آنانیکه درد،رنج وشرائط عینی زیست ملت مارا درقید کلمات وجملات نامقفی و ناموزون زیرنام باصطلاح شعر نو بیان میکنند ؛ این وضعیت بآن میماند ، که بشخص تشنۀ جام آب گل آلود را بدهیم ؛ اگرچه عطش او فرو خواهد ن شست ؛اما بعلت آلوده بودن آب بزخم معده مبتلامیگردد؛زیرا درد و رنج بیان میشود؛ اما درعوض مبنا و اساس ه زارو دوصدسالۀ زبان ملت ما،یعنی عروض شعری را نقض میکنند ، وزبان شیرین وباتمکین دری را دنباله رو و جیر ه خوارزبان پهلوی میسازند ، یعنی در مورد حصول استقلال سیاسی و مدنی ملت ما سخن میگویند؛ اما درعین وقت استقلال فرهنگی او را خود غضب و پامال میکنند! این از زیر چکک برخاستن و بزیر ناده نشستن است !
آنانیکه به استقلال فرهنگی پابند نباشند ، هیچوقت به استقلال سیاسی ارج نخواهند گذاشت ؛ لهذا شعر به اصطلاع نو ی ک ترکیب متناقض است !!
با عرض حرمت