Raoufi Khalilullah-a.JPG

 

 

 

 

 

 

 

به یزدان اگرما خـــرد داشـتیـم

کجا این سرانجـام بد داشـتیـم

فردوسی

 

 

دپلوم انجـنیـر خلیـل الله روًوفـی

 

اخطارحادثه در زنجـرهً توطئه های زیر زمینی

برکناری آقـای ثابت دادستان کل، ازسـریرقدرت هرچنــد مسـًلهً بزرگ وسرنوشت سازی نبوده که دران ازانگیــزهً حساسیت ملی صحبتی به میان می آمــد ویا لااقـل بحران کــدری را درنظام حاکـم شامل حال خود می ساخت، بلکه بماننـد هـرپدیدهً سـیاسی دیگــرکه تنها وتنها بقـــای تحمیـل حاکمـیت دران مطمــع نظربوده است، یک مهرهً به درد نخور رژیم، ولـو دست پروردهً خودش باشـد، ازقــدرت به کنــارزده میشود و مهــرهً فـرمانبــــــردارتر دیگری جاگـزینـش میگردد.

تغیـروتبدیلی که ترفنـد ده ها نوع چالش سیاسی را درخود نهفتـه دارد و درسازماندهی ونظارت اجرائی آن دسـتان پرقدرت دیگری نقش اساسی را بازی میکنـد. دادستان کـل که اجراآت نمایشی اش چون صاعقـــه یی، زمیـن وزمان را بسـوی خود متوجه گردانید. هرچند دروهـلهً نخست جنگ سالاران غاصب ودست اندرکاران آلوده دامان نظام را به ناراحتی ونگرانی دچارساخت، مگــربزودی دریافـتنـد که تــوانائی ضرب شصت جنــاب ثابت بمراتب ضعیف ترازان است که بتــواند به حسابات مافیـائی آنها رسـیده گی کنـد ویا عملکـردهای آزادانهً آنها را بویژه درعرصهً تولیـد و قاچاق مواد مخدر، به مهارخود درآورد. زیرا او خودش ازشفافیـت عمــل وداد گستری بی غل وغـش برخوردار نبود، تنها کارمندان پائیـن رتبه وبی پشتوانهً دولت ویا نهادهای غیــر انجوئی بودند که مورد تعقیب وگیرو گرفتـش قرارمیگرفتنـد.

 این تقرر وبرکناری ازین جهت ماجرا برانگیز شـد که او با یک ضرب الاجل تعرضی واعلان جهــاد در برابر فساد مهارنا شـدنی، کاررا آغازکرد و بماننـد یک اولـی الامــرمغـرور ومطلق العنان دردرون دولت وخارج ازان، گویا تصفیه هـای کلان حسابی را رویدست گـرفت، ولی این آغـازی بود که پایانـی نداشت و جالی بود که ماهی یی ازان بدرنیامد.

واما ایکاش این مهره های سوخته که مدتی درپستهای مهم دولتی توسن مراد میراننـد پس ازهدف گیری وسقـوط ازقـدرت، با سربلندی ونام نیک دربرابر تاریخ ومردم خود، به شخصیتهای ملی عرض وجــود میکردند. وایکاش درزمان قدرتمندی خود، به خیانتکاریهای مقامات بالائی وانواع بیعدالتیها وبد کنـشیها که همیـن اکنون بشکـل فضیحت بار، درجامعهً ما جریان دارد، انگـشت انتقـــــادی میگــذاشـتنـد، درپای تابوهای دود زدهً تاریخ وبیگانه گان قامت خم نمیکردند، با مردم خود میبودند وبا مردم خود میمردند.

مگربا تاسف درملک ما تعامل بزدلانه چنان است که وقتی یک مامورعالی مرتبت دولت ازراًس قدرت به پائین می لغـزد آنوقـت است که لب به حسرت وشکایت وافـشا گـری باز میکنـد، پرخاش ودعــوا سر میدهـد تا بار مسـًولیتهای سنگینی راکه خود مرتکب آن شـده به گردن دیگران حواله کنـد. ازسوی دیگر

برای اینکه خودرا متعهد به آرمان توده ها جا بزند، اعلان میدارد لست قاچاقبران مافیای مواد مخدر را با اسناد ومدارک مکمل آن درجیب دارد عنقریب هـویت آنها را درپیش چشـم ملت افشا خواهـد نمود. چنانچه آقای جلالی با همین چالش که معلـوم نیست کدام هـدفی را ازین کارخود دنبال میکنـد وعدهً افشـا گری قاچاق چیان را به مردم سـپرده است مگرتا امروزنه لستی ازبکس دپلوماتـش بیرون شـد ونه نامی ازین تبه کاران را توانست برزبان جاری سازد وبازهم همان ملت سنگ صبورگشـته است که سالهاست دربیـم و امیـد نفـس میکشنـد وسالهاسـت ازشنیـدن اینهمـه اکـاذیب ، دروغ وریا که هیـچ نـوع روزنـــــهً امیـدی را در برابر چشمان شان بازنکرده است، بکلی خسـته وافسـرده و ویران گردیده اند.

واینک آقـای ثابت پـس ازبرکناری ، روز اول عیــن تعهـد را شـتابزده به چلنـج سـپرد وگفـت لست های دست اندرکاران مافیـای مواد مخـدر وغاصبان پرقدرت را که زمینهـای ملکیت دولت را بزور به تاراج برده اند، دراختیار دارم چند روز بعد همـهً آنرا افشا خواهم کرد. مگردرمصاحبهً روزدیگرازگفتــه های خود نادم وپشیمان بنظرمیرسیـد وبا فـروتنی عاجزانه یی اظهارداشت که بین من و جناب رئیس صاحب جمهــورجزئی ترین موضوعی که قابـل یاد آوری میبـود وجود ندارد. ایشان رهبردولت اند وهــرفیصلهً

شان بحیـث رئیس جمهــورکشوراسلامی افغـانستان برای من واجب الاحتـرام است ، هـرچنـد درمــورد امنیت خود یک مقـدار نگران هـستم، مگربازهم چون باکسی خصومت شخصی ندارم بدون کـــدام بادی گارد، با یک تفـنگچــهً دسـتی ویک میــل کلاشـنکـوف که مال شخصی خودم است، درمنــزل خود بسـر خواهم برد.

معلــوم نیست که واقعـاً این پایان قدرت دادسـتان کـل است یا نیـم کاسـه های انتخاباتی درزیرکاسـه های کلان قومی پنهــان گردیده است تا جناب رئیس جمهـور پروسهً کاندیداتــــوری خودرا بگـونهً پنهــانی با پشـتوانهً حزب اسلامی به نفع خویش ، یکبار دیگربه صحنهً مبارزاتی بکشـد.

 

راستی که اسـتغنای چوکی وقدرت دولتی، حاکمان عاقبت نیندیش وفرمانروایان مسـتکبررا که ازعدالت الهـی عـدول میکننـد ودرچالشهای قــوم پرستی وشـًونیستی خود عامــل صدها گـونه افتــراق وارعاب و وحشت آفرینی دربین ملیتهای مخـتلف درکشور میشوند، چقـدرپیکـرجامعه را ازهم متزلزل میسازد و تا کجاهـا عاملین آنرا درحقارت تاریخ فرو میبرد.

واین هشـداریست برای سایردـست اندرکاران عالی مرتبـت دولتـی، تا زوال قـدرت خودرا که عنقـریب رسیدنیست، دررابطه با دست آوردهای وجــدان کاری خود ازیکسو وحرمت گـذاری به شرف وعــزت مردم خود ازسوی دیگر، را نباید فـراموش کننـد.

شـکوه تاج سـلطانی که بیـم جان درو درج است

کلاه دلکـش اسـت امـا به ترک سـر نمـی ارزد

آقای ثابت دردوران فرمانـروائی خود، هرچنــد دربرابرعـدهً از قدرت سالاران نه چندان عمــدهً مافیائی دست وپنجه نرم کرد، کارمندان عادی وبیواسطه هائی را راهی زندانها ساخت، مگربه آنچیـزیکه تعهــد سـپرده بود وشایسـته گی اعلان جهاد مقدسـش را دربرابر فساد ومافیــا باید برآورده میساخت، هـرگـــز نتوانست بگونهً شفـاف عمل کنـد وهیچگاهی شهامت آنرا پیدا نکرد که با بیطرفی وعدم تبعیض درازای مردم وجامعهً ملل لا اقل هویت یک حلقهً کوچکی ازسلاطین مافیای مواد مخدرافغانستان را که سالانـــه حدود 150 ملیارد دالررا ازین مدرک به حسابات دار ودستهً خود وشبکهً مافیای جهانی سرازیرمیسازند افشـا نماید.

بدتر ازهمه آقای ثابت با دگـراندیشان ترقیخواه و دموکرات کشور ونهادهای مستقـل، بـویژه با آنهـائیکه مناسبتهـای قومی وتباری با ایشان نداشـت، نه تنها ازبرخورد کینـه توزانه کارمیگـرفت ودرزیر عینک ذره بینـی خود، رد پای شانرا نشان گرفتــه بود، بلکه درراه انهــدام وسرکوب آنها ازهیچگــونه اقــدامی مضایقه نمیکرد.

مثـال زندهً این مسـًله را میتوان درحبس خانگی شخصیت ملی وشناختــه شـدهً کـشور جناب لطیف پدرام رهـبرحزب کنـگرهً ملی افغانستان وفرمان ممنوع الخروجی اوازکشور، مطالعه کرد، که بی هیچ جــرم وعمل خلاف قانون وبی هیـچ دلیـل واثباتی ، تنها به بهانهً اینکه موصوف درشب برخورد میانخودی با آقای اکبربای درمنزل دوست خود جنرال دوستم مهمان بوده گویا درحل منازعه میان آنها دخالت نکرده وازاقدام جنرال دوستم ممانعت بعمل نیاورده است ، اینگونه به فرمان شفائی « لوی ثارنوال » دردوسیهً ناروائی عمداً پایـش کشانده میشود، اتهامی که آقای پدرام به صفـت مهمان هرگزحق دخالت را درمسًلـهً یاد شـده نداشـته است.

آری ! عزیزخواننـدهً آزاده تبارمن ! این مضحکهً استبـداد با اینهمه میخکوبی هایـش برتابـوت عدالت را به چه روزگاری باید تشبیـه کرد ؟ روزگاربد وسردرگمـی که ابعاد خودسریها ناکـرانمنــد است، وطن دارد به حراج بازارسیاه فـرومیـرود. کسانی را در برجهای ثروت نامشروع ، درصدرقـدرت و جلال و کامروائی جا داده است ولشکر بیشماردیگری درفقـر جانسوز وگدائی شب زنده دارمانده اند. سرانجــــام روزگاری که قانون مافیا بالاترو بالاتر ازقانون عمل میکنـد وما هم همه چیزرا بگـفتـهً اقبال لاهـــوری « میـنگریم و میرویم »

اینگونه نگریستن وفریادی نکشیـدن گناهیست نابخشودنی که اگـرازیکسو ما خود، هسـتی و هویت ملی خود را به پرتگاه زبـونی ونابـودی میکشــانیــم، ازسوی دیگــراخطار حادثه یی را نا دیده میگیـــریم که روزتا روزما را به به حاشـیه های محرومیت ازحقوق مدنی و آزادیهای دموکراتیک سـوق میدهـد.

در مورد جناب پدرام این ختم ماجـرا نبود بلکه اختاپـوت توطیه، اینبارتوسط افغان ملتیهــای معلوم الحال دسیسهً شرم آگین دیگری را علیه شان به راه انداخت. دسیسهً بیمورد ونفــرین شـدهً که ذهنیـت نـسل آگاه وطن را، به مضحکهً برنامه سازان این توطیهً کوچه ای وقبیله ای ، روشن تروآشکارتر، آشنا ساخت.

درین توطیهً سازمان یافته دریکی از دو استان جنوب وجنوب شرق و نواحی هــرات عـدهً اززرخریدان شبکهً فاشیستی به بهــانهً اینکه آقای پدرام دریکی ازصحبتهای خود درمورد امان الله خان اهانت وناسزا روا داشته واورا به پشتون گرائی متهم ساخته است، دست به مظاهـره وراهپیمائی زده وساعتی گلوهای خودرا درزنده بادها ومرده بادها پاره کردند. دسـتهً تحریک شـده یی که خود هرگزنمیـدانستنـد برای چه

منظوری به مظاهـره ریخته اند، پدرام کیست و چه گناهی را مرتکب گردیده است.

اکثریت هم میهنان آگاه وکارشناسان سیاسی وتاریخی ما درداخل وخارج کشور، مصاحبهً آقای پدرام را ازطریق صفحات انترنتی مسلماً که شنیده اند. درمتن ومضمون این صحبت هرگــزسخنان اهانتبارنسبت به شاه امان الله بکاربرده نشـده است. آقای پدرام طبعاً جنبـش آزادیخواهی مــردم افغانستان را به قیـادت شاه امان الله تائید میکنـد، درعیـن زمان روی بعضی ازاشتباهات دوران زعامت او، آنهم متکی به اسناد وشواهـد تاریخ، مکثی میکنـد ودربرابرپرسشهای گرداننـدهً صفحهً انترنتی قضایای تاریخی را روشن و آشکار، آنگونه به بررسی میگیرد که حرمت کلام با همه امانت داری مطلقاً دران مراعات گردیده است ولی آنگاهیـــکه او نقـش شـاهــان ، سلاطیـن ووطـن باباها را ازگـذشتـه ها تا امروزدراداره وانکشـاف افغانستان سخت تاًثرآور ودردناک میخواند، مسـًلهً اهانت نیست، فریاد تلخ تاریخ است که نه تنها پدرام ازان یاد میکنـد بلکه عبورازگذرگهً خاطرهً آن، پشت وپهلوی چندین نسلی را میلرزاند.

بناءً شاه امان الله هم، دردوران پرازنشـیب وفراز زمامـداری خود، مسلماً اشتباهـات قابل توجهی داشـته است که دراثرآن ملاهای فروختــه شـده وقبایـل معلـوم الحالی علیــه نهضتهای متـرقی ودرعیـــن زمان شتابزدهً وی به قیام برخاسـتنـد وبه تکفیرش گرفتنـد تا آنکه سرانجام زمینهً سقـوط اورا به نفع خاندان آل یحیی مهیا ساختنـد.

اما معلـوم است که درین دیارتوطیـه وتعصب فکـری امروزکار بجائی کشـیده است که اظهــــاردرد ویا سخن گفتن ازحقایق تاریخ هم، پاداشـش باید ازدهـلیزتاریک مرگ وتکفیـر عبور کنـد.

ازجملهً برجسـته گیهای درخورارزش تاریخی، دردو سه سـدهً اخیـر تنها میتوان ازنهضت امانی نام برد نهضتی که متعلـق به تمام آزادیخواهان وغازیان ملیتهای مختـلف سرزمیـن افغانستان، درمقابل استعمار بریطانیا وجاسوسان داخلی آنها بوده است که هرگز بیک قوم وقبیلهً خاص ارتباط نمیگیرد.

این دسیسهً شرمناک دربرابرآقای لطیف پدرام که منطق تاریخ را جریحه دارساخته ووجدانهـای پاک را درسموم زننـدهً خود میسوزاند، کارشبکهً مافیاهای زیرزمینی است که ازافشای حقایق سخت مشـوش اند وازجوابگوئی دربرابرتاریخ ومردم، منفعـل وهراسـناک. بدینوسیله درتلاش افتاده اند تا ذهنیـت ملت را درهمچو حوادث مغشـوش کننـده وبحران آفــرین، مشغول نگه داشـته وچند صباح دیگـری برکامروائی ننگیـن خود افزوده باشنـد.

دربحبوحهً این حوادث تلخ تاریخی آقای کرزی هم یکروزی دردفاع ازدموکراسی ویا دست کم حمایه و تفقـد ازدگراندیشان متعهد وروشن نگرکه روزتا روزدرآماج دسیسه و اهانت وزندان شحنه داران نظام نفس میکشنـد ، آزادیهای مدنی وحقوق شهروندی شان یکسره به نابودی میرود، صدائی بالا نکــرد و به عاملان این شبکه های زیر زمینی خود، مانند شبکهً خرم ها و احدی ها، که با گذشت زمان اعتماد ملت ازدولت را، درفواصل وحشتـناک بدور برده اند، اخطارمدبرانهً صادرنکـرد ونگفــت « بس کنیـد بلحاظ خدا، تاکی بدسـتوردشمنان وطن توطیـه می آفرینیـد وبه فــرهنگ و شرف مردمان پاکبازاین جغرافیــای مشترک مان آتـش میزنید» !

بلی عزیزان هموطن ! آقای کرزی هم، درطول این سالهـای غمبار، به قضایای جاری کشـور یکطـرفه نگاه کـرد، مشورهً مشاوران قومی وتنظیمی، درصدر الویت کاری اش قرار گرفت و تصامیم تیم تجرید شـدهً خود ازمردم را، محک پیـروزیهــای خویش بحساب آورد.

درین شرایط بد وناگواری که افغانستان سرتا پا درآتش آشوب ونا امنی میسوزد وعلیرغم ملیاردها دالــر کمکی ازاعمـارپروژه