Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

گـــذرگــاه بســـته PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نثــــری
نوشته شده توسط پرتو نادری   
دوشنبه ، 21 تیر 1395 ، 09:44

پرتو نادریفریادی برای همهء زنانی در بند
(نگاهی به کتاب خاطرات بلقیس مکیز)

شاید بتوان گفت که خاطره نویسی در سالهای  پسین به گونهء یک نوع ادبی در ادبیات فارسی دری  در افغانستان راه باز کرده و آرام آرام  می  رود تا دامنهء گسترده تر وجایگاه بلند تری پیدا کند.
با آن که پاره یی ازانواع  بزرگ ادبی  چون شعر ، داستان، رمان ونمایشنامه خود نوع خاطره نگاریست؛ اما با این حال ما در گذشتهء ادبی خود اثر مستقلی که بتوان آن را در ردهء نوع ادبی خاطره نویسی دسته بندی نماییم کمتر داشته ایم. خاطره نویسی نه تنها به گونه یی در انواع گوناگون ادبی تبلور می یابد ؛ بلکه در زنده گینامه نویسی و حتی در تاریخ نویسی نیز جلوه وبازتاب مشخصی دارد. تاریخ نویس بزرگ کشور میر غلام محمد غبار در جلد دوم تاریخ خویش« افغانستان در مسیر تاریخ» به گونه موثر و زیبایی از خاطره نویسی نیز استفاده کرده است. چنان که  خاطرات او از وضعیت زنده گی مردم در بالا بلوک فراه آن گاه که نویسنده در آن جا در تبعید به سر می برد، پاره یی خونیی است از تاریخ خونین معاصر کشور.
شماری از پژوهشگران ریشه های نخستین خاطره نویسی را در ادبیات یونان باستان جستجو می کنند، بااین حال باور های بیشتر متکی بر این است که  این نوع ادبی در اروپا، پس از دوران رنسانس هستی یافته  است؛ اما در کشور ما گذشتهء کوتاهی دارد.
خاطره نویسی با فردیت انسان رابطه دارد. در خاطره نویسی، نویسنده بیشتر می خواهد تا فردیت خود را در میان بگذارد و به بیان عاطفه انگیز رویداد های زنده گی فردی خود بپردازد. اگر در میانه گاهی نویسنده به  بیان عواطف دیگران می پردازد ، بدون تردید این بیان در پیوند به عواطف فردی او رنگ می گیرد . گویی نویسنده می خواهد با بیان عواطف دیگران عواطف خود را پر رنگ تر سازد.
با این همه در خاطره نویسی نیز نمی توان  انتظار داشت که  با تمام نا گفته های فردی  و اجتماعی – سیاسی نویسنده رو به رو شد؛ این در حالیست که  امروزه خاطره نویسی را صادقانه ترین و روشنترین شیوهء بیان می پندارند. چنین است که نویسنده با نوشتن خاطرات خود به نوع آسوده گی و گشایش روانی  دست می یابد.
رسیدن به آسوده گی روانی در حقیقت همان روان درمانی است به وسیلهء خاطره نویسی . آنگاه که کسی از اندوه و خاطرهء ناگفته یی می سوزد، ما از او می  خواهیم تا درد و اندوه خود را بیان کند تا به آسوده گی  برسد. بسیار دیده شده است که بیان آن درد و اندوه با گریستنی آغاز می شود و با آن پایان می یابد.
من تردیدی ندارم که نویسندهء ارجمند بلقیس مکیز نیز در نوشتن خاطرات درد ناک خود درهر جمله یی گریسته است.
اگر بزرگترین لذت داستان نویسی را در کشف آن دانسته اند، بزرگترین  لذت خاطره نویسی  در پیوندیست که در میان  ذهن و روان نویسنده پدید می آید.آن گاه که ذهن آدمی از انبوه خاطرات دردناک تهی می گردد، او به آسوده گی روانی دست می یابد. امید وارم که بلقیس مکیز با نوشتن خاطرات خود به چنین لذتی و به چنین آسایش روانی دست یافته باشد.
اساساً خاطره ها پاره یی از هستی معنوی انسان ها را به وجود می آورند. آن که خاطره یی ندارد گویی تجربه  و سر گذشتی ندارد. خاطره بیان  همین سر گذشت و تجربه است .گاهی این سرگذشت و تجربه می تواند گوارا و گاهی هم می تواند تلخ، ناگوار و زهر آگین باشد. در هر حالی انسان پیوسته نیازمند آن بوده است تا خاطرات و تجربه های خود را با دیگران در میان گذارد. اگر از خاطره نویسی  بگذریم ، خاطره گویی و قصه گویی سرگذشتی دارد به درازای سرگذشت زنده گی اجتماعی انسان. چنان که از همان سپیده دمانی که انسان نخستین، قادر به نام گذاری  اشیا پیرامون گردید و به هر چیزی نامی  و نشانی داد و دامنهء معرفت خود را گسترش بخشید، او تا به امروز موجودی است خاطره گوی  و قصه پرداز.
شاید گروهی چنین انگارند که خاطره نویسی امریست تفننی و یا هم  مشغولیت دوران باز نشسته گیست. این یک پندار ساده انگارانه است. برای آن که خاطره نویسی نه تنها تاریخ نویسی در یک کشور را کمک می کند ؛ بلکه می تواند برچگونه گی سر گذشت رویداد های فرهنگی ، ادبی  و اجتماعی – سیاسی آن کشور نیز روشنی اندازد.
البته  چنین امری ممکن نخواهد بود تا اگرخاطره نویسی بر بنیاد صداقت  استوار نباشد. خاطره نویسی که بخواهد رویداد های تاریخی و سیاسی  و اجتماعی را وارونه جلوه دهد ، او نه تنهابه امر تاریخ نویسی کمکی نکرده؛ بلکه راه رسیدن به حقایق تاریخی  را نیز در تاریکی فرو برده است. اگر خاطره نویسی با صداقت و صمیمیت همراه نباشد و نتواند عواطف  و اعتماد خواننده را بر انگیزد، درآن صورت خاطرات او اهمیتی نخواهد داشت.
در سالهای پسین در افغانستان بیشتراین شخصیت های سیاسی و دولتمردان بوده اند که به نوشتن خاطرات  خود پرداخته اند.در این میان تا جایی که من می پندارم ، بلقیس مکیز نخستین شاعر زن افغانستان است، که به نوشتن خاطرات خویش دست یازیده است.
زمانی که بلقیس مکیز از من خواست تا به کتاب خاطرات او چیزی به نام مقدمه بنوسم، در آغاز با خود اندیشیدم ، مکیز که در رویداد های سیاسی و اجتماعی کشور حضوری چندانی نداشته ، نه به مقام بلندی دولتی تکیه زده و نه هم در چارچوب برنامهء کدام حزب سیاسی فعالیت داشته است، پس خاطرات او بر کدام نیازمندی سیاسی – اجتماعی کشور می تواند پاسخ گوید! اما زمانی که کتاب خاطرات او را خواندم دریافتم که چنین پنداری سخت اشتباه بوده است.
خاطرات او چنان داستان بلندی آغاز  می شود و خواننده را تا پایان با خود می برد. من این کتاب را در دو شب تمام کردم . زبان نوشتاری کتاب را می توان با زبان  شماری از گزینه های داستانی که در سالهای پسین انتشار یافته اند مقایسه کرد. چون کتاب را تمام کردم ذهنم پر گردید از پرسش هایی گوناگونی که بیشتر از همه این پرسش که ، مکیز چگونه توانسته است که  این همه خاطرات را جراً تمندانه  بنویسد! مرا به شگفتی اندر ساخت.
او  با نوشتن  این خاطرات  نشان داده است که نه تنها زن شجاعیست ، بلکه  خواسته است تا فریاد همهء زنان در بند و محکوم افغانستان باشد.زنانی که به تعبیری از فروغ فرخزاد، هیچگاهی نتوانسته اند که فریاد هستی خود باشند.
خواندن خاطرات او دلم را فشرده ساخت ،سایهء سنگین اندوه و درد بزرگی بر تمام احساس و روان من فرو افتاد. دلتنگ شدم . چشمانم به نقطه یی دوخته شد. دختری را با اندام کوچکی می دیدم  در دهکدهء چارتوت خان آباد با لباس سیاه و چادر کوچک سفید ، که هر بامداد به مکتب می رود، بعد به کابل می آید تا بیشتر بیاموزد؛ اما  عشقی ، چنان بته خار سیاهی بر سر راهش سبز می شود. عشقی که هر قدر  ریشه و شاخه می زند به همان اندازه راه او  به سمت خوشبختی را می بندد.
او دست در دست  آن عشق می دهد . یعنی مرد زیرکساری  با نخستین جمله ها دل بلقیس جوان را شکار می کند. مردی که از مردی  و رادی چیزی نمی داند. او گویا به خانهء بخت می رود؛ اما خانواده را از دست می دهد. پدر ناراض و خشم آگین است و او را دیگر عضو خانوادهء خود نمی داند  و از همه گان می خواهد که او را مرده انگارند و با او پیوندی و رفت و آمدی  نداشته باشند.گویی  او را به تبعید گاهی فرستاده اند ودیگر کسی را با او پیوندی نیست.عاطفه یی در میان نیست هر چند خون مشترک در رگان همه  جاریست. خانهءبخت سپید نیست؛ خانهء بخت سیاه است. زنده گی مشترک ناکام است همراه با شکنجه  با عذاب ،با اهانت.مشت، لگد و شلاق است که هر ازگاهی بر اندام او فرود می آید. بعد دهلیز های محکمه و سر گردانی  و تحمل نگاه های لبریز از خواهش های آن چنانی و سر انجام طلاق پس از ماهها سر گردانی و پرداخت چهل هزار افغانی به شوهر. و واگذاری چهار فرزند نیز!
در این حال برادران او را نمی پذیرند. خواهران از او رویگردان اند.پناگاهی ندارد.مادر ناتوان تر از آن است تا از او حمایتی کند.  هر جا که می رود باران سنگ ملامت برسر او فرو می بارد.کودکانش را از او گرفته اند.وقتی خاطرات مکیز را خواندم اورا غریبی یافتم در سرزمین ناشناسی که کمتر کسی و شاید  هم هیچ کسی با زبان او آشنایی ندارد. به مفهوم دیگر او بازبان نیرنگ روزگار آشنا نیست و چنین است که در هر گامی دامی بر سر راهش تنیده می شود و او چنان آهوی رها شده از گروه در آن دام ها گیر می ماند، به تنهایی می تپد تا رها شود.
خاطرات مکیز تنها سر گذشت سادهء زنده گی او نیست؛ بلکه خاطره های او بیان نامهء محکومیت زن است در چارچوب سنت های سنگ شدهء خانواده گی و اجتماعی.
در آیینهء خاطرات او سیمای شماری از چهره های دولتی سر شناس را می بینیم که به زیبایی و جوانی اش چشم آز دوخته اند.آلوده گی پولیس را می بینیم . فساد محاکم را می بینیم و هرزه خواهی  آنانی را که ردای داد بر تن کرده و بر مسند داد نشسته اند.
با آن که بدبختی ها پیوسته چنان سایه های هول مکیز را  در کوره راه سوزان زنده گی دنبال کرده است، با این حال  نوشتن در این سالهای دشوار و خاک آلود یگانه  پناگاهی روحی او بوده که  نه تنها زنده گی را برای او تحمل پذیر می ساخته است، بلکه در این پنا گاه مقدس به آسودگی روانی  نیزدست می یابد.
او حالا فرزندانی دارد، خانه یی، نامی و نشانی، کتابهای چاپ شده و جایگاهی در نویسنده گی و شاعری. دروازه های را می بنند،اما خداوند دروازه های دیگری را می گشاید. زمان می گذرد، زنده گی سوار بر توسن زمان نیز می گذرد، اما نقش گامهای ما روی جادهء زمان بر جای می ماند و این نقش ها همان خاطره هاییست که از ما بر جای می ماند و آینده گان  سیمای ما را  در آیینهء این خاطره ها  می بینند و ما را می شناسند!



Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 378

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 157 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.