Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

مثنوی معنوی باید از نشانی پارسی دری ثبت یونسکو شود! PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط پرتو نادری   
پنجشنبه ، 17 تیر 1395 ، 10:30

پرتو نادریمولانا جلال الدین محمد، فرزند بهاء الدین ولد معروف به سلطان العلما، در 604 هجری قمری برابر با 1207 میلادی در بلخ زاده شد و تا جایی که پژوهش‌ها نشان می دهد نیاکان اوهمه از بلخ بوده اند. او خود روزگارانی که در قونیه می زیست، بلخیان آن سامان را هم‌شهری می گفت و جایی نیز در مثنوی معنوی گفته است:

بلخی ام من بلخی ام من بلخی ام
شـــور دارد عــــالمی از تلخــــی ام


یا جای دیگر در دیوان شمس:

نعرهء های و هوی من از در روم تا به بلخ
اصل کجا خطا کند شمس من و خدای من

می توان زنده گی مولانا را از نظر زمانی به سه دوره دسته بندی کرد:

- مولانا از تولد تا 24 ساله گی،
- مولانا از 24 ساله گی تا دیدار شمس در 38 یا 39 ساله گی،
) - مولانا پس از دیدار شمس ( 672/ 1273

سلطان العلما پدر جلال الدین محمد بلخی، به سال 616 برابر با 1218 بلخ و بلخیان را ترک کرد. شاید دریافته بود که چنگیزیان در راه اند ، شاید هم از سلطان محمد خوارزم شاه دلگیر بود. هرچه بود او راه سفر در پیش گرفت و آن گاه مولانا 12 سال داشت. او تا این هنگام  از سید برهان الدین محقق ترمذی که از شاگردان و مریدان سلطان العلما بود، با شعر و ادبیات پارسی دری وعمدتا با شعر و اندیشه های عارفانۀ سنایی غزنه یی آشنا شده بود.
کاروانی که مولانا را با خود می برد ، اتراقی در نیشابور داشت. بر بنیاد روایت ها سلطان العلما با شیخ فریدالدین عطار که در آن روزگار هفت و اند سال عمر داشت، دیدار کرد. در این دیدار جلال الدین محمد 12 ساله نیز حضور داشت. همان جا بود که شیخ آن سخن معروف خود را خطاب به سلطان العلما گفت:« زود باشد که این فرزند تو آتش به جان همه سوخته گان عالم زند!!»
مولانان 24 چهار سال داشت که به شهر قونیه رسید .سال 627  بود برابر با 1228 میلادی که سلطان علاءالدین کیقباد سلجوقی بر آن سرزمین حاکم بود. تا رسیدن به قونیه مولانا بشترین سال های زنده گی اش را در لانده که نام قدیم آن کرامان یا قرامان است به سر برده بود. این شهر از توابع قونیه بود و در 9 فرسخی جنوب آن قرار داشت. مولانا در همین شهر بود که ازدواج کرد و در همین شهر بود که مادرش چشم از جهان پوشید..
بزرگترین حادثه در زنده‌گی مولانا در قونیه در سال 642 روی می دهد. این رویداد همان دیدار او با شمس است. امروزه همین مولامای پس از دیدار با شمس است که این همه درجهان شور و غلغله انداخته و به تعبیر عطار آتش در جهان سوخته گان عالم زده است.
از این نقطه نظر اگر بخواهیم زنده گی مولانا را دسته کنیم، به این دو مرحلۀ می رسیم:
-  مولانای پیش از دیدار با شمس
- مولانای پس از دیدار با شمس

این دیدار یکی از شگفتی انگیز ترین رویداد در تاریخ شعر و عرفان پارسی دری است، شاید هم در همۀ جهان. در نتیجۀ این دیدار نه تنها مولانا دگر گون می شود ؛ بل شخصیت شمس نیز دست خوش دگرگونی  بزرگی می شود. به گفتۀ خودش در مقالات او در قونیه است که به سخن گفتن در می آید، مجالس وعظ برپا می دارد و معنی گویی می کند. می شود گفت که این دیدار  گونه یی تولدی دیگری است برای این دوشخصیت فرزانۀ عشق و عرفان. مولانا ظاهراً پس از این دیدار شعر روی می آورد. دگر  به تدریس و موعظه نمی پردازد ؛ بل به سماع می پردازد جو به خلوت گزینی با شمس می پردازد و از دیگران دوری می جوید.

با دو عالم عشق را بيگانه گي ست
واندر او هفتاد و دو ديوانه گي ست
آزمودم عقل دور انديش را
بعد از اين ديوانه خوانم خويش را
زين خرد جاهل همی بايد شدن
دست در ديوانه گی بايد زدن

بدون تردید مولانا آن همه آثار بزرگ و از جمله مثنوی معنوی را در ده سال آخرین زنده گی خویش در قونیه پدید آورد. حسام الدین چلبی را در همان جا یافت. او را بر مریدان خلیقه ساخت. همین حسام الدین بود که مولانا را به سرایش مثنوی بر می انگیخت و از مولانا به تکرار می خواست تا چنان حدیقۀ سنایی کتابی بسازد. چنیین بود که مولانا به سال 660 هجری به سرایش مثنوی آغازکرد. او می سرود و حسام الدین می نوشت.

در تمام این ماجراها  از بلخ تا قونیه، سیمای مولانا را در ایران آن گاه می بینیم که کاروان سلطان العلما از آن می گذشت. این که چه هفته و چه ما ه هایی این کاراون در سرزمین هایی که به ایران امروز مربوط است اتراق کرده به درستی نمی دانیم؛ اما می دانیم که مولا نا در عراق ، شام ، حلب و بعلبک ، لارنده و سرانجام در قونیه چگونه روزگار گذرانده است.
من فکر می کنم که مولانا با زبان پارسی دری است که نه تنها با ایران امروزی؛ بلکه با تمام کشور این حوزۀ تاریخی پیوند دارد. پیوند او با ایران پیوند با همین زبان است.اما پیوند او با افغانستان گذشته از پیوند زبان پیوند زنده گی است. بلخ مادر اوست. نخستین گریه هایش در نخستین لحظه های مبارک تولد در همین شهر شنید ه شده است.
مولانای پس از دیدار با شمس دیگر مولانای قونیه است. او را در این مرحله در قونیه می بینیم  که می سراید، به سماع می پردازد، عاشق است و یک شهرعشق را به شور در آورده است، هنوز صدای مبارکش اش در آسمان ها می پیچد که مثنوی را بیت بیت با آواز می سرود و حسام الدین چلبی آن را عاشقانه روی برگ های کاغذ می نوشت.
در میان این سه کشور( ایران ، ترکیه و افغانستان ) ایران از نظر پژوهش های که در پیوند به زنده‌گی ، شعر و اندیشه های عارفانۀ مولانا در آن کشور انجام شده است، بدون تردید جایگاه نخست را دارد.  بعد می توان از ترکیه نام برد. با دریغ افغانستان در جایگاه سوم  قرار می گیرد. با این حال پیوند های دیگری را که افغانستان و ترکیه با مولانا دارند که ایران ندارد.


با در نظر داشت  دوره های زنده گی مولانا اگر قرار باشد مثنوی ثبت یونسکو شود  در آن صورت این ترکیه و افغانستان است که می توانند بگویند که مولانا به ما تعلق دارد.
بر بنیاد گزارش‌ها ایران و ترکیه در یک تفاهم خواهان آن شده اند تا مثنوی از نام آنان در یونسکو  در شمار آثار فرهنگی جهانی تثبت شود، بسیار شایسته می بود که در این پیوند با افغانستان نیز تفاهمی صورت می گرفت. این که چرا چنین تصمیمی به دور از افغانستان گرفته است، می تواند پرسش بر انگیز باشد. شاید گونۀ تصاحب حق فرهنگی و معنوی یک کشور. در مورد ایران می توان به روشنی گفت که این کشور تمام دست های فرهنگی و تمدنی حوزۀ گستردۀ پارسی دری را آن گاه در انحصار کشیده بود که به سال در 1935 نام فارس یا پارس را به ایران تغییر دارد  و بدینگونه خود را  یگانه میراث دار تمام دست های مدنی و فرهنگی این حوزۀ بزرگ تمدنی ساخت! که  در این ارتباط بعداً سخن خواهیم گفت.
ثبت مثنوی معنوری به حیث یک شاهکار  بزرگ فرهنگی در یونسکو یک امر نیک است؛ اما نه این که از نشانی تنها دو کشور. من فکر می کنم که بهتر است تا مثنوی معنوی  از نشانی« پارسی دری» در یونسکو در شمار آثار فرهنگی جهانی ثبت شود نه از نشانی این یا آن کشور. مولانا پیش از آن که شهروند این یا آن کشور بوده باشد، شهروند جمهوری بزرگ عشق و پارسی دری است. به پندار من چنین چیزی ی تواند اسباب رضایت همۀ آنانی را فراهم سازد که به زبان فارسی دری سخن می گویند.

افغانستان هم  اگر با این دو کشور بپیوندد، یعنی مثنوی به نام مراث فرهنگی افغانستان ، ترکیه و ایران ثبت شود، این امر می تواند اعتراض تاجیکستان و حتا اوزبیکسبان نیز در پی داشته باشد؛  اما در صورتی که مثنوی به نام میراث فرهنگی پارسی دری تثبت شود این امر می تواند تمام گوینده گان این زبان در سراسر جهان راضی نگهدارد.
مثنوی معنوی در نخستین گام شاهکاری است در زبان پارسی دری ، زبان یک حوزۀ تمدنی بزرگ. حال این حوزه به کشور های گوناگونی تجزیه شده است که هرکدام  تاریخ ، فرهنگ و تمدن این حوزه سهمی دارند. در گام بعدی با ترجمه های که از این اثر بزرگ صورت گرفته، می توان گفت که مثنوی معنوی امروزه به همه جهان تعلق دارد، همان گونه که مولانا خود نیز، به تعبیر خودش نمی توان بحر را در کوزه یی جای داد.
جوزای 1395- کابل
پرتو نادری

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 333

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

پـــــارســـــی

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 81 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.