زن خبر نه، ز ازدخام
رفته درهم چون قیامت خاص و عام
همان‌جا، 378.
خورشید داغ بغداد بر اژدها می تابد، سرما ویخ‌بندان از اندام‌اش دور می شود، جنبیدن می گیرد و جنبش اژدها شور دیگری در می کردم بر می انگیزد؛ اما ازدها کار را می کند. ریسمان‌ها را می درد و در نخستین هجوم مارگیر ژازخا را فرو می بلعد و انبوده خام ریشان گرد آمده خونین و خون‌سار می سازد و زنده‌گی را در شهر برهم می زند.
آفتاب گرم‌سیرش گرم کرد
رفت از اعضای او اخلاط سرد
مرده بود و زنده گشت او از شگفت
اژدها برخویش جنبیدن گرفت
خلق را از جنبش آن مرده مار
گشت‌شان آن یک تحیر صدهزار
می شکست او بند و  زآن بانگ بلند
هرطرف ی رفت چاقاچاق بند
بندها بگسست و بیرون شد ز زیر
اژدهای زشت غران هم‌چو شیر
در هزیمت بس خلایق کشته شد
از فتاده و گشته‌گان صد پشته شد
مارگیر از ترس برجا خشک گشت
که: چه آوردم من از کهسار و دشت
گرگ را بیدار کرد آن کور میش
رفت نادان سوی عزرائیل خویش
اژدها یک لقمه کرد آن گیچ را
سهل باشد خون‌خوری حَجّاج را
همان‌جا، 379.
نتیجه‌گیری نهایی نیز همان است که گفته شد. مولانا هشدار می دهد که اژدها در تست و اژدها نفس تست، بگذار همین گونه یخ‌زده و خفته بماند. او را به زیر خورشید شهوت و غرایز بهیمی خود مکش که دمار از روزگارت می کشد.
نفس‌ات اژدرهاست او کی مرده است
از غم و بی التی افسرده است
گر بیابد آلت فرعون، او
که به امر او همی رفت آب جو
همان‌جا، 379.
پس با این اژدها چه باید کرد؟ مولانا می گوید، بگذار  هم‌چنان در میان برف‌های کوستان در انزوای خود یخ‌زده بماند!
اژدها را دار در برف فراق
هین! مکش او را به خورشید عراق
تا فسرده می بود، آن اژدهات
لقمۀ اویی چو او یابد نجات
مات کن او را و  آمِن شو زمات
رحم کم کن، نیست او ز اهل صِلات
همان‌جا، 379.
این پرسش بسیار وجود دارد که مولانا برای انسان امروز چه پیامی دارد؟ تا جایی که من می پندام عرفان مولانا عرفان انسان‌محور و پویا است. انسان را به آزادی فرا می خواند، در نخستین گام آزدی از نیروهای شیطانی درونی که همیشه تلاش دارد تا انسان را به دنبال خود بکشد تا آزادی انسان را در اختیار داشته باشد. او عشق را اصطرلاب اسرار خدا می‌داند، « عشق اصطرلاب اسرا خداست». عشق است که انسان را به خدا می رساند نه عبادت‌های آزمندانه در هوای رسیدن به بهشت، حور و غلمان.
این اژدهای یخ‌زده را می توان غیر از نفس اماره، نماد چیز‌های دیگری نیز خواند. می تواند یک دشمن شکست خورده باشد که دیگر امکانات و افزار مقابله را ندارد، اما چشم به راه یک فرصت است تا آن افزار و نیروی مقابله را پیدا کند. پس کرختی دشمن نمی تواند به مفهوم مرگ او باشد!
چون امکانات و افزار را برایش فراهم  شود، به اژدهای آفتاب خورده‌‌ای بغداد بدل می شود که در نخستین  مارگیری می بلعد که او از کوهستان یخ‌زده به زیر آفتاب داغ بغداد آورده است.


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 242 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.