Khawaran.com نشریهء سیاسی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی افغانستان

پیوندِ فرهنگ و سیاست PDF پرینت ایمیل
کی کیست - گفت و شــنود هــا
نوشته شده توسط یما جمشید امیری   
دوشنبه ، 19 تیر 1396 ، 09:42

در گفت‌وگویی با جاویدفرهاددر گفت‌وگویی با جاویدفرهاد
پرسش‌گر: یما جمشید امیری
{ یاد کرد:
رابطه‌ی فرهنگ با سیاست ، میزان شعورسیاسی مردم در جامعه و این که رشد فرهنگِ عمومی در حوزه‌ی سیاست از کجا و چگونه آغاز می شود، همواره از بحث های جدی در زمینه‌های فرهنگ و سیاست بوده است، که برای درک بهتر از این موارد، گفت‌وگوی ویژه‌ی مرا با "جاوید فرهاد" نویسنده و منتقد در اینجا می‌خوانید.}


- در نخست توجیه شما از پیوند میان فرهنگ و سیاست چیست ؟
*- فرهنگ، روح سیاست است؛ یعنی سیاست بدون فرهنگ، شبیه کالبد خشک شده‌است که باید دفن شود؛ زیرا پیکرِ بدون روح، چیزی زاید است، و به همان دلیل است که، پیش‌تر از هر گونه تحول سیاسی و اجتماعی ، نخست باید دگردسیی فرهنگی در سطح جامعه پدید آید تا بستری برای جذب تحول سیاسی به میان آید.
در افغانستان هر گونه تحول سیاسی ( چه چپی و چه راستی ) که رخ داده است ، بدون تو جه به زمینه‌های فرهنگی و در کُل بدون تحول  فرهنگی شکل گرفته است ؛ یعنی سیاست ها چه در حوزه ی دموکراتیک و چه در عرصه‌ی افراطی وغیر دموکراتیک ، همه بدون پشتوانه‌ی فرهنگی بوده است .
ساده تر می‌خواهم بگویم که به دلیل نبود جریان‌های فرهنگی بستر ساز، اندیشه‌های وارداتی از بیرون بر ما تحمیل شده است، و این تحمیل ، درست نقطه‌ی تلاقی با عنصر کمبود فرهنگی و نداشتن سطح شعورِ فرهنگی بوده است.
از دید من، نبود آگاهی از درک مقوله‌ها و جریان‌های سیاسی ( چه در زمینه‌های راست و چه در زمینه‌های  چپ ) و حضور اندیشه‌های وارداتی افراطی و تفریطی سبب شده‌است که ، خط اعتدال  در سیاست را گُم کنیم و بدل شویم به فردِ متعصبِ سیاسی .
بربنیاد آنچه گفته شد، در درک خود از این جُستار به این نتیجه می رسیم که، هر رویکردِ متحولی ( خواه مثبت و خواه منفی ) بدون درک زمنیه‌های فرهنگی  در جامعه‌ی ما انجام شده‌است، و این مورد نقطه‌ی ایجاد تنش در جغرافیایی به نام افغانستان بوده است .
با توجه به این ، فرهنگ پیش زمینه‌ای برای بستر سازی سیاسی است، و در واقع ابزاری‌ست برای نهادینه ساختن هر گونه تحول و دگردیسی سیاسی در جامعه .
-    اما اکنون فکر نمی کنید، میزان شعور سیاسی شهروندان و در کُل سطح برداشت سیاسی مردم از وضعیت نسبت به چند دهه رشد فزاینده کرده ، و این وابسته به رشد زمینه‌های فرهنگی برای درکِ عموم از وضعیت سیاسی بوده است ؟
-    * تجربه های عینی ما از سیاست و چشم دید های ما از دگردیسی های وضعیت سیاسی ، تا جایی ما را در بر خورد از تحولات سیاسی در افغانستان ، حساس ساخته است؛ اما این حساسیت به هیچ  روی ریشه در باز یافت فرهنگی ما از رویداد‌های سیاسی در کشور نداشته است؛ یعنی فضای جاری و نوعی بی‌ثباتی سیاسی – فرهنگی  سبب شده که، تجربه‌ها و چشم‌دیدهای مان را از رویداد‌های سیاسی عینیت ببخشیم ؛ اما این عینیت بخشی، به هیچ روی ناشی از درک فرهنگی ما نبوده است؛ بل نوعی گرایش پویولیستی در سطح جامعه سبب شده است تا ما سیاست زده شویم، این گرایش عمومی ما در حوزه‌ی سیاست هم‌خوان با درک فرهنگی ما از سیاست‌ها و تحولات سیاسی نبوده است؛ یعنی پیش از این که درگیری بلای کمونیزم واژدهای "اخوانیزم" و "ایزم"های دیگر شویم ، درک فرهنگی ما از این مقوله ها و مکتب های سیاسی بسیار پایین بوده؛ زیرا سطح فرهنگ عمومی در جامعه ما به گونه ی کُلی سیر نزولی خود را می پیموده‌است ؛ بنا بر این برخی روشنفکران از فرطِ جنون به دگردیسی، بدون توجه به پیش‌زمینه‌ها و پس‌زمینه‌های فرهنگی در جامعه، (بیشتر هم از روی آثارِ ترجمه شده) فکرهای ترجمه شده‌ی دیگران را به خورد" عوام الناس " داده‌اند و اندکی هم از سر آگاهی و شمار گسترده‌ای هم از فرطِ ناآگاهی در برابر این فکرهای ترجمه یی ایستادند و سپس یا " اشرار " لقب گرفتند ویا هم " کافر " و " بی دین "  و " لامذهب " .
پنداشت من این است که، در جامعه ی ما همان قدر که "مارکس" را نشناختند، به همان پیمانه "سید قطب " را هم درک نکردند، عاملش هم این بود که، میزان فرهنگ عمومی پایین بود، و اکنون هم که ما شاهد دگردیسی‌های گونه گون سیاسی در کشور هستیم، سطح فرهنگِ عمومی در جامعه بسیار پایین است ؛ شمار بی‌سوادان ما زیاد، شمار کم سوادانِ ما بیشتر ازباسوادان و شمار با سوادان و نیز روشنفکرانِ ما اندک بوده‌است .با این ساختار نیم بند فرهنگی، بی‌گمان درک ما از جریان‌ها و تحولات سیاسی هم ناچیز بوده است .
-    برخی از آگاهان به این باورند که تجربه‌های مردم از رویدادها و دگرگونی‌های سیاسی  در افغانستان، میزان " شعور سیاسی " شهروندان را بلند برده است، و این به نظرِ تان نوعی رشدِ فرهنگی در زمینه‌ی درکِ فرهنگی مردم از سیاست نیست ؟
-    * ببیند ، وقتی می‌گوییم: "شعور سیاسی"، بی‌گمان این مقوله رابطه‌ی سامانمند با پدیده‌ی فرهنگ به معنای عام آن دارد؛ فرهنگ در این مرحله به معنای رشد میزانِ آگاهی شهروندان در سطوح گونه گون - به ویژه  در حوزه ی سیاست - است .( البته منظورم از فرهنگ اینجا معنای فراگیر و چند بعُدی نیست ) از دید من چشم‌دیدهای ما از رخ‌داد‌های سیاسی، به معنای بلند رفتنِ میزان " شعور سیاسی " عامه نیست؛ این چشم‌دیدها، بیشتر از این که "شعور سیاسی" ما را به لحاظ فرهنگی رشد داده باشد ، سر نوشت ما را "سیاست زده " ساخته است؛ یعنی این سیاست زده‌گی بر ما تحمیل شده است . امروز هر فردی از جامعه، به دلیل رویکردهای سیاسی که عمدن سر نوشت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اش با آن گره خورده است، نا گزیر است تجربه ها و مشاهدات سیاسی‌اش را از وضعیت در افغانستان دنبال کند؛ ولی این دنبال کردن وضعیت سیاسی، نه از روی فهم و رشد شعور سیاسی وی است ؛ بل به نوعی ناگزیر شده است تا اوضاع سیاسی را پی گیری کند؛ زیرا همان گونه  که گفتیم ، از روی ناگزیری سر نوشتش با سیاست آمیخته شده است، و این ناگزیری هر گز به معنای رشد شعور سیاسی وی از وضعیت نیست .
شعور سیاسی زمانی شکل می گیرد و رشد می‌کند که، هر شهروند با توجه به پیش زمینه‌های فرهنگی و میزان آگاهی اش از نفس سیاست و اوضاع سیاسی، آگاهانه و از روی خردِ سیاسی به درکِ واقع‌بینانه از سیاست نایل آید .
اگر به گفته‌ی شما ما به آن شعور سیاسی لازم نایل آمده باشیم، چرا به برخی از رهبران و نماینده گانی در حکومت و شورای ملی رأی دادیم که نه عُرضه‌ی رهبری را دارند و نه هم می‌توانند نماینده‌ی واقعی مردم باشند؛ هنگامی که انتحاب ما آگاهانه نیست، پس چگونه می‌توانیم ادعا کنیم که تجربه‌ها و مشاهدات ما از تحولات سیاسی در افغانستان، شعورِ سیاسی عمومی ما را توسعه داده‌است .
- خوب، حالا برای رشد فرهنگِ عمومی در حوزه‌ی سیاست ، باید از کجا آغاز کنیم ؟
*-برای رشد فر هنگِ عمومی در این حوزه ( سیاست )باید خود مان را به لحاظِ فرهنگی توسعه بدهیم ؛ یعنی میزان آگاهی عامه را بلند ببریم .
در وهله‌ی دوم، داشتنِ فرهنگِ سیاسی و سپس وجودِ سیاستِ فرهنگی مُدون ضروری‌ست. فرهنگ سیاسی زمانی به وجود می‌آید که، میزان آگاهی و اطلاعات ما از سیاست با توجه به پیش‌زمینه‌ی فرهنگی آن بلند برود .
سیاستِ فرهنگی هنگامی شکل می‌گیرد که ما فرهنگِ سیاسی مدونِ مان را رشد بدهیم و به حیث شهروند آگاه در طرح ، ایجاد و پیشنهاد‌های ما برای راه‌اندازی سازوکارهای فرهنگی و برنامه‌های سیاست فرهنگی خوب عمل کنیم؛ یعنی بکوشیم در نخست سطح فرهنگِ عمومی و سپس میزان آگاهی مردم را از سیاست بلند ببریم ؛ پیش از آن که به تحول و دگردیسی یا انقلاب سیاسی متوسل شویم، تحول، دگردیسی و انقلاب فرهنگی  را راه‌اندازی کنیم تا بعد دچار اشکال نشده و زمینه را برای جذب این دگردیسی وتحول سیاسی ایجاد نماییم ؛ در غیر آن به "کعبه" نارسیده،  مثلِ همیشه به "ترکستان" خواهیم رفت.

 

*************************

سیاست‌گذاری در رسانه چیست؟
گفت‌وگو با جاوید فرهاد


یاد کرد:
« جاوید فرهاد» نویسنده و روزنامه نگار کشور، نوشته ها و جستارهایی در مورد اهمیت رسانه و سیاست‌گذاری در رسانه دارد که از آن میان می‌توان از مقالات و جستارهایی مانند: «شیوه های مؤثر مدیریت در رسانه، خبرنگاری گام به گام، فرایند ویرایش در خبر و گزارش، نفوذ در افکار عامه، عوامل سانسور و خودسنانسوری و مؤلفه های جنگ روانی» نام برد.
در زیر گفت‌وگوی «شیرشاه نوابی» را در باره‌ی «عوامل سیاست‌گذاری در رسانه » با آقای  "فرهاد" می‌خوانید:
نوابی: سیاست‌گذاری در رسانه چیست؟
فرهاد: سیاست‌گذاری در رسانه؛ یعنی اِعمال مشی مبتنی بر سیاست رسانه یی برای نفوذ در افکار عامه. با آن که این توجیه به هیچ روی مانع و جامع نیست؛ اما می تواند به حیث پیش فرضی به منظور شناخت و واکاوی بیشتر در فرایند روش های سیاستگذاری در رسانه، پنداشته شود.
بی گمان هر رسانه ای با توجه به چشمداشتش از وضعیت عمومی در جامعه و توجه مخاطبانش به فرآورده های رسانه ای، سیاست مشخصی را پی می گیرد، و بی تردید این پی گیری، مشمول دقت در برنامه ریزی های رسانه ای می شود که از سوی مسؤولان رسانه عملی می گردد.
نوابی: اجزای مهم سیاست‌گذاری در رسانه کدام ها است؟
فرهاد: مؤلفه های مهم (اجزای با اهمیت) در زمینه ی سیاست‌گذاری رسانه ای این ها اند: توجه به ذایقه ی مخاطبان، جلوگیری از سانسور بد و خودسانسوری، نفوذ در افکار عامه از طریق اعمال روش های سیاستگذاری غیر مستقیم (به ویژه رسانه های خصوصی)، توجه به ماهیت پیام، فضا سازی، جلب اعتماد مخاطبان و توجه به ماهیت و چیستی فر آورده های رسانه ای در بخش تولید بر نامه ها.
نوابی: چند گونه سیاست‌گذاری در رسانه وجود دارد؟
فرهاد: دو گونه؛ یکی سیاست‌گذاری مستقیم، که بیشتر هم در رسانه های دولتی،  حزبی و گروهی کاربرد دارد، و دیگری هم سیاستگذاری غیر مستقیم که مربوط رسانه های خصوصی و غیر دولتی است. فرایند سیاستگذاری غیر مستقیم در مقایسه با سیاستگذاری مستقیم، دشوار تر است؛ یعنی شعور و درک فزاینده ای می خواهد تا با رعایت اصل توازن، اعتماد مخابطان را جلب کنیم و نیز در راستای تغییر و سمت دهی افکار عامه، نقش مهمی را ایفا کنیم.
نوابی: چه کسانی در روند سیاست‌گذاری در رسانه نقش دارند؟
فرهاد: عوامل درون سازمانی رسانه مانند: صاحب امتیاز، مسؤولان و مدیرانی که به نحوی در شکل گیری ساز و کارهای رسانه ای مانند:  برنامه ریزی ها و طرح تولید برنامه ها، عامل پنداشته می شوند.
نوابی: ضعف در سیاست‌گذاری رسانه، چقدر می تواند حیثیت رسانه را زیر پرسش ببرد؟
فرهاد: همان گونه که در مورد اهمیت سیاستگذاری در رسانه گفتم، توجه نکردن به این  اهمیت، سبب ضعف و افول رسانه می شود. پژوهش ها در تأریخ کارکردهای رسانه ای به روشنی نشان میدهد که  شکست بیشتر رسانه ها، ناشی از ناتوانی آنان در فرایند سیاستگذاری بهینه بوده است.
رسانه هایی که در حوزه ی رسانگی دچار ضعف در سیاست‌گذاری شده اند، بی گمان بی تأثیر گذار ترین رسانه ها در شکل دهی افکار عامه بوده اند. به زبان ساده تر بگویم: رسانه ی بدون سیاستگذاری و مشی رسانه ای، ممکن است هر چیزی باشد به جز رسانه ای اثر گذار.
نوابی: عوامل بازدارنده در سیاست‌گذاری مؤثر در رسانه ها کدام اند؟
فرهاد: دخالت عوامل بیرون رسانه ای مثل گروه های فشار، رهبران حکومت، وابستگی های غیر مٌجاز اقتصادی و ... از سوی دیگر عوامل درون سازمانی مانند گماشتن رییسان و مدیران نا کارا، نداشتن مشی مشخص نشراتی، بی مبالاتی و بی توجهی به چیستی داده ها و فرآورده های رسانه ای، نا آگاهی از مسایل مهم سیاسی و وضعیت اجتماعی و فرهنگی، بی برنامه گی، بی ثباتی در طرح و تطبیق برنامه ها و تشبث افراد نا فهم و غیر فنی در امور رسانه ای، از عوامل بازدارنده در حوزه ی سیاستگذاری مؤثر در رسانه اند.
نوابی: آیا سانسور و خود سانسوری می تواند به روند سیاستگذاری در رسانه آسیب جدی برساند؟
فرهاد: بی تردید، سانسور و خودسانسوری دو مانع عمده در برابر روند ابتکار و انگیزه ی خلاقیت در رسانه است. یعنی قیچی بٌرنده ی سانسور و خود سانسوری هر چه از جنس تحول و خلاقیت را که دم دستش بیاید، پارچه پارچه می کند و حس تجدد و نو آفرینی را در وجود اصحاب رسانه می کشد. باید یاد مان باشد که سانسور خوب و سانسور بد، به گونه ی طبیعی در هر رسانه ای وجود دارد و حتا در لیبرال ترین رسانه ها که سنگ آزادی بیان و رعایت ارزش های مردم سالاری را بر سینه می زنند، سانسور به گونه ای وجود دارد؛ اما با توجه به این که باید در برابر عوامل سانسور بد به نحوی به پرخاش و مبارزه بر خاست و سانسور خوب را به دلیل برخی از ملحوظات ارزشی، اعمال کرد.
نوابی: سیاست‌گذاری مبتنی بر «منافع ملی» چقدر می تواند جایگاه رسانه را بلند ببرد و در تأمین این منافع نقش بنیادی را ایفا کند؟
فرهاد: پیش از پرداختن به اصل مسأله، باید بگویم که ما هنوز ملت به معنای واقعی کلمه نیستیم؛ اما از تلاش های مان برای دستیابی به این مقوله ی شریف، یکدم هم نمی ایستیم. پس با این پیش فرض، وقتی ما هنوز ملت به معنای واقعی آن نیستیم، چگونه می توانیم منافع ملی تعریف شده و همه پذیر داشته باشیم. با آن که نمی خواهم بحث را کاملن سیاسی بسازم، اما می خواهم بگویم که نباید در توهم شعار زده گی به خاطر مقوله ی ملت و منافع ملی گیر بمانیم و با برخورد غیر عقلانی از چیزی گپ بزنیم که هنوز وجود ندارد و دهان ما هم از فرط احساسات به این مقوله ی شریف کف کند... به هر حال... بگذریم...
به یک نکته همواره باید توجه داشته باشیم که کار در رسانه، در کنار اطلاع رسانی، فرهنگی سازی نیز است و افزون بر آن، ترویج ارزش ها (چه اخلاقی، چه دینی، چه اجتماعی چه سیاسی و چه اقتصادی» از اصل های عمده در فرایند رسانگی و تبلیغات است؛ هنگامی که رسانه قدرت فرهنگ سازی را نسبت به رسانه داراست، پس سیاستگذاری مبتنی و مشروط بر منافع ملی «یا هر منفعت دیگر» اعتبار مخاطبان را بلند می برد و همین سبب می شود تا رسانه از ارزش ویژه تر در میان رسانه های همعصرش بر خوردار شود.
نوابی: شیوه های نوین سیاست‌گذاری چگونه است؟
فرهاد: فضا سازی، جلب اعتماد مخاطبان و نفوذ گسترده در افکار عامه، از اصل های مهم در فرایند سیاست‌گذاری در رسانه است؛ یعنی وقتی فضا سازی متوازن و موجه انجام شود، اعتماد مخاطبان به رسانه افزایش می یابد و از این طریق می توان بر افکار آنان نفوذ کرد و در واقع، واقعیت عینی را به واقعیت رسانه ای و سپس به واقعیت ذهنی مخاطبان مبدل کرد.

نوابی: مدیرانی که سیاست‌گذاری در رسانه را درک نکنند، دورنمای رسانه به کجا کشانده می شود؟
فرهاد: مدیران بی سواد و کم سوادی که توانایی درک مشی رسانه را در زمینه ی سیاست‌گذاری ندارند، نتنها که عامل زوال و سقوط رسانه در جامعه ی مخاطبان پنداشته می شوند؛ بل عامل از دست دادن اعتماد مخاطبان و هرج و مرج درون سازمانی نیز در رسانه دانسته می شوند، که باید به این مسأله در روند مدیریت رسانه توجه جدی شود.


 

Advertise your business here. Click to contact us.
تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!

!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved."

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ، 19 تیر 1396 ، 09:50
 

تـاریخ مطبـوعـات جلد سوم

..
جلد ســوم
تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان

تاریخ مطبوعات افغانستان؛
شامل "نشرات برونمرزی کشور"

مؤلف: پروفیسور رسول رهین
..

دوستان عزیز!

اینک جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان؛ شامل "نشرات برونمرزی کشور" تازه به زیور چاپ آراسته گردیده است.

علاقمندان میتوانند با تماس به مؤلف ویا ناشر کتاب به محتوای غنی کتاب آشنایی پیداکنند. برای آشنایی بیشتر مشخصات کتاب را در ذیل مطالعه بفرمائید.

جلد سوم

"تــاریخ مطبــوعــات افغــانســتان"
(نشرات
برونمرزی)

مشخصات کتاب:

عنوان: تاریخ مطبوعات افغانستان؛

(نشرات برونمرزی افغانستان)

(1357 – 1390)

مؤلف: پروفیسور رسول رهین

محل نشر: استوکهولم، سویدن

ناشر: شورای فرهنگی افغانستان

تاریخ نشر: مارچ 2017 (حمل 1396)

مصحح: عارف دانش

صفحه آرا : ضیاء رهین

طرح روی جلد: پوهنیار جاهد مشتاق

تیراژ: 1000 نسخه

آدرس ناشر:

Prof. Abdul Rasul Rahin

12751 Skärholmen, Sweden

Tel. 0046 8 740 63 65

Mob. 0046 73 924 09 07

E-Mail: rahin@khawaran.com

Website: www.khawaran.com

شماره ثبت: ISBN:978-91-978820-3-3

**************************

حرفهای مؤلف

دوستان عزیز:

خوشحالم، اینک حسب وعده یی که به ژورنالیستان عزیز داده بودم، توفیق یافتم جلد سوم تاریخ مطبوعات افغانستان را که محتوی نشریه های برونمرزی افغانستان میباشد، پس از سعی و تلاش دامنه داری در خارج میهن تکمیل کرده به اختیار شما دوست داران مطبوعات برونمرزی افغانستان میگذارم.

هرچند تکمیل این پروژه در برونمرزی کار آسان و ساده نبود؛ ولی با همکاری دوستان و علاقمندان دسپلین ژورنالیزم و تماسهای مداوم با ژورنالیستان پرکار خارج کشور امکان آن برایم میسر گردید تا انجام این کار مهم و با ارزش را به حقیقت مبدل نمایم. برای ایفای این کارپر ارزش تلاش کردم به ادامه شیوه کاری جلد اول و دوم تاریخ مطبوعات افغانستان مقدمه پر محتوایی در باره آغاز نشرات فارسی دری در جهان، خراسان شرقی یا افغانستان کنونی، چگونگی رشد نشرات برونمرزی افغانستان در دهه های اخیر معلومات جامع در اختیار شما علاقمندان فرهنگ غنی خراسانی بگذارم.

با آنکه دسترسی به مطبوعات این دوره هاکه در سراسر کشورهای جهان پراگنده میباشند، مشکل است وبا تمام تلاشها بازهم این امکان رابه من نداد تا به همه آنها دسترسی پیداکنم؛ ونیز اکثر این نشریه ها پس از انتشار یک یا دو شماره متوقف گردیده بودند که اینهم میتوانست بر دشواری جمع آوری و توضیح محتوایی آنها تأثیر منفی گذارد. چاپ یک نشریه به عین نام و عنوان در چند شهر و چندکشور جهان از مشکلات دیگری بود که توانست در تفکیک و شناسایی نشریه هامشکل ایجاد نماید، نشرنامنظم و غیر مسلکی نشریه ها که اکثر شان فاقد تاریخ نشر، معلومات در باره ماهنامه و جریده بودن ویا روزنامه بودن آنها فکت دیگری است که کار مارا به کندی سوق کرده، حتی مؤفق نشدیم شهرت مکمل یکتعداد نشریه ها را که بایست مکمل معرفی میشد بدست بیآوریم. و لی نگارنده که در تصمیم خود عزم راسخ داشتم سعی کردم با استفاده از محتوای نشریه هایی که بدسترسم قرارداشتند و نیز آثار چاپ شده سایر محققان و ژورنالیستان داخلی و خارجی بر مشکلات غلبه کرده در تکمیل این پروژه ارزشمـند ساعی بمانم. اینکه گفته اند تصمیم نصف مؤفقیت است، بکار خود ادامه داده تقریباً بیشترین و حتی کاملترین مجموعه نشــــریه های چاپی برونمرزی را که تعداد مجموعی آنها به بیش از 900 نشریه میرسد جمع و باختیار دوستداران مطبوعات برونمرزی کشور بگذارم.

ازدوستان و علاقمندان، بخصوص از ژورنالیستان سخت کوش کشور توقع دارم، در صورتیکه اشتباهی و یا اصلاحی در باره تاریخ ها وسایر معلومات داده شده درکتاب نزد شان ظاهر گردد، صمیمانه و دوستانه مرا در جریان گذارند تا در چاپهای بعدی مطابق بمیل و آرزوهای شان کتاب جامع در اختیارشان بگذاریم.

در مورد ژانرکتاب که یکی دیگر از مهمترین ژانر های مطبوعاتی بشمار میرود بخاطر وسیع بودن انتشار کتاب در برونمرزی نتوانستیم درین مجموعه کاری انجام بدهیم. سعی خواهم کرد تا در جلد جداگانه آثار چاپی این دوره ها را نیزبچاپ رسانم.

مطلب مهم دیگری که میخواهم از آن آگاهی دهم اینست که بنابر نداشتن حروف مشخص الفبای پشتـــو در کمپیوتر کاری ام، نتوانستم واژه های .پشتو را به حروف خاص پشتو تائپ کنم. هرچند معادل فارسی دری آنها را آورده ام ولی کافی نیست و در خواندن واژه های پشتو یک اندازه دقت بیشتر ضروری میباشد. ازین بابت شرمنده ام و ازدوستان خود عذر میخواهم.

قابل یاد آوری میدانم که بدسترس قرار دادن سهل و آسان این مجموعه، ایجاب میکرد تاعموم نشریه های هر دوره را پس از دسته بندی به روزنامه، جریده، ماهنامه، دوماهنامه، فصلنامه و...، به ترتیب تاریخی، تنظیم نموده، سپس یک تعداد نشرات این دوره ها راکه به سبب ناقص بودن فنی نشرآنها در گروپ های بالا نمی گنجیدند زیر نام نشریه ها معرفی کنم. البته یک تعداد گاهنامه ها نیز در اخیر هر دوره به ترتیب تاریخی آورده شده است.

امیدوارم پس از چاپ جلد سوم بتوانم بالای ژانر کتاب های برونمرزی کارکرده، جلد چهارم این مجموعه را که محتوی آثار چاپی این دوره ها میباشد، هرچه زودتر بچاپ رسانم. در اینجا یک مطلب را میخواهم به علاقمندان در میان گذارم؛ آن اینکه، چون همه فصلهای کتاب حاضر، درفصلنامه آریانای برونمرزی بخـاطر گرفتن نظرات علاقمندان محترم بچاپ رسیده است و دوستان نظریات نیک خود را بوقت و زمانش ارسال داشته اند؛ کوشیده ام در نسخــــه آخری و چــــــاپ نهایی "زیر نویسها".را از آخر هر بخش به آخر فصلها با شماره های جدید تسلسل بدهم. مطلب اینست که ممکن در تنظیم شماره ها درداخـــــل متن ویاهم در"زیـــــر نویسها" که در آخر هر فصل برده شده است، یگان پـــــس و پیشی هایی در شمــــاره ها رخ داده باشد. اگر چنین شده باشـــــد، نگارنده را عفو کرده، مطلوب خـــــــودرا یک شماره پیشتر ویا بعدتر جستجو نمایند.

چیزیکه نگارنده در باره محتوای کتاب علاوه میکنم اینست که این کتاب در پهلوی اینکه یک اثر جامــع و خیلی غنی در بـــــاره تاریخ مطبوعات افغانستان میباشد، در حقیقت تاریخ تحول فرهنگی افغانستان را نیز ارائه می نماید. درین کتاب بادست باز تلاش گردیده تا از مؤسسات فـــرهنگی و ریشـــــه های فــــــرهنگ ستــــــیزی و دورنما های تحـولات فرهنگی افغانستان گرمجوشانه بحث شود. پس خوانندگان محترم باین کتاب نه تنها بحیث تــــاریخ مطبوعات افغانستان عطف تــــــوجه داشته باشــــند، بلکه بحیث تاریخ فــــرهنگی افغانستان نیز بنگرنــــد که میتواند رهنمــــا و راه گشـــای خوبی بــــرای کسانی باشــــد که در آینده بخــــواهند تاریخ تحـــــول فــرهنگی افغانستان را تألیف نمایند.

باید بگویم که در تألیف این کتاب دوستان، مؤرخان و ژورنالیستان باتجربه فراوانی با من همکاری کرده اند. جناب نجم کاویانی که همکار دایمی و همیشگی آریانای برونمرزی هستند، مواد معتبری در باره روزنامه بخاری شریف چاپ کردند که حتی بعضی قسمتهای مقاله های شان مستقیماً درین کتاب گنجانیده شده است. در بخش فرهـــــنگی ازیادداشتـــــهای جناب حمزه واعظی استفاده کرده ام که بی شک بر غنای این اثـر تأثیر عمیق داشتـه است. جناب محترم عـارف دانش همکار این نشـــــریه و مشـــــوق چاپ این کتاب، آخرین پروف خوانی این گنجینه فرهنگی و ژورنالیستی را صمیمانه انجام داده اند که نظر باثواب شان شامل حال این کتاب میباشد.

این مجموعه به هیچ صورت تکمیل نیست که از حقدار اولی و اصلی آن جناب پروفیسور حبیب الرحمن هاله سپاس فراوان نه نمائیم. جناب هاله که در آغازکار آمر دیپارتمنت مطبوعات دانشکده ژورنالیزم، دانشگاه کابل بودند، اولین سنگ بنای این مجموعه را مشوره دادند و مرا برآن داشتند تا همچو اثری را طراحی کنم. ایشان با حسن نیت لکچر نوتهارا میخواندند و ازگرد آورده های هفته وار من لذت میبردند. .

یکباردیگرخودرا مکلف میدانم از همکاریهای دوستانم پروفیسور حبیب الرحمن هاله، نجم کاویانی و همکار صمیمی و همیشگی نشریه آریانای برونمرزی جناب پروفیسور شاه علی اکبر شهرستانی و استاد تازه کار، جوان و پرتلاش دانشگاه البیرونی جاهد مشتاق که در جمع آوری اسناد و مدارک معتبر ژورنالیستی مرا یاری رسانیده اند سپاس فراوان کنم.

از سایر دوستانیکه درین راه با من همراهی کرده اند سپاس فراوان دارم، امیدوارم که در نشر و چاپ سایر مجموعه هایم نیز این دوستان با من باشند و بتوانیم باهم و کمک یک دیگر آثار ماندگار دیگری نیز به جامعه افغانستانی خود تقدیم بداریم. دوستان شاد و همیشه باشند.

درود

پروفیسور رسول رهین

استوکهولم، سویدن

حمل 2017

TOLO TV LIVE

SHAFI AYAR - 337

رد پـــای فـــرعــــون

...
رد پـــای فـــرعــــون
افســانــهء در پنــاه حقیــقت

افسانه ی در پناه حقیقت
نویسنده: احمد بهارچوپان
ویراستار: آثار الحق حکیمی

برای دانلود این کتاب ارزشمند
بروی پوشه آن اشاره نمائید!

.....

تـاجیــکان در گــذرگــاه تــاریخ

پروفیســور رســـول رهیــن
پروفیســور رســـول رهیــن
مجمــــوعه مقـــالات پیــرامــون
تاجیــــکان درگـــذرگــــاه تــاریــــخ

مقـــــاله نخست
خـــاســـتگاه واژه تاجیــــک

مقــــــــاله دوم
تاجیــــکان پـــار دریـــا

مقــــاله ســـوم
تاجیـــکان خُــراســـان باختــری یـا
(افغـــــانســــتان کنـــــونی)

مقـــاله چهــارم
تاجیکــــان باختـــری یـا
(افغــانســـتان کنـــونی)

مقـــاله پنجـــم
ظهــور باغبــان بچـهء تاجیــک تبــار:
(شـــاه حبیب الله کلــــکانی)

مقــــاله ششــم
حکومت خـودکـــامه محمـد نـادر و
قتـل عـام تاجیـکان کـابل وشمالی

مقــــاله هفتـم
قتــل عــام تاجیکـــان، اوزبکـــان و
تـــرکمنهـــای قطغـــن و بدخشـــان

مقــــاله هشــتم
عملــکرد غیــر انســانی
محمــد هاشــم صـــدراعظـــم
در مقــابل
تاجیکـان و هـزاره هــای افغـانسـتان

مقــــاله نهــــــم
وضــع تاجیــکان در دوره دمــوکــراسی
قُـــلابی شـــاه محمـــــود خــان

مقـــــاله دهـــــــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره صــــدارت و
جمهـــوریت اســتبدادی محمــدداؤد

مقـــاله یازدهــــم
وضع تاجیکـــان در
جمهـــوری دمو کراتیک
تره کــــــی و حفیــــــــظ الله امیـــن

مقـــاله دوازدهـــم
وضـــع تاجیکـــان در دوره
زمــامــداری ببــرک کــــــارمــل

مقــاله سیزدهـــم
وضــع تاجیکــان در دوره
زمــامــداری داکتــر نجیب


مقـــــاله چهـــاردهــم
وضع تاجیکــان دردوره
زمــداری قلابی حامـد کــرزی

...

...

تاجيکـــان در قـــرن بيســتم

 

متـــن کــامـــل کتـــاب
متـــن کــامـــل کتـــاب
تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم
بـــرای دانلـــود


تـــن کــامـــل کتـــاب

تاجيکــــان در قــــرن بيســـــتم

سـرگذشت زبـان فـارسی دری


سـرگذشت زبـان فـارسی دری 

ســرگـــذشت
زبـــان فـــارسـی دری

ایســـتگاه خبــری "یکصــــدا"


یکصـــدا
ایســــتگاه خبـــری یکصـــــدا

.

رســتاخیز پرسـتوهای تغییر

تعداد آنلاین

سایت پذیرای 324 مهمان آنلاین


Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: html in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 150 Notice: Undefined variable: list in /var/www/vhosts/khawaran.com/httpdocs/templates/mini-website-builder/html/pagination.php on line 151 قدرت گرفته از Soltia!. XHTML and CSS.