Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

شـــعرهــایی در ادامــۀ خــط شکســـتۀ زمــان PDF پرینت ایمیل
ادبیـــــات - نظــمی
نوشته شده توسط پرتو نادری   
چهارشنبه ، 14 مرداد 1394 ، 12:20

پرتو نادری
آزادی
پرنده که می شوم
خورشید بر بالهای من بوسه می زند
و من،
سینه  بر سینۀ باد های کوهستان
آزادی را در آغوش می گیرم

شهر کابل
قوس 1389




تنهایی تا خدا
می گریزم از خویش
و تنهایی ام را
با خدا قسمت می کنم

جدی 1389
شهر کابل




هستی من
شب را با نام تو آغاز می کنم
و بامدادان با رویا های تو بر می خیزم
تمام هستی من  یک حادثه زیباییست

جدی 1389
شهر کابل


شرابی
شبانه ها تاریکی چشم‌هایت را می نوشم
و خورشید هربامداد
بر کف دستان من  تخم می گذارد

جدی 1389
شهر کابل



بیگانه گی
اگر مرا در آیینه یی دیدی
از من برای من سلامی برسان
روزگاریست که از خویشتن گریخته ام


جدی 1389
شهر کابل




سلام سبز
کسی را هنوز در آن سوی زمان‌های دور
دوست دارم
کسی که یک روز
پرچم سبز سلام خویش بر افراشت
و کبوتران صبر من
دیگر هیچگاهی بر نگشتند

قوس 1389
شهر کابل


همیشه پاییز
در آن سوی سیم خاردار
تو یگانه نیسمی
که از این باغ توفان زده می گذری
تمام رنگ و بوی خزانیت از من است

شهر کابل
قوس 1389


آفرینش
تو می آیی
آب در جویبار آفرینش جاری می شود
و من سی ساله گی خود را جشن می گیرم

شهر کابل
قوس 1389



سرگردانی
کبوتران پر بريدۀهشياريم را
ازبام بلند ديوانگی  پرواز داده ام
و خود؛ اما به دنبال ارزنی سرگردانم
که  درهيچ مزرعۀ خدا سبز نمی شود

دلو1382
شهرکابل


بیکرانه گی
به کوه که می رسم
ترا به یاد می آورم
و گم می شوم در وسعت بیکرانۀ هستی
و جاری  می شوم در حافظۀ یک سنگ

قوس 1389
شهر کابل

رهایی
گلی را در گلدان با ریسمان خاک بسته اند
ومن آزادی  بته خاری را در بیابان
بیشتر دوست دارم                                                

قوس1389
شهر کابل

گنگ خشمگین
نامت در گلوی من فریادی‌است
وقتی که واژه ها تبعید می شوند
من گنگ خشمگین سرزمین خشونتم

قوس 1389
شهر کابل

پیشانی باز
با یک پیاله بوسۀ داغ
ترا به مهمانی خورشید می برم
اگر قناعتی باشد
و پیشانی بازی

قوس 1389
شهر کابل

از تاریکی می ترسیم
خدای من
خدای من
در زمین تو خسته ام
در زمین تو خسته ام
در زمین تو مجالی برای شگفتن نیست
در زمین تو خورشید را پشت دیوار خانۀ من سر بریده اند
در زمین تو تمام پنجره ها
رو به سوی بامداد بسته است
و ما همه گی از تاریکی می ترسیم
و ما همه گی از تاریکی می ترسیم


اپریل دو هزار و دو
شهر پشاور


آسمان گرسنه
شب  ماه را بر کمر بسته است
و خورشید بی آسمان
تارکی نشخوار می کند

شهر کابل
قوس 1389



سرزمین سبزخدا

و قتی چشمهايت را  می گشايی   
جهان با تمامت  ابعاد آن سبز می گردد
من  نمی دانم
شايد چشمهايت
درياچه هايی اند
که از سرزمين سبزخدا می آيند

شهر کابل
تابستان 1367


نسل سوخته

در شهر دود و آتش و باروت
دروازه های باغ تبسم را
آن گونه بسته اند
کاینجا تمام روز
یک نسل سوخته
بیگانه با تبسم و لبخند
نا بود می شود

شهر کابل
تابستان 1367


صدا

من از سرزمین غریب می آیم
با کوله بار بیگانه گیم بر دوش
و سرود خاموشیم بر لب
من یونس صدایم را
آن گاه که از رود بار حادثه می گذشتم
دیدم،
در کام نهنگی فرو رفت
و تمام هستی من  در صدایم بود

زمستان 1367
شهر کابل


انتظار

وقتی در انتظار تو می مانم
گل های صبر من
يک يک به دست با د
در دشت های  فاصله تاراج می شوند

وقتی در انتظار تو می مانم
من با حضور خويش بيگانه می شوم
از خويش می روم
با جيوۀخيال
آيينه می شوم

شهر کابل
تابستان 1368
فریاد گم شده


با کسی سخن نمی گویم
تمام قصه هایم را در قفس کرده ام
من مسافر غریب شهر غربتم
و زبانم بیگانه ترین فریاد گمشده است
در انجماد سربی یک سکوت

شهر کابل
قوس 1389


آیینه

عمریست در آیینه های غربت
سرگرم تماشای خویشم
های، من از معرکه های دور معرفت م آیم
من مفهوم هیچ را دریافته ام

بهار 1368
شهر کابل

خویشاوند

من زبان آیینه را می فهمم
حیرت من و حیرت آیینه
از یک نژا اند
و ریشه در قبیلۀ دور حقیقت دارند

شهر کابل
حوت 1373 خورشید


طلوع آبله

من همزاد روشنایی ام
از تاریخ آفتاب خبر دارم
ستاره گان،
آز آبلۀ دستان من طلوع کرده اند

شهر کابل
حوت 1373 خورشید
بر گشت

تمام آفتاب عشق را
گرفته ام میان دست های خویش
گمان مبر که بعد از این
من این کبوتر سپید را
رها کنم به بام تو

شهر کابل
خزان 1374


دلتنگی

بر خطوط قرمز دستانت
سرنوشت آفتاب را نوشته اند
بر خیز و دستی بر افشان
که حضور شب نفسم را تنگ ساخته است

شهر کابل
تابستان 1374

شبنامه

در امتداد فصل شب
سالهاست که روزنامه یی نخوانده ام
من بی سوادم
چشمهای من
نمی شناسند         را   الفبای ابتذال


حوت 1373
شهر کابل

سر نوشت

ستاره یی درآن سوی غروب
بامداد می شود
و مرگ
روسیاهی بزرگش را
طبل می کوبد

جدی 1388
قرغه- کابل
زیبایی

صدایت به دختری می ماند
در سبز ترین دهکدۀ دور
که آزادی قامتش را
تنها کاجهای بلند کوه می دانند

صدایت به دختری می ماند
که شامگاهان
در زیر چتر ماه
در شفافترین چشمۀ بهشت
آب تنی می کند
و بامدان از دریچه های فلق
کوزۀ از نور خلوص به خانه می آورد
و از زمزم آفتاب جرعه جرعه می نوشد

صدایت به دختری می ماند
در سبز ترین دهکدۀ دور
که از ترانۀ جویبار
پای زیبی به پا می کند
و از نجوای باران گوشواره یی در گوش


و از رشتۀ آبشار
گلوبندی بر گردن
تا گلخانۀ خورشید را
با رنگینترین گلهای عشق بیاراید
و تو به اندازۀ صدای خویش زیبایی

خزان 1373
شهر کابل




سیب سرخ

دلتنگم
و سرم چنان سیب سرخی
روی زانوانم پوسیده است

قوس 1389
شهر کابل


بابه  نوروز


درمن
شگوفه یی را شور شگفتن
وسبزه یی را امید رستن نیست
وقتی که« بابه نوروز»
جای هفت سین
هفت انفجار روی دستم می گذارد

بهار 1373
شهر کابل




بدتر از شلاق



کار های تازۀخود را
در لای  روز های کهنه
می پیچم  

به گذشته بر می گردم
و در گوشهای من
صدای ضربۀ شلاق طالبان
کم آزار تر از آواز کرزی است

ثور 1387
شهرکابل


سرنوشت

در کدام جویبار خونین
تصویر تقدیر خویش را تما شا کنم
روزگاریست که آیینه ها سرنوشت را
با جوهر مرگ جیوه بسته اند

شهر کابل
میزان 1374

بادام کوهی

چنان ستاره یی
از مدار شکیبایی خویش رها شده ام
سرگردانیم در هیچ منظومه یی نمی گنجد
هرچند دور نام من خطی کشیده اند
نام من، اما
هستۀ تلخ  یک بادام کوهیست
که هیچگاهی کام دشمن
از آن شیرین نخواهد شد

اکست دو هزار
شهر پشاور




ستاره گان عاشق


خورشید من ماتم گرفته است
خورشید من چشم آن ندارد
تا انقراض نسل ستاره گان عاشق را تماشا کند
خورشید من در آن سوی ابر های فاجعه
گردونۀ بامداد را
دو اسبه می راند
شاید در جستجوی مشرق تازه ییست

خورشید من یک روز هستی بزرگش را
با حنجرۀ کهکشانی فریاد می زند
که با غروب بیگانه است

اگست دو هزار و دو
شهر پشاور

دایرۀ سیاه

گفتند دورنامت دایره یی کشیدند
دایرۀ سیاه
شاید هم دایرۀ سرخ
آن سان که مرگ قربانیانش را
نشانی می کند
کودک بودم
مانند پسرم « علی سینا»
که از پدرم شنیدم
« زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد»

اگست دو هزار و دو
شهر پشاور

سپاس


جام شرابی به من داد
و لقمه نانی
آن جام زهر مار بود
وآن لقمه در گلویم گرفت
سالهاست که از بیماری تهوع
رنج می برم

اگست دو هزار و دو
شهر پشاور












بر گشت

نگاه کن که پیشوای من
همان که روزگاری همچو ماکیان پیر
به روی بیضۀ طلایی ستاره گان نشسته بود
کنون چراغ ماه را
به دست باد داده است

زمستان 1373
شهر کابل


بیگانه

هر بامداد،
بر گلدان های کنار پنجره آب می ریزد
بی آن که بداند ، دستانش
چقدر با نوازش گلهای عشق
بیگانه است


فیبروری دوهزارو دو
شهر پشاور


تردید

هرشب خروس شب
از برجهای ظلمت پیروز
آن جفت های یاوۀخود را
فریاد می زند
آیا برای بار ابد ماکیان صبح
با بیضۀطلایی  خورشید
بدرود گفته است !


شهر کابل
میزان1376 خورشیدی







زندانی

پنجرۀ کوچک خانۀ من
رو به سوی خانۀ همسایه باز می شود
و بی‌کرانه‌گی آسمان
در خانۀ همسایۀ من زندانی‌است
پرتو نادری

شهر کابل
ثور 1369



زنده گی

تمام زنده گی من
کوله بار کوچکی بود
که از خانه یی به خانه یی می بردم
و عاقبت آن را
در کوچه های کهنۀ شهر
گم کردم

ثور 1369
شهر کابل ، خیر خانه


تنهایی

ابر ها در تمامی شب باریدند
ابر ها در تمامی شب باریدند
ابر ها با دل من خویشاوندند
آه چه لذتی دارد گریستن
وقتی که دست هایت را بر گردن یک دوست می آویزی
و بغض دلت را خالی می سازی
های با تو ام تنهایی
من دستهایم را بر گردن چه کسی آویزم
من دستهایم را بر گردن چه کسی آویزم


شهر کابل
جوزا-1368

افراسیاب حادثه

در امتداد دهشت تاریخ
روزی من از کرانۀ دوری
افراسیاب حادثه را دیدم
همراه با جماعت انبوه
از آبهای تیره گذر کرد
اما دگر مباد
کز های های گریۀ رستم
کاووس را به خنده لبی آشنا شود

شهر کابل
تابستان 1364


غنیمت

همسایۀ ما دیروز
پرواز سیمرغ را در افق دید
و  کارت نان گرفت
کارتش را دیدم
رنگ سبز داشت
و بوی امپر یالیزم می داد


همسایه دست افشان می گفت
تا دوماه دیگر شب درمیان ، خدا مهربان
بیچاره نمی دانست که مهربانی خدا را
دیریست
تفنگداران سر زمین غنیمت
تاراج کرده اند

شهر کابل
سنبله 1376








مصیبت هشیار

باده می نوشم
و بد مستی می کنم
و بر دیوار هشیاری سنگ می زنم
در سرزمینی که آب های دیوانه گی
در رود خانه هایش جاریست
من چرا مصیبت هشیاریم را
چنان پوستین کهنه یی
از میخ بلند بد مستی نیاویزم

چرا همرنگ جماعت نباشم
چرا همرنگ جماعت نباش
رسوا شده حوصلۀ بزرگ می خواهد

اگست 2002
شهر پشاور


تشنه گی

دستانت، در بر ج بلند یک غرور
کبوتران مهربانی را زندانی کرده اند
دستانت دو موج گریزان اند
که از ساحل سنگی دستان من می گریزند

شهر کابل
تابستان 1374


لاله

آفتابی را در بغل گرفته ام
بی آن که آسمانی باشم
دیرگاهیست که چشمهایم را
فانوسی ساخته ام
تا شب از کوچۀ پندار های عاشقانۀ تو عبور نکند

نامت را با نام خدا پیوند می زنم
و چشمانت را با ستاره گان سر نوشت خویش
شمیم لاله های تو از کوهستانی جاری می شود
که خدا به نام عشق آفریده است


تو از عشق آغاز می شوی
و من از آفتابی که در بغل دارم
ما آسمان و خورشید همیم
بگذار باد های دیوانه
در فاصلۀ آیینه و هیچ
دیوانه گی خود را هو بکشند

جدی 1388
قرغه- کابل

خشکسالی

صدای باران در ناودان نمی پیچد
و چشم های من،
در سرگردانی یک انتظار  گم شده اند

شهر کابل
قوس 1389

حقارت سرخ

آن دم که مرغ حادثه در باغ لحظه ها می خواند
و استقامت و تسلیم
در میان انسانها
فاصله می انداخت
او را شناختم
در باغهای سرخ حقارت
گلهای ابتذال را دسته بندی می کرد
و گل فروشی او خود فروشی بود

زمستان 1359
شهر شبرغان

عشق
می گریم،
می گریم  ،
و تصویر تو
قطره  ، قطره ، قطره
روی دستانم می ریزد
من یک آسمان انار خونینم
جدی 1389
شهر کابل




باغچۀ خوشبخت

آن روز که جفت کبوتران سپید تو
در آن باغچۀ شبنم آلودی
پرواز می کردند
من به خوشبختی آسمان حسادتم می آمد
و اندوهم به اندازۀ زیبای تو بزرگ بود
که در هیچ تعریفی نمی گنجید
آن روز که جفت کبوتران سپید تو
بال در بال در آن باغچۀ شبنم آلودی
پرواز می کردند
من عشق را با زبان برگ‌های درختان فریاد می زدم

قوس 1393
کابل

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 142 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.