Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

در وصلت وطــن و درغــربت هجــرت (بخش پنجم) PDF پرینت ایمیل
فــــرهنگی - کتـــابخـــانه خــــاوران
نوشته شده توسط پروفیسرداکتر عبدالواسع لطیفی، الکسندریه ـ ورجینیا   
سه شنبه ، 24 شهریور 1394 ، 08:58

پروفیسرداکترعبدالواسع لطیفی، الکسندریه ـ ورجینیاصفحاتی ازیک زندگی پرنشیب و فراز
خلل پذیر بود هـــــر بنـــا کـــه می بینی
به جزبنای محبت که خالی ازخلل است
حریم مقدس ومحراق پرشکوه دیگری که محبت مرا بخودجلب کرد وتاهنوز هیچ خدشۀ درآن واردنشده است، همان زادگاه عزیز و وطن شیرین منست. از ایام کودکی ونخستین صنوف مکتب، این جملۀ جاودان که [وطن ما بجای مادر ماست] باتار وپود وجودم و اعماق شعایر وملکاتم آمیخته بوده، و ازپیوند محکم وکیفیت دلنشین آن هیچ کاسته نشده است.
درهمین لحظۀ که ازمحبتم به وطن محبوبم سخن میگویم، یادم میآید قسمتی ازگفتار نغز وپرمحتوای محقق ونویسندۀ توانا وارجمند، احسان یارشاطر، که درین باره چنین نوشته است: (ما دوگونه وطن داریم: یکی وطن خاکی ما که بارها به سُم اسپان مهاجمان ترک و تازی وتاتار (وامثال آنها) کوفته شده وباز باتن ناتوان به پاخاسته و به درمان زخمهای خودپرداخته، تا یورش وغارت بعدی را روبرو شود، وزندگی دنیایش غالباً دستخوش آزار وستم حکمرانان وآز و خشونت باج ستانان وتجاوز زورآزمایان زمان بوده است، تاریخش ماجرای آشفته وخون آلودیست که غمنامه های سوزناک درقبال آن رنگ میبازند وهر چندی برای درمان دردپنهان خود دست دردامن شیوۀ میزند وعلاج تازۀ رامی آزماید، اماضعف درون، نقش های او راباطل میکند وبرحسرتش می افزاید...
وطن دوم ما وطنی است که درآفاق ذهن ماخانه دارد، وطنیست روشن ودل انگیز بارنگهای شفاف ودیده فریب، درآن رودکی چنگ برمیگیرد و سرودشادی ونغمۀ مستی مینوازد، فردوسی داستان دلاوریهای قهرمانان را باآهنگ پهلوانی سرمیدهد، ابوسعید ازصفای درون ودستگیری مردمان وپرهیز ازخود فروشی سخن میگوید، نظامی ظرایف عشق وشوق را باقلم هفت رنگ کلمات بااستادی ترسیم میکند وهمۀ مارا به تأمل درحکمت واخلاق میخواند، سعدی آدمیت وعدل پروری وپوزش پذیری وخدمت به خلق وزیباییی آنها را درنظر ما ترسیم مینماید، وباچنگ ودف مارا به عاشقی ودلدادگی وتماشای جلوه های طبیعت دعوت میکند، ومولوی شور وشیدایی خودرا با بانگ بلند به گوشها میرساند، حافظ پرده از زرق صوفیان و ریای زاهدان وسالوس مفتیان ومحتسبان برمیگیرد، ونوای عشق و آزادگی را به آهنگی لطیف درگوش ما زمزمه میکند...
دراطراف ودر آفاق این وطن، نمونه های الهام بخشی ازعطوفت و بنده نوازی وصفای باطن است، خار ازپای یتیم کندن واشک ازگونۀ بینوایان ستردن وتهی دستان را دستگیری کردن وپوزش گناهان را پذیرفتن وپدر ومادر راسپاس داشتن وبرحیوانات ترحم آوردن و خطاهای خودرا بخاطرداشتن وفروتنی گزیدن است.
وطن خاکی ما پیوسته درمعرض آفات است، ووطن معنوی ما بر عکس ازگزند باد وباران و دستبرد ویرانگران حوادث درامان، درخشش آنرا تیرگی اعمال ما زایل نمی کند، گنجی است که ازآن ماست، زنده وپایدار است...)
بهرحال، دروطن شیرین ومقدس خودم، افغانستان بودکه محبتها و عشق هاوآرزوهایم رنگ وبوی حیات گرفت، ومانندمشعل فروزانی درمسیرسالها، ازطفولیت تاجوانی وتاهمین ایام سالخوردگی، رهنمای جریان پرنشیب وفراز زندگی ام گردید. راستی همانطوریکه زیبایی وجمال طبیعت را دوست داشم، مردم زیبا وخوش قیافه نیزمرابخود مجذوب وعلاقمندمیساخت. کسانی راکه چهرۀ دلپسند وخندان و مقبول میداشتند، یاکیفیت خاص تماشاکرده ومحبت ودوستی شانرا مخفیانه درشعاریم پرورش میدادم. گاهگاهی درکودکی، وقتی با طفل زیبا وخوش لباسی روبرو میشدم، علاوه برمحبت خالصانه، یک اندوه خاصی دردلم راه مییافت، واین بخاطری بودکه من دراعماق روح خود آرزو میکردم که باآن کودک همسن رفیق وهمصحبت گردیده و احساسات وعواطفم را آزادانه برایش تعریف کنم، اما اندیشۀ بیگانگی، اختلاف فکری وعدم موازنۀ اجتماعی وفامیلی وکم جرئتی خودم، منحیث موانع زجرتباری مرا شکنجه میداد و اندوهگین می شدم...
ازقضا درهمسایگی ما دخترک معصوم وخوش صورتی سکونت داشت که به آسانی وباجرئت کودکانه توانستم علایق دوستانۀ خود را برایش آشکارساخته و علاقۀ اورا نیز درین مراودۀ بی شائبه جلب کنم. دخترک ازنگاه احساسات وتمایل فطری وقضاوت کودکانۀ من خیلی مقبول بود... ولی تصورنکنید که عاشق اوبودم، نه ! هنوز وقت عاشقی ام دور بود، با سادگی دوستش داشتم وهمیشه بیادم بود وخاطرش رامیخواستم. گفتارمعصومانه و دلپذیر وسروصورت آراسته وبی پیرایۀ او مرا بیشتربخود مجذوب میساخت. هنگامی که طبیعت زیبا ودلاویز میبود ودرختان وبته های حویلی ما سبز و پر طراوت جلوه میکرد، زمانیکه درشبهای صاف وبی غبار کابل، به مهتاب وستارگان وکهکشان چشم میدوختم وگسترش پرنور شهاب ثاقب را درآسمان تماشامیکردم، درمواقعی که سر وصورتم مرتب بوده ولباس ویا کفش نوی می پوشیدم ویابخاطرکار وعمل خوبی تحسین وپاداش میدیدم، دخترک مقبول پیش چشمم ودرخیالم حاضربود... چه بسا روزهایی که من ازبازی ها وجست وخیزهای بیهوده باسایر همسالانم دست میکشیدم، تا درنگاه دخترک مقبول کوچۀ ما، متین ومودب جلوه کنم. راستی این دوستی وعلاقۀ خاص به او، مرا صاحب بعضی صفات وخصایلی میساخت که درغیرآن نصیبم نمی شد. مثلا میکوشیدم که دربرابر اوهمیشه سر ورویم پاک ولباسم مرتب وبی گردوخاک باشد، از رفتاروکردار سفله وناموزون خودداری می نمودم وسخنانم را سنجیده ادا میکردم... امروزوقتی آن کردار ورفتارم رابخاطر می آورم، یادم ازگفته های (ژک لیلوش) نویسنده ومتفکر فرانسوی می آیدکه فشردۀ آنرا از فرانسوی به فارسی دری به شماترجمه وتقدیم میدارم:
(احساسات نیک، عشق ومحبت وعواطف ما دربرابرمردم، رمز و قدرتی را داراست که درپرتو آن میتوانیم جهنمی ازبدی ها را واژگون وخاموش ساخته، وروی خاکستر وخرابه های آن، بهشتی از خوبی هاونیکی هارا ایجادنماییم وروشهای خوب وکردار عالی ما در براب دیگران کافیست که اساس محکمی برای تبارز ایده ها و مفکوره های نیک ومفید اجتماعی ما گردد، وجهان بهتر ومساعد تری درمراودات وبرخوردهای انسانی خود رویکارآوریم.)
برگردم به قصۀ دخترهمسایه: من دخترک معصوم ومقبول همسایۀ عزیز رابهمین کیفیت که برای شماتعریف کردم، درپیچ وخم کوچۀ اندرانی دوست داشتم، اماچنین نپندارید که این علاقه ودوستی ماتا روزگارجوانی ادامه یافت، خیر ! دیری نگذشت که خانۀ اولی مادر آخرین قسمت کوچۀ اندرابی که درآن بشمول فامیل کاکایم و مامای پدرم، جمعاً سه خانواده با اتفاق وهمنوایی زندگی میکردند، فروخته شد ودرکوچۀ دورتر نقل مکان نمودیم. در روزکوچ کشی، بخاطردوری ازدخترک مقبول وسایر همبازی ها، دل افسرده و غمگین داشتم، ولی کدام صحنۀ احساساتی وداع دوستان صورت نگرفت، وآن عزیز همسن وسال وهمفکر وخیال را که روزهاازدیدن همدیگر شاد و در دوری همدیگر غمگسار بودیم، دیگرهیچ ندیدم و تا دیرزمانی در حریم دل آرزومندم، به فکرتحقق این فال فرخندۀ حافظ بودم:
زهی خجسته زمانی که یار باز آید به کام غمزدگان غمگساربازآید
مقیم برسرراهش نشسته ام چوگردبدان هوس که بدین رهگذربازآید
ـــ
منزل نو ما درآغازکوچۀ اندرابی که بنام (کوچۀ سرداران) یادمیشد واقع شده بود. نام کوچه باساکنین آن توافق داشت زیراچندفامیل محترم وسرشناس محمدزایی بشمول فامیل دوبرادرعبدالهادی خان و عبدالباقی خان(هم نام پدرم)، که ازدودمان سراج بودند، درهمانجا سکونت داشتند. تصادفاً منزل نسبتاً مدرن وزیبای همین دوبرادر را پدر وکاکایم خریدند، وبامحبت ومراودات نیک باهم معامله کردند. درحویلی این منزل درختان بلند اکاسی، درختان آلوبالو ویک تاک اندگر ونل جاری آب پغمان زیادتر جلب توجه میکرد.
راستی همین لحظۀ که این سطوررا مینویسم، دوست نهات عزیز و فرزانه ام داکترعبدالوهاب هادی، پسرسردارعبدالهادی خان، که قسمتهای اول این زندگینامه امرا باعلاقه خوانده بود، یادآورشدکه محیط وماحول آن کوچۀ دوست داشتنی راتاجاییکه بخاطرم هست توضیح نمایم. بلی ! یادم آمدکه درجواراین خانه، مکتب غازی (در به دیوار) قرارداشت، وازبامهای طولانی آن گاهی درایام رخصتی مکاتب، بابرادرانم برای کاغذپرانی استفاده میکردیم. درمحل مدخل کوچۀ سرداران چنددکان بقالی وخرده فروشی ودکان مشهورکریم مارگیر بنایافته بود، کریم مارگیر که روحش شادباد، مرد پرهیزگار وصوفی مشرب واعجوبۀ آن محل بشمارمیرفت، مارهای خوش خط وخالی رادربین قطی ها محافظه میکرد، وضمناً مریضانی راکه جهت شفایابی با دَم ودعا نزدش می آوردند، باخواندن آیاتی ازقرآنکریم ودادن کدام مرهم و یاپوری دوای خاص بزعم خودش شفابخش، دلداری وتقویۀ روحی میکرد.
همین لحظه راجع به اثرتقویۀ روحی، ازیک تجربۀ ارزشمند یک پروفیسر امراض داخلۀ یونیورستی جورج تاون، که من درکتابخانۀ علمی آن موظف بودم، می آیدکه چندمریض مبتلا به بیماری های مزمن را از ادیان وعقاید مختلفه انتخاب کرده وبه آنهاتوصیه کرد تا درعبادتگاههای خود(مسجد، کلیسا، درمسال یا سیانگوگ) رجوع نموده برای شفای خود ازدل وجان دعا ونیایش کنند... وقتی مریضان به این عمل مبادرت ورزیده وازعبادتگاههای خود دوباره به شفاخانه عودت کردند، حالت عمومی آنها بهتر وتأثیر ادویۀ لازمه بلندرفت ومعاینات لابراتواری این بهبودی را تایید نمود. اگرچه این عمل عامل امراض مربوطۀ آنها را ازبین نبرد، ولی روحاً و معناً برای مجادلۀ فردی دربرابربیماری شان تقویه گردید...)
دریادداشتها واعترافات خالصانۀاین زندگینامه، به شماازمحبت وطن عزیزوپیوندهای دلاویز باکوچه هاوهمکوچگی های آن دیارمحبوب صحبت کردم، یقین است شمانیزبارها درجولانگاه خاطره ها، باپرواز خیال یا رویاهای خود ودرحریم آرزوهای خود، حتماً به گرد و نواح کوچه هاوبیشه ها وصحیفه های وطن عزیز وزادگاه خودگشت وگذار کرده ودل تان خواسته است که اگرباردیگر، دیدارآن دیار مادری که امروزغرق مصیبت های خودی واغیاراست، میسرشود، خاک مقدسش را بادیده ودل خواهیدبوسید، وبه سراغ گذشته ها همه جارا جستجوخواهیدکرد، وبعد ازهمه چیزجویا خواهیدشد: از خانۀ که درآن تولدیافته اید، ازمکتبی که درآن درس خوانده اید، ازجاده ها، عمارات، پارکها وآبده های تاریخی وطن، ازهمکاران و آشنایان وعزیزان دلبند وازهمه چیز وهمه کس وهمه جا، ولی بایاد آوری از رویدادهای غم انگیزسالهای حسرتباری که ازوطن دردمند ومجروح دور بودیم، همه به این واقعیت تلخ ملتفت خواهیم شدکه درین بازدید غم انگیز واشکبار، باچه مناظر رقتبار وسوانح جانکاه روبرو خواهیم شد؟ وچه تغییرات ودگرگونی های تکان دهنده رابه چشم سرمشاهده خواهیم کرد...
من درگیر همین اندیشه ها کابوس هابودم که به مطالعۀ دو اثرپر احساس برخوردم: یکی نوشتۀ تکان دهندۀ نویسندۀ چیره دست وطن، داکترشریف فایض، ودیگری شعرشاعر غمگسارغرب، ایمیل دونکل، که اولی ازوحشت دیوارهای اختناق وبیدادگری، ودومی از تیره روزی شهروندان دردمند ومتواری حکایت میکرد، وصدای شکست دل انسانهای مظلوم وستمدیده را منعکس میساخت. با خواندن این دو اثرارزشمند وپرانتباه، درمیان خاطره ها ودورنمای رویدادهای المناک وتخریبات روزافزون وبربادی ها، یکباردیگر پژواک دادخواهی آن وطن محبوب وبرباد رفته را درشعایرم احساس کردم وباهمنوایی به هردو اثر، پارچۀ را زیرعنوان (مرغان شکسته پریم... افتاده درحصار دیوارها) چنین نوشتم. (دنباله دارد)
منتشرۀ هفته نامۀ امید

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 151 مهمان آنلاین

Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.