Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

در ســوگ اســتاد خلیــل الله خلیــلی شــاعر بــزرگ پیــکار آزادی PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط رشاد وسا   
سه شنبه ، 20 بهمن 1394 ، 10:07

در ســوگ اســتاد خلیــل الله خلیــلی شــاعر بــزرگ پیــکار آزادی
استاد نامدار زمان از جهان برفت
دلگیر شد زوضع جهان این زمان برفت
گویی برد شکایت خلق خدای را
یکباره پر کشید و سوی آسمان برفت
استاد ما خلیلی ما مهربان ما
مارا رهانمود خدایا چسان برفت

بار دگر زداغ یتیمی گداختم
ازمن ربود طاقت و تاب و توان برفت
چشم انتظار نامه و شعرش هنوز من
حرفی نگفت حیف زچشمم نها ن برفت
سرچشمه یی وفا وکرم خوانده بودمش
مادر غمش نشسته و خود ازمیان برفت
در ماتم وطن چه کسی نوحه گر شود
آن شاعر گرامی وآن نکته دان برفت
در آرزوی خاک وطن بود پرفشان
در آرزوی خاک وطن پرفشان برفت
آوخ که دردو داغ وطن ازدلش نرفت
آوخ که داغدار ازین خاکدان برفت
بگذاشت کوه وسبزه ودریا وآبشار
بگذاشت باغ نسترن وارغوان برفت
آن جنگ جوی عرصه پیکار روزگار
آن بلبل زمانه ازین بوستان برفت

رشاد وسا آلمان




در نحستین سالهای هشتاد که استاد خلیلی سخنورنامدارکشورتازه به پاکستان تشریف برده بودند برایشان یک ستایشنامه سروده بودم که درهمان سال ها در کتاب «پیام وحدت » مجموعه شعری ام چاپ شده بود. اندکی پس ازآن استاد درجواب آن شعری راکه سروده بودند،  برایم فرستادند که در کلیات استاد هم جاپ شده است. اما آنچه را که من برای استاد نوشته بودم در کلیات گهرباراستاد که بکوشش آقای عبدالحی خراسانی درتهران چاپ شده بود خلاف عرف شاعری حذ ف شده بود. همچنان چند بیتی را که بخاطر درگذشت استاد نوشته بودم در آنجانبود.اگرآقای خراسانی ویا مسعود جان خلیلی فرزند برومند استاد ازروی مهربانی دلیل این نا هنجاریها را بگویند سپاسگزار خواهم بود سکوت این عزیزان هیچ دردی را درمان نخواهد کرد. آقای نصیررازی این دوشعررا با مطالبی که درباره آن نوشته بودند، درآسترالیا به صورت یک رساله پژوهشی نشرکردند که ازایشان سپاسگزارم. این اشعاررا برای دوستداران استاد بزرگوار درینهجا تقدیم میکنم.
با سپاس رشاد وسا


به استاد خلیلی شاعر نامدار میهن
خلیلی شاعر والای میهن
ادیب وعارف دانای میهن
نداری درسخن همتا خلیلی
چوخورشیدی درآن بالا خلیلی
زبان فارسی را باردیگر
توبخشودی شکوه وشوکت وفر
سخن گویی چو«خاقانی » و«سلمان»
توجادوی سخن را چون «سلیمان»
خلیلی شاعرشیرین زبانی
چراغ روشن این آسمانی
خلیلی شاعردرد آشنایی
بفریادی مگرازاهل «نایی»
توهم دربند ودرزندان نشستی
توهم درآتش «سلمان » نشستی
مگر« سلمان » نمیداند غم تو
غم تو آتش توماتم تو
که هم آن قلعه وزندان دگر بود
که هم آن مرد زندان بان دگر بود
که این زندان نه چون زندان «نای» است
که « نای» وقلعه اش فرخنده جای است
که این زندان همان زندان مرگست
نه چون زندان شاه و باغ ارگست ۲
درینجا اجنبی فرمان سپارد
بفرمانی جهاتی جان سپارد
الهی کور گردد دیده یی من
نبیند درجهان کس دیده یی من
وطن آن مادر درد آشنایم
که دردا مان اوبودیی پنایم
کنون درآتش بیداد سوزد
زجوروظلم واستبداد سوزد
بسوزد میهن ومن زنده باشم
میان آتش سوزنده باشم
مرا هم شد جهان «طوفان آتش»
زمین و آسمان «طوفان آتش»
مرا هم سوخت این «طوفان آتش»
چه کس افروخت این« طوفان آتش»
* * *
شبی در خواب دیدم ماجرایی
که در فرخنده باغی یا سرایی
نشسته شاعران و نام داران
زشیرازو زطوس وهم زیمگان
زکابل تا به هند و تا به تبریز
سراسرزین زمین های هنر خیز
زغزنه تا سمرقند و بخارا
زلاهور تا به سند و گندهارا
بدیدم رودکی ومولوی را
بدیدم انوری ودهلوی را
بدیدم فرخی وعنصری را
بدیدم لاهوری وعشقری را
بدیدم بیدل وخاقان شروان
بدیدم ناصر آن دانای یمگان
خیام وحافظ وسعدی وعطار
دریده جامه ها وکنده دستار
همه درآتش غم ها تپیده
همه ازغم گریبانها دریده
همه گریان زگریان خلیلی
همه نالان زافغان خلیلی
همه گریان ازین اندوه وماتم
نهاده سربه زانو جمله ارغم
تو گویی نامه یی «تابوت آتش»
بجان شاعران افگنده آتش
* * *
برفتم ارکنارشاعران دور
نشستم گوشه یی تنها ومهجور
دل من نیزمالا مال غم بود
الم بودوالم بودوالم بود
گشودم چشم ازآن رویای محزون
که غم زد درنهاد من شبیخون
بفکرشاعرآواره رفتم
زیاد خویشتن یکباره رفتم
غم و سودای او بیچاره ام کرد
زشهربیغمی آواره ام کرد
بیاد آن سخن سنج وسخن دان
فشردم برجگرازغصه دندان
به کوی نا مرادی شد گذارم
که من هم چون خلیلی داغدارم
پریشان وغمین وزارو ابتر
گرفتم خامه را با دیده یی تر
نوشتم نامه یی ازمهربانی
به آن شیدای « نی هایی شبانی»
به آن شیرین زبان شکرافشان
که با مهرش بود بود پیوندم ازجان
درین نظمی که خام ونا توانست
چه جای وصف آن شیرین زبانست
بوصفش رودکی یارد سخن گفت
که حرف دیگران پوچست وهم مفت
اگرچه دربضاعت نا توانم
ولیکن مهرجوی ومهر بانم
حریم عاشقی را پاسبانم
درخت دوستی را باغبانم
نمیگویم که این درثمینست
ولیکین هرچه من دارم همینست
زاعماق وجودم جسته بیرون
اثر دارد زطوفان جوشی خون
* * *
پذیرا شودعای نیمه شب را
که بگشودم رسوزسینه لب را
الهی آن «نواهای شبانی»
بگوش اوستاد ما رسانی
ببخشش «نم نم» باران اورا
ببخشش «شاخه یی لرزان» اورا
ببر اورا بسوی سبزه وگل
که تا بیند «نشیمن گاه بلبل»
که تا بازاز« سرشک ارغوانی»
کند در د شت ودر«گوهر فشانی»
که تا بازآن «نواهای شبانی»
« سرود جانفزای آسمانی»
کند شیدا وازهوشش رباید
ازآن دلتنگی دوشش رباید
ببر اورا درآن صحرا و گلشن
درآن دنیای نورانی وروشن
ببر اورا که اینجا جای تنگست
دل شاعردلست آخرنه سنگست
ببر اورا بسوی مامن او
بسوی «جنت کوهدامن او»
ببخشش روستای زادوبومش
بدرکن زین قلمروهای شومش
جراغ وبزم یارانش ببخشای
ندیم وغمگسارانش ببخشای
خلیلی را به میهن بازگردان
بباغ و کوه ودامن بازگردان
که تا دریای «نیلابش» ببیند
همان« آمو» و«مرغابش» ببیند
ببیند فاریاب و جوزجانش
ببیند دره های بامیانش
بسان مرغ دور افتاده ازباغ
همه سوزو گدازست وهمه داغ
توان دیدن دشمن ندارد
توان دوری ازمیهن ندارد
الهی دشمن مارا زبون کن
زخاک پاک ما اورا برون کن
که میهن خرم و آباد گردد
ازین چنگال غم آزاد گردد
وطن شیرینتراز جانست مارا
مقام دین وایمانست مارا
خلیلی گرچه درمیهن نبودی
سرخودرا به سنگرها نسودی
ولیکن خامه یی سحرآفرینت
هویدا میکند نقش جبینت
به چندین شیوه کردی ناله موزون
که گردد سنگ هم زین ناله دلخون
به معنی وبه مضمون و به گفتار
نمودی روزدشمن را شب تار
* * *
خلا یق چون پس ازقرنی نشینندؤ
به روی صفحه تاریخ بینند
زویرانی وجنگ و خانه سوزی
زکشتاروزقتل و کینه توزی
رقم گردیده درتاریخ بسیار
به هرعصرو به هرقرن و به هربار
ولیکن قصه یی روس جگر خوار
نبا شد قصه یی ارجنس تکرار
درین جا پای نامردی عیا نست
زنا مردی جهانی در فغانست
محبت شد نقاب مکرو تزویر
اگر خواهی ازاین هنگامه تصویر
به زیر جامه شمشیری نهان بود
سزای غافلان زخم گران بود
ودیگراینکه اینجا شرمساریست
دروغ و حیله وصد نابکاریست
بسازد بمب چون اسباب بازی
به آن نو باوه طفل نازنازی
خیانت برملا گردیده اینجا
حقیقت زیرپا گر دیده اینجا
بخوا ند انقلابی نوکران را
ببین این افتضاخ بیکران را
مراشد رشته یی افکار پاره
بیایم برسرمطلب دو.باره
مورخ شرح این احوال گوید
به حرف وشاهدوتمثال گوید
ولیکن رسم تاریخست هرچند
که استمداد جوید ازهنرمند
خلیلی بیگمان گردد خرامان
بروی صفحه یی تاریخ دوران
صدایش جوهرتاریخ باشد
نوایش زیورتاریخ باشد
ازآن قومی که با جادوی فرهنگ
نماید دیواستعماررا لنگ
بسی افسانه ها ماند به دوران
توپنداری که آنرا نیست پایان
تابوت آتشین نام یک قصیده استادست. بعضی عبارت های استاد در میان قوسک ها آمده است





وظیفه یی سخنوران جوان درمصیبت وطن
ازاستاد خلیلی
رشاد ای معنوی فرزند من تو
به نخل زددگی پیوند من تو
مرا انبازاشک و درد وخونی
شریک رنجهای گونه گونی
فرستادی به من رنگین سخنها
عبیر افزا چوگلها درچمنها
سخن هایی که بوی آشنا داشت
پیام الفت و مهرو وفا داشت
ترا چون طبع درجوش جوانیست
قلم روشنگرسوزنهانیست
سخن های تورنگ ارغوان داشت
زشهراشک و خون ما نشان داشت
برآرازپرده آوای جگرسوز
نو آیین کن نواهای جگرسوز
زمژگان قلم هرشب گهرریز
بدامان سحرخون جگرریز
گهرهایی که میگردد فراهم
بروزغربت وشبهای ماتم
به آن گلگون کفن پوشان ببخشای
به آن خون جگرنوشان ببخشای
به آن مادرکه فرزند جوانش
بخون غلطیده پیش دیدگانش
به آن دخترکه چادررا علم کرد
ستمگارزمان دستش قلم کرد
بهار آمد جوانان غرق خونند
بخوناب شهادت لاله گونند
فغان را تیزترکن دربهاران
که گردد گرم بزم سوگواران
بیاد ماتم بیخان ومانها
بسیل اشک گرم ناتوانها
زسینه آه آتش ریز برکش
زدل فریاد جان آویربرکش
حمایل ساز چون گلهای رنگین
زاشعارسرشک آلود خونین
که شب آن نوعروسان کفن پوشش
بیاویزند روی سینه ودوش

* * *
رشاد ای دیده ام را روشنایی
فروغ شمع بزم شمع آشنایی
سخن راچشمه یی جان آفرین دان
قلم راشهپر روح الامین دان
نباشد چون سخن درچشم دانش
گرامی گوهری درآفرینش
ازین گوهر جهانی آفریدند
جه روشن اخترانی آفریدند
جهانی جای آن کاشانه یی دل
حریم قدس خلوت خانه دل
ولی هرحرف دردل جا ندارد
که گوهرموج هردریا ندارد
نباشد هرسخن چون درمکنون
تعالی شانه عما یقولون
ترا یزدان دل آگاه بخشد
به گلزارحقیقت راه بخشد
دهد چشمی که بینی نور جانرا
فروغ آفتاب جاودا ن را
حقیقت بین ونیک اندیش باشی
انیس مردم دلریش باشی
وطن را کعبه یی جانت شناسی
وفایش رکن ایمانت شناسی
شوی رازآشنای خلوت شب
بیابی فیضها ازدولت شب
سحرازکوی جانانت رسد پیک
رساند بردلت پیغام لبیک
کلید لطف و رحمت بازیابی
در فیض واجابت بازیابی
وطن رابازیابی خرم و شاد
سر افرازوسعادت مند و آزاد
رخاکش جای گل شمشیرروید
ز خون بیگناهان شیرروید
کنند ازخق انسان پاسبانی
بدین آسمانی جان فشانی
سرافرازی به آزادی نمایند
نظردرکار بنیادی نمایند
زنورایزدی گیرند پرتو
چراغ خانه افروزند ازنو
بزخم همدگر مرهم گذارند
بنای همدلی محکم گذارند
زدررانند رسم ماومن را
بشویند اشتباهات کهن را
* * *
جهان تاریخ مارا چون نگارد
یقین دارم که اشک و خون نگارد
سراسر خاک مارا خون گرفته
شهیدان قبا گلگون گرفته
نیابد کس درین کهساریک سنگ
که از خون عزیزی نیست گل رنگ
نبیند کس درین کشورزمینی
که تر نبود بخون نازنینی
نبیند کس درین کشورسرایی
که بالا نیست ازماتم صدایی
درین گلزارگلبرگ تری نیست
که تربا اشک چشم دختری نیست
هر آن بادی که می آید سحرگاه
بمرگ بیگناهانست همراه
صدایی گربرآرد مرغ شبگیر
نباشد جز صدای بندو زنجیر
از آن رود خروشان کف آلود
بجایی موج خیزد آتش ودود
اگر گوشی نهد کس بردرو بام
صدای بوم مرگ آید بهر شام
ز ابرما نمیبارد بجزسم
زخاک ما نمیروید بجزغم
کنون ماییم واین صد ها تمنا
نهاده چشم دل درر اه فردا
به امیدی که توفیق خداوند
کند مارا زاحسانش برومند
به تد بیر بزرگان دل آگاه
بشمشیر دلیران وطن خواه
شویم ازلطف ایزد بهره اندوز
زدانشهای نیرو بخش امروز
ازین خاک توانگرزربرآریم
زکهساروطن گوهربرآریم
سرافرازی کنیم وکامرانی
برادروارباهم زندگانی
به آتش افگنیم این اختلافات
که اندراختلافاتست آفات
مقام دوست ازدشمن شناسیم
سلیمان را زاهریمن شناسیم
بیاد آریم یاران وفاکیش
مهین همسایگان نیک اندیش
که با آوارگان یاری نمودند
جوانمردی وغمخواری نمودند

















Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در سه شنبه ، 20 بهمن 1394 ، 10:10
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 378

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 105 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.