Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

عشق آخرین پناهگاه پاسترناک « بادامه نویسندگان بزرگ قرن بیست روسیه» PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط دکتورعلی احمد کریمی تحلیلگردراموربین المللی- مسکو   
شنبه ، 22 خرداد 1395 ، 06:25

دکتورعلی احمد کریمی- تحلیلگراموربین المللی -مسکوبوریس پاسترناک «1890 – 1960 »  درمسکو متولد شد.پدرش لئونید پاسترناک نقاش نامدار  ومادرش هنرمند معروف بود. لئون تولستوی بزرگترین غول ادبی روسیه وجهان،  لئونید پاسترک رابرای نقاشی تصاویر  کتاب جنگ وصلح انتخاب نمود.خانه پاسترک کانون گرم و دید وبازدید نویسندگان وروشنفکران روسیه بود، بوریس پاسترناک درمحیط سرشارازهنر، موسیقی وادبیات بزرگ شد، و این محیط سرشاراز فرهنگ اورا به جهان ادبیات کشانید. پاسترناک پانزده سال داشت که انقلاب اکتوبرروسیه بوقوع پیوست. تحصیلات خودرا دررشته فلسفه دردانشگاه دولتی مسکو ادامه داد، به موسیقی واگنروفلسفه نیچه علاقمند بود. اولین شعر بوریس پاسترناک درسال 1913 نشرگردید. درسال 1923 دیوان شعرغنایی او بنام «خواهرم، زندگی» نشرشد که درآن سازش دادن روح شاعربا جامعه بکار رفته است .پاسترناک شاعردرون نگربود، غرق شدن به اسرار هستی ومرگ، مسایل تاریخ پیچیده روسیه و عشق به طبیعت وحیاتگرایی اوراازحوادث انقلابی وخشن سیاسی دورگردانید وعشق ورزیدن را ساده تروطبیعی ترازنفرت داشتن میدانست. تصاویرزیبای اوازدرختان،آفتاب ، گلهای گوناگون وحتی ستایش باران که دل اندوهگین اورا تسلی می بخشید وساعتها وقت خود را صرف تماشای باران میکرد و مجذوب آن میگردید« پاره پاره های باران بربام فرو می کوبد وقطره قطره ازچشمان مجسمه های باغ فرومی چکد.»   به باورمنقدان ادبی ترجمه اشعارپاسترناک مشکل است وهیچ کس تاکنون نتوانسته است غنای واژگان وافت وخیزدرخشان وزن شعراورا به زبان انگلسی برگرداند. یفتوشینکو ازشاعران معاصرروسیه میگوید برای من درشانزده سالگی  اشعار پاسترناک دست نیافتنی بود آدم باید آسمان وزمین روسیه راخوب بشناسد تااورادرک نماید. میرسک مشهورترین منقد ادبی روسیه معتقد است که پاسترک درشعرمکتب جدید را بوجود اورد و اورا معماربنای سبک جدید درادبیات روسیه میداند. عشق وعلاقه مردم به شعرپاسترناک، حتی کمونیستهای قشری رابران داشت که کناره گیری او را که نوعی بی اعتنایی به طوفان های دوران سازانقلاب می دانستند ببخشند ودرسالهای 1940 چون بزرگترین شاعراتحادشوروی ازاو یاد نمودند. پاسترک ازستایشگران انقلاب بود و در شعری قدرت سخنرانی لنین را درکنگره خلق های شوروی دربیان حقایق مانند آبی که دهن مخاطبان را تطهیرمینماید توصیف نمود. خشونت ورفتارهای کمونیست های دسیسه جو وقلابی اورا به انقلاب وآرمانهای آن مشکوک گردانید واین شک وتردید اورا به سکوت سیاسی وادار گردانید. گوشه نشینی او از انقلاب خشم منقدین قشری را برانگیخت واورا به ناسپاسی و راحت طلبی متهم نمودند. نیکولای بوخارین در اتحادیه نویسندگان شوروی گوشه نیشنی اورا با لحن دوستانه انتقاد نمود« پاسترناک خودرا ازمسایل زمان حاضردورنگه میدارد. اوازاین جهان کناره گرفته وهمچون مروارید به درون پوسته عواطف شخصی خویش پناه برده است وانجا به ظرافت ولطافتی بی پایان به مسایل قلب  جریحه دارخود می اندیشد.»  الکساندرفادیف رییس اتحادیه نویسندگان شوروی که همسایه پاسترناک نیزبود، ده سال گوشه نیشینی پاسترک را بی اعتنایی ونمک حرامی به داعیه انقلاب محکوم نمود« چرابایدمردی راحرمت بگذاریم که این همه سال از پذریرش ایدئولوزی ماسرباززده است. کسیکه درگیرودارجنگ برای مااشعارشکسپیررا ترجمه می نماید تلاش دارد تابه کمک و تلقین ایدئولوزی بیگانه مارا خلع سلاح نماید.»  پاسترناک به علاوه اشعار شیکسپیر،دکترفاوست  اثرنامدارگوته را نیز ترجمه مینمود. عشق به طبیعت،  مسحیت و زن پناه گاه تنهایی پاسترناک گردید. اویهودی تباربودو  به طورنادربه کلیسا می رفت اما در فلسفه داستان حضرت عیسی ومریم حرارت عشق به دین را احساس مینمود« این داستان اگرتاریخ نباشد عظیم ترین شعری است که تاکنون سروده شده است.» او در وجود زن عشق وزیبایی رامیستاید و دربرابرزن چون برده سرسپرده می ایستد ودرشعری دیگری که درتضاد به مفکوره های مارکسیسم نسبت به زن است روابط شهوانی را محکوم مینماید.« هران کسی که که نگاه شهوانی برزنی بی اندازد درذهن خود با اومرتکب زنا شده است.»
دکترژیواگو
پاسترناک که ازحملات تند وخشونت باراطرافیان به ستوه آمده بود بیشترازپیش به درون دنیای محسوس خویش خزید تابه کشف اسراردست یابد، اوشاعرتوانا وقدرتمند بود اما به نوشتن رمان دکترژیواگوخواست پیام نهایی خودرا چون وصیت نامه ادبی بجا بگذارد.اوازسال 1945 تا1954 بانوشتن این رمان احساسات درونی خود را درباره اسرارهستی ومرگ وتاریخ پچیده صد سال اخیر روسیه وهدف اززندگی را تشریح نمود. اودراین اثرحدود سی شخصیت را پیش ازاینکه قهرمان اصلی وارد صحنه گردد معرفی می نماید وبه شرح وقایع زندگی آنها می پردازد، قسمت بیشترکتاب تاریخچه زندگی وپیوند دونفر است. ژیواگوپزشک صادق وپاک است وپاکدامنی ودوست داشتن راکمال آدمیت می  پذیرد. اودرجنگ جهانی اول درجبهه با دختری زیبا و دلربا که لاریسا نام دارد وازفداکارترین پرستاربیمارستان نظامی است آشنا میگردد وبه زیبایی او بدیده حسودانه می نگرد.لاریسا مانند ژیواگو به فرهنگ، موسیقی وهنرعشق میورزد. زمانیکه ارتش روسیه به شکست مواجه میگردد لاریسا نیزناپدیدمیگردد. دکترژیواگوبه مسکوبازمیگردد ودربیمارستان صلیب سرخ مسکوبه کارخود ادامه می دهدوازانقلاب اکتوبراستقال مینماید امابعدازپیروزی بالشویکها وظبط اموال واراضی مردم بازور  وخشونت، خوشبینی اوبه انقلاب کاهش می یابد. ژیواگو بازن وفرزند خود مانند صدها خانواده دیکرازشهربه شهری درسرمای سوزنده وفقرو اضطراب سرگردان میگردند تاسرانجام به بوریاتین منطقه اورال میرسند تا ازچشمان انقلاب مخفی گردند. ژیواگو دراروال تصادفا میداند که لاریسا دربوریاتین کارمی کند ودخترهشت ساله دارد. ژیواگو گرفتارعشق لاریسا میگردد وهرنوع تصمیم وتپ وتلاش بخاطرکه زن اولاد دارد، تا ازدام عشق او ازاد گردد بجایی نمی رسد. درراه بازگشت به مسکو دراخرین دیدارخود بالاریسا، پارتیزانهای سرخ اورا دستگیرمی نمایند بعدازیک سال خدمت برای پارتیزانها فرارمی نماید وپای پیاده فرسنگها راه دربیابان ها می پیماید ودراین مسیرمرگ وفقر قریه های ویران و مردم هراس زده رامی بیند که درهمه جا «قانون جنگل حکمفرماست وحتی صحنه های ازآدم خواری را نظاره می نماید.»   پزشک روشنفکری که در مهد هنروفرهنگ بزرگ گردیده است بلاخره بارنج فروان به بوریاتین میرسد ودرآنجا میداند که زن وفرزندش به مسکو برگشته اند وازآنجا به فرانسه فرارنموده اند.ژیواگوی جوان درآنجا لاریسا، که اورا لارا میگوید پیدا می نماید. لارا بادخترش وژیواگو درکلبه ای دراین منطقه مخفی میگردند ودرنبرد جانکاه باسردی ، فقروگرگ های گرسنه به حسرت روزهای برباد رفته وشرین درد دل می نمایند. لارا که طبع ظریف وزنانه دارد میگوید این انقلاب نه تنها مردم را دربدر گردانید بلکه ساده ترین دستاورد های تمدن رانیزنابود میگرداند ومن وتو بیاد آن روزهای شاد چاره جزء زندگی کردن وعشق ورزیدن نداریم. ژیواگو اورا تسکین می دهد انقلاب را عامل پیروزی بربی عدالتی هاوستمگری های رژیم تزاری میداند اما تندگرایی های کمونیست ها وپرولتاریای قلابی را به جهل ونادنی انها نسبت میدهد که همه چیزرا به زورمی خواهند به ناراضیان ومنقدان تحمیل نمایند. به باورژیواگو انقلاب ازمسیرواقعی خود دچارانحراف گردیده وخلاف طبع انسان رفتارمینماید «باززورددمنشانه به هیج چیزی نمی توان دست یافت مردم راباید به نیکی به سوی نیکی سوق داد.»کتاب دکترژیواگو اثرارزنده درباره زندگی ومرگ است و درواقع شرح زندگی خودنویسنده است که ازخشونت زمانه فرارمی نماید. پاسترناک امیدواربود که بعدازمرگ استالین درسال 1953 شرایط برای چاپ این اثر مساعد ترگردد ولی به مخالفت شدید اتحادیه نویسندگان شوروی روبرو گردید وآنرا فاقد عینیت تاریخی درتصویرانقلاب وبی فایده برای خلق شوروی نامید. درسال 1957 دکترژیواگو درایتالیا چاپ گردید وبعد ازچاپ به سرعت بزبانهای انگلسی وفرانسوی وآلمانی ترجمه شد. این اثراولترازهمه درمرکزتوجه وفعالیت های سازمان جاسوسی امریکا قرارگرفت وسیا دکترژیواگو را مهمترین اسلحه برای انهدام دیوارهای آهنین ارزیابی وپیشنهاد نمود تا در لست برنده گان ادبی جایزه نوبل ثبت گردد. یک سال بعد درسال 1958 جایزه ادبی نوبل به پاسترناک اعطا شد وازپاسترناک دعوت گردید تابرای دریافت جایزه نوبل به استهکلم بیاید . اعطای جایزه نوبل به پاسترک خشم وتنفر رقیبان رابیشترگردانید، نویسندگان روسیه امیدواربودند که این جایزه به بزرگترین نویسنده شوروی شولوخوف خالق دن آرام اعطا گردد ودادن جایزه رابه پاسترناک اهانت وحق کشی محکوم نمودند ومطبوعات شوروی پاسترناک را مایه «ننگ» « خوک» و « سگ وفاداربورژوازی» وحتی شولوخوف پاسترناک را« مردی که روحش ازروسیه بسوی غرب گریخته است» لقب دادند.پاسترناک دراثرفشار نتوانست برای دریافت جایزه به استهکلم برودودرتلگرامی به کمیسون جایزه ادبی نوبل مخابره نمود « بی نهایت سپاسگزارم، متاثرومغرور، شگفت زده وسردرگم .» طعنه وحمله رقیبان فضای زندگی را برای، پاسترناک مانند سوراخ سوزن تنگ گردانیده بود، تلاشها صورت گرفت تا اومجبوربه ترک کشور گردد واودرنامه به خروشچف رهبرشوروی نوشت «تولد و زندگی وکارم درروسیه بوده است.... تبعید برایم همچون محکومیت به مرگ است از شما تمنا مینمایم که این اشد مجازات رابرعلیه من بکارنگرید.» وبه اکادمی جایزه نوبل اطلاع دادکه «  نمی تواند جایزه رابه سبب معنی ومفهوم خاصش درجامعه که درآن زندگی میکنم بیذیرد» نامه ای درروزنامه پرودا نوشت که دران خودرا به اشتباههای متهم کرد وبه وفاداری خود بروسیه تاکیدنمود. پاسترناک معتقد بود که وطن مقدس ودوست داشتنی است اما مردم درزادگاه مقدس خود نمی توانند برده دولت باشد.پاسترناک باوجود انتقادهای تند وخشن رقبا، عشق را اخرین پناهگاه خود انتخاب نمود وقلبش به روسیه « این سرزمین پهناور.... مادربی نظیرش روسیه، این سرزمین پر آوازه ،پرازنعش شهیدان، سرسخت، بیقرار، دیوانه، بی اعتنا، ستودنی وبا ماجراهای همیشه باشکوه، فاجعه باروغیرمنتظره اش« می تپد. سالهای اخرعمرپاسترناک بادرد ورنج همراه بود ازسویی بیماری سرطان وازسوی حملات شماتت انگیزرقبا اورا ازپا درآورد پیش ازمرگ ازوی خواهش نمودندتا اخرین پیام خودرا به آیندگان بگوید پیام عاشقانه اواین بود.
« آدمی باید همچون سلطان مقتدرآزاد باشد.»   ادامه دارد
دکتورعلی احمد کریمی تحلیلگردراموربین المللی- مسکو   


Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 93 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.