با عرض درود به محترم « علیمی » و تقدیر و تمجید از احساس ملی و انسانی شان، باید خاطرنشان گردد که شعر یکی از بهترین و در عین حال از دشوارترین هنری است، دارای قواعد، اصول و ضوابط معین که براساس آن ابداع و بیان می گردد. سخن و کلام موزون و غالباً مقفی، بیان احساس و تخیل مبدع آن. در آفرینش شعر باید این اص ول و قواعد معین رعایت گردد. سخن دراین مورد دراز است و این نبشته گنجایش آنرا ندارد. با معذرت از شما ب ا قلمدرازی و گستاخی باادب، مداخلات پیشنهادی بدیل صورت میپذیرد :
افتاده است، مانده است و آمده است، ه مخوان و مقفی نمی باشند.و هکذا دون و مضمون با فرعون مقفی نیستند.اگر « مضمون و محزون و مانده است » قاف یه باشد،باید کلماتی چون: مرهون، مجنون، مدیون، مغبون، ملعون، مصئون، داغون، مفتون، مکنون، مدفون، مظنون و ... و مانده است ویا همقافیه به آن آورده شوند. مثلاً
مصرع اول : مملکت در اختیار دون مرهون مانده است!
مصرع آخر : گرچه گفتارت کمی بی ربط و موزون رانده است! یا مانده است.
مصرع دوم بیت دوم : خبره و دانای ملک از صحنه بیرون مانده است.
با معذرت مجدد، به آرزوی موفقیتهای بیشترتان!