Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

چنـــد سخـــن فشــــرده در بـــاره کتـــاب "رهـــا در بـــاد" PDF پرینت ایمیل
فــــرهنگی - کتـــابخـــانه خــــاوران
نوشته شده توسط پروفیسور رسول رهین   
پنجشنبه ، 3 اسفند 1391 ، 09:26

چنـــد سخـــن فشــــرده در بـــاره کتـــاب "رهـــا در بـــاد"هفته گذشته، به لطف و مهربانی ثریا جان بها، رومان "رها در باد" بدستم رسید. من که معمولاً کتابهای پژوهشی و علمی و تخصصی را مورد پروفیسور رسول رهینکنکاَش و ارزیابی قرار میدهم؛ آنهم بحساب سطور انگشتان دست و پا و یا کمتر و بیشتر ازآن؛ تشویش کردم که چطور میتوانم کتابی باین ضخامت را که در سالهای اخیر به خواندن همچو کتابهای سیر صفحه وپر از نازک خیالیها، دلچسپی نداشته ام، بخوانم و ارزشیابی طرف قبول علاقمندان خود، بنمایم.

بهر حالش صفحه عنوان و تصویرهای کتاب را مشاهده کردم، چشمم به فهرست مندرجات افتاد. راستش از فهرست مندرجات چیزی در باره کتاب دستگیرم نشد. دیباچه را خواندم، آنرا هم چـــیزیکه من انتظار داشتم نیافتم. اما در جایی در شناسنامه کتاب خواندم که میگفت: "خود زیستنامه در متن نیمرخ انکشافات تاریخی سیاسی ربع اخیر قرن بیست افغانستان" هر چند مفهوم متن "نیمرخ انکشافات تاریخی سیاسی" را بدرستی فهمیده نتوانستم ولی بازهم واژه "خودزیستامه" کمی مرا رهنمایی کرد تا بدانم محتوای مرکزی این رومان را واقعیتهای زندگی کسی احتوا میکند که این رومان را به رشته تحریر در آورده است.

واقعیت اینست که تا هنوز هم چیزی از جمله ناقص " نیمرخ انکشافات تاریخی و سیاسی" حاصلم نشده است. فقط این جمله مرا بیاد برادران پشتونم انداخت که ایشان هم با اختراع واژه های نا مأنوس و بی ریشه، زبان مدرن پشتو را بیمایه ساخته اند که حتا بغییر از مخترعین آن واژه ها دیگران مفهوم واژه های جدید پشتویی شان را نمیدانند، چه رسد به کسانی که در فهم زبان پشتو کمتر سواد دارند.

از اصل مطلب دور نشویم، باز فکر کردم و خودرا تسلیت دادم و گفتم که صنعت چاپ هنوز که هنوز است در کشورما در بسیاری از حلقه های فرهنگی ما تازه است و آگاهانه تمرین نمیشود، همه صفحه سازیها و شناسنامه سازیها بر سبیل تقلید است، اینکه این آرایشها چطور باشند و چه مفهومها را برسانند تا هنوز جای کامل خودرا نزد بسیارها در حلقات روشنفکری ما بدست نیارورده است.

بااین سر درگمیها کتاب را باز کردم و فصل نخست کتابرا که با "اسپکهای چوبی" آغاز میشد، خواندم. متوجه شدم که تازه رومانی را میخوانم که "خودزیستانه " ساده نی بلکه رومانی است که گاه گاهی من در دوره های لیسه و دانشگاه میخواندم. واقعاً مرا بیاد آن داستانها انداخت. همان واژه ها که در داستانهای محمد حجازی، صادق هدایت ورومانهایی، زیر نامهای" عشق و انتقام" "خوشه های خشم" "برادران کارامازوف" "ربه کا" "برباد رفته" ودیگران خوانده بودم، درین زیست نامه یافتم. طرز نوشته وواژه پردازیهای نویسنده، تخیل و صحنه سازیها و تمثیل های به مورد مرا جذب کرد وتشویق شدم تا آن شب باقی وقتم را به خواندن این کتاب صرف کنم. همان شب، به" اسپکهای چوبی، در ژرفای یک تراژدی، هژ ده سال در پشت میله، نشانه یی از رهایی، نیمه پنهان، وعده ملاقات، نقطه عطف جنبش های دانشجویی،گرایشهای نهانی، نقش انگیزه ها، جوش و خروش جنبش چپ، اشک دهقان پیر" آشنا شدم.

به واقعیت اگر نمی خواندم باین همه بی ارتباطی هایی که دربین سر عنوانها و عنوانهای فرعی یافتم، چیزی در باره محتوای کتاب فهمیده نمیتوانستم. سر عنوانها نمیتوانست مرا به تسلسل واقعیتهای زندگی نویسنده رهنمایی کند. در اینجا میخواهم بگویم که انتخاب سر عنوانهای درست و بجا میتواند بیشترین مفهوم کتاب را به خواننده برساند. خواندن کتاب مرا تا آنجا متوجه تیز هوشی، ذکاوت و استعداد بانو یی ساخت که در سنهای آغازین زندگی به بسیار چیزها که حتا انسانهای عادی در سنین جوانی هم به آنها نمی اندیشند، فکر میکرده است. خودرا ملامت میکردم که چرا من و بسیارهای دیگر روزگاران طفلی و دامان مادر را بیاد نداریم و نمیتوانیم، دوران کودکی خودرا چطوریکه صورت گرفته است تخیل کنیم و در یادنامه روزگاران گذشته خود، ثبت کنم. خوشا بحال ثریا جان بها که این قوه خارق العاده در وجودش جوانه زده بود و از "لب سرین" مادر گرفته تا دوستان پدرش و ملاقات با اولین فرهنگی ترین زن آن دوران، همه را در ذهن خدادادش ثبت کرده است. هرچند نگارنده هم در دهه آغاز جنبش چپ ازدانشگاه کابل، مسؤل کتابخانه مرکزی دانشگاه کابل، بودم. و آمد و رفت داکتر محمد یوسف و سخنرانی محمد هاشم میوندوال در دانشگاه کابل را بچشم خود مشاهده کرده وشاهد فرار گلبدین حکمتیار پس از قتل سیدال از کمپس دانشگاه کابل از پیشروی ساختمان کتابخانه دانشگاه کابل بطرف کارته سخی میباشم. ولی ظرافتهایی که نویسنده "رها در باد" با شیوه نگارش زیبای حادثه ها، مخصوصاً عشوه گریهای گل دختران دانشگاهی را که در آن زمان تازه نصیب پسران جوان و حتا سن رفتگان و استادان روشن روان دانشگاه کابل شده بود و دل و دین نه تنها دانشگاهیان بلکه هر بیننده را می برد و ساعتها در دنیای هوسها و خیالات آرمانی خود بسرمی بردند، بیاد دارم. چند تای آن زیبا رویان دانشگاهی هنوزهم بیادم هست و می دیدیم که چگونه دلربایانه کمپس دانشگاه کابل را زینت بخشیده و زیر درختان سیره سایه را خوشبو تر و معطرتر میگردانیدند. مخصوصاً که یگان تای شان دلداده گانی هم در پهلوی خود میداشتند.

مطالعه در باره کمپس دانشگاه کابل و افتادن بیاد آن خاطره های فراموش نا شدنی مرا تشویق کرد تا بخشهای دیگرکتاب را نیز بخوانم. باز از "درتکاپوی شناخت" آغاز کردم و " نگاهی به پیدایش جریان های سیاسی، نگاهی به جنبش های دانشجویی، یک سال دربستر بیماری، هنجار های زشت کارمل، درامه ها ونقش ها، آبهای بهاری، جشن پیروزی کارمل، پدرود با خنیاگران سرخ، سنگین ترین پیامدها، دادگاه استالینی، یک وصلت سیاسی، یکسره وحشی، دسیسه سازی وفتنه پردازی رهبران پرچمی" را خواندم. بخود گفتم، حیف شده است که نویسنده محترم بانو ثریا جان بها، با داشتن این آرشیف بزرگ و یادداشتهای غنی دست اول، بخش سیاسی کتاب را جدا از رومان زیست نامه رومانتیک خود ننوشته است. اگر جدا می نوشت هم خواننده ها به آسانی و پیهم داستان تراژیک و غم نامه زندگی خانواده او را تعقیب کرده میتوانستند و هم کرکتر ها و قهرمانان جنبش چپ افغانستان خوبتر و بهتر و بیشتر معرفی می شدند. ونیزقسمتهایی که گنگ و یکجانبه به نظر می آید بهتر تشریح و توضیح میگردید.

به همه حال حس کنجکاوی مرا واداشت تا بازهم بجلو بروم، فصل نهم کتاب را که با کودتای بیست و شش سرطان گره خورده بود، خواندم، بعداً "ای کاش سرنوشت جز این می نوشت، آرزو های گم گشته، یک ازدواج نافرجام، زن سرکش را باید شکست، انسان عروسک خیمه شب بازی نیست، زنان ضد زن، ناگهان چه زود دیر می شود!، آرامش پیش ازتوفان، واپسین دیداربا استاد خیبر، پیراهن حضرت عثمان، این فرعون باید کشته شود، برلب پرتگاه، یک زندگی تازه درمرداد، مرگ ما پرقو نیست، قدم رؤیا نیک است، زمان داوری می کند، به پاس رنجهای بیکران مردم افغانستان، بهشت سرخ دولت کارگری، دریک سحرگاه بهاری، آیا هرکجا آسمانش همین رنگ است؟ برگشت بی فرجام، به سوی پاریس، جیمز باند، برگشت" را خواندم. همه ماجرا در باره نوسنده رومان و زد و بندهایی بود که بین نویسنده کتاب و خانواده همسرش صدیق راهی واقع شده بود و میتوانست بخشی از هدف واقعی نویسنده را به نمایش بگذارد. خواندن این بخش خواننده را به زندگی مواج و پر طلاطم نویسنده کتاب آشنا ساخته و دلهای نازک را بحال نویسنده وخانواده رها در طوفانش گریان می سازد.

فصل پانزدهم با نجیب الله و خاد آغاز میشود که از نظر نگارنده مرکز ثقل داستان را همین بخش تشکیل میدهد. این بخش با "کینه ها وانتقام ها، جنایت های پنهان، آن سوی پرده ها، فرجام خانوادۀ خیبر، بازگشت ازقربانگاه، شوکران، انفجارسیب، ازفرود کشتارگاه خاد تا فراز ریاست جمهوری و گریزناکام" ادامه می یابد. این بخش سخت ترین و پر هیجان ترین بخش رومان را در بر میگیرد. نویسنده سعی کرده است تاخت و تازها و کمین گیریهای دستگاه جهنمی خاد را در دوران سر دمداری نجیب با الفاظی بیان نماید که سنگدل ترین انسان هم بحال نویسنده داستان بگرید و نفرت خود را بر خانواده های ظالم وسرکش وارد کند. واژه پردازیها و انتخاب واژه ها و بکار گیری مناسب واژه ها از ارزشهایی میباشد که درین بخش بمشاهده میرسد.

درفصل بیستم کتاب، نویسنده از آشنایی خود با شیر مردان جبهه پنجشیر یاد کرده کتاب را باین ابواب ادامه میدهد: " آهنگ رهسپاری به سوی جبهه جنگ، «خنج»، لحظۀ دیدار با مسعود، برف پریان، عشق وحماسه، به سوی ورسج، تب وهذیان، ورسج اقامتگاه آرمانی مسعود، ورسج درزیررگبارآتش، اشک ها ولبخند ها، درآستانۀ پدرود، به سوی مرزهای بیگانه، پاکستان، واپسین کمین گاه نجیب، یک ماجرای فراموش ناشدنی، اقامت، گم گشتگان بهشت امریکا، نویسندۀ کتاب «آیا نجیب را می شناسید؟» الوداع با دروغ" اینجا هم نویسنده رومان از شرایط داغ جنگ، زندگی با مجاهدان سر به کف، عبور از تنگناهای دره ها و غلطیدنها از باریک راههای کوهی را با سلیقه خاص داستانی بیان کرده، دیدار خود با مسعود بزرگ را یک حادثه فراموش ناشدنی زندگی خود مینویسد. اوکـــم و بیش از بزدلیهای شوهرش صدیق راهی یادکرده، تلاش کرده است مجاهدان را عقابان بلند پروازکوهپایه ها تمثیل و عفت و مردانگی ایشانرا بر رخ همه مردانی که تا آن دم درحق او جفا کرده بودند بکشاند و صدیق را کوچک مرد معرفی کند.

در فصلهای پایانی کتاب، هرچند ضرورت بود نتیجه داستان با یک هدف معیین و خاص که میتوانست در اعماق قلب خواننده نفوذ کند و آخر زندگی و سرنوشت خانواده یی را که آغازش با دسیسه و هوس رانیهای کاذب برادران احمدزایی شروع شده بود، تیره و تار، نشان دهد، ولی بازهم جانب سیاستهای پوچ و بی محتوا رفته، کتاب را با" پروژۀ، آشتی «نجیب و گلبدین" می آغازد و بعداً "از فرار نافرجام، چه گونه به رهایی دست یافتم، لیمه، هم هویتی با شکنجه گر، سروها ایستاده اند" یاد کرده رومان را به این جمله پایان می بخشد:" باز موجهای خاطره می آمدند وبه یاد می آوردم آن سده سترگ را که سالهای شکوهمند زندگی ام در کوهستانهای پنجشیر و دره ورسج بود، که فرمانده مسعود میگفت: "مرگ در پیکار برایم یک انتظار است" و من میگفتم،: " برای هدف انسانی، چون سرو ایستاده مردن برایم یک آرمان است..." خاتمه میدهد.

نگارنده با تمام فرازها و فرودهایی که در شیوه داستان نویسی مشاهده میشود، کتاب " رها در باد" نوشته بانوی فاضل و دانشمند و درد دیده ثریا جان بها را در نوع خود یکی از برازنده ترین داستانهای رومانتیکی میداند که تازه درفضای ادبیات درون مرزی و برونمرزی افغانستان، درخشیده است. شاید رومانهای بیشتری از نویسنده گان درون مرزی و برونمرزی کشور چاپ شده باشد و جوایز بلند بالایی هم گرفته باشند، ولی هیچ یک آنها تا آنجا که من خوانده ام، درشیوه رومانس و واژه گزینی و استعمال بجای واژه ها، باین داستان همسری کرده نمیتوانند. این داستان اگر در جاجایی به سیاست آلوده نمی شد و مستقیم زندگی و دردهای این بانو و فرزندانش را که با جان فشانی ها و از خود گذریهای مادرانه این بانو نجات یافته اند، ادامه می یافت و درآخرداستان فرزندانش که باز با کینه توزیها و سر تمبه گیهای شوهر نادانش به ظلمات و تاریکی سوق میشوند، پایان میداد، از نظر نگارنده خاتمه داستان چنگ عمیق بر اذهان خواننده میزد. پدرود

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 7 اسفند 1391 ، 12:27
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 119 مهمان آنلاین

ازهمیـن قـلم درخـــاوران


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.