نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

| شعرِ بی شکل |
|
|
|
| ادبیـــــات - نظــمی |
| نوشته شده توسط مهندس شاه امیر فروغ |
| يكشنبه ، 2 اسفند 1388 ، 11:27 |
|
بنام خدا
آری یکی با صرف مبلغ قابل توجهی مراسم نامزدی فــرزند را در کشتی و روی آبهای نیلگونِ دریا برگزارمی کند و دیگری سالگردِ تولدِ همسر را در رستوران یا هالِ هُتلی در ساحل دریای خروشان. در حالیکه بسیاری از اقوام، خویشان و هم وطنانش در داخل کشور نانی بـرای خوردن ندارند! دریغـا که اینان میدانند که این زیاده روی ها را نه دِین می پذیرد و نه عقلِ سالم، ولی باز هم اقدام به برگـزاری چنین مجالسی می نمایند. در آیۀ شریفۀ 26 از سورۀ مبارکۀ الاِسراء می خوانیم که: (وآت ذا القربی حقه والمسکین وابن السبیل ولا تبذر تبذیرا) یعنی (وحق خویشاوند را به او بده و مستمنـد و درمانده را دست گیری کن و ولخرجی و اسراف مکن.) و در ادامۀ آن در آیۀ شریفۀ 27 چنین آمده: (ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا) یعنی (چرا که اسراف کاران برادران شیاطین اند و شیطان همواره به پروردگارش نا سپاس بوده است.) حقیـر در ارتباط با همین موضوع شعـری دارم که در ذیل تقدیم شما بزرگواران میگردد:
شعرِ بی شکل
ناقدی گوید: در شعر بایستی که شکل و محتوا باشد و میگوید: شعرِ نا موزون، همچون آدمِ لال است. لیک من گویم: شعری است که از شکل بی بهره ست اما محتوایش انعکاسِ واقعیت هاست... توفان است خروش و خون و عصیان است شعر را من این چنین خواهم واقعیت، هم حقیقت.
*** در کنارِ ساحلِ دریا در سرزمینِ غرب « دور از فریادِ انسان های زیرِ ظلم... که غیر از اشک و خون و ناله و فریاد، از انفجارِ موشک و راکت!! چشم شان چیزی نمی بیند و گوشِ خسته شان آشنا با صوتِ دیگر نیست » هُتلی زیباست... کز خروش و ناله جز فریادِ دریا را نمی داند و گوشش آشنای خنده ها و چشم هایش شاهدِ ظاهر پرستی هاست...
*** در فضای رستورانِ خستۀ هُتل از طنینِ خنده های حاضران و شورِ موسیقی « صدایی نشئه از رقصیدن و از خنده و شادی از بلندگویی چنین پیچید: غـذای امشبِ ما چیست ؟ در جوابش گارسُن با احترامی خاص پاسخ داد: هر چه میخواهید موجود است مرغ و ماهی بره و میگو سالادِ فصل و میوه هم داریم لیک سِلف سرویس است و او فریاد برآورد: آه چه بد شد ایستادنِ در صف چه دشوار است »...
*** دور این دریا از این ساحل از این سالن از این شادی... « در دیاری خسته از جنگ و جنایت، سرزمینِ ما!! در دلِ تار و سیاهِ شب... در دِهِی نابود و ویرانه کلبۀ پوشالی یی پیداست در درونش کودکی بیمار میگوید: مادرم! من نان میخواهم و مادر نرم میگوید: کودکم! فردا برایت نان خواهم داد کودکم بنگر! سفره خالی است... »
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |
تاجیـکان درگـذرگـاه تاریــخ

تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ
پروفیســور رســـول رهیــن
تجـــزیه بهتـــرین گـــزینـــه بــرای...
بازیافتــن بیطـــرفی افغــانســـتان

افغـــانســـــــتان بایــد پیــش
از رفتـــــــن ارتــش امــریکـــا
بیطـــرفی خـــود را بــاز یــابد
عزیز آریانفر
یگـــانگی زبـــان فــارســی
تاریــخ مطبوعــات کشـور

تاریــخ مطبوعــات افغــانســـتان؛
از شمس النــهار تـا جمــهوریت
سـرگذشت زبـان فـارسی دری
یادنـامـۀ طـاهــر بدخشــی

بـــرای دانـــلود یــادنــامـــه به اینجــا اشــاره نمــائید!
برای اعضای مــــآ
تعداد آنلاین
ازهمیـن قـلم درخـــاوران




بسیار می بینیم و بسیار می شنویم که بعضی ازهـم میهنانِ عـزیـزِ مان که در غــرب زندگی میکنند و حتا عـده یی از همدیاران که در داخل کشور بسر می برند و دستی در جیب دارنـد (نه همه)، رسم زشت و نا زیبای همچشمی در پیش گرفته اند و هـراز گاهی به بهانه یی مثلاً جشن نامزدی فرزند، سالگـردِ تولدِ همسر یا...، با صرفِ مبالغ گزافی، برای فخر فروشی دارایی خود را به رخِ اقوام، آشنایان و دوستان میکشند.





