Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

با شـــاعــری در آبــی ایــوان فلــــق PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط پرتو نادری   
چهارشنبه ، 31 تیر 1394 ، 13:50

پرتو نادری
این كدامین صخره است
وین كدامین دریا
كاین چنین نام ترا می‌خواند
وین كدامین نفس سبز نسیم
كاین چنین روح تو در آن جاری است!

علی حیدر لهیب با چنین شعرهایی آغاز می شود. با سروده‌های پیش از فاجعۀ ثور1357. سروده‌های که گاه‌گاهی در دوران جمهوری داودخان در مجلۀ فرهنگی – ادبی عرفان مجال نشر می یافتند. تا کودتا پیروز شد، کودتاچیان درمیان خود و مردم خط سرخی کشیدند و فریاد بر زدند: آنانی که با ما نیستند با دشمن ماهستند! این همان دسته بندی انسان‌ها بر بنیاد معیارهای تنگ و تعصب آلود ایدیولوژیک بود.

در حالی که مفهوم انسان، بزرگی و معنویت آن گسترده‌تر از آن است که بتوان آن را در چارچوب ایدیولوژی‌ها زندانی ساخت. بدبختی افغانستان در چند دهۀ گذشته نیز ازهمین نقطه بر می خیزد که گروه‌های وابسته به ایدیولوژی‌ها این چنینی یا آن چنانی، حقیقت را تنها و تنها در منظرگاه‌های ایدیولوژیک خود باور داشتند و بیرون از دایرۀ ایدیولوژی خویش حقیقتی را نمی دیدند و یاهم نمی توانستند ببیند. با دریغ که تاهنوز گروه‌های در این برهوت سوزان سرگردان اند جز خود دیگر به زمین و آسمان نفرین می فرستند!
کودتای خونین و ایدیولوژیک ثور نیز روی چنین خطی استوار بود. چنین بود که در نخستین گام‌ چنان اژدهایی دسته دسته  دیگر اندیشان و آگاهان جامعه را به کام خود فرو برد. علی حیدر لهیب نیز با چنین سرنوشتی گرفتار آمد و جانیان امین- ترکی  بردندش به باستیل پل‌چرخی که دیگرهیچ‌گاهی برنگشت وچشم‌های منتظر خانواده دیگر قامت بلند او را در چارچوب دروازۀ خانه ندیدند. با این حال به تعبیرخودش هنوز نامش  در زمزمۀ دریاها و ترانۀ نسیم بامدادی جاری است. انسان را می شود از نظر فزیکی نابود کرد؛ اما هستی انسان تنها در فزیک او نیست، هستی انسان در معنویت اوست و معنویت انسان را نمی توان نابودکرد. راز پاینده‌گی انسان در پاینده‌گی و جاودانه‌گی معنویت اوست.
آشنایی من با لهیب در پیوند به شعر وشاعری او به مجلۀ عرفان می رسد که  به وسیلۀ وزارت معارف افغانستان به نشر می رسید. نخستین شعری که از لهیب در آن مجله خواندم، شعری بود بلند، نمادین با محتوای سیاسی – اجتماعی و آمیخته با پرخاش روشن‌فکرانه، سروده شده در 1352 خورشیدی زیر نام سالار سرشکسته یا چیزی شبیه این، که با این سطرها آغاز می شد:
همیشه زورق آوای گامی روی شط بی‌کران شب شتابان است
و در پاییز تلخ لحظه‌ها در باغ
نگاهی چشم در راه گیاهان
خواب سبز رنگ‌های رفته می بیند
به یاد پیش‌واز رهنوردی کزغبار قرن‌های دور
به میلاد سپید صبح می آید
و گرد تیرۀ شب را
به آب روشن خورشید می شوید

گیاهانی که چشم در راه اند می توانند  نماد مردمانی باشند که همیشه چشم در راه عدالت بوده اند. چشم در راه کسی بوده اند که از میان سده‌های غبارآلود بیرون می آید و آب روشن خورشید را با خود می آورد تا گرد تاریکی را که می تواند نشانۀ بدبختی‌های اجتماعی باشد با آن بشوید. شستن تاریکی  یعنی پس زدن شب. شب که پس زده می شود خورشید طلوع می کند. حال این رهنوردی که از آن سوی سده‌‌های غبار آلود می آید، می تواند نماد همان آرمان همیشه‌گی انسان‌ها باشد که پیوسته خواسته اند تا در زیر چتر روشن داد و دادگری زنده‌گی کنند. شاید آرمان سیاسی شاعر است که فکر می کند که این آرمان می تواند مردامان را به باغ‌های همیشه سبزعدالت برساند.
من تا جایی که از این شاعر خوانده‌ام همه در اوزان آزاد عروضی بوده اند. او نمادگرایانه می سرود. شعرهایش با اسطوره‌ها، روایت های شاهنامه، سرگذشت پهلوانان شاهنامه و گذشتۀ تاریخی خراسان می آمیزد. چنین است که گاهی کاربرد این همه اسطوره، روایات، تلمیحات و نمادها پیام شعرهای او را در هالۀ تاریک و پیچیدۀ ابهام  فرو می برد. البته در یک دوره شعر افغانستان از چنین گرایشی رنج بسیاری برده است.
شعر زیرین یکی از سروده بلند لهیب است، البته این شعر را نه به نام یک شعر مقامت؛ بلکه به نام شعر یک شاعر مقاومت و مبارز بررسی می کنیم. بدون ترید آن عنصر مقاومت در برابر نظام و بی عدالتی در جوهرۀ این شعر رنگ و جلوۀ خود را دارد؛ اما گونه‌یی از نماد گرایی بسیار بسیار پیچیده گویی پیوند شعر را با ذهن خواننده مخدوش می سازد. گویی چیزی در میان متن شعر و ذهن خواننده گم می شود. این شعر در نوروز 1357 خورشیدی سروده است. گویی شاعرخواسته است تا جاودانگی انسان را در این شعر رقم زند و گویی خواسته است بگوید که انسان با معنویت خود یک مفهوم ازلی و ابدی است. این شعر می تواند آخرین یا هم از آخرین سروده های او باشد. گویی حادثه را حس کرده و خواسته بود تا شناس‌نامۀ جاوید انسان را بنویسد. او در این شعر درکلیت با انسان طرف است، یا با خودش، یا هم با کسی که مانند خودش است، یا با عشقی که همۀ هستی خود را وابسته به آن می داند. گویی این شعر سفر جاوانه‌یی است در بی کرانه‌گی ازل و ابد. با این همه در این شعر گونه‌یی از نوستالوژی تاریخی و فرهنگی حوزۀ تمدنی خراسان بزرگ درآمیخته است. در نخستین سطرهای شعر می خوانیم:

این كدامین صخره است
وین كدامین دریا
كاین چنین نام ترا می‌خواند
وین كدامین نفس سبز نسیم
كاین چنین روح تو در آن جاری است!

در سراشیب زمانی كه دگر یادم نیست
شاید آن لحظۀ آغاز، كه كرد
یوحنا تصویرش:
«واژه بود
واژگان نزد خدا
واژگان نیز خدایی بودند.»

در انجیل یوحنا در فصل نخست می خوانیم: « در ازل کلام بود. کلام باخدا بود و کلام خود خدا بود، از ازل کلام باخدا بود. همه چیز به وسیلۀ او هستی یافت. و بدون او چیزی آفریده نشد. زنده‌گی از او به وجود آمد و آن زنده‌گی نور آدمیان بود. نور در تاریکی می درخشد و تاریکی هرگز بر آن پیروز نشده است.»
این شعر لهیب از همین جا آغاز می شود. از زمانی که خداوند جهان و هستی را به وسیلۀ واژه می آفریند، گویی نیروی آفرینش خداوند در واژگان نهفته است. تا خداوند جهان را می آفریند و انسان را. به گفتۀ بیدل:

به نام آن صمد بی‌ چگونۀ یک‌تا
که کرد کون و مکان را به حرف « کُن» پیدا

بعداً این انسان است که با نام گذاری اشیا به آفرینش ذهنی طبیعت و هستی می پردازد. نام گذاری اشیا همان باز آفرینی طبیعت و هستی است. نام گذاری اشیا خود آفرینش است. خدا باواژگان آفرید و خلیفۀ او انسان نیز با واژگان می آفریند و مفاهیم سرگردان را با واژگان هستی می بخشد به هویت می رساند. این نام گذاری آشیا را می توان نخستین شعری دانست که بشریت آن را سروده است. این شعر گونۀ از سفر ذهنی است، از آفرینش  تا اسطوره و تاریخ.

شیرحماسه ز پستان سحر نوشیدم
كه برین نامۀ آن واحه به آذین گیرم
واژه‌ها تا كه ز سرچشمۀ خود
سوگ‌وارانه خروشان می‌گشت
خشم آرش می‌شد
و غریو رستم
و غرور سهراب
كسوت فتح سیاووش به برم كردم و خورشید به مشتم جا كرد
باغ آتش را
مغرور سمندر گشتم
و درآن مفصل چون برزخ قرن
تخمۀ سبز نجابت گشتم
و پی افگندم از نطم یكی كاخ بلند
كه نیابد هرگز
نه زباران و ز باد
هیچ‌گه رنگ گزند.

در تمام بخش‌های این شعر انسانی را می بینیم که سفر درازی پیش روی دارد و می رود  در گذشتۀ تاریخی و فرهنگی خود استحاله می یابد. این استحاله در همه چیز خود گونه‌یی اسطوره سازی است.  شاعردر جنگل گهنامۀ بلخ با زردتشت دیدار می کند .« باغبان گل آتش» می شود و گاث‌ها هیمه‌یی می شوند برای آتشکدۀ ذهن او. یشت‌ها به رود سپید مهتاب بدل می شوند و کبوتر بچه‌گان در ظهور بودا  زردشت را به خواب می بینند که بار دیگراز آتش‌کدۀ فلق بر می گردد. رخش را در اسطبل فراموشی می بیند و رستم را در چاه شغاد، چنان است که راهی زابلستان می شود. با کلید واژۀ اناالحق دروازۀ شهادت را می گشاید. خاکستر منصور می شو که روان دجله را به فریاد می آورد. در شیخ اشراق و درققنوس اتش پرداز حلول می کند. این‌ها همه آن عظمت گم‌شدۀ سرزمین شاعر است که در آرزوی رسیدن به چنان غظمت وشکوهی بی‌قرار است.

شیخ اشراق منم، ققنوس آتش پرداز
كز شهود خرد سرخ چنان آیت نور
كاروان‌های درا
ره كشف دگری می‌سپرند
چون صفیر پر جبریل به اقصای زمین موعود.

و چو وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندران ظلمت شب آب حیاتم دادند
كشتی ام را ز نفس‌های یكی شرطۀ دور
به سبك‌باری ساحل راندم
سبدی سیب كزان باغ غزل‌ها چیدم
همه‌گی طعم تو داشت.

همان‌گونه که لهیب خود در بخشی از این شعر گفته: « سفری رفتم در حجم سبز» و به گفتۀ فروغ « سفر حجمی در خط زمان»  این شعر روایت سفر دراز انسان است به سوی رسیدن  به معنویتی که زوال را نمی شناسد. یک بار دیگر می توان گفت، این مسافری که در این شعر این همه در ذره ذرۀ هستی استحاله می یابد و شاعر او را دنبال می کند، شاید همان انسانی برتری است که شاعر در ذهن دارد و شایدهم به کلیت استحاله و تحول معنویت انسانی نظر دارد.

واژه‌ی هیچ نبود
و تو بر تارك هر اسطوره
نفس سبز تكلم خواندی
در همه آبی ایوان فلق
گل ابریشمی نور ز لب‌های نوازش‌گر تو پر بار است
و از آن لحن نكیسا كه غنوده است به شب‌های صدات
نسترن‌ها همه‌گی خواب شگفتن بینند.
سطر برجستۀ شهنامۀ هستی از توست
ابدیت با تو
و نهایت باتو
تو همانی كه زمان، جاری بی‌رحم خموش
قله‌ی نام بلند تو نیارد شستن!

در روایت‌های ادبی بسیار خوانده ایم که عمرخیام، حسن سبا و خواجه نظام الملک را سه یاری دبستانی گفته اند؛ ولی امروزه این روایت را کمتر باور دارند. اگر بپذیریم که این سه تن در مدرسه‌یی هم درس خوانده بودند و یاران دبستانی بودند؛ اما در میان آنان کمترهم گونی‌های فکری وجود داشت و هیچ‌گاهی در یک راه گام نگذاشتند. یکی با ستاره‌گان گفت و گو داشت، دیگر با شمشیر آیین پخش می کرد و آن سومی دواتی بر میز داشت که فکر می کرد که با برداشتن آن تاج از سر شاه نیز برداشته می شود!
من، می پندام آن روایت سه یار دبستانی را می توان در زنده‌گی داود سرمد، عبدالاله رستاخیز و علی حیدر لهیب به گونۀ واقعی آن دید. سه شاعر مبارز، سه شاعر مقاومت، سه آموزگار، سه شهید، سه کاجی که در آتش اهرمنی اردی‌بهشت ماه ایستاده سوختند! آنان از یک چشمۀ آگاهی و اندشه آب نوشیده بودند که سرانجام سر برسر آن اندیشۀ کردند. از این سه شاعر شهید شعرهای زیادی در دست‌رس نیست، همان‌گونه که پیش از این گفته شد، شعرهایی هم که از آنان در انترنیت می توان یافت، خالی از اشتباهات نیستند. دریغ و درد این است که درسال‌های پسین که هرجا که کتابی در پیوند به شعر معاصر یاهم گزینه‌های شعر شاعران معاصر به نشر رسیده، نام این سه یار دبستانی و نام شماری از شاعران دیگر به فراموشی سپرده شده است. شاید هم به عمد از بحث پیرامون شعر و شاعری آنان خود داری شده است. این در حالی است نمی شود نه تنها از کنار نام اینان در شعر معاصر فارسی دری با بی اعتنایی گذشت؛ بلکه اینان هرکدام نام‌های درخشانی نیز هستند.

پایان

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 329

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 135 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.