Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

صفحـــاتی ازیک زنــدگی پرنشیب و فــراز PDF پرینت ایمیل
فــــرهنگی - کتـــابخـــانه خــــاوران
نوشته شده توسط پروفیسر داکترعبدالواسع لطیفی، الکسندریه ـ ورجینیا   
چهارشنبه ، 21 مرداد 1394 ، 13:24

پروفیسرداکترعبدالواسع لطیفی، الکسندریه ـ ورجینیادر وصلت وطن و درغربت هجرت (چهارم)
محبت نخستین: وقتی کلمۀ محبت رامینویسم، عشق درذهنم تعبیر علیحده داشته، وشماهر طوری قضاوت کنید، این دوکلمه ممتاز و مروج تمام ابنای بشر، در نزدبنده معانی متمایز ومشخصی خواهد داشت. شاید بسیار اتفاق افتاده که دربرابر عین شخص، هردونوع علاقه وتمایل، یعنی عشق ومحبت را احساس نماییم، ولی درشعایر من هیچگاه عشق جای محبت و محبت جای عشق را گرفته نتوانسته و اگر فرصت مساعدت کند ومن ازعشق نخستین حکایت نمایم، آن وقت خواهید دیدکه نحوۀ احساسات وهیجاناتم رابه شما طوردیگرو باکیفیت دیگر ترجمانی خواهم کرد. من به این شعرملکوتی مولینای بلخ عقیدۀ راسخ دارم که:
علت عاشق ز علت ها جداست     عشق اصطرلاب اسرار خداست
خوب، حالاکه ازمحبت نخستین من سخن بمیان آمده، اعتراف میکنم که این محبت رامن اولین بار دربرابرمادرعزیزم دریافتم و بادل و جان احساس کردم، مادری که باخون دل خود مرادرحیات داخل رحمی(جنینی) پرورش داد، ازجان عزیزخود بدنیاآورد، باشیرخود تغذی کرد وبا آبلۀ کف دست خود تربیت نمود، مادری که خودرا گرسنه ماند تامن سیرشوم، جسم خود راخسته ساخت تامن راحت باشم، و ازجوانی بسوی پیری وناتوانی رفت تامن جوان وتوانا شوم. البته مساعی وزحمات پدربزرگوارم نیز درین سیرنشو ونمای جسمی و معنوی ام نقش حیاتی داشته است، مادرم روزها وشبها خیاطی می کرد واجورۀ آنرا درراه رفع مایحتاج ما باهمدستی باپدر مابه مصرف میرساند، زیرادرآن ایام معاش پدرعزیزم که تنهامنبع عاید او بود، نسبتاً کم بود، ونمی توانست تمام مقتضیات دوخانواده را تکافو کند. لهذا مادرم ازعاید خیاطی خود به اقتصاد ضعیف ماهانه کمک میکرد وبه این صورت هردومشترکاً نمی گذاشتند درتأمین ضروریات ومایحتاج اولیۀ زندگی دچارمحرومیت شویم.
بهرحال، محبت نخستین من در برابرهمین مادر باشهامت پدیدارشد، اوهرگز نمیگذاشت ازراه راستی که خودش تشخیص داده وپسندیده بود، منحرف شوم وباشیوۀ دلپذیری کوشید تامرا درراه راستی و شنخات واطاعت خداوندبزرگ وپاک وعادل سوق دهد، وازخیانت ومضرت و غیبت ومردم آزاری، که درنظر اوگناهان نابخشودنی بود دورنگهدارد. قصه هاوافسانه های او تأثیرات وانتباهات عمیقی در روحیاتم بجا میگذاشت ومدتها دراطراف رویدادهای آن فکرمیکردم وبه پهلوانان خوب ونیک کردار، علاقمند ومتمایل شده وآرزو می کردم رفتار وکارنامه های آنهارا پیروی کنم، ولی وقتی درساحۀ عمل ناتوانی ونارسایی خودرامی دیدم، متأثر ودلگیرمیشدم، وگاهی هم رشک میبردم ویا ناخودآگاه به قهرمانان حسادت میورزیدم، این وقت بودکه شعور اسفلیت وکم نگری درنهادم بیدار میشد و به محجوبیتم می افزود. درچنین مواقع، پدر ومادر آزموده بایدذهنیت و طرزتلقی کودک رابا توضیح وتحلیل مدبرانه، درمقایسۀ رویداد های افسانوی وگزارشات واقعی، روشن ورهنمایی کنند وحدود توانایی وامکانات انسانی رادر دوره های حساس زندگی، برای کودک مشخص سازند.
مادرم میکوشید افسانه ها یاقصه هایی راکه باواقعیت نزدیک بود، برایم نقل کند، ازجملۀ افسانه های تکراری او، یکی هم سرگذشت دوپسر همبازی وهمسال بنام (نیکی وبدی) بود. درین گزارش جالب او رویدادهای زندگی روزمرۀ یک پسرخوش اخلاق ونیک کردار ویک پسر بداخلاق وبدکردار وپدر ومادرآزار راشرح میداد، بطوری که من نزدخود عهدمیکردم راه وروش زندگی ومراودات اجتماعی وخانوادگی پسر اولی، یعنی نیکی را درپیش گیرم، ازرفتار ناپسند وناهنجاردومی بپرهیزم.
بهرحال، محبت نخستین من دربرابرهمین زن شریف وصابر وبردبار، بنای شگفتن گرفت وتاامروز ریشه های آن بامیوه هاوثمرات بیشتر دربرابر انسانهای شریف ونیک کردار واقارب ودوستان وعزیزان و اجرااتم در اجتماع، درهستی ام پابرجاست.
احساسات وعواطفم دربرابر طبیعت: هرقدر عمرم پیشرفت میکرد و نخستین سالهای کودکی راسپری میکردم، به مناظر وجلوه های بوقلمون وجذاب طبیعت بیشتر متمایل ومنهمک میشدم، زیبایی هاو آرامش آنرادوست داشتم، ومناظر رقت انگیزآن مغمومم میساخت. درشبهای منزوی وهنگام تاریکی وتنهایی، نیازمند دستگیری و همراهی دیگران میشدم، بامواجه شدن به تاریکی شب درداخل یا خارج منزل، ترس عجیبی دامنگیرم میشد وخیال میردم یک دست نامرئی یایک هیولا برمن حمله ورخواهدشد. راستی وقتی فکرمی کنم که چرایک انسان تنها ومنزوی هنگام تاریکی یا دردل شب احساس ترس ووسوسه میکند، ونیازمند یک همراه ویک صدای آشنا یایک منبع نور میباشد. اسباب مختلفی درذهنم خطورمیکند، گاهی فکرمیکنم شایدسبب اصلی آن، میراث فطری همان ترس و واهمۀ باشدکه از انسانهای اولیه وقبل ازتاریخ، هنگامیکه در تجرد و بی وسیلگی درمغاره ها وجنگلات زندگی میکردند، برای ماباقی مانده است. ازآن ایامی که انسان بدون پیشبینی بطورغیرمترقب دستخوش حوادث ناگهانی طبیعت وحملۀ جانوران وآدمخوران و زورمندان بود...سبب دیگراین ترس شایدهمین باشدکه دراجتماعات  متمدن امروزی نیزاکثر جنایات ودزدیها وحوادث ناگوار وحملات بدکاران درهنگام شب ودرتاریکی اتفاق می افتد.
همچنان مطالعۀ رومانهای پرماجرا وشنیدن قصه هاوافسانه های ترس آور وامثال آن در بروزترس وواهمۀ انسان، خاصتاً کودکان در تاریکی می افزاید. امروز زدودن چنین ترس ازذهنیت کودکان از نقطۀ نظرتربیت اجتماعی خیلی مهم بحساب میرود، زیراباموجودیت و پیشرفت، این ترس ازتاریکی و تنهایی، فعالیتهای اجتماعی و اجراات فردی وتصمیم گیری انسان شدیداً صدمه می یابد.
تایادم می آید من درطفولیت هنگام تنهایی وتاریکی، احساس ترس میکردم وازمواجه شدن باآن هراس داشتم، اما روشنایی وزیبایی های طبیعت در پرتو انوارحیات بخش روز، مرامجذوب ساخته و یک سلسله عواطف واحساسات لطیف را درهستی ام پدیدارمینمود، گرچه از رعدوبرق میترسیم، ولی ریزش برق وباران ومشاهدۀ ابر های پراگنده و قوس قزح رادوست داشتم، فریفتۀ شگوفه های عطر بیز درختان اکاسی حویلی منزل ما بودم، و چهچۀ دلنشین وپرواز سرورانگیز پرستوها دربهار، دل وجانم رابه وجد وهیجان میآورد. یادم است وقتی درروزهای فرخندۀ بهار بااعضای خانواده دردامنۀ کوه (بابه شاپر) یاآسمایی، که نزدیک کوچۀ اندرابی بود، برای هواخوری وخوردن کشمش پنیر وکاهو وگشت وگزار میرفتیم، دورنمای شهر زیباوآسمان آبی کابل ومشاهدۀ قلل دوردست ومزارع وباغها وباغچه هایی که درزیر نورباصفای آفتاب بهاری جلوه نمایی میکرد، مرا ازآن بلندی هابخود مجذوب میساخت، وازین مناظر روشن وپرآرامش، الهامات پرکیف میگرفتم ودرهمین لحظات بود که عبارکدورت و اندوه وناملایمات حیات روزمره وبدبینی هاو بد اندیشی ها کاملاً ازنهادم دورشده، وخصایل نیک وعالی انسانی رادر دل ودماغ خود، نسبت به هرخاصیت دیگر، بیشتر ومتبارزمییافتم.
امروزدر دیارغربت وقتی هموطن عزیزی، ازهجوم افسردگی (استرس) و دقیت و زجرتهای روحی شکایت میکند، نظربه اساسات طبی وتجارب زندگی، اولین مشوره وتوصیه ام برایش همین است که تاحدتوان درهوای آزاد قدم بزند، زیرشعاع آفتاب و درروشنی های طبیعت روانۀ پارکها وگردشگاههای پر سبزه وپرگل ودرخت شود وبکوشد وبگذارد تا سرور وگشایش معنوی، درپهنای مناظرزیبا و روحپرور طبیعت، جای اندیشه ها وکدورتها ووسوسه هاوترس و هراس ها را بگیرد، و روزنه هایی بسوی فرداهای پرامیدبازشود.
درقبال این پدیده های اثرگذار، افکارم باحسرت وآه متوجه سر نوشت پر ازترس وواهمۀ افراد خاصتاً کودکانی میشود که زیادتراز دو دهه به اینطرف چه شبها وچه روزهای وحشتناک وپرهراسی را دربرابر انفجارات ناگهانی وحملات زمینی وهوایی وراکت اندازی ها وآتش سوزیها متحمل شده اند، وهرحادثه اعماق روح وروان شان راشگافته وعقده های غامضی درسیر حیات شان بجاگذاشته است.
همین لحظه بیادمی آورم ترس وواهمۀ راکه ازوقوع یک زلزله احساس کرده وترس داشتم که مبادا زمین لرزۀ دیگری وشدیدتری شود. آیاکسانیکه درهمین شب وروزحسرتبار واسف انگیزافغانستان مواجه به چنین تکانهاودهشت افگنی های دژخیمان وانفجاردهندگان  انتحاری وآدم ربایان وآدمکشان میباشند، گذشت زمان برحادثۀ زندگی پرمشقت  وبی یار ویاور وبه اصطلاح بی بازخواست را چگونه سپری میکنند؟ شاید یگان غمگسار وتسلی دهندۀ پراحساس موقتاً کدام توجه انسانی به آنها مبذول بدارد، ولی مصیبت دیدگانی که تعدادشان ازصدهاهزار زیادتراست، این شعرشاعررا زیرلبان خشکیده وکمرنگ خود زمزه خواهند کرد:
سرشک از رخم پاک کردم چه حاصل
علاجی کن کز دلم خو نیاید
درواقعیت همۀ مصیبت دیدگان درهمین آرزویند که دیگرازدل شان خون نیاید وشبهای یلدای زندگی به صبحگاهان روشن را درفرجام داشته باشد. درهمین لحظه یادم  آمدازیک قطعه شعرکوریایی که زیرعنوان (فردای روشن ما درکجاست) سروده، ومن متن فرانسوی آنرا خوانده وبه استقبالش چنین نوشتم:
فردای روشن ما... در کجاست؟!
همه باهم درین زمزمه اند که فردا، فردا!
ومن می پرسم پیهم که تا ظلمت شب اینجاست،
فردای روشن ما درکجاست؟!
میگوید در شفق داغ افقهای دور
درطلوع آفتاب، در گسترش روشنی و نور،
ولی سالهاست در انتظار صبح این شب یلدا هستم
همه جا در جستجوی آن فرخنده فردا هستم:
فردای پیوندهای محکم و قیام همگان
نیروبخش وحدت وپیمان راستین من و تو...
برهم زن صف تاریک دشمنان و بیگانگان،
آن که چون مار، خانه کرده اند درآستین من و تو...
کجاست فردایی که درآن اهریمن جنگ نباشد؟!
زمین وطن جولانگۀ دزدان ناموس وننگ نباشد؟!...
من و تو تاپای چنین دشمنان را ازوطن دور نسازیم،
تا چشم عدو را با تیر همرنگی و وحدت کور نسازیم،
راه صلح وآزادی و طلیعۀ نوروز ما، پیهم ناپیدا خواهد بود،
بسی فرداهای دیگر، چون امروز ما، بی فردا خواهدبود! (ادامه دارد)
منتشرۀ هفته نامۀ امید

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 362

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 155 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.